دانشجویان : فرزانه مقربی    مینا حریرچی

بنیان گذار حکمت متعالیه:

ملاصدرا ((صدرالدین شیرازی))

نگاهی که در آن خیال نقش بسیار فعالی دارد

- منظور از نگاه دیدن و چگونه دیدن است((عظمت باید در نگاه تو باشد نه در انچه به ان می نگری))

- نگاه متفاوتی که به هنرمند انگیزه و الهام دهد

- نگاهی جدید و تازه = اشنایی زدایی = یعنی ؛ تصور کامل از یک چیز کامل از ذهن هنرمند پاک شود تا جاییکه حتی دیگر برف همیشه سرد نیست

- نگاهی که باعث هیجان لذت و رضایتمندی است

- نگاه جدید و تازه نگاهی زیبایی شناسانه است و تجربه های جدیدی را به انسان می دهد

- نگاه دو نوع است:

1- زیبایی شناسانه: ذهن , احساسات ,عواطف ,خیال و تخیل درگیر موضوع است

2- غیر زیبایی شناسانه: ذهن درگیر موضوع است

 نگاه های زیبایی شناسانه بیان ناپذیر هستند

ملاصدرا          هنر         صنعت           صنایع لطیفه(هم صنعت و هم هنر دارد)               توجه به آثار روان شناختی و جامعه شناسی هنر
 

 نگاه + تصویر

تصویر= خلق اثر هنری – تجسم و پیکر نگاه های زیبایی شناسانه و هنری

- به علت بیان ناپذیر بودن نگاه های زیبایی شناسانه --> زبان تصویری به وجود آمده که باعث ایجاد اثر هنری می شود


- حقیقت هنر : به تصویر در اوردن نگاه های هنری و زیبایی شناسانه


- ایجاد تصویر ((اثر هنری)) اگاهی و اراده میخواهد


- علت خلق اثر هنری : هنرمند میخواهد لذت,هیجان و تجربه های زیبایی شناسانه خود را به دیگران انتقال دهد.

خدا در حکمت متعالیه:

واجد نگاه و فاعل تصویر است

- نگاه خدا = علم خدا    تصویرخدا = عالم

نتیجه : نگاه و تصویر ریشه ربوبی دارد و الهی است زیرا هنرمند اصلی خداست

 - اغاز خلقت علم الهی است

- عالم اثر هنری خداست و خلقت اله فعلی هنری است

رویکرد کلی --> از نگاه به تصویر می رویم

- رویکرد قرآن -->از عالم بودن میرویم به مصور بودن

- رویکرد ابن عربی -->اغاز نگاه و پایان تصویر است

 نکته 1: ملاصدرا اهنگین و موزون بودن را خصلت افرینش خدا می داند

نکته 2: ملاصدرا نحوه وجود کل عالم ماده را رقص می داند که ؛ صورت رقص حرکات مئجود در عالم است

باطن رقص : عشق الهی

علت رقص : نزدیک شدن به خدا است

رویکرد ملاصدرا:

از نگاه به تصویر است

- از علم به گفتار و نوشتار است (( تصنیف ))

- ملاصدرا هویت عالم را تصویر تصنیفی می داند و عالم را اثر هنری خدا و آینه جمال خدا میداند

- هنر, آثار روان شناختی و جامعه شناختی دارد

- ملاصدرا فرایند افرینش را تصویری-تصنیفی-زیبایی شناسانه-اهنگین و دارای حرکت موزون میداند

- چون انسان یک اثر هنری است میتواند هنر,هنرمندی و اثر هنری داشته باشد

- نقطه شروع خلق اثر هنری در انسان اقتدار (بر ابداع صور) است که این اقتدار را خدا به او داده است

- انسان یک اثر هنری و شاهکار هنری است و صورت الهی است و خدا از صورت الهی خود به انسان داده است تا بتواند صورتگری کند

- قوه خیال انسان ((قوام عالم هنر به قوه خیال است)) شبیه به عالم قدرت الهی خلق شده است

- انسان هنرمند است زیرا؛ مظهر اسماء حسنای خداوند است((خداوند تمام اسماء خود را در وجود اسان قرار داد))

- خداوند هنرمند بالذات است اما انسان هنرمند بالغیر ((یعنی کسی او را هنرمند کردهاست=خدا انسان را هنرمند کرده است))

- راز هنر با جستجو در عالم انسانی بر ملا نمی شود, زیرا هنرمند اصلی خداست

- انسان مثال خداوند است اما مثل او نیست

نکته: در عرض آن است ؛ یعنی با آن هیچ فرقی ندارد و در عین آن است

نکته:مثل با مثال متفاوت است؛ مثل چیزی بودن یعنی در عرض آن چیز بودن(مانند و عین آن چیز) اما مثال هر چیز یعنی ظهور و تجلی و سایه آن چیز بودن

 

- از نظر ملاصدرا ؛ انسان دارای دو عالم امر و خلق است

نکته: عالم امر: در این عالم اراده همان ایجاد است و صور بدون نیاز به مواد و مصالح و الات و ابزارو... به صورت آنی و در لحظه ایجاد می شوند

 

- از نظر ملاصدرا عالم خیال هویت امری دارد؛ یعنی علم و اراده در عالم خیال همان ایجاد کردن است

نکته: هم خدا و هم انسان هر دو عالم امر دارند که؛ عالم امر انسان ذهن او و قوه خیال اوست

نکته: از نظر عرفا , انسان عالم اکبر است ؛ یعنی خداوند هرچه خواسته در وجود انسان گذاشته است

عالم خیال از نظر ملاصدرا هویت امری دارد و از سنخ ملکوت است

- خیال هم به لحاظ کمیت و هم به لحاظ کیفیت محدودیت ندارد

- از نظر ملاصدرا؛ خداوند قوه خیال انسان را شبیه به عالم قدرت خویش خلق کرده است

- از نظر ملاصدرا؛ زیبایی بر دو نوع هنری و طبیعی است

- از نظر ملاصدرا؛ به دلیل اشتغال انسان به جنبه های صرفا مادی این عالم؛ انسان با دیدن جهان و زیبایی های ان به یا آفریننده ی آن (خدا) نمی افتد

- ملاصدرا ؛ هم هنر را صنعت و هم صنعت را هنر می داند

ا- ز نظر ملاصدرا ؛ هنر صنعت است نقش اجتماعی-فرهنگی و عرفانی دارد

- ملاصدرا چون ساخت و ساز های زیبایی شناسانه را هنر می داند به همین دلیل هنر را یک صنعت معرفی می کند ((صنایع لطیفه))

- ملاصدرا رابطه ی بین صنعتگر با صنعت و مصنوع خویش را هنری دانسته و نوعی از عشق می داند

- ملاصدرا, به فعالیتهایی که معطوف به تولید یک اثر است ((صنعتگری)) از بعد زیبایی شناسی توجه کرده است    ( به این معنا که ملاصدرا در پی آن است که صنعتگر عاشق اثرش باشد)

 

نکته: صنایع لطیفه = هنر

      صنایع دقیقه= کمی است ((ظرایف و ریز کاری نیست ))

- در به وجود آمدن یک اثر چند عالم دخیل هستند که بین ای عوالم نظم وجود دارد

 

- در ایجاد یک اثر؛ عشق به ایجاد اثر, حرص و ولع پیدا کردن در هنگام تولید اثرع تلاش برای ایجاد اثری زیبا و مزین, عدم شتابزدگی, داشتن رابطه ای درونی و باطنی با اثر, در نظر گرفتن همه ی انسان ها و نظم درعوالم دخیل در ایجاد اثر بین صنعتگر و مصنوع آن وجود دارد

- از نظر ملاصدرا , کارکرد اجتماعی هنر این است که ؛ سطح زیبایی شناسی جامعه را ارتقا و عشق آفرینی می کند


عشق از منظر ملاصدرا:

تعریف عشق : محبت و علاقه مفرطو توأم با لذت شدید است که این لذت به علت روبه رو شدن با زیبایی و تناسب انسان زیباروست

- نحوه وجود آدم عشق است؛ انسان ذاتا عاشق است و عشق ودیعه خدا در وجود انسان است

- منظور از عشق در تفکر ملاصدرا عشق های پاک است

- عشق امری طبیعی , ذاتی و فطری است

- از نظر ملاصدرا مبدا و شروع عشق و همچنین هدف عشق و نهایت آن هر دو عالی است (مبدا عشق فطری و اکتسابی است)

- از نظر ملاصدرا عشق در فطرت انسان است, هنر یک صنعت لطیفه است و صنایع لطیفه ایجاد عشق میکند و عشق فطری است

- مبادی عالیه(( نقاط شروع)) = عشق فطری است

غایات متعالیه(( نهایت به هدف)) = تربیت و پرورش کودکان و نوجوانان , تعلیم علوم , صنایع لطیفه , آداب نیکو, شعر, لطیفه, آواز , قصه, اخبار , حکایت , حدیث و...


ملاصدرا عشق را به دو دسته ی حقیقی و مجازی؛ و مجازی را به دو دسته نفسانی و حیوانی تقسیم کرده است

نکته:  صنایع لطیفه ((هنر)) سه کارکرد دارند: (سه رابطه)

1-هر چه صنایع لطیفه و علوم در جامعه ای بیشتر باشد ؛ عشق های پاک انسانی در آن جامعه بیشتر و توجه آنها به خدا بیشتر است

2-ظرفیت های انسان ها در میزان دریافت عشق تاثیر دارد

3-وجود صنایع لطیفه باعث افزایش ظزفیت انسان ها در دریفت عشق و... می شود

 ویژگی های نگاه ملاصدرا به هنر :

1-ملاصدرا شرقی و غربی به هنر دارد و همه چیز را در بر می گیرد و تماما نگاهی دینی نیست و به هنر غربی و حس زیبایی شناسی هم نظر دارد و در عین حال معنوی و قدسی است و جغرافیا برایش مهم نیست


تمثیل یا استحسان

قوه خیال به کمک تمثیل و استحسان ایجاد هنر می کند

- دو کارکرد خیال در عشق در عشق و هنر تمثیل و استحسان است

- استحسان = طلب حسن کردن – طلب زیبایی کردن

- ملاصدرا نگاه شرقی + غربی به هنر دارد

- هنر مبدا عشق مجازی است

تعریف ملاصدرا از عشق : عشق 3 ضلع مثلث است  1- افراط

                                                               2- شوق

                                                               3- اتحاد                    فنای کامل عاشق در معشوق

    هنر تولید عشق

                                                   یکی شدن عاشق و معشوق (شوق شدید)

از نظر ملاصدرا عاشق و هنرمند هم سخن اند اما عاشق در قوه خیال و در ذهن اثر هنری را می سازد اما هنرمند بیرون از ذهن