ارجاع نویسی با word 2007 و بالاتر


امروز قصد داریم تا با آموزش نحوه رفرنس دادن بتوانیم کمک زیادی در تسریع و بهبود نگارش مقالات انجام دهیم . مطمئنا با استفاده از این تکنیک صرفه جویی زیادی در وقت خواهد شد . جهت اموزش این مورد به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

دفعات اولی که مقالات زبان انگلیسی رو بررسی و مطالعه می کردم، با خودم می گفتم طرف چقدر حوصله داشته و اینقدر منابع رو دقیق و با جزئیات تمام وارد کرده است و حتی، نام تمام مجلات و کتابها را ایتالیک کرده است؛ فکر می کردم که این خود مولف است که این کار را انجام می دهد و خود مولف تمام مراجع را تک تک (هم داخل متن و هم در انتها) کنترل می کند. چون واقعاً اصلا اشتباهی وجود نداشت و همه مراجع دقبق هم در متن و هم در انتها، خیلی زیبا و در قالب مناسب ارایه شده اند.

وقتی با نرم افزار ورد کار کردم، متوجه شدم که غیر از خود ورد، نرم افزارهای تخصصی دیگری نیز برای مرجع نویسی وجود دارد که  مهمترین آنها End Note و Reference Manager است که کار مرجع نویسی را خیلی راحت می کند، حتی به شما می گوید که کدام منبع را در داخل متن استفاده نکردید. خود نرم افزار هر جا را که لازم باشد، اول می آورد یا هر جا را که لازم باشد ایتالیک می کند. به این ترتیب به لیست رفرنس حرفه ای برای شما ایجاد می کند.

اطلاعات مربوط به این نرم افزارها را توی سایتشون می تونید پیدا کنید. نرم افزارهای فوق پولی هستند  و به همین دلیل در دسترس همه نیستند. اما نرم افزار ورد  ۲۰۱۰ و یا ۲۰۰۷ در دسترس همه هست. به همین دلیل، در این پست، مرجع نویسی با این نرم افزار توضیح داده می شود.

چهارمین Tab در قسمت بالای ورد ۲۰۰۷ یا  ۲۰۱۰ از سمت چپ، References است. هرجا که خواستید از یک رفرنس استفاده کنید، آنجا کلیک کنید، آنگاه از توی این تب، قسمت Citation & Bibliography را انتخاب کنید.

(((( جهت مشاهده تصاویر در اندازه بزرگتر روی آنها کلیک نمایید )))

وی قسمت Insert Citation کلیک کرده و بعد از آن، گزینه Add New Source را انتخاب کنید.

پنجره ای باز می شود که شما باید اطلاعات مربوطه را تکمیل کنید؛ این اطلاعات با توجه به اینکه منبع مجله، کتاب، سایت و یا کنفرانس است فرق می کند. اطلاعات را تکمیل کنید، آنگاه کلید Ok را انتخاب کنید. به این نمونه توجه کنید:

برای وارد کردن نام نویسنده تب Edit را فشار دهید و نام و نام خانوادگی را وارد کنید .

چنانچه اگر خواستید تا صفحه مرجع را نیز وارد کنید مراحل زیر را طبق عکس زیر انجام دهید .

قسمت دیگر Style است؛ این قسمت شما مهمترین استانداردهای رفرنس نویسی را می توانید ببینید. APA یا همون انجمن روانشناسی آمریکا، Chicago، ISO، MLA و سایر انواع که فراخور نیاز، از هر کدام می توان استفاده کرد که ما در کارهای فارسی از شیکاگو و در مقالات انگلیسی از APA استفاده می کنیم. هر استایلی را که انتخاب کنید، فرمت اون استاندارد هم توی متن و هم در انتها خودبه خود تغییر می کند.

که بعنوان نمونه» مرجع نویسی در داخل متن به شکل زیر می آید:

 (حبیبی, ۱۳۸۷, ص. ۲۵)

(Richard Laux, Richard, & Karen, 2007)

دقت کنید که همه این موارد در ورد  ۲۰۰۷ به بالا است؛ اگر شما مقاله را در فایل ورد ۲۰۰۳ ذخیره کرده باشید (فرمت doc و نه فرمت docx)، این چیزهایی که گفتم اتفاق نمی افتد، یعنی شما با نرم افزار ۲۰۰۷ کار می کنید، اما فایل ۲۰۰۳ است، اینجا این کارها انجام نمی شود، فایل را از ابتدا ۲۰۰۷ ذخیره کنید. نشانه اینکه ۲۰۰۳ است یا ۲۰۰۷، این است که در قسمت عنوان در بالاترین قسمت صفحه، واژه Compatibility Mode می اید.

آنگاه بعد از اتمام مقاله، به روی قسمت Bibliography کلیک کنید و از انجا گزینه Insert Bibliography را انتخاب کنید.


در نظر داشته باشید که در قسمت Language با توجه به زبان مرجع یکی از زبان ها را انتخاب کنید در صورتی که گزینه default را انتخاب کنید در نوشته های فارسی مشکل ایجاد می شود.

نکته بعدی اینکه حتما اسامی به و سیله edit وارد شود.

مرجع نویسی به روش APA

مرجع نویسی به روش APAhttp://www.terapaper.com/blog/2012/10/apa#axzz2ZCqgy31J
مقدمه
هزاران روش برای استناد به منابع مختلف علمی وجود دارد. مجلات علمی بسیاری در دنیا وجود دارند که از سبک های خاص خود برای رفرنس دهی استفاده می کنند. اما مجلات زیادی نیز وجود دارند که روش های معتبر و شناخته شده را به نویسندگان خود توصیه کرده و از آن ها برای چاپ مقاله در نشریات خود بهره می برند. سبک مرجع نویسی APA (مخفف American Psychological Association)، پرکاربرد ترین سبک در بین علوم اجتماعی و پزشکی است که از بعضا از آن در سایر علوم نیز استفاده می شود. حالت های زیادی در این روش در نظر گفته شده که ذکر تمام آن ها خارج از حوصله این مقاله است. با این حال تلاش  بر این بوده تا به مهمترین حالت های ارجاع مقالات، کتاب، پایان نامه ها و سایر منابع اشاره شود. اگر چه از روش APA عموما در مجلات خارجی استفاده می شود، اما مجلات و دانشگاه های ایرانی زیادی هم هستند که این روش را برای مرجع نویسی مقالات و پایان نامه ها، به محققین و دانشجویان خود توصیه می کنند. از این رو ضمن عنوان کردن مثال های لاتین، در موارد مهم به مثال های فارسی نیز اشاره خواهیم کرد.
 

 
 
 
فهرست مطالب
مرجع نویسی در داخل متننقل قول کوتاهنقل قول بلندخلاصه نویسی و استفاده از کلمات مشابهنحوه ذکر نام نویسندگان
مرجع نویسی در انتهای متنقواعد کلینحوه ذکر نام نویسندگانرفرنس دهی مقالاترفرنس دهی کتابسایر منابع چاپی و الکترونیکی 
 
 
مرجع نویسی در داخل متن
نقل قول کوتاه :
گاهی اوقات شما می خواهید عیناً به بخشی از متن برگفته از یک منبع استناد کرده و یا در اصطلاحاً نقل قول کنید. برای این منظور، می بایست نام خانوادگی نویسنده و سال انتشار منبع را ذکر کرده و صفحه مورد نظر را نیز انتهای نقل قول بیاورید. ترکیب های مختلفی را می توان در این خصوص مورد استفاده قرار داد. به مثال های زیر توجه کنید :
According to Jones (1998), "Students often had difficulty using APA style, especially when it was their first time" (p. 199).
Jones (1998) found "students often had difficulty using APA style" (p. 199); what implications does this have for teachers?
بر اساس مطالعات حیدری و دلفان آذری (1389) "بين مولفه خودانگيختگي هوش هيجاني و مهارت هاي مقابله با استرس رابطه معني دار وجود دارد" 
 
در صورتی که به دلایل نگارشی نمی خواهید نام نویسنده را درون جمله ذکر کنید می توانید در پایان نقل قول آن را به صورت زیر داخل پرانتز بیاورید :
She stated, "Students often had difficulty using APA style" (Jones, 1998, p. 199), but she did not offer an explanation as to why.
 
دقت داشته باشید که در یک نقل قول کوتاه، جمله یا جملات نقل شده می بایست داخل "علامت نقل قول" قرار گیرد.
 
 
نقل قول بلند :
در صورتی که متن نقل قول طولانی باشد (بیش از 40 کلمه)، متن نقل قول، در خط بعد از نام نویسنده و سال قرار می گیرد و کل متن به اندازه ½ اینچ با لبه پاراگراف فاصله خواهد داشت. به مثال زیر توجه کنید.
 
Jones's (1998) study found the following:Students often had difficulty using APA style, especially whenit was their first time citing sources. This difficulty could beattributed to the fact that many students failed to purchase astyle manual or to ask their teacher for help. (p. 199)
 
 
خلاصه نویسی و استفاده از کلمات مشابه :
ممکن است شما نخواهید جملات یک منبع علمی را عیناً در مقاله خود تکرار کنید. بدین منظور، تلاش می کنید ایده اصلی را با کلمات مشابه نوشته و خلاصه آن را بازگو کنید. در این صورت تنها کافیست نام خانوادگی نویسنده و سال انتشار آن را ذکر کنید. اگر چه APA شما را به ذکر شماره صفحه نیز تشویق می کند اما آن را الزامی نمی داند. به مثال های زیر دقت کنید :
 
According to Jones (1998), APA style is a difficult citation format for first-time learners.
APA style is a difficult citation format for first-time learners (Jones, 1998, p. 199).
مطالعات نشان دهنده وجود رابطه معنی دار بین مولفه خودانگيختگي هوش هيجاني و مهارت هاي مقابله با استرس می باشد (حیدری و دلفان آذری، 1389).
 
 
نحوه ذکر نام نویسندگان :
ارجاع به یک یا چند نویسنده :
در روش APA، بسته به تعداد نویسندگان منبعی که شما از آن استفاده می کنید، نوع رفرنس دهی تفاوت می کند. در صورتی که تعداد نویسندگان یک نفر باشد، طرز نوشتن نام نویسنده به همان ترتیبی است که در بالا ذکر گردید. اما اگر تعداد نویسندگان بیش از یک نفر باشد به صورت زیر عمل خواهد شد.
دو نویسنده :
در این صورت هر بار می خواهید ارجاع دهید، می بایست نام هر دو نویسنده را ذکر کرده و بین آن ها از کلمه “and” استفاده کنید. به مثال های زیر دقت کنید.
Research by Wegener and Petty (1994) supports…
(Wegener & Petty, 1994)
(صالحی و میرزایی، 1390)
 
سه تا پنج نویسنده :
در این حالت برای با اولی که به این منبع ارجاع می دهید، باید نام تمام نویسندگان را به طبق نمونه ذکر می کنید. به نحوه استفاده از ویرگول و کلمه “and” توجه کنید.
Kernis, Cornell, Sun, Berry, and Harlow (1993) argued…
(Kernis, Cornell, Sun, Berry, & Harlow, 1993)
(احمدی، عالی مقام، و حسینی، 1388)
 
 
در صورتی که نیاز به استفاده مجدد از این منبع بود، کافیست تنها نام نویسنده اول را ذکر کرده و به جای نام سایر نویسندگان از کلمه “et al.” و در فارسی از کلماتی نظیر "همکاران" و "سایرین" استفاده کنید.
Kernis et al. (1993) argued…
(Kernis et al., 1993)
کرامتی و همکارانش (1389) به این نتیجه رسیدند که ...
 
 
شش نویسنده یا بیشتر :
در این حالت، در هر جای متن خود که نیاز به استفاده از منبع داشتید، می بایست از “et al.”  و یا معادل آن در فارسی، به جای سایر نویسندگان استفاده نمایید.
Harris et al. (2001) argued...
(Harris et al., 2001)
(علی محمدی و سایرین، 1387)
 
منابع فاقد نام نویسنده :
در صورتی که یک منبع فاقد نام نویسنده بود، می توانید از عنوان مقاله و یا دو کلمه اول آن، به جای نام نویسنده در ارجاع دهی درون متن استفاده کنید.
A similar study was done of students learning to format research papers ("Using APA," 2001)
 
 سازمان به عنوان نویسنده :
اگر نویسنده منبع، یک سازمان یا ارگان دولتی باشد، نام سازمان به عنوان نویسنده ذکر می گردد.
According to the International Business Machines Corporation (2010),…
(International Business Machines Corporation, 2010)
بر اساس مصوبات مجلس شورای اسلامی (1391)، ...
 
در صورتی که سازمان، دارای نام اختصاری شناخته شده ای باشد، برای بار اول نام کامل سازمان را به همراه نام اختصاری آن در براکت می آورید و برای دفعات بعد فقط از نام اختصاری استفاده می کنید.
First citation: (International Business Machines Corporation [IBM], 2000)Second citation: (IBM, 2000)
ارجاع برای اولین بار: (نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران [ناجا]، 1385)ارجاع دفعات بعد: (ناجا، 1385)
 
دو یا چند منبع برای یک متن :
گاهی اتفاق می افتد که دو یا چند منبع برای یک متن وجود دارد و شما می خواهید برای تاکید بیشتر در خصوص صحت گفته خود، این منابع را ارائه کنید. برای این منظور کافیست به صورت زیر منابع را ذکر نمایید.
(Berndt, 2002; Harlow, 1983)
 
دو نویسنده با نام خانوادگی مشابه :
در صورتی که می خواهید منابعی را که توسط دو نویسنده با نام خانوادگی مشابه رفرنس دهید، کافیست حرف اول اسم آن ها را برای جلوگیری از تداخل ذکر کنید.
(E. Johnson, 2001; L. Johnson, 1998)
 
دو منبع علمی از یک نویسنده در یک سال :
گاهی اوقات پیش می آید که شما می خواهید به دو منبع ارجاع دهید که هر دوی آن ها توسط یک نویسنده و در یک سال انجام شده اند. برای جلوگیری از تداخل، روش APA از حروف کوچک انگلیسی (a, b, c) در ادامه سال انتشار استفاده می کند.
Research by Berndt (1981a) illustrated that...In another study, Berndt (1981b) found that...
 
ارجاع غیر مستقیم به منبع :
اگر می خواهید مطلبی را از یک منبع ذکر کنید که خود آن را از منبع دیگری آورده است، کافیست به منبع اصلی در متن اشاره کنید، اما در رفرنس داخل پرانتز منبع دوم را ذکر نمایید. اگر معمولا دانشجویان صرفا از منبع اول و یا دوم جهت رفرنس دهی استفاده می کنند، اما شیوه صحیح بر اساس روش APA به این صورت می باشد.
 
Johnson argued that... (as cited in Smith, 2003, p. 102).
 
نکته: فراموش نکنید از کاما برای جدا کردن قسمت های مختلف منبع (نام نویسنده، سال انتشار، صفحه) استفاده نمایید.
 
 
مرجع نویسی در انتهای متن :
فهرست مراجع می بایست در انتهای مقاله یا پایان نامه قرار گیرد. این لیست، اطلاعات مهمی از منابع مورد استفاده در متن را در اختیار خواننده قرار می دهد، به طوری که از طریق آن بتواند منابع مورد نظر را شناسایی و در صورت نیاز مطالعه نماید. تمامی منابعی که شما در متن به آن ارجاع می دهید می بایست در فهرست مراجع درج شوند. به همین ترتیب، تمامی منابعی که در فهرست مراجع آورده شده اند، می بایست در متن نیز مورد استفاده قرار گرفته باشند.
 
قواعد کلی :
۱.  در هر ارجاع، تمام خطوط بعد از خط اول به میزان ½ اینچ جلوتر قرار می گیرند.
۲.  اسم نویسندگان وارونه می شود (ابتدا نام خانوادگی، سپس حرف اول نام).
۳.  مراجع می بایست به ترتیب حروف الفبا و بر اساس نام خانوادگی اولین نویسنده مرتب شوند.
۴.  نام مجله باید کامل باشد ( از نام های کوتاه شده استفاده نشود) و دقیقا بر اساس نامی که مجله ذکر کرده آورده شود. برای مثال :
Correct: Technology, Outsourcing & Transforming HRIncorrect: Technology, Outsourcing and Transforming Hr
 
۵.  کلمات اصلی در نام مجله باید با حروف بزرگ نوشته شوند. برای مثال :
Entrepreneurship & Small Business Management in the Hospitality Industry
 
۶.  زمانی که به یک منبع ارجاع می دهید، تنها حروف اول از کلمه اول عنوان آن را با حرف بزرگ بنویسید.
 
نکته: در هر یک از حالات به نحوه استفاده از علائم نقطه، ویرگول و دو نقطه و نیز فرمت ایتالیک (مورب) حروف دقت کنید.
 
نحوه ذکر نام نویسندگان :
صرف نظر از نوع منبع (کتاب، مقاله، بخشی از کتاب، ...)، نحوه مرجع نویسی در انتهای متن با استفاده از روش APA بر اساس تعداد نویسندگان به صورت زیر خواهد بود. در تمامی روش ها بین نام نویسنده ها از کاما و بعد از نام آخرین نویسنده از نقطه استفاده می شود.
یک نویسنده : ابتدا نام خانوادگی ، سپس حرف اول نام.
Berndt, T. J. (2002). Friendship quality and social development. Current Directions in Psychological Science, 11, 7-10.
 
دو نویسنده : نام خانوادگی به همراه حرف اول نام برای هر نویسنده به طوری که با “&” از یکدیگر جدا می شوند. 
Wegener, D. T., & Petty, R. E. (1994). Mood management across affective states: The hedonic contingency hypothesis. Journal of Personality and Social Psychology, 66, 1034-1048.
 
سه تا هفت نویسنده : نام خانوادگی و حرف اول نام هر نویسنده، به طوری که نام نویسندگان با کاما از یکدیگر جدا شده و نویسنده آخر با “&” می آید.
Kernis, M. H., Cornell, D. P., Sun, C. R., Berry, A., Harlow, T., & Bach, J. S. (1993). There's more to self-esteem than whether it is high or low: The importance of stability of self-esteem. Journal of Personality and Social Psychology, 65, 1190-1204.
 
بیشتر از هفت نویسنده : نام 6 نویسنده اول به همان ترتیب بالا خواهد آمد، اما به جای نام سایر نویسندگان “. . .” گذاشته می شود و پس از آن نام آخرین نویسنده خواهد آمد. به این ترتیب بیش از 7 نام در مرجع ذکر نخواهد شد.
Miller, F. H., Choi, M. J., Angeli, L. L., Harland, A. A., Stamos, J. A., Thomas, S. T., . . . Rubin, L. H. (2009). Web site usability for the blind and low-vision user. Technical Communication, 57, 323-335.
 
نام سازمان به جای نویسنده :
International Business Machines Corporation (2009)
 
دو یا چند منبع از یک نویسنده :
اگر از دو یا چند منبع که توسط یک نویسنده نگارش شده اند استفاده شود، منابع به ترتیب زمان انتشار (از قدیم به جدید) فهرست می شوند.
Saaty T. L. (2004).Saaty T. L. (2008).
 
زمانی که یک نویسنده در دو مقاله وجود دارد، به طوری که در یکی تنها نویسنده و در دیگر به عنوان نویسنده اول می باشد، مقاله ای که به تنهایی توسط وی نگارش شده در ابتدا می آید.
Berndt, T. J. (1999). Friends' influence on students' adjustment to school. Educational Psychologist, 34, 15-28.Berndt, T. J., & Keefe, K. (1995). Friends' influence on adolescents' adjustment to school. Child Development, 66, 1312-1329.
 
اگر نام نویسندگان اول دو مقاله یکسان بود، مقالات به ترتیب حروف الفبای نویسندگان دوم مرتب خواهند شد.
Wegener, D. T., Kerr, N. L., Fleming, M. A., & Petty, R. E. (2000). Flexible corrections of juror judgments: Implications for jury instructions. Psychology, Public Policy, and Law, 6, 629-654.Wegener, D. T., Petty, R. E., & Klein, D. J. (1994). Effects of mood on high elaboration attitude change: The mediating role of likelihood judgments. European Journal of Social Psychology, 24, 25-43.
 
دو یا چند مقاله متعلق به یک نویسنده در یک سال :
در چنین شرایطی مقالات بر اساس حروف الفبای عنوان مقاله مرتب خواهند شد. حروف (a, b, c) پس از این مرتب سازی به مقالات تخصیص داده می شود.
Berndt, T. J. (1981a). Age changes and changes over time in prosocial intentions and behavior between friends. Developmental Psychology, 17, 408-416.Berndt, T. J. (1981b). Effects of friendship on prosocial intentions and behavior. Child Development, 52, 636-643.
 
 
رفرنس دهی مقالات :
در حالت کلی نحوه ارجاع به مقالات در روش APA به صورت زیر می باشد :
 

 

 
در ادامه حالت های مختلف  ارجاع به مقالات بر اساس نوع مجله، در قالب یک مثال نمایش داده می شود.
مجلاتی که بر اساس Volume صفحه بندی می شوند :
Harlow, H. F. (1983). Fundamentals for preparing psychology journal articles. Journal of Comparative and Physiological Psychology, 55, 893-896.
 
مجلاتی که بر اساس Issue صفحه بندی می شوند :
Becker, C. L., DeFond, M. L., Jiambalvo, J., & Subramanyam, K. (2010). The Effect of Audit Quality on Earnings Management*. Contemporary accounting research, 15(1), 1-24.
 
نشریات هفتگی :
Henry, W. A., III. (1990, April 9). Making the grade in today's schools. Time, 135, 28-31.
 
روزنامه :
Schultz, S. (2005, December 28). Calls made to strengthen state energy policies. The Country Today, pp. 1A, 2A.
Parker-Pope, T. (2008, May 6). Psychiatry handbook linked to drug industry. The New York Times. Retrieved from http://well.blogs.nytimes.com/2008/05/06/psychiatry-handbook-linked-to-drug-industry
 
 
رفرنس دهی کتاب :
کتاب ها بسته به شرایط مختلف در روش APA به صورت زیر ارجاع داده می شوند :
ارجاع به کتاب در حالت عمومی :
 
 

 

 
کتاب های ویرایش شده بدون نام ویرایشگر :
اگر کتابی ویرایش شده باشد اما نام ویرایش کننده آن مشخص نباشد به صورت مثال زیر ارجاع داده می شود
Duncan, G. J., & Brooks-Gunn, J. (Eds.). (1997). Consequences of growing up poor. New York, NY: Russell Sage Foundation.
 
کتاب های ویرایش شده با نام ویرایشگر :
Plath, S. (2000). The unabridged journals. K. V. Kukil (Ed.). New York, NY: Anchor.
 
کتاب ترجمه شده :
Laplace, P. S. (1951). A philosophical essay on probabilities. (F. W. Truscott & F. L. Emory, Trans.). New York, NY: Dover.
 
ویرایش چندم از یک کتاب :
در صورتی که کتاب مورد نظر شما برای چندمین بار توسط نویسنده یا نویسندگان اصلی ویرایش شده باشد، به صورت زیر ارجاع داده می شود :
Helfer, M. E., Kempe, R. S., & Krugman, R. D. (1997). The battered child (5th ed.). Chicago, IL: University of Chicago Press.
 
فصلی از کتاب :
زمانی که شما می خواهید به فصل خاصی از یک کتاب ارجاع دهید، بر اساس سبک APA به صورت زیر عمل خواهید کرد. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که در چنین حالتی شما باید صفحات فصل مورد نظر را مشخص کنید و برای این منظور از “pp” استفاده می کنید، حال آنکه در مورد مقالات (به جز روزنامه) اینگونه نیست.
O'Neil, J. M., & Egan, J. (1992). Men's and women's gender role journeys: A metaphor for healing, transition, and transformation. In B. R. Wainrib (Ed.), Gender issues across the life cycle (pp. 107-123). New York, NY: Springer.
 
 
سایر منابع چاپی و الکترونیکی :
بخشی از یک دایره المعارف :
Bergmann, P. G. (1993). Relativity. In The New Encyclopedia  Britannica. (Vol. 26, pp. 501-508). Chicago, IL: Encyclopedia Britannica.
 
استفاده از منبع به صورت غیر مستقیم :
پیش از این نحوه ارجاع به متن در حالتی که شما از یک مقاله یا کار علمی به صورت غیر مستقیم استفاده می کنید، ذکر گردید. در خصوص نحوه رفرنس دهی به این مقالات در پایان متن، اگر شما مقاله اصلی را نخوانده و تنها از مقاله واسط استفاده کرده اید، دیگر نیازی به ذکر مقاله اصلی نخواهید داشت. برای مثال :
Coltheart, M., Curtis, B., Atkins, P., & Haller, M. (1993). Models of reading aloud: Dual-route and parallel-distributed-processing approaches. Psychological Review, 100, 589-608.
 
پایان نامه :
در رفرنس دهی به یک پایان نامه در روش APA ، نوع پایان نامه (کارشناسی ارشد یا دکتری)، پایگاهی که در آن پایان نامه فهرست شده (در صورت وجود) و دانشگاه باید ذکر گردند. همچنین اگر پایان نامه دارای شماره خاصی در آن پایگاه است باید شماره آن داخل پرانتز قید شود. به مثال های زیر دقت کنید :
Bartel, T. M. C. (2005). Factors associated with attachment in international adoption (Doctoral dissertatio), Kansas State University. Retrieved from http://hdl.handle.net/2097/131
جهانگشاي رضايي، مصطفي. (1384). طراحي و بكارگيري نرم افزار ارزيابـي عملكرد واحـدهاي خـودروسازي. (پایان نامه کارشناسی ارشد)، دانشگاه تهران. (شماره بازیابی. 1164P).
گزارش سازمان های غیردولتی :
گزارشاتی که در آن نام نویسنده همان نام سازمان ناشر است، به صورت زیر ارجاع داده می شود. در صورتی که گزارش نویسنده شخصی داشت از همان شیوه رفرنس دهی کتاب استفاده می شود.
American Psychiatric Association. (2000). Practice guidelines for the treatment of patients with eating disorders (2nd ed.). Washington, DC: Author.
 
مقالات کنفرانسی :
بسیاری از مجموعه مقالات کنفرانسی، به صورت یک کتاب با عنوان مجموعه مقالات آن کنفرانس چاپ می شوند. این گونه مقالات روش APA به صورت زیر ارجاع داده می شوند :
Schnase, J. L., & Cunnius, E. L. (Eds.). (1995). Proceedings from CSCL '95: The First International Conference on Computer Support for Collaborative Learning. Mahwah, NJ: Erlbaum.
 
مقالات نشریات و پایگاه‌های اینترنتی :
تمامی نشریات اینترنتی لزوما نسخه چاپی ندارند و یا اینکه گاها مجلاتی ابتدا نسخه آنلاین مقالات خود در یک شماره را منشتر کرده و پس از مدتی نسخه چاپی آن را ارائه می دهند. همچنین پایگاه های اطلاعاتی نظیر Wikipedia مقالاتی را منشتر می کنند که ممکن است لینک آن ها در طی زمان تغییر کند. APA استفاده از DOI و در صورت عدم وجود آن ، استفاده لینک مقاله را برای رفرنس دهی این گونه مجلات و مقالات پیشنهاد می کند. به مثال های زیر توجه کنید :
Brownlie, D. (2007). Toward effective poster presentations: An annotated bibliography. European Journal of Marketing, 41, 1245-1283. doi:10.1108/03090560710821161
Wooldridge, M.B., & Shapka, J. (2012). Playing with technology: Mother-toddler interaction scores lower during play with electronic toys. Journal of Applied Developmental Psychology, 33(5), 211-218. http://dx.doi.org/10.1016/j.appdev.2012.05.005
Maxwell, E. (2007). Rethinking privacy, RFID journal, Retrieved from http://www.rfidjournal.com/article/view/2133/1/341
 
چکیده مقالات :
در صورتی که صرفا از چکیده یک مقاله استفاده می کنید و متن کامل مقاله شما منتشر شده و قابل دسترس است، همانند یک مقاله عادی به آن ارجاع دهید و تنها جلوی نام مقاله از کلمه چکیده درون براکت استفاده کنید. در صورتی که متن کامل مقاله قابل دسترسی نیست، تنها به چکیده ارجاع دهید.
Wang, J. L., Lesage, A., Schmitz, N., & Drapeau, A. (2008). The relationship between work stress and mental disorders in men and women: Findings from a population-based study. Journal of Epidemiology and Community Health, 62, 42-47. Abstract retrieved from http://jech.bmj.com
 
حرف آخر :
در این مقاله سعی کردیم شما را با مهمترین حالات در سبک رفرنس دهی APA آشنا کنیم. این روش که توسط انجمن روانشناسی آمریکا معرفی و در کتابی تحت عنوان Publication Manual of the American Psychological Association  ارائه شده است، حالات بسیاری را برای ارجاع منابع مختلف در شرایط مختلف مد نظر قرار می دهد که مهمترین این حالات مورد بررسی قرار گرفت. حالات دیگری نظیر ارجاع به منابع صوتی، تصویری، ایمیل، مصاحبه و ... وجود دارد که در صورت نیاز می توانید با مراجعه به منابع ذکر شده از آن ها استفاده کنید. با این حال نرم افزار های مختلفی نظیر Endnote, Mendeley و Zotero وجود دارند که می توانید از آن ها برای مدیریت مراجع خود استفاده نمایید.
 
منابع برای مطالعه بیشتر :
American Psychological Association. (2009). Publication manual of the American Psychological Association (6th ed.): Author.
Joshua M. Paiz, E. A., Jodi Wagner, Elena Lawrick, Kristen Moore, Michael Anderson, Lars Soderlund, Allen Brizee, Russell Keck. (2012). APA Formatting and Style Guide, from http://owl.english.purdue.edu/owl/resource/664/01/
منبع: http://www.terapaper.com/blog/2012/10/apa#ixzz2ZCqxlMtY برگرفته از : تراپیپر - دستیار تحقیق شما 

کنفرانس بین المللی عمران، معماری و توسعه پایدار شهری

کنفرانس بین المللی عمران، معماری و توسعه پایدار شهری

بزرگترین گردهمایی فعالان عمران، معماری و شهرسازی کشور

تاریخ های مهم:

  • مهلت ارسال اصل مقالات:  1392/06/30
  • اعلام نتایج داوری اصل مقالات:  1392/07/30
  • مهلت ثبت نام در کنفرانس:  1392/08/20
  • برگزاری:  6 و 7 آذر ماه 1392

بازتاب حکمت اسلامی در هنر و معماری
- پیوند حکمت اسلامی و هنر ایرانی 
- بازتاب حکمت اسلامی در شهر ایرانی- اسلامی
- بازتاب حکمت اسلامی در معماری ایران
- بازتاب حکمت اسلامی در هنرهای کاربردی ایران
محورهاي همايش
برگزار كنندگان: دفتر مطالعات معماری
انجمن علمی معمار (گروه حکمت اسلامی)
انجمن علمی پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
مهلت ارسال چكيده مقالات: 30 تیر 1392
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 15 شهریور 1392
تاريخ برگزاري همايش: 13 آذر 1392
سايت همايش: www.modares.ac.ir
تلفن تماس دبيرخانه: 09361453705
آدرس دبيرخانه: 
محل برگزاري: تهران
ایمیل: ipia.congress@gmail.com

چارچوب نظری در علوم اجتماعی

به نام خدا

چارچوب نظری از مراحل اساسی علم روش تحقیق است، که بر مبنای نظریه ی خاص پدیده را بررسی می نماید. در واقع محقق بعد ازتعیین موضوع تحقیق و مطالعات اکتشافی با نگاهی فراگیر به اطلاعات جمع آوری شده از منابع اسنادی و غیر اسنادی باید به مهارکردن ایده های نظری مرتبط با پدیده مورد بررسی بپردازد؛ و محورهای اصلی نظری تحقیق خود را مشخص کند و طرح نظری مناسب با مسئله تحقیق را ارائه دهد.

طرح نظری مسئله در نهایت به تلاش های تحقیقاتی شکل و جهت علمی می دهد و محقق را از طریق مشاهده و آزمون پدیده به سمت اکتشاف احتمالی هدایت می نماید؛ و محقق با بکارگیری ابزار و فنون مورد توجه در تحقیق مورد نظرش به اثبات و تائید نظریه پرداخته و آن را نوعی نور چراغ در نظر می گیرد که او را به سمت واقعیت و شناخت، توصیف و تبیین هدایت می کند.


● طرح مساله

چارچوب نظری در تحقیق، نوعی مبانی نظری هدایت کننده برای دستیابی به علل وقوع یک پدیده اجتماعی است است؛ که می توان واقعیت یا بخشی از واقعیت را در مورد آن پدیده کشف کرد؛ و به تبیین و تفسیر، و تحلیل و تشریح پدیده مورد تحقیق بپردازد. در چارچوب نظری تحقیق از طریق روش های شناختی به درک جزئیات عناصر نظری می پردازیم؛ و آنها را به صورت کمی و کیفی با توجه به ابزار فنون خاص روشی بر روی پدیده، مشاهده و آزمایش و استدلال می کنیم؛ این استدلال منطقی بین پدیده های مورد تحقیق همراه با قواعد منطقی به کشف و درک تبیین واقعیت نائل می گردد.

چارچوب نظری در روش تحقیق با توجه به پرسش آغازین و منابع گردآوری شده ومصاحبه های تخصصی که با صاحبنظران قبل از انجام تحقیق صورت گرفته تعیین می شود؛ و این مدل نظری به آشکار سازی مفاهیم و شاخص سازی دقیق تحقیق پرداخته و به کشف روابط علت و معلولی بین پدیده های از طریق قواعدمنطقی و قوانین کلی توجه می کند. بر اساس چنین ویژگی هاای که چارچوب نظری در روش تحقیق دارد در این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال می باشیم که

۱) جایگاه چارچوب نظری در پژوهش های اجتماعی چه اهمیتی دارد؟

۲) چارچوب نظری از چه رهیافت هایی استنباط و تحلیل پدیده اجتماعی در روش تحقیق استفاده می کند؟

● اهمیت چارچوب نظری مسئله تحقیق اجتماعی

طرح نظری در تحقیقات اجتماعی در سه فاز بیان می گردد:

الف) در بررسی طرح نظری مسئله، ابتدا باید بعد از تأمل در متون و اسناد کتابخانه ای و مصاحبه ها و گفتگوهایی که در مورد زوایای مختلف تحقیق اجتماعی و پرسش آغازین صورت گرفته؛ توجه به روابط میان متغیرهای پژوهش کرد.

ب) از میان نظریات حوزه علوم اجتماعی، باید دید گاه مناسب تری را از میان نظریات انتخاب کرد.

ج) محقق از طریق آشکار سازی یا مفهوم عملیاتی کردن متغیرها بر اساس، ویژگی های نظریه بکار رفته مسئله تحقیق خود را ارزیابی می کند. در این آشکار سازی محقق به شرح تفصیلی روش علمی تحقیق در باره موضوع تحقیق و تعاریف دقیق مفاهیم اساسی تحقیق و وا بستگی های که میان عناصر تحقیق وجود دارد پرداخته؛ و به ترسیم ساختاری مفهومی قضایا ( فرضیات) می پردازد. « محقق از طریق مرور نگرش های گوناگون نسبت به مسئله فهرستی از دیدگاه های متفاوت را پذیرفته شده تهیه می کند بستگی ها و یا تضادهایی را که میانشان وجود دارد تشخیص دهد و چارچوب های نظری را که میانشان وجود دارد تشخیص دهد، و چارچوب های نظری را که هریک از دیدگاه ها آشکار یا پنهان مرجع قرار می دهد معلوم می کند.از سوی دیگر کار محقق عبارت است از انتخاب یک چارچوب نظری از دو حال خارج نیست یا آ ن را به صورتی کاملاً نو طرح می کند ، یا اینکه آن را در چارچوب نظری ای که در جریان مطالعات اکتشافی خواندن متون کشف کرده است مطرح می کند. .... اهمیت این بخش این است که محقق در صدد بر می آید چارچوب نظری تازه ای طرح کند، دو چندان بیشتر است در پرتو چارچوب نظری انتخاب شده برای مطرح کردن مسئله تحقیق است که پرسش آغازی صورت قطعی و معنای دقیقش را پیدا خواهد کرد و همچنین مسیری که در آن پاسخی برایش جستجو خواهد شد مشخص می گردد. ازجنبه دیگر در بیان آشکار سازی چارچوب نظری مسئله تحقیق بیان این معنا است که محقق سلیقه شخصی اش را در طرح مسئله تحقیق و نحوه پاسخ دادن به ان را هر چند در چارچوب نظری که با بصیرت کامل انتخاب شده جا دارد مشخص کند. واز طریق این آشکار سازی زیر سازی نظری تحقیق را آماده می کند )) ‹ کیوی-کامپنهود: ۱۳۷۵: ۸۸ ››

در بحث روش شناسی تحقیق باید اشاره به شناخت منطقی قواعد و قانون های کلی نمائیم که به صورت مجزا و به هم پیوسته با یکدیگر ارتباط دارند. این شناخت نظری به رابطه علت و معلولی پدیده ها منجربه می گردد؛ و همبستگی عناصر تحقیق با قوانین کلی چارچوب نظری در این شناخت بسیار اهمیت دارد؛ زیرا به اثبات و یاعدم اثبات فرضیات و مفروضات تحقیق پرداخته؛ و از طریق استمرار این همبستگی در شرایط زمانی و مکانی می توان به اهمیت نظریه و کاربرد آن در تحقیق پی برد.

بر این اساس مساله، نظریه در واقع به معنای اندیشیدن و تحقیق است که باید از طریق تفکر و تخیل رابطه بین پدیده های تحقیق را بررسی کند. محققان از طریق نظریه و مدل نظریه انتخاب شده در تحقیق در پی پاسخ به دو سوال می باشند. « ابتدا اینکه در واقعیت برپدیده مورد مطالعه چه می گذرد که باید به نوعی به تحقیق توصیفی روی آورد و اینکه چرا پدیده در واقعیت به گونه ای خاص است که باید به تحقیق تبیینی در مورد پدیده پرداخت.» « دواس:۱۳۷۶: ۲۰››

در چارچوب نظری تحقیق از طریق روش های شناختی به درک جزئیات عناصر نظری پرداخته ایم؛ و آنها را به صورت کمی و کیفی با توجه به ابزار فنون خاص روشی بر روی پدیده، مشاهده و آزمایش و استدلال می کنیم؛ این استدلال منطقی بین پدیده های مورد تحقیق همراه با قواعد منطقی به کشف و درک تبیین واقعیت نائل گردیده است.

در بررسی تعامل نظریه و چارچوب نظری با روش تحقیق، باید اشاره به مشاهده و تبیین کنیم؛ که از دو طریق مختلف واقعیت را اثبات می کند.در بحث مشاهده اشاره به استدلال استقرائی باید کرد، که از طریق نظریه پردازی در سطح تجربی پدیده را باید مطالعه کرد.؛ در این سطح از طریق یک رشته مشاهدات باید پدیده را ابتدا توصیف و تشریح کرد؛ و در انتها به ساختن نظریه پرداخت. در بررسی تبیین اشاره به استدلال قیاسی می کنیم، ابتدا کار خود را با نظریه آغاز کرده و با استفاده از مفروضات، به پیش بینی و استدلال منطقی ( رابطه علت و معلولی) پدیده ها و به نظریه آزمایی پرداخته ایم.

نظریه و چارچوب نظری کارکرد های برای تحقیق دارند:« نخست اجازه نمی دهند که فریب حسن تصادفها را بخوریم .اگرنتوانیم علت موفقیت پدیده را در پیش بینی پدیده دیگر تبیین کنیم خطر حمایت از یک حسن تصادف را بهجان خریده ایم.د اگر علت این اتفاق را بدانیم می توانیم پیش بینی کنیم که در آینده نیز موفقیت آمیز خواهد بود یا خیر.دوم نظریه از الگو های مشاهده شده معنایی بدست می دهند که می توانند امکانهای دیگری را مطرح کنند اگر دلایل این امر را بدانیم که چرا بیشتر جوانان بزهکار متعلق به خانواده های از هم گسیخته است تا خانواده سالم مثلاً این دلیل که خانواده های از هم گسیخته بر فرزندان نظارتی صورت نمی گیرد در این صورت می توانیم اقدامات موثری ازقبیل تدوین برنامه های پس از مدرسه برای جوانان اتخاذ کنیم سوم نظریه ها می توانند تلاشهای تحقیقاتی را شکل و جهت دهند و محقق را از طریق مشاهدات تجربی به سمت اکتشاف احتمالی هدایت کنند.» « بَبی: ۹۶:۱۳۸۱››

● اهمیت تبیین در مبانی نظری روش تحقیق علوم اجتماعی

تبیین در لغت به معنای اندیشیدن، آشکار ساختن، هویدا شدن معنا می دهد. محقق در روش تحقیق تنها نباید به جداول ونمودارها اکتفاء کند و تحقیق خود را با تهیه جداول به پایان برساند؛ بلکه هدفش باید تحلیل علمی داده ها و ساختن نظریه باشد؛ که از طریق اثبات فرضیات و مشاهدات به این امر دسترسی پیدا خواهد کرد.

تبیین در واقع از مباحث نظری است که محقق در هدایت جریان الگوی نظری در تحقیق از آن سود می برد، محقق باید به تبیین علل پدیده ها و جستجوی روابط بین پدیده در تحقیق بپر دازد؛ تبیین در واقع هدف نظریه و چارچوب نظری در تحقیق است. « منظور از تبیین توضیح در باره علت وقوع یک واقعه و استتناج آن طبق قواعد منطق قیاس از قوانین کلی تر است. در تبیین ابتدا باید یک واقعه را که وجودی را که موجود است بعنوان معلول بپنداریم و در پی یافتن علت آن باشیم که این علت از قئانین کلی تر استنتاج یافته است » « رفیع پور: ۱۱۳:۱۳۷۴››

محققانی که به دنبال کار تعلیل هستند باید کار خودشان را از طریق تبیین سامان دهند. در روش تحقیق مهمترین تبیینی که برای اثبات علت و معلول بین پدیده ها وجود دارد تبیین علمی است در تبیین علمی :« الف: هر پدیده را علل و عواملی است ب: این علل و عوامل را در بطن جامعه جستجو باید کرد پ: این علل و عوامل قابل شناخت هستند ت : راه شناخت آنان نیز روی نمودن به آنان با دیدی واقع بینانه است یعنی به دور از ارزشها ی خاص .... که بتواند واقعیت را فراهم آورد» ‹‹ ساروخانی: ۵۳:۱۳۷۵›› هرالگوی تبیینی با شیوه های متفاوتی به زندگی انسان می نگرد؛ و هریک از این الگوها فرضیات خاص در باره ماهیت واقعیت پدیده را عرضه می کنند. این الگوی تبیینی نوعی شیوه نگریستن است، که ممکن است کم و بیش سودمند باشد. این الگو ها عبارت است از مدل یا طراحی بنیادی که دید ما را در باره چیزی نظم و سازمان می دهد؛ و از طریق این الگو های منظم می توان نوعی تبیین منظم برای مجموعه ای از امور واقعی و قوانین بیان کرد که بنام نظریه نامیده می شود.

در تبیین علمی باید از روش مشاهده استفاده کرد؛ زیرا دانشمندان با تکیه بر روش مشاهده، برداشتی از شناخت پدیده دارند، و معتقدند که بین انسان و دنیای خارجی از طریق شناخت و تجربیات انسان می توان تأثیرات حسی را شناخت؛ و از طریق این عینیات هدف تبیین دستیابی به نظریات است؛ که بتواند عوامل مختلف را در انواع شرایط خاص واقعی بشناسد و انعطاف پذیر وپویا باشد.

در ارائه تبیین علمی باید از عملیات آماری چون نمایش همبستگی، حذ ف همبستگی کاذب( ظاهری)،تعیین ترتیب زمان حوادث نظریه پردازی سود جست. بنابراین بر اساس چنین ویژگی هایی از نظر توماس کوهن« به دیدگاههای بنیادی که وجوه مشخصه یک علم است الگو های تبیینی علمی آن علم اطلاق می شود. » ‹‹ بَبی: ۹۷:۱۳۸۱››

● نتیجه گیری

باتوجه به مطالبی که بیان کردیم، چار چوب نظری در روش تحقیق با توجه به پرسش آغازین و منابع گردآوری شده ومصاحبه های تخصصی که با صاحبنظران قبل از انجام تحقیق صورت گرفته تعیین می شود؛ و این مدل نظری به آشکار سازی مفاهیم و شاخص سازی دقیق تحقیق به کشف روابط علت و معلولی بین پدیده های تحقیق را از طریق قواعدمنطقی و قوانین کلی برای اثبات نظریه مرتبط یافته با تحقیق پرداخته است.

از سوی دیگر با توجه به اهمیت تبیین و تفسیر روابط علّی بین پدیده های تحقیق، باید به کشف رابطه بین عوامل تأثیرگذار و تأثرگذار پدیده در تحقیق باشیم و از طریق روش های آماری روابط مفروض بین پدیده ها، به عدم تأئید یا اثبات چارچوب نظری در تحقیق بپردازیم. چنین رهیافتی جنبه تبیین علمی به خود می گیرد. از نگاه دیگر رهیافت قیاسی باحرکت پدیده مورد تحقیق ازعام به خاص در ارتباط با آزمون و هبستگی مفروضات پدیده های تحقیق از قوانین کلی و منطقی پیروی می کند.رهیافت تبیین استقرائی با حرکت از پدیده از خاص به عام و از طریق مشاهده عمیق و درک شناخت ناب پدیده و درون نگری خاص نسبت پدیده به شناخت نظریه و اثبات وعدم تأئید نظریه می پردازد.

نويسنده : محمد حسن شربتیان

عضو هئیت علمی دانشگاه پیام نور خراسان جنوبی

http://managementedu.blogfa.com/post-6.aspx

چارچوب نظری تحقیق (از چه حوزه هایی می توان به موضوع تحقیق نزدیک شد ؟)



نظریه ها ابزاری هستند که با آن ها می توانیم دنیا را ببینیم.نظریه ها بیان کننده روابط احتمالی بین متغییر ها هستند و تا زمانی که رد نشده باشند همواره ماهیت احتمالی دارند و تثبیت کننده محتوای مفاهیم هستند وما را به موضوع تحقیق نزدیک می کنند .

 

طرح نظری مسئله تحقیق :

در پست پیش دیدیم که چگونه باید مطالعات اکتشافی (خواندن و مصاحبه اکتشافی )به جمع آوری اطلاعات پرداخت و ایده ها را فراهم کرد ،حال باید محور های اصلي تحقیق را مشخص کرده ویک طرح نظری متناسب با مسئله طرح شده در پرسش آغازی تعیین کنیم .

منظور از طرح نظری مسئله تحقیق (  problematique)نگرش یا چشم انداز نظری است که تصمیم گرفته می شود برای بررسی مسئله ای که در پرسش آغازی طرح شده پذیرفته شود و راه نگاه ما به دنیا را نشان می دهد.

معیار انتخاب ما برای چارچوب نظری ممکن است :

1- دل به خواهی باشد .

2- بر مبنای موفق ترین چارچوب های قبلی مسئله تحقیق را انتخاب کنیم .

3- پیشرفت علم می گوید که کدام تئوری را انتخاب کنیم.

آماده سازی یک طرح نظری کاری است تدریجی که معمولا در سه مرحله صورت می گیرد :

مرحله اول :مرور نکات اصلی متون خوانده شده و مصاحبه ها

مرحله دوم :انتخاب یک چارچوب نظری

مرحله سوم :آشکار سازی چار چوب نظری انتخاب شده

*در مرحله اول ،پس از تامل در متون خوانده شده و مصاحبه ها جنبه های گوناگون مسئله ای که درپرسش  آغازی مطرح شده و نیز روابطی که میان آنها بر قرار است مشخص می گردد .اما این جنبه های گوناگون یک مسئله غالبا در حیطه یا شمول دیدگاه ها و یا جهت گیری های نظری بسیار متفاوت است و فهرستی از دیدگاهها ی گوناگون تهیه می شود که هر یک بر زیر ساخت نظری (تئوری ) مربوط به خود و ساز وکار خود بنا شده اند و گاهی برای فهم این ساز وکار ها و چار چوب نظری هایی  که محققان گذشته به کار بردند بهتر می آید که به اصل نظریه ها مراجعه کرد .

*در مرحله دوم کار محقق عبارت است از انتخاب یک چارچوب نظری که از دو حال خارج نیست. یا باید از میان دید گاههای موجود یکی را که از همه مناسب تر است برگزیند یا باید دید گاهی متفاوت از آنهایی که از پیش وجود داشته اند ،ساخت . که این انتخاب به تدریج و با مقابله و مقایسه دید گاه ها، تمیز  واگرایها وهمگرایی هایشان وتحلیل منطقی پیامد هایشان به عمل می آید .

در این مرحله انتخاب یک چارچوب نظری دو کار کرد ویژه دارد :

1- اجازه می دهد پرسش آغازی را از نو فرمول بندی یا به صورت دقیق تر بیان کرد.

2- به عنوان شالوده ای برای فرضیه هایی به کار می رود که به اعتبار آنها محقق پاسخ منسجمی به این پرسش آغازی خواهد داد.

در واقع انتخاب یک چارچوب نظری برای بررسی مسئله تحقیق علاوه بر تعریف دقیق مسئله تحقیق به انتخاب نگرشی برای بررسی موضوع مورد نظر می پردازد .

*در مرحله سوم کار محقق عیان سازی طرح نظری است که با خصوصیات موضوع تحقیق متناسب است و همین طرح نظری است که شالوده مرحله بعدی ، یعنی ساختن مدل تحلیل ی را تشکیل می دهد .آشکار سازی چار چوب نظری تحقیق یعنی شرح تفصیلی  روش عملی محقق در باره موضوع تحقیق و تعریف دقیق مفاهیم اصلی و سازو کار ها و ارتباط میان آنها وترسیم ساختار مفهومی که قضایایی (فرضیه هایی) را در پاسخ به پرسش آغازی مورد رسیدگی قرار خواهد داد و تاثیرات متقابل در همه این مراحل پرسش آغازی ،ادبیات تحقیق ،(مطالعه اکتشافی )و طرح نظری تحقیق کاملا مشهود است.

 

سازو کار یا تئوری

تئوری عبارت است ازمجموعه به هم پیوسته ای از تعاریف مفاهیم،قضایا وموضوعاتی که پدیده ای را به بطور منظم ومرتب بیان می دارد و روابط بین متغییر ها را تعیین می کند باین ترتیب ،هدف تئوری تشریح تبیین و پیشبینی پدیده های اجتماعی است .

به طور کلی ،تئوری به تریب زیر بر روی واقعیت اثر می گذارد:

 1- مسیر مطالعات علمی را با انواع اطلاعاتی که مورد نیاز است تعیین می کند .

2- طرح نظری تحقیق را به دست می دهد که مفاهیم در دل تئوری ها خود را نشان می دهند.

 3- حقایق وواقعیت را پیش بینی می کند.

 4- مطالب طبقه بندی شده را به کل بزرگتری تعمیم می دهد .

5- شکاف موجود در دانش بشری را مطالعه می کند .

حقایق نیز بر روی تئوری اثر می گذارند :

1- به طرح وتنظیم تئوری ها کمک می کنند.

2- تئوری های موجود را تصحیح ،تایید ویا موقتا رد می کنند .

3- مسیر وموضوع تئوری را عوض می کند و صورت روشن تری در می آورد .

نقش تئوری

باعث مشخص شدن مطالب و مطالعات و حدود مطالعاتی برای کشف واقعیات و پیدایش طرح نظری که سر انجام منجربه فرضیه می شود و چارچوب نظری به تور تئوریک تشبیه شده است که سازو کار ها را مشخص می کند .

به فرایند شبیه سازی دو نظریه که دو نظریه را به هم شبیه می سازد تلفیق تئوریک جدید نظریه گویند .تئوری های مختلف را از طریق مروری بر ادبیات مطالعه اکتشافی می فهمیم و آنهایی که اجتماعی هستند راانتخاب می کنیم . نظریه ها به شرطی قابل ترکیب هستند که مکانیزم ها و سازو کارها ی شبیه به هم داشته باشند یعنی سازو کارهای آنها با هم مشابه باشد که در این صورت به روشن شدن فهرستی از علت ها منتهی می شود آن تئوری هایی که سازو کار آنها با هم مشابه نباشد به آنها چار چوب های رقیب هم می گویند.

چرا از تئوری به سمت عوامل برویم ؟

مفاهیم و عوامل معنای آنها در دل تئوری ها مشخص می شود . یک مفهوم ممکن است در دو تئوری معنای متفاوتی داشته باشد .نظریه پردازان از مفاهیم به ترکیب هایی می رسند که معنای متفاوتی دارند.بسته به این که از کدام تئوری و در کجا آن را معنا کنیم عوامل در باب مفاهیم مشترک متفاوت خواهند بود . ارزش چارچوب نظری به تحلیل است .مثل عینک می ماند ،هر فرد ممکن است یک دیدی نسبت به آن داشته باشد فرق دیدگاه ها در این است که فرد زاویه ای که با آن دنیا را می بی ند متفاوت است پس وقتی از چار چوب نظری تحقیق صحبت می شود در واقع جهان بینی شخص روشن می شود .هیچ چارچوب نظری فی نفسه ارزشمند نیست،ارزشمندی آن ، زمانی است که پاسخ قانع کننده ای به سوال تحقیق بدهد .

تعاریف مفهومی و چارچوب نظری در تحقیقات میدانی


باسمه تعالی

مقدمه

چارچوب نظری از مراحل تعیین­کننده روش تحقیق است که بر مبنای نظریات خاص موجود در هر رشته­ای، باید به اثبات قواعد منطقی و همبستگی بین پدیده­های مورد مطالعه در آن تحقیق پرداخت. بررسی مبانی نظری در تحقیق شامل سه مرحله کلّی است؛ ابتدا باید تمام منابع و متونی که برای بخش چارچوب آن تحقیق لازم است جمع­آوری کرد و فیش­برداری و تلخیص و دسته­بندی نمود؛ در مرحله بعد دیدگاه مناسبی برای کاربرد نظری تحقیق انتخاب کرد؛ سپس در مرحله نهایی باید به دنبال آشکارسازی عناصر و قواعد منطقی نظریه در تحقیق بود تا از این طریق رابطه علّت و معلولی بین پدیده­ها استنباط و تحلیل کرد.

چارچوب نظری تحقیق میدانی با تعاریف لغوی و اصطلاحی واژگان کلیدی شروع می­شود و به تبیین مفهومی آنها از نظر تخصّصی و در قالب رشته علمی تداوم می­یابد. این رشته همان رشته مورد نظر است که در تبارشناسی توسط محقّق، انتخاب شده است. در بخش ادبیات تحقیق، تئوری­های مرتبط و تعاریف مفهومی بیان می­شود و به همه جوانب موضوع در قالب مفاهیم انتزاعی پرداخته می­شود. نحوه تقطیع مطالب و تفکیک­سازی عنوان و دسته­بندی خلّاقانه محقّق در این بخش مشخص می­شود. بندچینی و ایجاد انواع مباحث مفهومی شیوا و رسا از مهارت­های لازم محقّق در تکمیل بخش ادبیات تحقیق است. این بخش در همه انواع تحقیقات یا قالب­های تحقیق، به صورت کتابخانه­ای انجام می­شود. محقّق در تهیه چارچوب نظری تحقیق به فیش­برادی گسترده از منابع به صورت دستی یا با روش الکترونیکی اقدام می­کند.

  چارچوب نظری، نوعی مبانی نظری هدایتگر برای دستیابی به علل وقوع یک پدیده اجتماعی یا مسئله تحقیق است که به کمک آن می­توان واقعیّت یا بخشی از واقعیّت را در مورد آن پدیده کشف کرد تا محقّق به تبیین، تفسیر، تحلیل و تشریح پدیده مورد تحقیق بپردازد. محقّق در چارچوب نظری تحقیق، از طریق روش­های شناختی به درک جزئیات عناصر نظری می­پردازد. این استدلال منطقی بین پدیده­های مورد تحقیق، همراه با قواعد منطقی به کشف و درک تبیین واقعیت منتهی می­گردد.

غنای اطلاعات در چارچوب ­نظری

معیار منطقی توقّف تهیه و تنظیم چارچوب نظری یا ادبیات تحقیق، اصل غنای اطّلاعاتی است. به این مفهوم که محقّق با در نظر گرفتن ملاحظات، امکانات و زمان تحقیق، تا آنجا به جمع­آوری اطّلاعات نظری می­پردازد و منابع داخلی یا خارجی را بررسی و مطالعه می­کند که اطّلاعات در حال جمع­آوری تکراری شوند و دور تسلسل باطل آغاز شود. در واقع در هر نقطه از چرخه جمع­آوری ادبیات تحقیق، اگر محقّق به اطّلاعاتی جدیدی دست نیافت، باید این فرآیند متوقّف شود. نکته مهّم این است که محقّق در بیان چارچوب نظری یا ادبیات تحقیق قصد ندارد تحلیل کامل مفاهیم و مقابله و مقایسه آنها و نتیجه­گیری را انجام دهد. فقط به همه جوانب و اکناف موضوع یا مسئله تحقیق اشاره می­کند و بحث را منسجم مطرح می­کند. استفاده از چارچوب نظری به معنای شراکت در تجربیات و خردورزی جمع کثیری از محقّقین و صاحب­نظران در امر تحقیق است.

نقش­پذیری محقّق در تدوین چارچوب نظری

محقّق در تهیه ادبیات تحقیق یک فرد جستجوگر خلّاق و مکتشف است و با مطالعه هر منبع میزان ارتباط آن را با تحقیق خود تشخیص می­دهد. سپس به مانند یک فرد جوینده، حقایق یافته را ثبت و مرتب می­کند. به دیگر سخن، محقّق بعد از تعیین موضوع تحقیق و مطالعات اکتشافی، با نگاهی فراگیر به اطّلاعات جمع­آوری شده از منابع اسنادی و غیر اسنادی باید به مهارکردن ایده­های نظری مرتبط با پدیده مورد بررسی، بپردازد تا محورهای اصلی نظری تحقیق خود را مشخص کند و طرح نظری مناسبی را با مسئله تحقیق ارائه دهد. مهارت­های روش مطالعه، منبع­شناسی، اعتبارشناسی مأخذ، ابتکار و خلّاقیت و قدرت تجزیه و تحلیل ذهنی محقّق، مهارت­های تایپ و فیش­برداری، قالب­بندی متن تحقیق، مهارت بندچینی، مهارت­های نویسندگی و... از مواردی هستند که محقّق را در تهیه ادبیات تحقیق به طور اثربخش یاری می­دهند.

فواید چارچوب نظری

به نظر اندیشمندان روش تحقیق، چارچوب نظری وابسته به خود علم است. چارچوب نظری از مراحل تعیین­کننده روش تحقیق است که بر مبنای نظریات یا تئوری­های خاص موجود در هر رشته علم­ تنظیم می­شود. فایده چارچوب نظری، منحصر به سنجش یا طبقه­بندی نتایج نیست؛ بلکه از آن مهم­تر، مربوط به تبیین موضوع است. تدوین چارچوب نظری در شرایطی که محقّق قصد پاسخگویی به سوالات چرادار را دارد بسیار ضروری است. فواید کلّی یک چارچوب نظری مناسب به شرح زیر است:

1)  چارچوب نظری مناسب، اجازه فریب حُسن تصادفات پدیده را نمی­دهد.

2)  چارچوب نظری، ما را به سمت الگوی ادبیاتی مناسب هدایت می­کند.

3)  چارچوب نظری مناسب از طریق هدایت و مشاهدات تجربی می­تواند یک دسته از روابط بین پدیده­ها را کشف کند.

تعاریف مفهومی و مفهوم­سازی در چارچوب نظری تحقیق

  تعاریف مفهومی، مهم­ترین بخش چارچوب نظری است. مفاهیم، معناهایی هستند که مورد توافق قرار گرفته­اند و ما آنها را به اصطلاحات تبدیل می­کنیم تا از این طریق ارتباطات، سنجش و تحقیق را آسان سازیم. هر تحقیق مفاهیم خاصّ خود را فراهم می­سازد و در نهایت، زبانی خاصّ پدید می­آورد. فرایند مفهوم­سازی با ارائه تعاریف صورت می­پذیرد. به بیان دیگر، در هر تحقیق ارائه تعاریف برای مفاهیم تازه یا کلیدی کاری مهم و درخور توجه است. حاصل فرایند مفهوم­سازی، عبارت است از تعیین یک یا چند شاخص از آنچه در ذهن خود داریم؛ شاخصی که حضور داشتن یا حضور نداشتن مفهومی را که سرگرم مطالعه و تحقیق در مورد آن هستیم نشان می­دهد. محقّق برای تبیین و تشریح موضوع مورد مطالعه و تعیین متغیرهایی که مربوط به موضوع مورد تحقیق است، باید مفاهیم موجود در طرح تحقیق خود را یک به یک تعریف کند تا مفاهیم از یکدیگر باز شناخته شوند و پرسشگران و سایر کسانی که محقّق را در مطالعه یا ارزیابی تحقیق، یاری می‌دهند با آگاهی و تسلّط کامل به جزئیات موضوع به کار خود بپردازند.

ویژگی تعاریف مفهومی مناسب

در تعریف مفاهیم، اصطلاحات و واژه‌های به کار رفته در طرح نظری تحقیق، باید به طور مشخص و دقیق تعریف شوند. محقّق باید در تعاریف مفهومی به نکات زیر توجّه کند:

1) تعریف مفهومی‌ باید خصوصیات‌ و کیفیت­های‌ مربوط‌ به‌ خود را در بر گیرد و شامل‌ همه مواردی‌ که‌ آن‌ ویژگی­ها را دارند باشد و موارد غیر مرتبط‌ آن‌ را در بر نگیرد (شمولیت).

2) تعریف مفهومی باید به وسیله کلمات‌ دیگری‌ به‌ جز خود آن‌ مفهوم‌ تعریف‌ شود؛ مثلاً تعریف‌ «دیوان‌سالاری‌»، به‌ عنوان‌ سازمانی‌ که‌ کیفیت‌ دیوان‌سالارانه‌ دارد یا «قدرت‌»، کیفیّتی‌ است‌ که‌ مردم‌ قدرتمند دارند، ارتباط‌ را آسان‌ نمی‌کند و تعریف مناسبی نیست.

3) تعریف مفهومی مثبت‌ بر تعریف‌ منفی‌ رحجان‌ دارد. تعریف‌ «هوش‌» به‌ عنوان‌ صفتی‌ که‌ فاقد رنگ‌ و وزن‌ است‌، کمک‌ چندانی به خواننده‌ برای‌ درک‌ آن‌ نمی‌کند؛ زیرا بسیاری‌ از پدیده‌ها چنین‌ صفاتی‌ دارند. تعاریف‌ مثبت‌‌‌ باید با استفاده‌ از اصطلاحات‌ روشن‌ بیان‌ شود. اصطلاحی‌ همانند «محافظه‌کاری‌» معانی‌ گوناگونی‌ برای‌ افراد مختلف‌ دارد. این‌ اصطلاح‌ نباید برای‌ تعریف‌ استفاده‌ شود، مگر آن که‌ در مورد معنای‌ آن‌ توافق‌ وجود داشته‌ باشد.

 چه چیزی را تعریف مفهومی می­کنیم؟

 به طور کلی در تعاریف مفهومی محقّق میدانی ممکن است مفهوم یا سازه یا متغیر را تعریف کند:

الف)مفهوم: رویدادی قابل مشاهده و واژه­ای انتزاعی است که که برای معنا دادن یا توضیح دادن به تجربیات از آن استفاده می­کنیم. مثل «پیشرفت پژوهش میدانی طلاب» که از طریق مشاهده و بررسی تحقیقات پایانی آنها در سطوح مختلف و ارزیابی آنها میزان این پیشرفت اندازه­گیری می­شود.

ب)سازه: برخی از مفاهیم به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند و در سطح بالاتری از انتزاع قرار دارد و از نظریات مختلف مشتق می­شوند. مثل «دینداری نوجوانان»، دینداری از یک جهت مفهومی اعتقادی دارد و از یک جنبه به انجام فعالیت­های مذهبی منجر می­شود و از جنبه­ای دیگر به مهارت­های رفتاری، شناختی، عاطفی، اجتماعی، تقّیدی و...  مربوط می­شود.

ج)متغیر: یک ویژگی واحد مورد مشاهده است که از یک شرایط به شرایط دیگر یا از فردی به فرد دیگر یا از یک شئ به شئ دیگرتغییر می­کند. به هر صفتی که بتواند بیش از یک مقدار یا حالت داشته باشد یعنی قابل تغییر باشد متغیر گفته می­شود. متغیرها عواملی هستند که بر پدیده­ها و بر یکدیگر تاثیر می­گذارند و دارای انواعی هستند که ذکر آنها در این نوشتار نمی­گنجد.

استفاده از تئوری­ در چارچوب نظری

  تئوری (نظریه) در لغت به معنای «اندیشیدن و تحقیق» آمده که از «تئوریای »یونانی گرفته شده است. نظریه به عنوان یک مقوله با معنا، بخش ضروری کاربرد علمی است. هیچ تحقیقی در حوزه علم نمی­تواند بی نیاز از تئوری باشد. این الزام برای تحقیقات علمی با توجه به این  امر که منطق غالب در علم منطق قیاس است، از ویژگی­های واقعی علم است. بنابراین،‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تحقیقی که در آن، سهم تئوری لحاظ نگردد، به پیشرفت علم کمکی نمی­کند.

فوائد تئوری در چارچوب نظری

برخی از فواید به کارگیری تئوری در چارچوب نظری به شرح زیر است:

1)  نظریه می تواند افکار جدید را در روند حل مسائل نظری برانگیزد .

2)  نظریه ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد، به طوری که بتوان یک توصیفی جامع و طرح گونه از آنها عرضه کرد.

3)  تجزیه و تحلیل و نقد هر نظریه ممکن است به نظریات تازه ای منجر شود .

4)   نظریه ممکن است الهام بخش فرضیات علمی برای محقّق تازه­ای باشد.

تعامل تئوری، چارچوب نظری و مسئله تحقیق

محقّقان در تحقیقات خود، معمولاً به دنبال یافتن پاسخ به دو پرسش اساسی درباره جامعه مورد تحقیق هستند؛ اولاً در جامعه مورد تحقیق چه می­گذرد (تحقیق توصیفی) و دوماً چرا (تحقیق تبیینی). برای پاسخ به پرسش­های مربوط به چرایی امور باید از چارچوب نظری استفاده نمود؛ چرا که نظریه با تحقیق در تعامل با یکدیگر قرار دارند. در عمل، نظریه و تحقیق از طریق جانشینی متناوب و پایان ناپذیر قیاس، استقرا، قیاس و… با یکدیگر کنش متقابل دارند. در عمل، قیاس و استقرا مسیرهای نظریه­پردازی اجتماعی و علوم انسانی هستند.

یک چارچوب نظری خوب و دراری تئوری­های اثربخش خواننده را به سمت زمینه فکری سوق می­دهد تا در انتهای آن محقّق فرضیات تحقیق را مطرح کند و بتواند بر پایه مفاهیم و توجیهات ادبیاتی بیان شده، به اثبات قواعد منطقی و همبستگی بین پدیده­های مورد مطالعه در آن تحقیق بپردازد. بنابراین، صاحب­نظران هر رشته فقط می­توانند چارچوب ادبیاتی خوبی در زمینه تحقیقات رشته خودشان بنویسند. بسیاری از تحقیقات دارای چند مؤلّف، بیانگر تجمیع این تخصّص­ها برای ارائه یک پژوهش اثربخش و بی عیب است. بنابراین، چارچوب نظری که سرشار از تئوریهای لازم در مباحث خود باشد، دو کارکرد کلّی دارد:

1)      اجازه می­دهد پرسش آغازی را از نو فرمول­بندی یا به صورت دقیق­تر بیان کرد.

2)      به عنوان شالوده­ای برای فرضیه­هایی به کار می­رود که به اعتبار آنها محقّق پاسخ منسجمی به این پرسش آغازی خواهد داد.

   همگرایی تئوری­ها در چارچوب نظری

 در مواقعی که محقّق از نظریه­های متعدّدی برای تدوین چارچوب نظری استفاده می­کند باید وجوه تشابه و تمایز نظریه­های مختلف را مشخص نماید. او باید به این سوال پاسخ دهد که آیا نظریات مورد نظر وی مکمّل یکدیگرند یا رقیب هم هستند و پذیرش یکی مستلزم طرد دیگری است یا خیر. یک چارچوب نظری خوب به مدل تحلیلی مناسب می­انجامد. در واقع، واگرایی و همگرایی باید در تئوری­های مطرح شده در چارچوب نظری مشخص شوند.

استفاده از تبیین در چارچوب نظری تحقیق

تبیین در لغت به معنای اندیشیدن، آشکار ساختن، هویدا شدن معنا می­دهد. تبیین در واقع از مباحث نظری است که محقّق در هدایت جریان الگوی نظری در تحقیق از آن سود می­برد. محقّق باید به تبیین علل پدیده­ها و جستجوی روابط بین پدیده در تحقیق بپردازد؛ تبیین اصلی در واقع هدف نظریه و چارچوب نظری در تحقیق است. منظور از تبیین، توضیح در باره علت وقوع یک واقعه و استتناج آن طبق قواعد منطق قیاس از قوانین کلی­تر (یا برعکس) است. در تبیین ابتدا باید یک واقعه را که موجود است به عنوان معلول بپنداریم و در پی یافتن علت آن باشیم که این علت از قوانین کلی­تر استنتاج یافته است.

استفاده از تبیین قیاسی در چارچوب نظری

 در تبیین قیاسی باید به چارچوب نظری از جنبه قواعد منطقی توجه کرد که این قوانین از روابط علت و معلول پدیده نشأت می­گیرد و همچنین از روابط مفروض بین پدیده­­های مورد تحقیق شکل می­گیرد. در تبیین قیاسی با استناد به قوانین کلی و عام می­توان به تبیین علمی بین عناصر تأثیر گذار (مثلاً متغیر مستقل) و مؤثر (مثلاً متغیر وابسته) تحقیق، توجه کرد. در این رهیافت باید به قواعد منطقی و به هم پیوسته اشاره کرد که نوعی رابطه همبستگی پدیده­ها یا مفاهیم مورد بحث با یکدیگر را بیان می­کند.

استفاده از تبیین استقرائی در چارچوب نظری

این رهیافت (بر عکس تبیین قیاسی)، پدیده را از سمت الگوی خاص به عام بررسی می­کند. عناصر اصلی بررسی پدیده­های مورد تحقیق، اکتشاف و تبیین و مشاهده است. از طریق درک عمقی و همدلی ناب با پدیده مورد بررسی باید به شناخت آن پرداخت. در این بررسی از طریق دیدگاه روش­ها و ابزار کیفی باید پدیده را شناخت. در این رویکرد باید به دنبال عامل مشترکی باشیم که برای اثبات و درک و شناخت عمیق پدیده دارای نتایج مشابه هستند. در این شیوه با مجموعه­ای از مشاهدات که ارتباط با مفاهیم و نظریات موجود داشته، رو به رو هستیم که باید از آنها سود جست و به جرح و تعدیل نظرات موجود بپردازیم.

  با توجه به مطالب مطرح شده، چارچوب نظری در روش تحقیق با توجه به پرسش آغازین و منابع گردآوری شده و بر اساس یک مدل نظری به آشکارسازی مفاهیم و شاخص­سازی دقیق تحقیق می­پردازد. چارچوب نظری به کشف روابط علت و معلولی بین پدیده­های تحقیق از طریق قواعد منطقی و قوانین کلی برای اثبات نظریه مرتبط یافته با تحقیق می­پردازد. از سوی دیگر با توجه به اهمیت تبیین و تفسیر روابط علّی بین پدیده­ها یا مفاهیم تحقیق، چارچوب نظری مناسب در یک تحقیق جنبه تبیین علمی به خود می­گیرد. تبیین قیاسی با حرکت پدیده مورد تحقیق از عام به خاص در ارتباط با آزمون و هبستگی مفروضات پدیده­های تحقیق از قوانین کلی و منطقی پیروی می­کند. تبیین استقرائی با حرکت پدیده از خاص به عام و از طریق مشاهده عمیق و درک شناخت ناب پدیده و درون­نگری خاص نسبت پدیده به شناخت نظریه و اثبات و عدم تأئید نظریه می­پردازد.

در انتهای چارچوب ادبیاتی و مباحث نظری و تئوری­های مطرح شده یا تبیین شده، محقق باید با یک دقت نظر مناسب به یک جمع­بندی نهایی برسد. وی باید با در نظر گرفتن نگرش یا فرضیه خود، یک نتیجه کلی را از چارچوب نظری در انتهای مباحث نظری مطرح نماید تا راهنمایی برای سایر مراحل تحقیق باشد.

از: http://eslampoor91.persianblog.ir/page/29

چارچوب نظری، زوایا و بایسته‌های آن


خبرگزاری فارس: چارچوب نظری، زوایا و بایسته‌های آن

نقل از: خبرگزاری فارس 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910711000969

چکیده

کاربرد چارچوب نظری در پژوهش‌های تاریخی از جمله راه‌کار‌هایی است که طی سال‌های اخیر به عنوان یکی از شیوه‌های ارتقای سطح علمی مطالعات تاریخی پیشنهاد می‌شود. این در حالی است که زوایا و ابعاد این موضوع، که اساساً جزء اصول روش تحقیق در جامعه‌شناسی است، برای بسیاری از دانش پژوهانِ رشته تاریخ، مبهم و ناشناخته است.

بر این اساس، در این مقاله زوایا و ابعاد این موضوع، نظیر چرایی اقبال مورخان از نظریه‌های جامعه شناختی، چیستی چارچوب نظری، فواید کاربرد آن، محدودیت‌ها و معضلات چارچوب نظری، راه‌های دستیابی به چارچوب نظری منطقی، بومی‌سازی چارچوب نظری، مبانی و ضوابط بومی‌سازی چارچوب نظری با رویکرد اسلامی و چگونگی ارائة مدل تحلیل داده‌ها بر اساس چارچوب نظری منتخب، مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است.

کلید واژه‌ها: نظریه، چارچوب نظری، بومی‌سازی، تاریخ، جامعه شناسی و مدل تحلیل.

مقدمه

مسئله روش تحقیق در علوم انسانی و از جمله علم تاریخ، دیر زمانی است که دغدغه اندیشمندان این عرصه را برانگیخته و آنان راه‌کار‌ها و آیین‌نامه‌هایی را برای اتقان هرچه بیشتر نتایج و دستاورد‌های علوم انسانی ارائه کرده‌اند. در این ارتباط، یکی از راه‌کار‌هایی که برای ارتقای سطح مطالعات تاریخی از سوی صاحب‌نظران توصیه می‌شود، به کارگرفتن چارچوب نظری در پژوهش‌های تاریخی است.

و این در حالی است که کاربرد چارچوب نظری در این رشته، موضوعی نسبتاً جدید و ابعاد و زوایای آن، دست‌کم برای بسیاری از دانش‌پژوهان، مبهم و ناشناخته است. با توجه به نیازی که در این خصوص احساس می‌شود، در این مقاله برآنیم تا اهمّ زوایای چارچوب نظری را بررسی کنیم تا اولاً: حدود و ثغور و بایسته‌های آن مشخص شود؛ ثانیاً: نگاه ما به چارچوب نظری و انتظارات ما از آن منطقی‌تر گردد و در نهایت، با شناخت بهتر زوایا و ویژگی‌های چارچوب نظری، بستر ذهنی مناسب‌تری برای ارزیابی نظریه‌های علوم انسانی، به‌ویژه نظریه‌های جامعه‌شناسی47 که تناسب بیشتری با مسائل تاریخی داشته و نوعاً به عنوان چارچوب نظری انتخاب می‌شوند، فراهم گردد.

1. زمینه‌های اقبال مورخان به نظریه‌های جامعه‌شناختی

پیش از هر سخنی درباره ماهیت و ابعاد چارچوب نظری، لازم است خاطرنشان کنیم که اساساً روی آوردن مورخان به چنین مقوله‌ای که در حیطه علم جامعه‌شناسی است، اولاً:از باب اشتراکات بسیار علم جامعه‌شناسی و علم تاریخ ثانیاً: بده ـ بستان گستردة علوم انسانی، به‌ویژه این دو رشته علمی است.

نگاهی به تعریف «تاریخ» و «جامعه شناسی» بیانگر ارتباط نزدیک این دو رشته علمی است، زیرا علم تاریخ به بررسی رخداد‌های گذشته، به‌ویژه تحولات سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی کشور‌ها و ملت‌ها طی دوره‌ها و مقاطع مشخص می‌پردازد48 و حتی «تاریخ شفاهی» رخداد‌های معاصر را نیز بررسی و تحلیل می‌‌کند، همین‌طور جامعه‌شناسی، به‌ویژه جامعه‌شناسی کلان و پویا نیز با هدف کشف یا آزمون یک نظریه و قانون کلی، به بررسی و تحلیل روشمند سازمانها و نهادها و رفتار اجتماعی انسان در گذشته و حال می‌پردازد.49

بر اساس این دو تعریف، رفتار اجتماعی انسان‌ها و تحولات مربوط به سازمان‌ها و نهاد‌ها درگذشته و در دوران معاصر، هم در علم و هم در علم جامعه‌شناسی مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. البته علم تاریخ، تحت عنوان «تاریخ طبیعی»، به مطالعه حوادث غیر اجتماعی و طبیعت بی‌جان، نظیر تحولات مربوط به گیاهان، جانوران، معادن و... نیز می‌پردازد،50 اما جامعه‌شناسی با این حوادث ارتباطی ندارد. از سوی دیگر، جامعه‌شناسی با تحلیل حوادث و تحولات جزئی در پی کشف قوانین کلی است، لکن تاریخ محض، چنین رسالتی برای خود قائل نیست.

به هرحال، بررسی و تحلیل حوادث و تحولات اجتماعی گذشته جزء وظایف و اهداف مشترک هر دو رشته علمی است که طبعاً، هم سویی و ارتباط تنگاتنگ دو علم را نشان می‌دهد، چنان‌که گفتار اندیشمندان هم در زمینه ارتباط وسیع تاریخ و جامعه‌شناسی نیز شاهد همین مدعاست. برای مثال، جاناتان ترنر، جامعه‌شناس می‌گوید:ما غالباً می‌خواهیم به عمق تاریخ بنگریم؛ در این نقطه است که تاریخ و جامعه‌شناسی با هم تلاقی می‌کنند. همة بنیان‌گذاران اولیة جامعه‌شناسی، به‌ویژه اسپنسر، مارکس و ماکس وِبِر،‌از تاریخ برای توسعه یا توضیح ایده‌های خود استفاده کرده‌اند. در دهه‌های اخیر نیز شاهد احیای چشمگیر تحقیق تاریخی برای آزمایش یا توضیح نظریه‌ها یا توصیف فراز و نشیب‌های حوادث در جوامع گذشته بوده‌ایم.51

گی روشه، جامعه‌شناس نیز می‌نویسد: جامعه‌شناسی از سه حوزة خارجی متأثّر می‌‌شود: نخست، از فلسفة تاریخ که جامعه‌شناسی در مراحل نخستین از آن گرفته شده است، دوم، از تئوری‌های بیولوژی، نظیر تئوری‌های تکامل گرایان، بالأخره از تاریخ که غالباً نادیده گرفته می‌شود در حالی‌که می‌توان ادعا نمود که بعضی از شاخه‌های جامعه‌شناسی در ابتدا به عنوان یک نوع تاریخ اجتماعی و یا به عنوان یک روش علمی در تاریخ تعریف شده‌اند، چنان‌که در آلمان، ماکس وبر در دفاع از رشتة تاریخ، جامعه‌شناسی را یک شاخه از تاریخ مقایسه‌ای و توجیهی عنوان کرد.52

پژوهشگری دیگر در این باره می‌گوید: «علوم اجتماعی و انسانی همه به مطالعة جامعة انسانی می‌پردازند و در شناخت کامل جامعه با یکدیگر همکاری می‌کنند.».53 وی سپس دربارة ارتباط خاص جامعه‌شناسی و تاریخ می‌نویسد: «شناخت پدیده‌های اجتماعی از دیدگاه جامعه‌شناسی منحصر به بررسی آن در زمان حال نیست، بلکه برای درک و تبیین کامل وقایع اجتماعی باید به گذشتة دور یا نزدیک آن توجه کرد.جامعه‌شناسی در این زمینه به علم تاریخ احتیاج دارد».54 علاوه بر این، اساساً تحقیق بر پایة اطلاعات تاریخی یکی از انواع پژوهش‌های جامعه‌شناسی معرفی شده است.55

یکی دیگر از صاحب‌نظران هر دو عرصه جامعه‌شناسی و تاریخ و از منظر نیاز تاریخ به جامعه شناسی می‌گوید: برای شناسایی روابط علت و معلولی میان پدیده‌ها و حوادث هر عصر باید از روش‌های متداول در جامعه‌شناسی بهره‌برداری کرد، چرا که حوادث اجتماعی وقتی در طول مورد مطالعه قرار گیرد، تاریخ، و چون در برش‌های عرضی بررسی شود، جامعه‌شناسی پای به میدان می‌گذارد. بنابراین، مورخ نباید از روش‌های متداول در جامعه‌شناسی برای بررسی تاریخ غفلت کند.».56

محققی دیگر در همین ارتباط و از همین منظر، ذیل مبحث «انواع علوم کمک‌کار در تاریخ‌نگاری»، وجوه مشترک تاریخ و جامعه‌شناسی و نیاز تاریخ به جامعه‌شناسی را موارد زیر شمرده است:

1. ‌تاریخ و جامعه‌شناسی هر کدام نوعی از پژوهش‌های تاریخی است.

2. مورخ غالباً از مواردی سود می‌برد که جامعه‌شناس از آن استفاده می‌کند.

3. تاریخ جدید و جامعه‌شناسی جدید، هر دو به وجهی از فلسفة تاریخ متأثرند.

4. مورخ همان‌گونه که از فلسفه در بیان مفاهیم و افکار عمومی سود می‌گیرد، از جامعه‌شناسی هم بهره می‌برد.

بر این مبنا، تاریخ و جامعه‌شناسی جدید، هر دو در پژوهش‌های انواع جامعه‌ها از یک روش پیروی می‌کنند.وی سپس می‌افزاید: «بنابر آنچه بیان شد و با تکیه بر نظر یکی از اندیشمندان معاصر، می‌توان گفت: تاریخ، جامعه‌شناسی گذشته، و جامعه‌شناسی، تاریخ حاضر است».57 اگرچه ممکن است سخن اخیر این پژوهشگر، خالی از تسامح نباشد، اما گفتة او و دانشمند مورد اشارة وی، به خوبی قرابت و هم افق بودن این دو رشتة عملی و طبعاً تناسب اصول روش‌‌شناسی علم جامعه‌شناسی را برای کاربرد در مطالعات تاریخی نشان می‌دهد.

علاوه بر این، تلاش دانشمندان برای دستیابی به یک روش تحقیق مناسب و کارآمد و استفاده از ایده‌ها و تجارب علوم مجاور و مشابه برای نیل به این هدف، اختصاص به مورخان ندارد، بلکه دیگر علوم و از جمله علم جامعه‌شناسی نیز به نوبة خود از تجارب و دستاوردهای روش‌شناسی دیگر علوم بهره برده و می‌برند. مارتین البرو58 می‌نویسد:جامعه‌شناسی اغلب کوشیده است از روش‌های علوم دیگر پیروی کند، اما همة علوم این کار را می‌کنند.

هر یک از علوم در داشتن ترکیبی متفاوت از این روش‌ها، با دیگر علوم تفاوت دارند و در عین حال، در برخی مسائل نیز با علوم دیگر وجه اشتراک دارند.59بنابراین، تکاپوی مورخان برای اصلاح و تکمیل روش تحقیقِ خود با بهره‌گیری از تجارب روش‌شناسی دیگر علوم انسانی، به‌ویژه با استفاده از نظریه‌های رشتة جامعه‌شناسی که اشتراک بسیاری با یکدیگر دارند، امری مطلوب و بر وفق رویة دیگر علوم، به‌خصوص علوم انسانی است.

2. تعریف چارچوب نظری60

چارچوب نظریِ تحقیق که از آن با عناوین دیگری چون طرح نظری مسئله تحقیق،61 الگوی تبیینی تحقیق62،63 الگوی تبیینی نظری تحقیق64و65 و چارچوب مرجع66 یا چارچوب داوری67 نیز یاد شده، ‌در گفتار صاحب‌نظران با عبارت‌های متفاوتی تعریف شده است. می‌توان این اصطلاح را با بیانی ساده‌این گونه تعریف کرد: «چارچوب نظری تحقیق عبارت است از نظریه‌ای که از سوی پژوهشگر، مناسب با مسئلة پژوهش تشخیص داده شده و طبعاً توسط وی جهت تحلیل داده‌ها بر اساس اصول و قواعد آن نظریه، انتخاب شده باشد».

با وجود این، مرور تعریف‌های یکه پژوهشگران عرصة علوم اجتماعی برای چارچوب نظری تحقیق ارائه کرده‌اند، می‌تواند افق دید ما را به این موضوع وسعت بخشد، از این رو با مرور مواردی از تعریف‌های ارائه شده در این زمینه، در پایان با یک جمع‌بندی، بحث خود را به پایان می‌بریم. اما نخست، مرور تعریف‌های ارائه شده برای چارچوب نظری:

بر اساس برخی تعریف‌ها، چارچوب نظری عبارت است از: «شیوة خاصی از نگریستن به زندگی انسان که طی آن، فرض‌های خاصی دربارة ماهیت واقعیت اجتماعی (روابط اجتماعی) عرضه می‌شود».68 برخی نیز گفته‌اند: «طرح نظری مسئله تحقیق، نگرش یا چشم‌انداز نظری است که تصمیم گرفته می‌شود برای بررسی مسئله‌ای که در پرسش آغازی سؤال اصلی تحقیق طرح شده است، پذیرفته شود».69

اندیشمند دیگری چارچوب نظری تحقیق را این گونه معرفی کرده است: «عینکی برای نگریستن و تفسیر کردن حوادث در جهان اجتماعی».70 محقق دیگری چارچوب نظری تحقیق را «منطق علم نوین» شمرده است.71 پژوهشگری دیگر، طرح نظری ‌را هر نظریه‌ای می‌داند که آموزه‌ها و مفاهیم آن به صورتی واضح تعریف شده، صورت کلی و عام به خود گرفته، قابل استناد باشد.72در فرهنگ علوم اجتماعی نیز این اصطلاح با عنوان چارچوب مرجع یا چارچوب داوری، این گونه تعریف شده است:اصطلاحی فنّی در روش‌شناسی است که به مجموعه‌ای از مفروضات بنیادی لازم برای محدود و معین کردن موضوع یا مضمون یک علم یا یک نظریه دلالت می‌کند.73

گرچه عبارت‌های پژوهشگران در باره تعریف چارچوب نظری، متفاوت است، اما این تعریف‌ها از نظر محتوا تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند و روی هم رفته می‌توان گفت که یک طرح یا چارچوب نظری در حوزة علوم اجتماعی، مجموعه‌ای نظام‌مند از فرضیه‌های اطمینان‌بخش و کم و بیش تجربه شده و تعمیم یافته در زمینة رفتار اجتماعی خاص انسان است که پایه و پشتوانه تحلیل‌ها و شکل استدلال‌های محقق را در یک طرح پژوهشی تشکیل می‌دهد و در همان حال، پژوهشگر سعی می‌کند در خلال تحلیل داده‌های خود، مصادیق جدیدی برای آن فرضیه‌های کلی ارائه کند.به عبارت دیگر، کار پژوهشگر در ارتباط با چارچوب نظری گزینش شده، تطبیق آن به عنوان مجموعه‌ای از قواعد کلی و منسجم بر مصادیق جدید است.با توجه به ارتباط تنگاتنگ بحث چارچوب نظری با اصطلاح نظریه،74 لازم است دربارة مفهوم این اصطلاح نیز تأملی داشته باشیم.

در یک تعریف موجز، نظریه عبارت است از: قضایا و گزاره‌های انتزاعی و کلی و نظام‌مند و در عین حال، قابل آزمون که ناظر به تبیین روابط علی میان پدیده‌ها یا تبیین چیستی و چگونگی یک پدیده یا یک شیء است،75 چه این گزاره‌ها از طریق استقرا به دست آمده باشد، چنان‌که مورد تأکید تجربه‌گرایان است، و چه از راه‌های دیگری همچون قیاس یا پیش‌فرض‌های اعتقادی و فرهنگی مورد قبول، چنان‌که عقل‌گرایان قائل‌اند.76 طبعاً از نظر عقل‌گرایان، چارچوب نظری نیز می‌تواند برگرفته از مبانی اعتقادی و فرهنگی پذیرفته شده پژوهشگر باشد، اما به هر حال، این آموزه‌ها به بوتة آزمایش گذاشته می‌شود.

3. فواید چارچوب نظری

گرچه از خلال تعریف‌های ارائه شده برای چارچوب نظری، تا حدودی فایده‌ها و کاربردهای آن مشخص شد، با وجود این، یادکرد فواید مشخص استفاده از چارچوب نظری در پژوهش، علاوه بر پاسخ دادن به چرایی این اقدام از سوی مورخان، می‌تواند به طور غیرمستقیم حدود و ثغور چارچوب نظری را نیز بیان نموده، مکمّل مطلب پیشین باشد.ضمن اینکه لازم است در همین جا بار دیگر این نکته یادآوری ‌شود که این سخنان که ذیلاً ملاحظه می‌شود، مستقیماً ناظر به روش تحقیق در حوزة علوم اجتماعی است که البته، به مرور، به پژوهش‌های تاریخی نیز راه یافته است.

در عین حال، شکی نیست که استفاده از چارچوب نظری در پژوهش‌های اجتماعی، اهمیت بیشتری دارد و طبعاً با تأکید بیشتری نیز همراه است، زیرا چه بسا در یک پژوهش تاریخی در آن حد از اهمیت و ضرورت نباشد. به هرحال، نظر به اهمیت موضوع، متن گفتار صاحب‌نظران در باب فواید کاربرد چارچوب نظری در پژوهش را ذیلا مرور می‌کنیم.

یکی از پژوهشگران در این‌باره می‌نویسد: برخی تصور می‌کنند که می‌توانند بدون نظریه چارچوب نظری نیز یک تحقیق را انجام دهند. این گونه تحقیقات گرچه ممکن است در موارد استثنایی به بخش‌هایی از واقعیت‌ها بینجامد، اما... هر کس تئوری‌ها را بهتر بشناسد، بهتر می‌تواند از پس مسئلة مورد تحقیق برآید. تئوری‌ها کمک می‌کنند که ما محیط بیرونی خود را به طور سیستماتیک‌‌تر ادراک کنیم و مسائل را به طور هدفمندتر کشف نماییم و این مسائل را در قالب‌‌های وسیع‌تر، یعنی در یک شبکة وسیع‌تر از روابط علی تبیین کنیم.77

مارتین آلبرو نیز می‌نویسد: «هیچ پژوهشی بدون نظریه کارساز نیست زیرا نظریه به معنای ارتباط اندیشه‌هاست.78 ... هدف جامعه‌شناسی، آشکار ساختن حقایقی دربارة جامعة انسانی است. بنابراین، نظریه‌هایی را دربارة چگونگی کارکرد جوامع و روش مطالعة آنها مطرح می‌کند».79

پژوهشگری دیگر درباره فواید چارچوب نظری می‌نویسد: اینکه چرا به نظریه نیاز داریم؟ و به عبارت دیگر، داشتن چارچوب نظری چه ضرورتی دارد؟ پاسخ این است که اگر قادر باشیم مشاهده‌ها را طبقه‌بندی و توصیف کنیم و هم چنین اگر بتوانیم جریان وقوع حوادث را توصیف کنیم، در این صورت آنچه باید بگوییم، گفته‌ایم به نظر می‌رسد که نظریه فقط به این دلیل وجود دارد که توصیف‌ها و طبقه‌بندی‌ها کامل و کافی نیستند....، زیرا همیشه در مشاهدات ما اشتباهاتی وجود دارند و غالباً حوادث و پدیده‌هایی رخ می‌دهند که به دلایلی قابل مشاهده نیستند... نظریه علی رغم محدودیت‌های زمانی و لزوم حساسیت و دقّت در مشاهدات، همواره به عنوان وسیله‌ای برای جلوگیری از اشتباهات مورد نیاز است.80همچنین پژوهشگر دیگری فواید زیر را برای چارچوب نظری شمرده است:

1ـ نظریه می‌تواند افکار جدیدی را در روند حلّ مسائل نظری برانگیزد، 2ـ ‌نظریه ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد، به طوری‌که بتوان یک توصیف جامع و طرح‌گونه از آنها عرضه کرد، 3ـ نظریه ممکن است الهام‌بخش فرضیات علمی تازه‌ای باشد.81 ... نظریة جامعه‌شناختی محصول خودآگاهی اجتماعی و جزء ضروری تفکر است که با آشکار ساختن مسائل نامرئی و غیر آگاهانه، درک روشن مسائل اجتماعی را ممکن می‌سازد.82

و بالأخره برخی، فواید چارچوب نظری را این‌گونه مطرح کرده‌اند: در پرتو چارچوب نظری انتخاب شده برای مطرح کردن مسئله تحقیق است که پرسش آغازی سوال اصلی تحقیق صورت قطعی و معنای دقیقش را پیدا خواهد کرد و همچنین مسیری که در آن پاسخی برایش جست‌وجو خواهد شد، مشخص می‌گردد. اگر پرسش آغازی از قبل به صورت دقیقی فرمول‌بندی نشده باشد، انتخاب چارچوب نظری فرصت نهایی برای فرمول‌بندی صحیح و دادن معنایی خاص و دقیق به آن است که ضمناً هدف غایی تحقیق را نیز مشخص می‌کند.83

می‌توان گفت که انتخاب یک چارچوب نظری برای مسئلة تحقیق در عین حال عبارت است از تعریف دقیق موضوع تحقیق و انتخاب نگرشی برای بررسی این موضوع، مثلاً تحلیل علت‌ها، تحلیل کارکرد‌ها یا تحلیل ارزش‌ها... . آنچه در اینجا اهمیت دارد، طرفداری از این یا آن مفهوم نظری نیست، بلکه نشان دادن مقتضیات انتخاب یک چارچوب نظری است و اینکه باید آن را حتماً با بصیرت تمام انتخاب کرد. تنها در این صورت است که محقق آمادگی گسستن از سوابق ذهنی، پیش‌داوری‌ها و توهماتِ روشن‌بینی را پیدا خواهد کرد.84

منظور از نقل متن گفتار اندیشمندان، تبیین هرچه روشن‌تر فواید مورد انتظار از کاربرد چارچوب نظری در پژوهش بود با وجود این، در یک جمع‌بندی از گفتار صاحب‌نظران یاد شده، فواید کاربرد چارچوب نظری در پژوهش را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد:

1ـ شفاف‌سازی ابعاد و زوایای مسئله تحقیق و مفاهیم مرتبط با آنها.

2ـ‌پرتوافکنی به ماهیت حیات اجتماعی و ترسیم‌‌ساز و کار کلی پیدایش پدیده‌ها و حوادث‌اجتماعی و معرفی عوامل تأثیرگذار در روند تحولات جامعه و متقابلاً، اصلاح ذهنیت‌های توهمی و پیش‌داورانه در خصوص چگونگی شکل‌گیری حوادث و فرایندهای اجتماعی و عوامل مؤثر در روند تحولات جامعه.

3ـ راهنمایی پژوهشگر در حین پژوهش برای گردآوری اطلاعات ارزشمند و مؤثر در شناخت و تحلیل پدیده‌های اجتماعی.

4ـ ارائة الگویی منسجم به منظور چگونگی تحلیل داده‌ها و اطلاعات گردآوری شده.

4. محدودیّت‌ها و معضلات چارچوب نظری

نکتة دیگری که در ارتباط با چارچوب نظری در خور توجه است، محدودیت تعداد نظریه‌های اجتماعی از سویی و محدودیت گسترة پوششی هر یک از نظریه‌ها در مقایسه با مسائل پژوهشی از سوی دیگر و کثرت و تنوّع مسائل مورد پژوهش از طرف سوم است. در ارتباط با محدودیت تعداد و انواع نظریه‌های جامعه‌شاختی، گفتنی است که پژوهشگران این عرصه، به این نکته تصریح دارند که در برابر تعداد بی‌شمار مسائل اجتماعی و انسانی مورد پژوهش، شمار معدودی نظریه وجود دارد. فرامرز رفیع‌پور پس از بیان ضرورت به کارگیری نظریه (چارچوب نظری) در پژوهش و فواید آن، می‌نویسد:

نکات فوق ممکن است این تصور را به وجود آورد که دانشمندان در رشته‌های مختلف علوم، از جمله علوم اجتماعی، به همه چیز مسلط هستند و برای هر مسئله، تئوری و روش و تکنیک مناسب دارند.چنین تصوری صحیح نیست و به نظر نمی‌رسد که دانشمندان هرگز بتوانند روزی چنین ادعایی را بنمایند، زیرا دامنه مسائل به طور نامتناهی، گسترده و تئوری‌ها و روش‌های ما نسبت به گستردگی آن مسائل، بسیار محدوداند.85

رفیع پور همچنین می‌نویسد: همیشه این طور نیست که تئوری‌ها راحت یافت شوند و مسئله به طور مشخص در شبکة روابط علی یک تئوری قرار گیرد. تعداد تئوری‌های علوم اجتماعی، مانند بقیه علوم، محدود هستند و برای تبیین پدیده‌های اجتماعی متعدد که تعدادشان به علت کثرت، غیر قابل شمارش است، کافی نیستند، لذا، برقرار کردن ارتباط بین یک مسئله جدید و تئوری‌های موجود دشوار است.86

با توجه به اینکه این سخنان از سوی افراد متخصص این فن ارائه شده و نیز گفتار دانشمندان بعدی مؤیّد این سخنان است، ظاهراً چنین هشداری چندان دور از واقع نباشد.گفتار جاناتان ترنر نیز مؤید ادّعای رفیع‌پور است. ترنر اساس نظریه‌های جامعه‌شناسی موجود را چهار نظریه کلی دانسته‌که البته در درون هر کدام از این چهار نظریه کلان، نظریه‌های جزئی‌تری نیز شکل گرفته و توسعه یافته است. این چهار نظریه عبارت‌اند از:

 1ـ‌کارکردگرایی،87 2ـ کشمکش و تضادگرایی،88 3ـ کنش متقابل‌گرایی،89 4ـ سود و فایده گرایی.90و91 بنابراین، محدود بودن تعداد و انواع نظریه‌ها که خواه ناخواه این نظریه‌ها براساس شرایط و نگرش‌های خاصی شکل گرفته‌اند از یک سو، و انبوه بودن مسائل اجتماعی رنگارنگ که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارد از سوی دیگر، انتخاب یک نظریه از میان نظریه‌های موجود را توسط پژوهشگر با دشواری‌های عدیده روبه‌رو می‌سازد.

همان‌گونه که اشاره شد، محدودیت گسترة پوششی نظریه‌ها در ارتباط با ابعاد یک مسئلة‌پژوهشی نیز، مشکلِ دیگر فراروی پژوهشگران، در انتخاب چارچوب نظری است که اهل فن بدان نیز وقوف یافته و هشدارهای لازم را داده‌اند. یکی از صاحب‌نظران در این زمینه می‌نویسد:الگوهای تبیینی چارچوب‌های نظری علوم اجتماعی دیدگاه‌های گوناگونی را ارائه می‌دهند و هر یک از آنها بینش‌هایی را عرضه می‌دارند که دیدگاه‌های دیگر فاقد آنها هستند، اما هر کدام از این الگو‌های تبیینی جنبه‌هایی از زندگی اجتماعی را نادیده می‌گیرند.92

غلام عباس توسّلی نیز در مقام بیان کاربرد نظریه در پژوهش می‌نویسد: «باید گفت، نظریه هر چه باشد همواره از پاره‌ای جهات نارساست و دقیقاً با واقعیات عینی منطبق نمی‌شود».93فرامرز رفیع پور نیز همین مطلب را مفصل‌تر بیان کرده است. او می‌نویسد: محدودیت تعداد تئوری‌ها یک مشکل دیگری را می‌تواند در علوم اجتماعی به وجود آورد که چندان هم نادر نیست. محققی که می‌خواهد خود را به طور کامل با قواعد منطق علم نوین تطبیق دهد و بعد هم در قالب رشته و تئوری‌های مربوط به آن بماند، با این خطر مواجه است که مسئله و پدیدة مورد بررسی را به زور با یک تئوری‌در ارتباط بگذارد و یا آن را در قالب یک تئوری بفشارد؛ یک تئوری که اساساً ربطی به مسأله ندارد.94

وی سپس به نقل از فیجین، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه فلوریدا می‌نویسد: «وقتی دانشمندان بسیار متخصصانه عمل می‌کنند، مسائل و موضوعات مورد تحقیق را با یک دید محدود می‌بینند و در نتیجه در یک قالب بسیار تنگ از نظر تئوریکی و روشی باقی می‌مانند».95رفیع‌پور پیامد این نارسایی تئوری‌ها و چارچوب‌های نظری را این می‌داند که«یک محقق بر اساس آن تئوری‌های محدود، به دنبال علت‌هایی می‌گردد که علت واقعی مسئله نیستند و لذا مسئله را به طور کاملاً غلط تبیین می‌کند».96

همچنین او پیامد نارسایی مورد اشاره را برای کشورهای جهان سوم بیشتر می‌داند، چرا که تئوری‌های موجود در علوم اجتماعی، عمدتاً در کشورهای غربی و براساس مسائل و روابط علی موجود و نظام ارزشی آن جوامع ابداع شده‌اند، از این رو، این تئوری‌ها همیشه برای کشف و تبیین مسائل کشورهای جهان سوم مناسب نیستند و بسا که با الگو قرار دادن این تئوری‌ها در پژوهش، برخی از علل مسائل در جهان سوم دیده نمی‌شوند یا میزان تأثیرگذاری آن علل اشتباه ارزیابی می‌شود و یا اساساً چیزهایی که علت مسئله نیست به غلط علل مسئله معرفی می‌گردد و نهایتاً، پژوهشگر به نتایج شناختیِ اشتباهی می‌رسد.97

از این معضل که بگذریم، کاستی دیگری که در زمینة انتخاب یک چارچوب نظری فراروی پژوهشگران، به‌ویژه پژوهشگران شرقی و مسلمان قرار دارد این است که در حوزة علوم انسانی و اجتماعی برخلاف علوم طبیعی، تئوری‌های علمی، کم و بیش تحت تأثیر ارزش‌ها و مبانی فکری و فرهنگی عرضه کنندگان آنها قرار دارد.در چنین شرایطی، طبیعی است که این تئوری‌ها به هر میزان که متأثر از مبانی فکری و فرهنگی و ارزش‌های پردازشگران آنها باشد، از نگاه پژوهشگران دیگر جوامع و دیگر فرهنگ‌ها، واقع‌نما تلقی نگردد و پذیرفته نشود.98

تک عاملی بودن بسیاری از نظریه‌های اجتماعی موجود، یعنی تکیه بر روی یک عامل به عنوان منشأ و علت تام و تمام همة تحولات جامعه و نادیده گرفتن نقش دیگر عوامل، از دیگر مشکلات و معضلات فراروی پژوهشگران در انتخاب چارچوب نظری مناسب از میان نظریه‌های موجود است. در خصوص این معضل، ذیل عنوان «راه‌های دست‌یابی به چارچوب نظری منطقی»، اشارات و تصریحات اندیشمندان مرور خواهد شد.

در پرتو آنچه گذشت، می‌توان گفت که ترسیم چارچوب نظری برای پژوهش هیچ‌گاه به معنای پذیرش بی‌قید و شرط یکی از نظریه‌های موجود نیست و نباید باشد بلکه هر پژوهشگر، نه تنها حق دارد، بلکه ضرورت دارد با نگاه انتقادی به نظریه‌های موجود، متناسب با مسئلة تحقیق و متغیر وابسته یا متغیرهای مستقل آن، چارچوب نظری مناسب آن را تدوین و تبیین کند. شیوة دستیابی به چارچوب نظری منطقی و قابل قبول، مطلبی است که در ادامه به آن می‌پردازیم.

5. راه‌های دستیابی به چارچوب نظری منطقی

اندیشمندان عرصة علوم اجتماعی پس از روبه‌رو شدن که با محدودیت‌ها و نارسایی‌های چارچوب‌های نظری موجود در تبیین مسائل جدید پژوهشی، پیشنهادهایی به منظور حل این مشکل و دستیابی به چارچوب نظری مناسب برای هر مسئله، ارائه کرده‌اند. آنان معتقدند که لزومی ندارد پژوهشگر خود را به نظریه‌های موجود، محدود کند، زیرا گزینش نظریه‌ای از میان نظریه‌های موجود تنها یکی از راه‌های دستیابی به چارچوب نظری پژوهش است، بلکه پژوهشگر می‌تواند در این زمینه به صورت ابتکاری، چارچوب نظری جدیدی ارائه کند و آن را در فرایند پژوهش به بوتة آزمایش بگذارد.99

در عین حال، صاحب‌نظران به محققان تازه‌کار توصیه می‌کنند که، «ترجیحاً چارچوب نظری شناخته شده‌ای انتخاب کنند.»100 و این در شرایطی است که برخی پژوهشگران حوزه‌علوم اجتماعی، هیچ تقید و علاقه‌ای به نظریه‌های موجود ندارند، بلکه هر کدام، شخصاً اقدام به نظریه‌پردازی می‌کنند. ترنر با لحنی انتقادی به این گروه از پژوهشگران می‌نویسد:

نتیجه‌ای که این فرقه‌گری در ناحیة نظریه، برای جامعه‌شناسی دارد، آشکار کردن یک سری از رویکردهای نظری غالباً آزمایش نشده ولی جالب است که عینکی را برای نگریستن و تفسیر کردن حوادث در جهان اجتماعی فراهم می‌آورد.101به هر حال، یکی از راه‌های برون رفت از تنگنای کمبود چارچوب نظری مناسب، پردازش نظریة جدید برای چارچوب نظری تحقیق است. گزینش چند نظریه یا بخش‌هایی از چند نظریة مناسب با مسئلة مورد پژوهش و تلفیق آنها، شیوة دیگر دستیابی به الگوی نظری مناسب و منطقی است.

إرل ببی می‌نویسد:هر یک از الگوهای تبیینی که مورد بررسی قرار دهیم، شیوة متفاوتی دربارة نگریستن به زندگی انسان را نشان می‌دهد... . به شما توصیه می‌کنم که هر یک را بررسی کنید و به جای اینکه بخواهید دربارة غلط بودن یا درست بودن هر کدام حکم صادر کنید، ببینید که حوزة چه شناخت‌های تازه‌ای را بر روی شما می‌گشایند. و سرانجام، نمی‌توان الگوهای تبیینی را درست یا نادرست دانست؛ آنها به منزلة شیوه‌های نگریستن، ممکن است کما بیش سودمند واقع شوند. سعی کنید ببینید که این الگوهای تبیینی به چه ترتیب ممکن است برایتان مفید باشند.102

إریک سلبین103 نیز که کتاب انقلاب‌های نوین در امریکای لاتین (1993م) از جمله آثار اوست، طی مقاله‌ای با عنوان «انقلاب در جهان واقعی»، با نقد نظریة‌ساختارگرایی، پیشنهاد می‌کند که باید نظریه‌های جامعی تدوین گردد که طی آن، قدرت و اهمیت و نقش عوامل مختلف، به‌ویژه نقش مردم و گزینش‌های آگاهانه و ارادی آنان، و خصوصاً نقش نخبگان و قهرمانان در کنار قدرت و نقش ساختارهای اجتماعی در نظر گرفته شود.104

همچنین جان فورن به رغم تکیه بر نظریة «دولت محور» در تحلیل تحولات اجتماعی،105 خود اذعان می‌دارد که این الگوی تحلیلی، همه متغیرها و عوامل مؤثر در تحولات اجتماعی را پوشش نمی‌دهد؛ از‌این‌رو، به گفتة او، «در واقع، ممکن و گاهی هم مفید است که تحلیل‌های دولت محوری با برخی تحلیل‌های دیگر، مانند تحلیل تضاد و کشمکش طبقاتی به هم آمیخته شود».106

کم نیستند اندیشمندان دیگری که آنان نیز تلفیق نظریه‌های مختلف و استفاده از هر نظریه برای تحلیل بُعد یا ابعاد خاصی از پدیده‌های اجتماعی را توصیه می‌کنند. محمد امزیان در این باره می‌نویسد:جامعه‌شناسی در قرن بیستم، دیگر، تفسیرهای تک بعدی را قبول نمی‌کند و از این مرحله گذر کرده است. اینک تداخل نهادها و همکاری آنها امری کاملاً روشن است، به گونه‌ای که نمی‌توان گفت یک نهاد یا یک عامل، مؤثر یا متغیر مستقل است و بقیة عوامل و نهادها، متغیرهای وابسته به شمار می‌روند.107

امزیان سپس به نقل از یکی از جامعه شناسان غربی به نام «لئوپلد فون ویژه» آورده است: میراث جامه‌شناسی زیان بزرگی خواهد دید اگر تسامح را از دست بدهیم و حق هر صاحب حقی را در زمینه‌های خاص به او واگذار نکنیم. اگر فکر کنیم که با خاموش کردن تمام شمع‌های موجود در حاشیة یکی از حوزه‌های جامعه شناسی می‌توانیم به یک زمینه، نور بیشتری بتابانیم، اشتباه کرده‌ایم.108

ماکس وِبِر (1864ـ1920م) نیز با وجود اینکه او به صورت و شکل معتدلی از «نظریه تضاد طبقاتی» مارکس (1818ـ1883م) نظر موافق نشان می‌دهد،109 روی هم رفته مخالف نظریه‌های تک عاملی از قبیل نظریه اقتصادی مارکس است110 و متقابلاً به تأثیر عوامل متعدّد و در واقع، تلفیق نظریه‌های مختلف در تحلیل پدیده‌های اجتماعی اعتقاد دارد، از این‌رو، گاهی از نظریة ماکس وبر، با عنوان «کثرت گرایی علّی»111 و «کنش متقابل علّی»112یاد می‌شود.113

تالکوت پارسنز نیز معتقد است که هر نظریه تنها بخشی از واقعیت اجتماعی را منعکس می‌کند.114 همچنین او به متفکران قرن نوزدهم ایراد می‌گیرد که «آنها به سادگی فکر می‌کنند که تنها یک عامل (عامل اصلی) از قبیل وراثت، محیط جغرافیایی یا عامل اقتصادی قادر است مستقل از عوامل دیگر، نظام اجتماعی را زیر کنترل قرار دهد».115 طبعاً برای تبیین همة ابعاد حیات اجتماعی یا باید به تلفیق نظریه‌های مختلف پرداخت و یا به تدوین نظریه‌‌ای جامع اقدام کرد که سهم همة عوامل دست اندرکار در واقعیت اجتماعی را ادا نماید.

در این میان، پارسنز در دورة نخستِ تئوری پردازی‌هایش،116 در پی طرح نظری عامی بود که بتواند همة کنش‌های بشری را تبیین کند و او معتقد بود که نظریة او با عنوان «نظام اجتماعی» یا «کنش متقابل اجتماعی» و گاه با عنوان «متغیرهای الگویی» و «حق انتخاب ارزش‌ها» که طی آن، افراد در کنش‌های اجتماعی کم و بیش ارادی و اختیاری خود117 براساس یکی از انگیزه‌ها و ارزش‌های پنچ گانه عمل می‌کنند،118 از کارایی عام برخوردار است،119 گرچه بر این ادعای پارسنز ایرادهایی نیز وارد شده است.120

راه حل دیگر برای دستیابی به چارچوب نظری منطقی در پژوهش، اصلاح و تکمیل نظریة گزینش شده براساس واقعیت‌ها و ویژگی‌های خاص مسئله پژوهش و ویژگی‌های محیط و بستر مرتبط با مسئله است. فرامرز رفیع پور پس از اشاره به نارسایی‌های نظریه‌های موجود می‌نویسد:در نتیجه، برای تحقیق در کشورهای جهان سوم، اوّلا، چهارچوب تئوریکی تهیه شده نباید آنقدر تنگ و سفت و تغییر ناپذیر باشد که توجه و بینش محقّق به مسئله را محدود سازد و اجازة ورود علل دیگر را ندهد. ثانیاً، برای درک شرایط محیط مورد تحقیق، تحقیقات مقدماتی موشکافانه لازم است.121

وی در عین حال، پردازش چارچوب نظری جدید و حتی تلفیق چند نظریه و ارائة نظریه جامع الأطرافی را نیز رد نمی‌کند و می‌نویسد:برقرار کردن ارتباط بین یک مسئله جدید و تئوری‌های موجود دشوار است و باید به تئوری‌های کم و بیش هم جوار و یا حتی دورتر نیز مراجعه کرد و از این طریق، تئوری‌های موجود را گسترش داد و یا تئوری‌های جدید به وجود آورد. ... این فرایندی است پایان ناپذیر.122

در مجموع می‌توان گفت که از دیدگاه صاحب‌نظران عرصة علوم اجتماعی، پژوهشگر در تعیین چارچوب نظری تحقیق خود، چهار گزینه پیش رو دارد: انتخاب یکی از نظریه‌های موجود به طور کامل و بدون هیچ گونه تصرف در اصول و آموزه‌های آن، اصلاح و تکمیل یک نظریه پس از انتخاب، تلفیق چند نظریه و در نهایت، ارائة نظریه‌ای جدید براساس مطالعات تجربی یا بر اساس مبانی فرهنگی و سنت‌‌ها و ارزش‌های پذیرفته شده خود و به بوتة آزمایش گذاشتن آن برای اولین بار در حین پژوهش مورد نظر.

البته در صورت انطباق و سازگاریی کی از نظریه‌های موجود با مسئله مورد پژوهش، ترجیح با انتخاب آن نظریه است، چرا که چنین نظریه‌ای پیش از این نیز کم و بیش تجربه شده و استحکام و واقع نمایی مطمئن‌تری دارد. آنچه در این میان حائز اهمیت بسیار است، توجه به انطباق یک نظریه با مسئلة پژوهش و روابط متغیرهای مستقل و وابستة آن به طور کامل و فراگیر و در عین حال به صورت طبیعی و منطقی و به دور از هرگونه تحمیل و تعصب است.

پی نوشت:

  47. لازم به توضیح است که گرچه می‌توان وقایع تاریخی را از زاویه‌های هر یک از علوم انسانی مورد مطالعه قرار داد، با این وصف، نزدیک‌ترین زاویه مطالعاتی به نوع پژوهش‌های مورخان، زاویه جامعه‌شناختی است، از این‌رو در این نوشتار بر نظریه‌های جامعه‌شناختی تکیه شده است. شکی نیست مورخ می‌تواند به تناسب مسئله پژوهش خود از نظریه‌های دیگر علوم انسانی نظیر روان شناسی نیز استفاده کند.

48. اچ. ترنر جاناتان، مفاهیم و کاربرد‌های جامعه شناسی، ترجمه محمد عزیز بختیاری و محمد فولادی، ص 62

I.S. Hornby, Oxford Advanced Learner,s Dictionary : "history"

49. اچ. ترنر جاناتان، مفاهیم و کاربرد‌های جامعه شناسی، ص 40، 42، 62، 69.

50. محمد معین، فرهنگ فارسی، «تاریخ»؛ حسن عمید، فرهنگ فارسی، «تاریخ».

51. اچ. ترنر جاناتان، مفاهیم و کاربرد‌های جامعه شناسی، ص62.

52. گی روشه، تغییرات اجتماعی، ترجمة منصور وثوقی، ص9، 10.

53. منصور وثوقی و علی اکبر نیک خلق، مبانی جامعه شناسی، ص33.

54. همان، ص35.

55. بهروز نبوی، مقدمه‌ای بر روش تحقیق در علوم اجتماعی، ص63، 65.

56. علیمحمد ولوی، دیانت و سیاست در قرون نخستین اسلامی، ص26.

57. صادق آئینه‌وند، علم تاریخ در گسترة تمدن اسلامی، ج1، ص392، 393. لازم به توضیح است که گفتة پایانی این محقق ناظر به جامعه شناسی خُرد است که به موضوعات اجتماعی حاضر و معاصر می‌پردازد.

58. Martin Albrow.

59. مارتین البرو، مقدمات جامعه شناسی، ترجمة منوچهر صبوری کاشانی، ص66.

60. لازم به ذکر است که آنچه در این نوشته از اصطلاحات و کلید واژه‌ها در ارتباط با مسئلة چارچوب نظری تحقیق و بومی‌سازی آن و بومی‌سازی چارچوب نظری با رویکرد اسلامی به کار می‌رود، بر اساس ادبیات متداول در این عرصه است. شکی نیست اهل نظر ممکن است در این زمینه، اصطلاحات و ادبیات گویاتر و دقیق‌تری پیشنهاد کنند یا به کار ببرند که طبعاً چنین ابتکارات و پیشنهاداتی در جای خود ارزشمند و مغتنم است.

61. ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک‌گهر، ص81؛ احد باقرزاده، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ص98.

62. Paradigm of research.

63. اِرل بَبی، روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه رضا فاضل، ج1، ص97.

64. teheoreticl paradigm of research.

65. اِرل بَبی، روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، ج 1، ص98.

66. Frame of refrence.

67. جولیوس گولد و ویلیام ل.کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ص336، «چارچوب مرجع».

68. اِرل بَبی، روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، ج1، ص98، 118.

69. کیوی، ریمون و لوک وان کامپنهود، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک‌گهر، ص81؛ احد باقرزاده، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ص98.

70. اچ. ترنر جاناتان، مفاهیم و کاربرد‌های جامعه شناسی، ص 51.

71. فرامرز رفیع پور، تکنیک‌های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص14.

72. غلام عباس توسّلی، نظریه‌های جامعه شناسی، ص29.

73. جولیوس گولد، ویلیام، ل.کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ص336.

74. Theory

75. اچ. ترنر جاناتان، مفاهیم و کاربرد‌های جامعه شناسی، ص47، 48، 68، 71؛ اِرل بَبی، روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، ج1، ص63، 64، 120؛ محمدرضا حافظ‌نیا، مقدمه‌ای بر روش تحقیق در علوم انسانی، ص34، 35؛ غلام‌عباس توسّلی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، ص24، 25؛ جولیوس گولد، ویلیام، ل.کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ص856، 857 «نظریة جامعه شناسی».

76. غلام‌عباس توسّلی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، ص 24 و 25؛ محمدرضا حافظ‌نیا، مقدمه‌ای بر روش تحقیق در علوم انسانی، ص34.

77. فرامرز رفیع‌پور، تکنیک‌های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص12.

78. مارتین البرو، مقدمات جامعه‌شناسی، ص56.

79. همان، ص66.

80. علی دلاوری، مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی، ص70. با اندکی اقتباس در عبارات آغازین.

81. غلام‌عباس توسّلی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، ص 29.

82. همان، ص28.

83. ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ص89، 90.

84. همان، ص92، 93.

85. فرامرز رفیع‌پور، تکنیک‌های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص12.

86. همان، ص13.

87. functional theory.

88. conflict theory.

89. interactionist theory.

90. utilitarian theory.

91. اچ. ترنر جاناتان، مفاهیم و کاربرد‌های جامعه شناسی، ص51، 57، 71.

92. اِرل بَبی، روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، ج1، ص98.

93. غلام‌عباس توسّلی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، ص27.

94. فرامرز رفیع‌پور، تکنیک‌های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص14.

95. همان.

96. همان.

97. فرامرز رفیع‌پور، تکنیک‌های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص14، 15.

98. رک. محمد محمد أمزیان، علوم اجتماعی از اثبات گرایی تا هنجارگرایی، ترجمه عبدالقادر سواری، ص237، 238.

99. ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ص81، 88، 89؛ احد باقرزاده، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ص99.

100. همو، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ص96.

101. اچ. ترنر جاناتان، مفاهیم و کاربرد‌های جامعه شناسی، ص51.

102. اِرل بَبی، روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، ج1، ص98.

103. Ericselbin

104. اریک سلبین، «انقلاب در جهان واقعی»، به نقل از: جان فورن، نظریه‌پردازی‌های انقلاب‌ها، ترجمة فرهنگ ارشاد، ص169.

105. جان فورن، نظریه‌‌پردازی‌های انقلاب‌ها، ترجمة فرهنگ ارشاد، ص28.

106. همان، ص40.

107. محمد محمد أمزیان، علوم اجتماعی از اثبات گرایی تا هنجار گرایی، ص113.

108. همان، ص117.

109. اچ. ترنر جاناتان، مفاهیم و کاربرد‌های جامعه شناسی، ص34، 35؛ برایان اس. ترنر، وِبِر و اسلام، ترجمة حسین بستان و دیگران، ص49، 68.

110. برایان اس. ترنر، وِبِر و اسلام، ترجمة حسین بستان و دیگران، ص 49.

111. causal pluralism.

112. casual interactionism.

113. برایان اس. ترنر، وبر و اسلام، ص 46، 52.

114. غلام‌عباس توسّلی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، ص24.

115. همان، ص241، 242.

116. همان، ص245؛ جورج ریتزر، نظریه‌های جامعه شناسی، ترجمة محمدصادق مهدوی و همکاران، ص60.

117. غلام‌عباس توسّلی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، ص240، 242، 245؛ ریتزر، نظریه‌های جامعه شناسی، ص65، 68.

118. توسّلی، همان، ص242، 243.

119. همان، ص239، 244، 245، 248.

120. همان، ص245.

121. فرامرز رفیع‌پور، تکنیک‌های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص15.

122. همان، ص13، 14.

محمد دشتی/پژوهشگر در تاریخ اسلام و ایران

منبع: فصلنامه تاریخ در آئینه پژوهش شماره 25

مراحل اصلي تحقيق

 يا Reaserch Step Seven1 – طرح سئوال، 2 – انتخاب موضوع يا مسئله، 3 – فرضيه، 4 – جمع‌آوري اطلاعات، 5 – سنجش اطلاعات، 6 – تجزيه و تحليل اطلاعات، 7 – نتيجه‌گيري، اولين مرحله طرح سئوال است كه موضوع بوجود مي‌آيد. مانند «چرا هواي خانه سرد است؟».

روش تحقيق:به روشها يا تكنيك‌هايي كه از طريق آن محقق به جمع‌آوري اطلاعات مي‌پردازد، روش تحقيق گفته مي‌شود.

روشهاي تحقيق و يا تكنيك‌هاي جمع‌آوري اطلاعات:روش كمّي: روش كمّي روشي است كه از طريق تحليل و به واسطة «اعداد و ارقام آماري»، رفتار انساني را مورد تحليل قرار مي‌دهد. مانند 58% افراد معتاد افرادي هستند كه طلاق گرفته‌اند. در روش كمي حضور محقق ناديده گرفته مي‌شود.
تعريف كيفي: 
روشي كه به واسطه تحليل كيفيت رفتاري انسانها (نه كميت) به جمع‌اوري داده‌هاي مورد نياز مي‌پردازد. 1 – مشاهده، 2 – آزمايش، 3 – تحليل محتوا، 4 – مطالعه موردي، 5 – تحليل عاملي، 6 – روش تاريخي
روش تحقيق چه كمي و كيفي داراي تكنيك خاص خود هستند. اين تكنيك به ما اصول و قواعد خاص انجام كار را مي‌آموزد. از روش كمي مهمترين تكنيك «پيمايش» است.

تعريف پيمايش:روشي است كه در آن محقق به واسطة استفاده از پرسشنامه يا مصاحبة عميق به جمع‌آوري اطلاعات و داده‌هاي مورد نياز مي‌پردازد. روش پيمايش بطور حتم داراي فرضيه است و اصلي‌ترين تفاوت اين روش با روش كيفي در همين مسئله مي‌باشد. در روش پيمايش محقق در پايان تحقيق به آمار و ارقام و نمودار مي‌رسد. در اين روش محقق به واسطة آمار و ارقام به تحليل موضوع و تأييد و يا رد فرضيه مي‌پردازد.

طرح تحقيق (پروپوزال)
در طرح تحقيق، محقق تلاش مي‌كند تا ضمن تعريف، «موضوع» مورد نظر خود را به ديگران معرفي  و تحليل نموده؛ گزارش جامعي از مراحل پژوهش خود را ارايه نمايد. 

طرح تحقيق:1 – موضوع، 2 – مقدمه، 3 – بيان مسئله
بعد از تعريف تفضيل‌تر موضوع مورد بررسي را به طور خاص و به شكل كامل موردي تفضيل و تحليل نماييد.
فصل اول: طرح تحقيق، فصل دوم : ادبيات تحقيق، فصل سوم: چارچوب نظري، فصل چهارم: تجزيه و تحليل تحقيق، فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات

تحقيق را مي‌توان به دو مرحله تقسيم نمود:1 – تحقيق به منظور يافتن پرسش شايسته و مناسب (اكتشافي)
2 – تحقيق به منظور يافتن پاسخ پرسش

موضوع‌يابي داراي 3 ويژگي است:1 – اكتشافي (به يك پرسش مي‌رسيم.)
2 – غني‌سازي پرسش‌هاي تحقيق (پرسشهاي تحقيق را محدود كرديم يعني محدودة زماني و مكاني)
3 – جمع‌آوري داده‌ها
مثال: مطالعه موردي معتادين 20 تا 25 سال جنوب تهران
موضوع: هر آنچه كه قابليت بررسي و تفحص باشد يا هر آنچه كه محقق مي‌تواند به كمك داده‌ها يا منابع عملي در جهت پاسخ‌گويي به آن برآيد.

اهميت و ضرورت:در اهميت و ضرورت محقق سعي مي‌كند با توجه به حساسيت موضوع تحقيق، نتايجي را كه به عنوان راهكار و راهبرد اهميت دارد را ارايه نمايد.

اهداف تحقيق:اهداف تحقيق به مجموعه اهدافي كه محقق براي تحقيقات خود برمي‌گزيند اطلاق مي‌گردد. به عبارتي ديگر روند حركت تحقيق بر پاية اهداف تحقيق مشخص مي‌گردد. روند تحقيق را هدف تحقيق مشخص مي‌كند. هدف تحقيق به شكل خبري است. اهداف دو دسته‌اند: 
1 – اهداف كلي كه همان سئوال كلي است.
2 – اهداف جزيي كه همان سئوالات جزيي است.
چرا شبكه‌هاي اجتماعي در ايران شكل نگرفت (سئوال كلي)
آيا فيلترشدن سايت‌ها ...

سه تكنيك اصلي در موضوع‌يابي و ارايه موضوع:
1 – هر موضوع بايد يك موقعيت زماني داشته باشد.
2 – هر موضوع بايد يك موقعيت مكاني داشته باشد.
3 – هر موضوع بايد يك موقعيت غايت به هدف خاص باشد.
بررسي افول سرمايه اجتماعي  از  ابتداي انقلاب  تا سال 1388 در تهران
                   موضوع                      زمان                      مكان

تعريف فرضيه:«حرفهاي اثبات نشده‌اي كه قابل اثبات است.» فرضيه از دو متغير يا قسمت تشكيل شده است:
 متغير مستقل: متغيري است كه در شرايط تحقيق و فرضيه دچار تغيير نمي‌گردد. به عبارت ديگر متغير مستقل تأثيرگذار است نه تأپذير است.
 متغير وابسته: متغيري است كه در شرايط تحقيق و فرضيه دچار تغيير مي‌شود. به عبارت ديگر متغيري است تأثيرپذير است نه تأثيرگذار.
مثال: «بررسي نقش درآمد (متغير مستقل) بر پايگاه اقتصادي اجتماعي (وابسته)
علل (مستقل) مؤثر بر گرايش جوانان به اعتياد (وابسته)
بررسي نقش حذف يارانه‌ها (مستقل) بر ميزان تورم (وابسته)
بررسي نقش افزايش شهريه (مستقل) در ميزان يادگيري دانشجويان (وابسته)

تـوجه:1) متغير مستقل در يك موضوع يا فرضيه مي‌تواند بيش از يك متغير (دو يا چند متغير) باشد اما متغير وابسته در هر شرايط تنها يك متغير است. مثال: «علل گرايش جوانان به اعتياد؟» كه در اينجا ممكن است چندين علل متغير مستقل باشد. اما متغير وابسته تنها يك مورد اعتياد است.
2) اينگونه نيست كه متغير مستقل اول بيايد و متغير وابسته بعد. در بعضي از موارد اين متغيرها مي‌توانند با هم جابجا گردد. مثال: تأثير تعداد ماشينهاي موجود (مستقل) در شهر تهران بر ميزان آلودگي هوا (وابسته)
- در بحث متغير مستقل و وابسته، همواره ما بدنبال يافتن يك رابطة «علت و معلولي» هستيم. در اين رابطة علت و معلولي متغير مستقل به عنوان «علت» و متغير وابسته به عنوان «معلول» مي‌باشد. رابطه علت و معلولي را به شكل (فلش) نشان مي‌دهيم كه در سمت راست فلش «علت» و نوك پيكان آن «معلول» است.

عنوان مسئله: «بررسي علل افول سرمايه اجتماعي در تهران در بعد از انقلاب اسلامي»
اهداف كلي: «شناخت علل افول سرماية اجتماعي در تهران در بعد از انقلاب اسلامي»
براي رسيدن به اهداف كلي بايد اهداف جزيي را بشناسيم كه در اين مسئله عبارتند از: (اعتماد، تعامل، مشاركت و نهادهاي مدني). يعني همواره از اهداف جزيي به هدف كلي خود مي‌رسيم.
1 – شناخت علل افول اعتماد در تهران در بعد از انقلاب اسلامي
1 – شناخت علل افول تعامل در تهران در بعد از انقلاب اسلامي
1 – شناخت علل افول مشاركت در تهران در بعد از انقلاب اسلامي
1 – شناخت علل عدم شكل‌گيري نهادهاي مدني در تهران در بعد از انقلاب اسلامي
فرضيه: فرضيه از دو قسمت تقسيم مي‌شود متغير مستقل و وابسته. پس فرضيه‌ها را مي‌نويسيم:
1 – بين ميزان اعتماد (متغير مستقل) در جامعه و ميزان سرمايه اجتماعي (متغير وابسته) رابطه وجود دارد.
2 – بين ميزان تعامل (متغير مستقل) در جامعه و ميزان سرمايه اجتماعي (متغير وابسته) رابطه وجود دارد.
3 – بين ميزان افول مشاركت (متغير مستقل) در جامعه و ميزان سرمايه اجتماعي (متغير وابسته) رابطه وجود دارد.
4 – بين ميزان عدم شكل‌گيري نهادهاي مدني  (متغير مستقل) در جامعه و ميزان سرمايه اجتماعي (متغير وابسته) رابطه وجود دارد.

در يافتن علل يك پديده مثلاً «بررسي علل گرايش جوانان به بزهكاري».
در يافتن اجزاي يك پديده (مثال: بررسي ميزان سرماية اجتماعي در شهر تهران)،
پيامدهاي يك پديده (بررسي پيامدهاي طلاق در خانواده)،
و بررسي ميزان يا تأثير يا نقش يك پديده (بررسي نقش آگاهي اجتماعي در انتخابات)
همواره بايد از تئوريهاي اجتماعي يا نظر صاحب‌نظران بزرگ جامعه‌شناسي استفاده نماييم. 
هيچ علل يا اجزايي بدون پشتوانة نظري داراي اعتبار نيست. البته محقق مي‌تواند با توجه به شرايط جامعه يكسري علل از خود مطرح نمايد. 

طرز ساختن فرضيه:1 – يك جملة خبري است كه نبايد بصورت سئوالي باشد.
2 – در اين جمله خبري دو متغير به شكل مكمل بيان مي‌شوند و ابتداي هر فرضيه متغير مستقل و قسمت دوم آن متغير وابسته مي‌آيد.
مثال1)  «آگاهي سياسي Ñ مشاركت اجتماعي بالا»، 
فرضيه: بين آگاهي سياسي مردم و ميزان مشاركت اجتماعي بالا رابطه وجود دارد.
مثال2) مشاركت اجتماعي پايين Ñ افزايش ميزان اعتياد
فرضيه: بين ميزان مشاركت اجتماعي پايين و افزايش ميزان اعتياد رابطه وجود دارد.
مثال 3) اضطراب Ñ روان پريشي
فرضيه: بين ميزان اضطراب و روان‌پريشي رابطه وجود دارد. 

1) بيان مسئله:         «بررسي عوامل گرايش جوانان به اعتياد در شهر در سال 1388»
2) اهداف كلي:        «شناخت عوامل گرايش جوانان به اعتياد در شهر در سال 1388»
3) اهداف جزيي: شناخت تأثير نظارت پايين  بر گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران
شناخت تأثير خـانواده بر گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران 
شناخت تأثير دوستــان  بر گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران 
شناخت تأثير لــذت  بر گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران 
شناخت تأثير يـادگيري بر گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران 
4) فـرضيـه:بين عامل «نظارت پايين» و گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران رابطه وجود دارد.
بين عامل «خـانواده» و گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران رابطه وجود دارد.
بين عامل «دوستان» گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران رابطه وجود دارد. 
بين عامل «لـذت» و گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران رابطه وجود دارد.
بين عامل «يادگيري» و گرايش جوانان به اعتياد در شهر تهران رابطه وجود دارد.

5) معــرّف سازي:براي مثال عامل «نظارت پايين» كه مي‌توان آن را به دو دسته تقسيم مي‌شود:
1) نظارت خانوادگي كه شامل: الف)والدين و ب) ساير مي‌باشد.
2) نظارت جامعه كه شامل: الف) نظارت پليس، ب) نظارت رسانه، ج) نظارت دولت و ... تقسيم كرد.
مرحله بعد طرح سئوال است كه مي‌بايست سئوال مربوط به آخرين معرف باشد و ارتباطي به متغيرهاي مستقل و وابسته ندارد مانند:
«تا چه اندازه والدين شما بر روي كارهايي كه انجام مي‌دهيد نظارت دارند؟»

طرح تحقيق شامل: مقدمه، بيان مسئله، اهميت و ضرورت تحقيق، اهداف، فرضيات تحقيق.
بعد از فرضيه «روش شناسي» است.

انتخاب تكنيك روش تحقيق به چه عواملي بستگي دارد:
1 – نوع موضوع مانند «بررسي سرمقالة هاي روزنامه وزين كيهان» چون متن است بايد از روش تحليل محتوا استفاده كرد.2 – علاقه محقق ، 3 – اجباري بودن، 4 - توان مالي محقق، 5 – زمينه‌هاي ارايه، 6 - مهلت رسيدن به جواب

- براي سنجيدن؛ متغيرها بايد تبديل به معرّف شوند.- پس از تقسيم‌بندي؛ آخرين تقسيم‌بندي تبديل به سؤال مي‌شود. مي‌خواهيم فرضيه «بين ميزان اعتماد(متغير مستقل) و ميزان سرمايه اجتماعي(متغير وابسته) رابطه وجود دارد.» را بسنجيم. 

تعريف پرسشنامه:پرسشنامه ابزاري است كه از طريق آن محقق به سنجش متغيرهاي مستقل و وابسته مي‌پردازد. هر پرسشنامه از چند سئوال تشكيل مي‌شود. براي سنجش هر متغير حداقل نياز به 2 تا 4 سئوال داريم. 

تعريف معرّف: يعني اينكه جامعه‌شناس يا محقق بداند متغير خود را در چه معنايي بكار ببرد. درواقع معرف كردن متغير همان قابل تعريف نمودن متغير است. معرف‌ها يا تعريف‌ها به دو دستة عمده و اصلي تقسيم مي‌شوند:
تعريف عملياتي: 2) تعريف مفهومي
در تعريف مفهومي، محقق مفهومي را كه صاحب‌نظران يا انديش‌مندان يا جامعه‌شناسان از يك متغير ارائه داده‌اند را بيان مي‌كند كه در تهية پرسش‌نامه اين نوع تعريف كاربردي ندارد. آنچه كه براي محقق مهم و اساسي مي‌باشد تعريف عملياتي است. در تعريف عملياتي محقق تلاش مي‌كند متغيرها را به مقياس‌ها يا سنجه‌هاي قابل اندازه‌گيري تبديل نمايد. به عبارتي ديگر محقق بايد با انجام دسته‌بنديهاي مختلف به يك تعريف عملياتي قابل اندازه‌گيري برسد.

- براي سنجش هر متغير استاندارد تعداد سئوال بين 3 تا 6 سئوال مي‌باشد.
مثال: مي‌خواهيم براي متغير تحصيلات سئوال درست كنيم. 
پس براي تحصيلات تقسيم‌بنديهاي زير را مي‌توانيم انجام دهيم: بي‌سواد، ابتدايي، سيكل، ديپلم، فوق ديپلم، ليسانس، فوق ليسانس، دكترا و ...
يا دانشگاهي و غير دانشگاهي، با سواد و بي‌سواد، و ...
مثال 2) وضعيت تأهل: «مجرد، متأهل، فوت همسر، طلاق گرفته» 
مثال: 3) بين نوع خشونت خانوادگي و ميزان فرار فرزندان از خانه رابطه وجود دارد.
- تعريف جامعه آماري: مجموعه‌اي از افراد يا واحدها كه داراي حداقل يك صفت مشترك باشند. درواقع در تحقيقات اجتماعي همواره مكان تحقيق به عنوان جامعة آماري محسوب مي‌شود. مثال: بررسي ميزان بزهكاري در شهر تهران در سال 1388 «تهران جامعه آماري است.» . حجم جامعة آماري براساس فرمول: «كوكران» بدست مي‌آيد.
-
 جامعه آماري را با N و نمونة آماري را با n نشان مي‌دهند. براي بدست آوردن ميانگين آماري N را n مي‌كنيم.
 تعميم: يعني نسبت دادن نتايج يك تحقيق به همة افراد جامعة آماري.
- نمونه آماري:  تمامي افرادي كه محقق در جريان يك تحقيق با آنها روبرو بوده و براي جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز خود با آنها مصاحبه مي‌كند.
آمارگر براي براي  
- حجم نمونه: 
- نمونه‌گيري: انتخاب تعدادي از افراد يا اشياء يا سازمان و نهاد يا گروه  در يك جامعة خاص آماري مطابق با محل و مكان زندگي آنها. 
اولين قدم در نمونه‌گيري تعريف جامعة آماري است و هدف نمونه‌گيري قايل شدن شانس برابر براي شركت در نمونه‌گيري.
- انواع نمونه‌گيري: الف) نمونه‌گيري احتمالي يا اتفاقي: نمونه‌گيري است كه هر فرد احتمال برابري براي انتخاب شدن دارد و محقق در انتخاب افراد نقشي ندارد بلكه شيوة نمونه‌گيري محقق را به يك نمونة خاص مي‌رساند.
ب) نمونه‌گيري غيراحتمالي يا سهميه‌اي يا قضاوتي: در اين نوع نمونه‌گيري تعداد خاصي از افراد احتمال انتخاب شدن‌شان بيشتر از ديگران است. به عبارت ديگر محقق خود تعيين مي‌كند چه كسي به عنوان نمونه باشد. در دو حالت بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد: 
               1) هدف تحقيق كمتر جنبة علمي داشته باشد.
               2) زماني كه ساخت جامعة مورد مطالعه مشخص باشد.

-
 انواع نمونه‌گيري اتفاقي، احتمالي:
 نمونه‌گيري تصادفي: در اين نوع نمونه‌گيري اعضاي جامعه شانس برابري براي انتخاب‌شدن دارند و لزوماً بايد مشخصات افراد جامعه را داشته باشيم. درواقع در اين روش ابتدا از تمامي افراد يا اعضاي جامعه فهرستي را انتخاب نموده و سپس به هر يك از افراد شماره‌اي را اختصاص مي‌دهيم. بعد از اختصاص شماره با استفاده از روش قرعه‌كشي نمونة تحقيق را تعيين مي‌كنيم.
 نمونه‌گيري سيستماتيك: در اين روش «نمونة آماري» را كه با حرف n  مشخص مي‌شود را تقسيم بر «جامعة آماري» كه با حرف N مي‌باشد، مي‌كنيم. براي مثال:
N = 500 (تعداد كل افراد در جامعه آماري) و n=100 (نمونه): براي حل 100 را تقسيم بر 500 مي‌كنيم كه جواب يك‌پنجم مي‌شود. بنابراين از بين هر پنج نفر يك نفر را انتخاب مي‌كنيم.   25     20     15    10    5
 نمونه‌گيري طبقه‌اي: در اين روش محقق مايل است نمونة تحقيق بگونه‌اي انتخاب نمايد كه مطمئن گردد زيرگروهها (پزشك، پرستار، كارمندان) با همان نسبتي كه در جامعه وجود دارد در نمونة آماري نيز بعنوان نماينده حضور داشته باشند. اين نوع نمونه‌گيري زماني انجام مي‌شود كه جامعه داراي ساخت همگن و متناجس نيست. اين نمونة آماري را پس از اينكه حجم نمونه در زيرگروهها مشخص شد افراد هر زيرگروه بواسطة يكي از روشهاي سيستماتيك يا تصادفي انتخاب مي‌شوند.
خلاصه) در اين روش در جامعه آماري ما طبقات مختلفي وجود داشته باشد كه بعنوان مثال:
مي‌خواهيم رضايت پرسنل بيمارستان را در پاييز امسال برآورد كنيم:
جامعة آماري شامل پزشك (1000)، پرستار (4000)، كارمندان 1000) مي‌باشد.  جمع كل 6000 نفر.
250 نفر حجم نمونه كه معمولاً خود استاد مي‌دهد.
براي محاسبه هر يك مثل پزشك كه تعداد 1000 نفر مي‌باشد را بر 6000 نفر تقسيم كرده ضربدر 250 (حجم نمونه) مي‌كنيم كه جواب 42 در‌مي‌آيد. جمع نتايج تقسيم سه گروه بايد 250 يا مساوي با حجم نمونه باشد.
به عبارتي n = 250 و N = 6000 است. در پايان براي انتخاب هر يك از افراد به روش سيستماتيك عمل مي‌كنيم.

– نمونه‌گيري خوشه‌اي: در اين روش بعنوان مثال جامعه‌ آماري تهران را در نظر مي‌گيريم كه مي‌توانيم آن را به پنج قسمت (شمال، جنوب، شرق، غرب، مركز) تقسيم كنيم كه خود اين قسمتها مي‌توانند به مناطق (شمال – 1، 2، 3، 4 و جنوب – 17، 18، 19، 20، 21، 22 و شرق – 9، 10، 11، 12 و غرب شامل 5، 6، 7، 8 و مركز شامل 13، 14، 15، 16) تقسيم كنيم.
سپس از بين اين مناطق سه منقطه بعنوان مثال (شمال، شرق، مركز) را انتخاب كرده و از مراكز آنها نيز گزينه‌هايي را انتخاب مي‌كنيم بعنوان مثال (شمال، 1 و 2)، شرق (9 و 11) و مركز (13 و 16) را انتخاب مي‌كنيم.
سپس از بين مناطق، ناحيه، بخش، محله، خيابان، كوچه و خانه يك مورد را انتخاب مي‌كنيم.

– نمونه‌گيري خوشه‌اي چندمرحله‌اي:- در طراحي سئوال در پرسشنامه توجه به 2 نكته ضروري است:آخرين معرف در فرايند معرف‌سازي به سئوال پرسشنامه تبديل مي‌شود. 
در طراحي سئوالات متغيرهاي مستقل يا وابسته حضور متغير روبرو در سئوال منتفي است. مثلاً در بررسي علل «بزهكاري» كه «نظارت اجتماعي پايين» يكي از مؤلفه‌هاي آن است و «والدين» نيز يكي از معرف‌هاي آن، نمي‌توانيم «والدين» را به بزهكاري ارتباط دهيم. 
- نوع جامعه‌آماري در طراحي سئوالات تأثيرگذار است. به عنوان نمونه اگر جامعة آماري والدين باشند با جامعة‌ آماري كه فرزندان هستند و متغير ما «نوع خشونت» باشد كاملاً مشخص مي‌شود.
براي امتحان: مثال «بزهكاري» كه عوامل مؤثر در آن عبارتند از: «نظارت اجتماعي، خانواده، دوستان، فقر، لذت‌جويي» است.
فرضيه: 1 – بين ميزان نظارت اجتماعي و ميزان بزهكاري رابطه وجود دارد.
عوامل نظارت: پدر و مادر، ساير بستگان، 
         2 – بين فروپاشي خانواده‌ها و ميزان بزهكاري رابطه وجود دارد.
         3 – بين معاشرت با دوستان بد و ميزان بزهكاري رابطه وجود دارد.
          4 – بين ميزان فقر و ميزان بزهكاري رابطه وجود دارد.
          5 – بين ميزان لذت‌جويي و ميزان بزهكاري رابطه وجود دارد.

1 - آيا جامعه آماري در روشهاي آمارگيري و بخصوص در روش آمارگيري كمّي كه بصورت پيمايشي مي‌باشد، تعداد افراد مشخصي دارد؟
2 - آيا نتيجه يك آمار بدست آمده از يك جامعة آماري در يك نقطه از كشور را به تمام نقاط مختلف آن كشور تعميم داد يا فرهنگ‌ها و آداب و رسوم يك منطقه مي‌تواند در تعميم نقش داشته باشد؟
3 – براي بررسي 

فرضيه:بين دقت دانشجو و افت تحصيلي دانشجويان رابطه وجود دارد.
بين عدم وجود اساتيد و افت تحصيلي دانشجويان رابطه وجود دارد.
بين مشكلات خانوادگي و افت تحصيلي دانشجويان رابطه وجود دارد.
بين افزايش شهريه و افت تحصيلي دانشجويان رابطه وجود دارد.

معرف سازي:براي مثال معرف‌سازي «مشكلات خانوادگي»: شامل مشكل فرهنگي، مشكل اقتصادي، مشكل اجتماعي، مشكل سياسي

مرحله بعد «معرف‌سازي» است. براي مثال «مشكلات خانوادگي» شامل: الف) مشكل فرهنگي: 1) ميزان تحصيلات والدين، 2) اختلاف فرهنگي بين والدين و فرزندان
ب) مشكل اقتصادي: 1) بيكاري، 2) تورم، 3) درآمد پايين، 4) ميزان بالا بودن هزينه‌ها
ج) مشكل اجتماعي: 1 – سنتي‌بودن والدين، 2 – هنجارشكني، 3) اعتقاد به خرافات در خانواده، 4) بي‌اعتمادي در خانواده، 5) منزلت اجتماعي خانواده، 6) بي‌اعتقادي در خانواده
 
سه دسته مقياس در علوم اجتماعي
 مقياس اسمي: در اين مقياس بين سطوح معرفها فاصله يا ترتيبي وجود ندارد. براي مثال: جنسيت كه به دو دستة زن و مرد تقسيم مي‌شود و يا مجرد و متأهل، شغل شامل شاغل و بيكار.
 مقياس ترتيبي: بين متغيرها فاصله وجود دارد ولي مقدار مشخص نيست مانند زياد، متوسط
 مقياس فاصله‌اي: بين متغيرها فاصله وجود دارد و ميزان آن مشخص است مثل:  سن، ميزان درآمد، ميزان هزينه.

غير از سئوالاتي كه به شكل سطح مقياس اسمي و فاصله‌اي مطرح مي‌شود بقية سئوالات در طيف كيكرت بايد بصورت مقياس ترتيبي سه‌جوابه يا پنج جوابه مطرح‌ گردد. 

متغيرهاي پايه‌اي متغيرهايي هستند با سطح سنجش يا مقياس اسمي و فاصله‌اي كه در همة پرسشنامه‌ها وجود دارد. متغيرهاي پايه‌اي عبارتند از: جنس، وضعيت تأهل، ميزان تحصيلات، شغل، محل سكونت، دين يا مذهب و مقياس‌هاي فاصله‌هاي شامل سن، درآمد، هزينه. اين مقياس شامل آن مقياس‌هايي مي‌شود كه در تحليلهاي آماري مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

در پرسشنامه آخرين معرّف در فرايند معرّف‌سازي تبديل به سئوال مي‌شود. اين سئوالات به شكل بسته در طيف ليكرت و با پاسخهاي سه‌قسمتي و پنج‌قسمتي مطرح مي‌شوند.

اختلاف فرهنگي شما با والدينتان چقدر است؟
خيلي زياد           زياد            متوسط             كم             خيلي كم

طيف ليكرتسئوالات و جوابها بر روي يك طيف سوار هستند كه اين طيف مي‌تواند:
1) سئوالات دوجوابي عموماً در سطح سنجش اسمي و فاقد هرگونه رتبه‌بندي خاص است مانند. جنسيت كه شامل مرد يا زن مي‌شود و يا جنسيت كه شامل مرد يا زن بودن است.
2) سئوالات سه‌جوابي داراي رتبه‌بندي خاص و ضعيف مي‌باشد. مانند «كم، متوسط، زياد»
3) سئوالات پنج‌جوابي داراي رتبه‌بندي قوي و كامل مي‌باشد. مانند «خيلي كم، كم، متوسط، زياد، خيلي زياد»


روشهاي تحقيق كيفيمشاهده يعني ديدن، جمع‌آوري اطلاعات از طريق يكي از حواس پنجگانه. اين روش با يكي از حواس ما كار دارد. بدون هيچ واسطه‌اي و شخصاً و رأساً بالاي سر تحقيق خود حضور فيزيكي دارد و جمع‌آوري اطلاعات مي‌كند.

مشاهده دو شكل عمده دارد:الف) زماني كه به مطالعات اكتشافي در يك تحقيق دست بزنيم.
ب) زماني براي جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز اقدام مي‌كنيم.

مطالعه اكتشافـي:يعني جمع‌آوري اطلاعات مقدماتي در مورد موضوع ، ساختار موضوع تحقيق و بهترين روشي كه مي‌توان از طريق آن به اطلاعات مناسب دست يافت.

مطالعه اكتشافي با مشاهده:استفاده از روش مشاهده در ابتداي تحقيق به منظور جمع‌آوري اطلاعات مقدماتي در تحقيق در اين حالت يك روش ديگري غير از مشاهده به عنوان روش تحقيق ما به حساب مي‌آيد.

مشــاهده:رابط ما با جهان پيرامون و جامعة آماري تحقيق كه به واسطة حواس پنجگانه بوجود مي‌آيد. به عبارت ديگر مشاهده نوعي كسب تجربه از جهان است كه از طريق ساده به وسيلة صيقل دادن حساب شده ادراك و حواس انجام مي‌گيرد.
از طريق مشاهده مي‌توانيم وارد لايه‌هاي پنهان افراد شويم.

تفاوت دو روش:در حالت اول روش مشاهده به عنوان يك روش كمكي و غير اصلي و تنها در ابتداي تحقيق مورد استفاده قرار مي‌گيرد لذا در ادامه كار محقق از روش ديگري براي مطالعات خود و جمع‌اوري اطلاعات استفاده مي‌كند.
در حالت دوم روش مشاهده به عنوان روش اصلي و تكنيك جمع‌آوري اطلاعات از ابتداي تحقيق تا پايان تحقيق استفاده مي‌شود.

انــواع مشــاهده:مشاهده سيستماتيك و غيرسيستماتيك
مشاهده با ساخت و بي‌ساخت
مشاهده مشاركتي و غيرمشاركتي
مشاهده آشكار و پنهان

مشاهده سيستماتيك و غيرسيستماتيكدر سيستماتيك با يك چارچوب خاص جلو مي‌رويم. در غير سيستماتيك بدون چارچوب جلو مي‌رويم. منظور آن است كه محقق بدون هيچ برنامه و زمينة تئوريكي مشاهداتي را انجام مي‌دهد. مانند مشاهده طلافروشان يا مشاهده متكديان.
در مشاهده سيستماتيك محقق مي‌بايست براساس يك برنامة مشخص به پيش برود. به اين شكل كه ابتدا يك مسئله اجتماعي را انتخاب نمايد، سپس براي تبيين آن بدنبال تئوريهاي مناسب بگردد. براساس اين تئوريها محدودة آن را مشخص و تفكيك نمايد. مرحلة بعدي با مطالعة تئوريها و متغيرهاي استخراج شده فرضيات خود را بنا نمايد، آنگاه بدنبال تأييد يا رد فرضيه به مشاهده بپردازد.

مشاهده با ساخت و بدون ساخت:مشاهده بدون ساخت يا غيراستاندارد معمولاً در تحقيقات مقدماتي بكار مي‌رود. زماني كه محقق بدنبال كسب اطلاعات كلي و يافتن معرفهاي مناسب براي سنجش موضوع مورد مطالعه خود است. اين نوع مشاهده بيشتر زماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه محقق با مسئله تحقيق و جامعه مورد مطالعه آشنايي زيادي نداشته باشد. (مطالعه مقدماتي انجام مي‌دهد كه نسبت به موضوع تحقيق شناخت پيدا كند.)
مشاهده با ساخت فقط زماني استفاده مي‌شود كه محقق پس از يك تحقيق مقدماتي (كه از طريق مشاهده بدون ساخت انجام شد) اطلاعات لازم در مورد جامعة آماري را بدست آورده و با ساختار موضوع و جامعة خود آشناست.

فــرمول كوكران :اين فرمول براي محاسبه حجم نمونه يا نمونة آماري از جامعه آماري استفاده مي‌شود. شكل فرمول بدين شرح است:


N
 = جمعيت كل، n = حجم نمونه، t = ميزان اطمينان كه مساوي 1/96  مي‌باشد، p = وجود صفت در يك جامعه آماري كه با عدد 5/0 نشان داده مي‌شود. q = عدم وجود صفت در يك جامعه آماري كه با عدد 5/0 نشان داده مي‌شود. d = سطح خطا مي‌باشد كه ميزان آن 05/0 است.
بعنوان مثال: در يك جمعيت 7200 نفري حجم نمونه آماري را بدست آوريد. 
جواب: 364 است.

تحليل محتوا Content analysisتحليل محتوا روشي است كه بواسطة آن به تحليل جرايد، روزنامه، راديو، تلويزيون، فيلم و هر آنچه كه اشاعه دهندة ارزشهاي مولد در جامعه باشد مي‌پردازيم. در روش تحليل محتوا وسايل ارتباط جمعي مانند روزنامه، تلويزيون، راديو، اينترنت، ماهواره و ... نقش عمده‌اي ايفا مي‌كنند اما هدف محقق تحليل متن (text) است. 
در روش تحليل محتوا تبادل و ارتباط عموماً از طريق زبان (سخن‌گفتن و نوشتن) انجام مي‌گيرد.  متن در تحليل محتوا مي‌تواند به دو شكل : 1) نوشتاري – گفتاري، 2) ايما و اشاره و حركات تقسيم شود.
اهميت روش تحليل محتوا در اين است كه مي‌تواند بي‌رابطه با زمان و مكان در مورد محتوا و منابع آنها صحبت كند. 
در تحليل يك فيلم و يا صدا، محتواي آنها بايد تبديل به متن شود. اين متن مي‌تواند به دو شكل:
                                                                                           الف) به شكل نوشته،
                                                                                           ب) به شكل ايما و اشاره و حركات بدن و اشياء باشد.


انواع تحليل محتوا:
الف) تحليل محتواي كيفي:
 هدف آن است كه تأثير متن‌هاي مورد نظر بر روي گيرندة پيام يا مخاطب پيام سنجيده شود. در اين تكنيك محقق «بار ارزشي مفاهيم و عبارات بكار برده شده» را بررسي مي‌كند.
ب) تحليل محتواي كمّي: محقق بواسطة شمارش پيامها و مفاهيم به دو نوع تحليل دست مي‌زند. 
 1) تحليل ارزش‌يابي، 2) تحليل احتمال وقوع

شرايط كلي تحليل محتواي كيفي:                                                                                          1 – تعيين چارچوب نظري يا تئوريكي
                                                                                          2 – واحد تحليل
                                                                                          3 – طبقات تحليل
                                                                                          4 – نمونه‌گيري

1) چهارچوب تئوريكي:
در اين روش نيز مانند ساير تكنيك‌هاي تحقيقي، محقق بايد يك چارچوب تئوريكي انتخاب كند، سپس براساس اين چهارچوب تئوريكي طبقات تحليل را شكل دهد. روش تحليل محتوا مي‌تواند داراي فرضيه نيز باشد اما وجود فرضيه مانند روش كمّي اجباري نمي‌باشد. وجود فرضيه بيانگر استفاده از چهارچوب نظري جهت تدوين فرضيه است. 

2) واحد تحليل:اين واحدها مي‌تواند لغات، جملات، سرمقاله‌ها، تيترها، پاراگراف و ... مي‌باشد. در واحد تحليل هدف سنجش بار ارزشي است.

3) طبقات تحليل:روش تحليل محتوا نيازمند طبقاتي است كه واحدهاي محتوايي بررسي شده در يك متن را در طبقات و رده‌ها دسته‌بندي كند. زماني كه چهارچوب تئوريكي در تحليل محتوا داشته باشيم طبقات ما براساس چهارچوب تئوريكي شكل مي‌گيرد. 

4) نمونه‌گيري:دو نكته در انجام نمونه‌گيري مهم است: 1) تعيين دورة زماني، 2) تعيين صفحات يا واحدهاي قابل بررسي. براي مثال اگر بخواهيم روزنامه اعتماد را بررسي كنيم ابتدا بايد يك دورة زماني از اين روزنامه را انتخاب نماييم. بعنوان مثال اگر اين روزنامه از 1/10/82 شروع و تا 1/10/88 انتشار كرده باشد مي‌توانيم از تاريخ 1/10/85 تا 1/10/88 را انتخاب نموده و در بين آنها بعنوان مثال مي‌توانيم فقط تيترهاي صفحه اول را در نظر بگيريم.


ويژگي طبقات در تحليل محتوا1 – طبقات تحليل محتوا بايد به فرضيه مورد بررسي مربوط باشد.
2 – طبقات بايد صريح باشد. يعني اگر يك طبقه‌بندي مجددي انجام شود محتواي مورد بررسي مجدداً متعلق به همان طبقه‌ باشد. 
3 – هر طبقه فقط بايد يك بُعد معنا را در نظر بگيرد. 
4 – طبقات بايد از يكديگر متمايز باشد. يعني هر واحد سنجش بايد مشخصاً در يك طبقه جاي گيرد و هنگام طبقه‌بندي نبايد محقق دچار ترديد قراردادن محتوا در طبقات گردد.
5 – طبقات بايد كامل باشد. يعني هر محتوا بايد بالاخره در يكي از طبقات جاي گيرد بطوري كه در پايان كار هيچ لغت يا واحد سنجشي باقي نماند كه نتوان آنها را در طبقاتي جاي داد.

مثال: جملة «آمريكا شيطان بزرگ است و با اسلام كينه‌توزي دارد و به هجوم همه‌جانبه عليه اسلام دست زده است.»
خود جمله «واحد محتوا» محسوب مي‌شود.
در اين جمله ما مي‌توانيم داراي طبقات زير باشيم:

دشمني‌ها

دوستي‌ها

دين‌مداري

شيطان بزرگ، كينه‌توزي، هجوم همه‌جانبه

-

اسلام - اسلام

در تحليل محتوا واژة دشمني‌ها با كلمه‌هاي «شيطان بزرگ»، «گينه‌توزي»، «هجوم همه‌جانبه» و دين‌مداري با واژه‌هاي اسلام كه به صورت دو بار تكرار شده است همخواني دارد. 
پس در طبقه دشمني  جواب تحليل محتواي ما  مي‌شود.

(مهم) تست T.A.T   از اين روش «رور شاخ» براي شناختن خصوصيات شخصيتي افراد استفاده مي‌كرد و بواسطة اين عمل تلاش داشت تا به روان افراد پي ببرد. ابتدا اين روش تنها برپايه تصاوير و تداعي تصاوير بود اما بدليل آنكه اين روش از اعتبار كافي برخوردار نبود به نوشته‌ها نيز گسترش داده شد. در مجموعه از طريق تست T.A.T انگيزة كارآيي افراد سنجيده مي‌شود و مشخص مي‌گردد تا چه اندازه فرد تلاش دارد كه به واسطة فعاليت و پشتكار به موفقيت دست يابد يا بر ترس خود نسبت به عدم موفقيت غلبه نمايد.

طبقات «اميد به موفقيت» در اين تست:نياز به موفقيت، 2) فعاليت براي دستيابي به هدف، 3) انتظار موفقيت، 4) تشويق، 5) احساس مثبت
طبقات «ترس عدم موفقيت» در اين تست:نياز به اجتناب از عدم موفقيت، 2) فعاليت براي اجتناب از عدم موفقيت، 4) انتظار عدم موفقيت، 4) توبيخ، 5) احساس منفي

اگر واحد محتوا جمله باشد. «شخصي دارد مي‌خندد» 
جواب: در طبقه اميد به موفقيت قرار گرفته و احساس مثبت است.

مثال 1) «استراحت كردن، خنديدن، و ورزش كردن هم براي سلامتي مفيد است و هم براي انجام كار روزانه»
اميد به موفقيت «احساس مثبت»
مثال 2) اين مرد در اين لحظه به كارش فكر نمي‌كند و ممكن است وقتش را هدر دهد.
ترس عدم موفقيت «انتظار عدم موفقيت»

نقل از: http://jaafari.blogfa.com/post-22.aspx

عنوان کنفرانس: دومين همايش ملي معماري و شهرسازي اسلامي



the second national conference islamic architecture and urbanism 


حوزه(هاي) تحت پوشش: معماري و شهرسازي, مهندسي عمران و سازه 
تاريخ برگزاري: 7 آبان 1392 تا 8 آبان 1392
تاريخ برگزاري ميلادی: 2013-10-29 - 2013-10-30
برگزار کننده: دانشگاه هنر اسلامي تبريز
محل برگزاري: تبريز
وضعیت کنفرانس: در حال پذيرش خلاصه مقاله

تاریخ‌های مهم:
مهلت ارسال چکیده: 1392/2/19
اعلام نتایج داوری چکیده مقالات: 1392/3/9
مهلت ارسال اصل مقاله: 1392/5/24
دریافت نسخه نهایی مقالات: 1392/6/21
اعلام نتایج داوری اصل مقاله: 1392/6/21






اهداف همايش:
- شناخت ارزش‌ها و مفاهيم معماري و شهرسازي اسلامي
- نظريه آفريني در معماري و شهرسازي اسلامي
- راهبردها و راهكارهاي تحقق نظريه هاي معماري و شهرسازي اسلامي

محورهاي همايش:
- جايگاه معماري و شهرسازي اسلامي در جهان معاصر
- معماري و شهرسازي اسلامي و روح زمان
- امكان تحقق پذيري معماري و شهرسازي اسلامي در دنياي معاصر
- واقع گرايي و آرمان گرايي در معماري و شهرسازي اسلامي
- نقد و تحليل نظريه‌پردازان،پژوهشگران و معماران معاصر ملي و بين‌المللي در زمينه معماري و شهرسازي اسلامي
- نقد نظريه هاي معماري و شهرسازي اسلامي
- روش‌هاي نظريه آفريني در معماري و شهرسازي اسلامي


اطلاعات تماس با دبیرخانه:
تلفن دبيرخانه: 04115559812
فکس دبيرخانه: 
ایمیل: 
وب‌سایت: http://www.tabriziau-conference.ir/fa/memari2callpaper

نگاهي بر چارچوب نظري تحقيق


مبنای این دیدگاه این است که علم حالت انباشته دارد . رسیدن به یک نتیجه تحقیقی خوب و نیل به یک مدل برازنده تر نیازمند استفاده از تجربیات پیشین محققان قبلی نسبت به مساله است.

هر پدیده ای دارای سابقه یا پیشینه ای است . وضع و شرایط امروز آن تابع همین گذشته است. پدیده های اجتماعی وابسته به گذشته اند و در زنجیره ای از تداوم جای می گیرند ، هویت آنان بدون در نظر گرفتن گذشته ایکه در آن تکوین و تبلور یافته اند ، بدست نخواهد آمد.

هیچ تحقیقی در خلاء صورت نمی گیرد . بنابراین ، بطور طبیعی  هر پژوهش در تداوم پژوهش های پیشین به انجام می رسد . هم از دوباره کاریها در آن اجتناب می شود . هم از داده های تحقیقات پیشین بر خوردار می گردد . ارتقاء دانش نیز به همین تداوم وابسته است. هر پژوهش باید متکی به دستاوردهای پیشین باشد، در حالیکه خود هم سخنی تازه دارد و هم ، روشهایی دقیق تر در شناخت پدیده بکار می گیرد( ساروخانی ، 1385: 146).

 

به این جهت ، در مطالعه ی هر مشکل اجتماعی و هر نوع تحقیق ، محقق باید سعی نماید به مطالعاتی که قبلا در زمینه همان مساله به انجام رسیده است ، دست یابد و در نحوه بررسی ، که شامل طرح ، بررسی، و روش مطالعه است ، تفحص نماید و معایبی را که در مطالعات قبلی می بیند در طرح تحقیق خود وارد نسازد. این بررسی مقدماتی ، محقق را از بسیاری مخاطرات و مشکلات بعدی مصون خواهد داشت، و نیز به او کمک خواهد کرد که بهترین طرح تحقیق ، و سهل ترین روش تحقیق را برای مساله مورد مطالعه اش انتخاب نماید( نبوی ، بی تا : 74 ).

 

1-5.  استفاده از تئوری های موجود: ( نظریه ها )

 تئوري ( نظريه ) در لغت به معناي« انديشيدن و تحقيق» آمده كه از «تئورياي »يوناني گرفته شده است ( توسلي ، 1379 : 24 ). نظريه به عنوان يك مقوله با معنا ، بخش ضروري كاربرد عملي است و در نتيجه ضرورت دارد نظريه جامعه شناسي رابطه صريح و روشني با عمل اجتماعي داشته باشد.  بدين ترتيب نظريه اجتماعي امري ضروري است كه نمي توان از آن غفلت كرد  ( توسلي ، 1379 : 27 ) .

از نظريه های جامعه شناسي فوايد متعددي انتظار مي رود كه مي توان برخی از آنها را به شرح زير بيان كرد :

 1- نظريه مي تواند افكار جديد را در روند حل مسائل نظري برانگيزد .

 2- نظريه ممكن است الگوهايي از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد ، به طوري كه بتوان يك توصيفی جامع و طرح گونه از آنها عرضه كرد .

 3- تجزيه و تحليل و نقد هر نظريه ممكن است به نظريات تازه اي منجر شود .

 4 – نظريه ممكن است الهام بخش فرضيات علمي تازه اي باشد ( توسلي ،1379 : 29 ) . 

محققان اجتماعي به دنبال پاسخ به دوپرسش اساسي درباره جامعه هستند، درجامعه چه مي گذرد( تحقيق توصيفي ) و چرا ( تحقيق تبييني ). اما براي پاسخ به پرسشهاي مربوط به چرايي امور بايد از چارچوب نظري استفاده نمود، چرا كه نظريه با تحقيق در تعامل با يكديگر قرار دارند.

در عمل ، نظریه و تحقیق از طریق جانشینی متناوب و پایان ناپذیر قیاس، استقرا، قیاس و… با یکدیگرکنش متقابل دارند. در عمل، قیاس و استقرا مسیرهای نظریه پردازی اجتماعی هستند.( ببی،1381: 135-134 )

منطق دانان بين استدلال استقرايي(از موردهاي جزئي به اصول كلي،از واقعيتها به نظريه ها) و استدلال  قياسي (از كل به جزئ، به كارگيري نظريه براي يك مورد خاص)تمايز قائل مي شوند. محقق در استدلال استقرايي از داده هاي مشاهده آغاز مي كند و اصلي كلي به وجود مي آورد كه روابط بين موضوعهاي مشاهده شده را بيان مي كند. از طرف ديگر،در استدلال قياسي ، محقق از يك قانون كلي آغاز مي كند و آن را در نمونه اي خاص به كار مي برد.(ببي.126:1381)

تحقيق جامعه شناختي نيز مستلزم تعامل مستمر بين مشاهده و تبيين ، گردآوري داده هاي بيشتر براي آزمون تبيين اوليه ، پالايش تبيين اوليه و … است . تبيين طرق مختلف رسيدن به نظريه هاي خوب نيست ، بلكه مبيّن دو مرحله است كه نقطه شروع متناقضي با هم دارند . نظريه پردازي، فرايندي است كه با  رشته مشاهداتی آغاز شده و به ساختن نظريه هايي درباره مشاهدات منجر مي شود . اما نظريه آزمايي بر عكس از نظريه آغاز مي شود . با استفاده از نظريه مي توانيم پيش بيني كنيم كه دنياي واقعي امور به چه نحو خواهد بود . البته اين دو فرايند تعامل مستمري در تدوين و شكل گيري نظريه دارند . اما اغلب تحقيقات اجتماعي از فرايند نظريه آزمايي استفاده مي كنند ، يعني تحقيق با نظريه آغاز مي شود ، چرا كه نظريه آزمايي در امر گردآوري داده ها و تناسب داده ها اهميتی اساسي دارد ( دواس ، 1381 : 21- 20 ) .

 ”درباره كاربرد تئوري در تحقيق تاكنون كم صحبت نشده است ؛ چون هيچ تحقيقي در حوزه علم نمي تواند بي نياز از تئوري باشد . اين الزام براي تحقيقات علمي _ با توجه به اين  امر كه منطق غالب در علم منطق قياس است – از ويژگي هاي واقعي علم است . بنابراين ،‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌  تحقيقي كه در آن ، سهم تئوري لحاظ نگردد ، كمكي به پيشرفت علم نمي كند ” ( پوپر ،1370 : 99 -77) .

در واقع چارچوب نظري دو كاركرد دارد : 1 – اجازه مي دهد پرسش آغازي را از نو فرمول بندي يا به صورت دقيق تر بيان كرد . 2- به عنوان شالوده براي فرضيه هايي به كار مي رود كه به اعتبار آنها محقق پاسخ منسجمي به اين پرسش آغازي خواهد داد  ( كيوي ، ريموند و كامپنهود ، 1370 : 88 ) .

2-5. تعريف مفاهيم(مفهوم سازي):

مفهوم سازی:مفاهیم معناهایی هستند که مورد توافق قرار گرفته اند و ما آنها را به اصطلاحات تبدیل می کنیم تا از این طریق ارتباطات، سنجش و تحقیق را آسان سازیم( ببی،1381: 289)

هر تحقیق مفاهیم خاص خود را فراهم می سازد و در نهایت زبانی خاص پدید می آورد.فرایند مفهوم سازی با ارائه تعاریف صورت می پذیرد. به بیان دیگر در هر تحقیق ارائه تعاریف برای مفاهیم تازه یا کلیدی کاری پیگیر و مستمر است(ساروخانی،1385: 90).

حاصل فرایند مفهوم سازی عبارت است از تعیین یک یا چند شاخص از آنچه در ذهن خود داریم ، شاخصی که حضور داشتن یا حضور نداشتن مفهومی را که سرگرم مطالعه آنیم نشان می دهد( ببی،1381: 256).

 محقق براي تبيين و تشريح موضوع مورد مطالعه و تعيين متغيرهايي كه مربوط به موضوع مورد تحقيق مي باشد، بايستي مفاهيم موجود در طرح تحقيق خود را يكايك تعريف نموده تا مفاهيم از يكديگر باز شناخته شوند و پرسشگران و ساير كساني كه محقق را ياري مي‌دهند با آگاهي و تسلط كامل به جزئيات موضوع بكار تحقيق بپردازند . در تعريف مفاهيم اصطلاحات و واژه‌هاي بكار رفته در طرح بايد مشخصاً و دقيقاً تعريف شوند. مثلاً در مطالعه مربوط به يك گروه اجتماعي اصطلاحات و مفاهيمي مثل “انسجام گروهي” و “ارتباط متقابل” ,”برون گروه” ,”درون گروه”,”شبه گروه”,”پاره گروه” و ….تعريف شوند.

آشنایی با پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران


Iranian Research Institute for Scientific Information and Documentation

 

پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران, پژوهشگاهي وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري است كه در سال 1347 به منظور فعاليت در حوزه اطلاع رساني و كتابداري تاسيس شد. هدف اين پژوهشگاه,فعاليت‌‌ تحقيقاتي‌ اطلاع‌ رساني‌، گردآوري‌ و اشاعه‌ اطلاعات‌ و مدارك‌علمي‌ به‌ منظور رفع‌ نيازهاي اطلاعاتي در اين‌ زمينه‌ و تلاش برايايجاد شبكه‌ اطلاعات‌ علمي‌ در كشوراست.

هم اكنون اين پژوهشگاه يافته ها و اطلاعات علمي را  در قالب چندين نشريه  از جمله فصلنامه هاي : سمينارهاي ايرانتازه هاي تحقيقچكيده مقالات علمي و فني,چكيده پايان نامه هاي ايرانگزارشهاي دولتي ايرانچكيده پايان نامه هاي فارغ التحصيلان خارج از كشور و گاهنامهمحققين و متخصصين و نيز  فصلنامه علمي پژوهشي علوم و فناوری اطلاعات منتشر مي سازد و ركوردهاي پايگاههاي اطلاعاتي پژوهشگاه نيز به صورت Online و Offlineقابل دسترسي است. بخش قابل توجهي از منابع اطلاعاتي مانند: مقاله، گزارش و طرحهاي پژوهشي به صورت  متن كامل  پژوهشگاه هم اكنون از طريق سايت وب در دسترس عموم مي باشد. براي استفاده مجلات و چكيده پايان نامه ها به بخش پايگاه هاي اطلاعاتي اين مركز مراجعه نماييد.

 

ثبت پايان نامه در پايگاه

 

در سمت چپ صفحه اصلي، بخش "پايگاه ثبت طرح و اطلاعات پايان نامه ها و رساله هاي تحصيلات تكميلي" قرار دارد كه براي ثبت پايان نامه خود در اين مركز، به اين بخش مراجعه كنيد.  

 

بخش پايگاه هاي اطلاعاتي اين مركز

 

در اين بخش دسترسي به پايان نامه ها، طرح هاي پ‍ژوهشي، مقالات مجلات و كنفرانس ها، گزارش ها و ... فراهم شده است. با انتخاب هر گزينه از موارد بالا و وارد كردن وا‍ژه مورد نظر در بخش جستجو، مدارك مورد نياز شما بازيابي مي شوند. با كليك بر هر مدرك، صفحه مربوط به آن باز شده و اطلاعات كامل در مورد آن ارائه مي دهد. 15 صفحه اول پايان نامه ها و چكيده مقالات از طريق اين پايگاه در دسترس هستند.

 

پس از انجام جستجو، با كليك بر هر عنوان، اطلاعات كامل در مورد آن مدرك ارائه مي دهد. چنانچه چكيده آن را داشته باشد، واژه "چكيده" در مقابل ركورد نمايش داده مي شود. چنانچه متن كامل آن را داشته باشد، واژه "PDF" در مقابل ركورد نمايش داده مي شود. و اگر امكان خريد اينترنتي مدرك فراهم باشد، عبارت "سفارش مدرك" در كنار آن مشاهده مي شود.

 

نحوه جستجو در پايگاه

 

ساده ترين راه جستجو در اين بخش، وارد كردن مهم ترين واژه يا عبارت مورد نظرتان در يكي از كادر هاي جستجو است. اما در بخش جستجو، امكانات ديگري نيز فراهم شده و شما مي توانيد واژه هاي مورد نظر خود را با هم تركيب كنيد. به اين صورت كه اولين واژه يا عبارت خود را در كادر اول جستجو وارد كنيد. در كشوي مقابل، نوع عبارت خود (عنوان، نويسنده يا ...) را تعيين كنيد. سپس در كادر دوم، عبارت دوم خود را وارد كنيد. مجدداً نوع آن را در كشوي مقابل، تعيين نماييد. در سمت راست، بين دو كادر جستجو كشويي قرار گرفته كه سه واژه "و ، يا، بجز" در آن ديده مي شود. با انتخاب "و" ميان دو كادر جستجو، همه مداركي كه عبارات وارد شده در هر دو كادر جستجو را دارا مي باشند، بازيابي مي شوند. مثلاً اگر جستجوي شما:

 

كادر اول: فلسفه    "و"     كادر دوم: اكبري  

 

باشد، همه مداركي كه هم عبارت "فلسفه" در عنوان/موضوع آن ها باشد و هم نام نويسنده آن ها، "اكبري" باشد، بازيابي خواهند شد.

 

چنانچه گزينه "يا" را ميان عبارات انتخاب كنيد،

 

كادر اول: فلسفه    "يا"     كادر دوم: اكبري  

 

همه مداركي كه يا فلسفه در عنوان/ موضوع آن ها باشد و يا اكبري نويسنده آن باشد، بازيابي مي شوند. روشن است كه در اين صورت تعداد مدارك بازيابي شده افزايش مي يابند. اما ممكن است مداركي كه يافت مي شوند، دقيقاً با نياز شما مرتبط نباشند.

 

چنانچه گزينه "بجز" را ميان عبارات انتخاب كنيد،

 

كادر اول: فلسفه    "بجز"     كادر دوم: اكبري

 

همه مداركي كه "فلسفه" در عنوان/ موضوع آن ها باشد و "اكبري" نويسنده آن نباشد، بازيابي مي شوند.

 

   سيستم جديد پايگاه هاي اطلاعاتي اين پژوهشگاه

 

اين سيستم جديد، امكانات جستجوي بيشتري نسبت به سيستم قبلي دارد. در اين بخش، امكان جستجوي ساده و پيشرفته وجود دارد و به شما كمك مي كند تا جستجوهاي دقيق تري انجام دهيد. در قسمت جستجوي ساده امكان تعيين نوع كليدواژه وجود دارد. به اين معني كه مي توانيد جستجو را بر اساس كلمات عنوان، نويسنده، موضوع، چكيده و نيز سال انتشار اثر انجام دهيد. توضيحاتي در مورد نحوه جستجو در همين صفحه ارائه شده است. اگر "عبارت دقيق ؟" را انتخاب نماييد، جستجو را دقيقاً بر اساس عبارتي كه جستجو نموده ايد، انجام مي دهد. براي مثال عبارت "حكمت ملاصدرا" را به همين صورت جستجو مي كند و واژه ها را به صورت جداگانه مورد جستجو قرار نمي دهد.

 

در بخش جستجوي پيشرفته گزينه هاي بيشتري براي انجام يك جستجوي موفق وجود دارد. در اين قسمت مي توان علاوه بر تعيين نوع واژه يا عبارت، محدوديت هاي زماني، زباني، نوع مدرك (پايان نامه يا ...) و درجه تحصيلي (كارشناسي يا ...) را براي جستجو اعمال نمود. پس از تعيين عبارت مورد نظر بر گزينه "برو" كليك كنيد. تعداد كل عبارات در سمت چپ نمايش داده مي شود. با كليك بر تعداد كل عبارات، مدارك بازيابي شده نمايش داده مي شوند. مداركي كه متن كامل آن ها در پايگاه وجود دارد، با علامت خاصي مشخص شده اند. البته در مورد پايان نامه ها تنها 15 صفحه اول نمايش داده مي شود. براي مشاهده متن كامل، بر روي عبارت "دريافت متن كامل براي كاربران مهمان" كليك كنيد

چند منبع برای یک مقاله آکادمیک لازم است؟


 

 

 

در بسیاری از موارد دانشجویان این سوال را مطرح می کنند که ما حداقل باید چند منبع را در قسمت رفرنس های مقاله ی خود بیاوریم و جوابی که معمولا از دیگران می شنوند این هست که خوب، این سوال رو از استادتون بپرسین چون در آخر آنها هستند که به شما نمره خواهند داد.

به تجربه ثابت شده است تعداد مشخص شده ای برای این سوال وجود ندارد. بلکه نکته ی اصلی ای که باید به آن توجه شود این است که اصلا هدف ذکر منابع چیست؟ پاسخ مشخص  این است که تعداد مقالات و منابعی که در بخش رفرنس ها آورده می شوند باید به اندازه ای باشند که هدف از ارائه ی بخش منابع در انتهای مقاله را برآورده سازد. 

هدف از بخش منابع چیست؟

ما در مقالات منابعی را که از آنها استفاده کرده ایم لیست می کنیم تا در برابر سوال ها و ابهام های خواننده دربارهی  ایده ها و فرض ها و نکات مهمی که در مقاله ی خود بیان کرده ایم، مقاله ی خود را پشتیبانی کنیم. در حقیقت ما می گوییم که همانطور که فلان دانشمندان نیز در تحقیق خود به فلان نتیجه رسیده اند.... یعنی ما داریم به خواننده می گوییم که این فرض یا جمله ای که بیان کردم در حقیقت از پشتوانه ی علمی برخوردار است. 

لذا به عقیده ی من باید به تعدادی که نیاز است منابع را ذکر کنیم تا به اندازه ی لازم جملات مهم مقاله ی خود را به پشتوانه های علمی محکم کنیم.

یک راه بسیار خوب برای دانستن اینکه آیا با این مقالات و این تعداد رفرنس توانسته ایم پشتوانه ی لازم را ایجاد کنیم یا خیر این است که به سوالات زیر پاسخ دهید:

1- آیا در متن علمی من، نکات و جملات مهمی هستند که بدون پشتوانه ی علمی رها شده باشند؟

2- آیا بیش از حد به یک منبع تکیه نکرده ام؟ آیا برای تحکیم نکات اساسی تحقیقم از 2 یا 3 منبع استفاده کرده ام؟

3- اگر جملات بدون پشتوانه علمی ای در متن وجود دارد، آیا از منابع موجود می توانم برای آنها نیز استفاده کنم؟

4- اگر موضوع تحقیق من مسئله ای است که نظرات مخالفی درباره ی آن وجود دارد، آیا از هر دو جنبه ی موضوع منابعی را ذکر کرده ام؟

یکی از مهارت های تحقیق و مقاله نویسی این است که ما بتوانیم خلاء های اطلاعاتی را در کار تحقیقی خود شناسایی کنیم.


منبع: مرتضی ج

http://www.terapaper.com/blog/2013/