باسمه تعالی

مقدمه

چارچوب نظری از مراحل تعیین­کننده روش تحقیق است که بر مبنای نظریات خاص موجود در هر رشته­ای، باید به اثبات قواعد منطقی و همبستگی بین پدیده­های مورد مطالعه در آن تحقیق پرداخت. بررسی مبانی نظری در تحقیق شامل سه مرحله کلّی است؛ ابتدا باید تمام منابع و متونی که برای بخش چارچوب آن تحقیق لازم است جمع­آوری کرد و فیش­برداری و تلخیص و دسته­بندی نمود؛ در مرحله بعد دیدگاه مناسبی برای کاربرد نظری تحقیق انتخاب کرد؛ سپس در مرحله نهایی باید به دنبال آشکارسازی عناصر و قواعد منطقی نظریه در تحقیق بود تا از این طریق رابطه علّت و معلولی بین پدیده­ها استنباط و تحلیل کرد.

چارچوب نظری تحقیق میدانی با تعاریف لغوی و اصطلاحی واژگان کلیدی شروع می­شود و به تبیین مفهومی آنها از نظر تخصّصی و در قالب رشته علمی تداوم می­یابد. این رشته همان رشته مورد نظر است که در تبارشناسی توسط محقّق، انتخاب شده است. در بخش ادبیات تحقیق، تئوری­های مرتبط و تعاریف مفهومی بیان می­شود و به همه جوانب موضوع در قالب مفاهیم انتزاعی پرداخته می­شود. نحوه تقطیع مطالب و تفکیک­سازی عنوان و دسته­بندی خلّاقانه محقّق در این بخش مشخص می­شود. بندچینی و ایجاد انواع مباحث مفهومی شیوا و رسا از مهارت­های لازم محقّق در تکمیل بخش ادبیات تحقیق است. این بخش در همه انواع تحقیقات یا قالب­های تحقیق، به صورت کتابخانه­ای انجام می­شود. محقّق در تهیه چارچوب نظری تحقیق به فیش­برادی گسترده از منابع به صورت دستی یا با روش الکترونیکی اقدام می­کند.

  چارچوب نظری، نوعی مبانی نظری هدایتگر برای دستیابی به علل وقوع یک پدیده اجتماعی یا مسئله تحقیق است که به کمک آن می­توان واقعیّت یا بخشی از واقعیّت را در مورد آن پدیده کشف کرد تا محقّق به تبیین، تفسیر، تحلیل و تشریح پدیده مورد تحقیق بپردازد. محقّق در چارچوب نظری تحقیق، از طریق روش­های شناختی به درک جزئیات عناصر نظری می­پردازد. این استدلال منطقی بین پدیده­های مورد تحقیق، همراه با قواعد منطقی به کشف و درک تبیین واقعیت منتهی می­گردد.

غنای اطلاعات در چارچوب ­نظری

معیار منطقی توقّف تهیه و تنظیم چارچوب نظری یا ادبیات تحقیق، اصل غنای اطّلاعاتی است. به این مفهوم که محقّق با در نظر گرفتن ملاحظات، امکانات و زمان تحقیق، تا آنجا به جمع­آوری اطّلاعات نظری می­پردازد و منابع داخلی یا خارجی را بررسی و مطالعه می­کند که اطّلاعات در حال جمع­آوری تکراری شوند و دور تسلسل باطل آغاز شود. در واقع در هر نقطه از چرخه جمع­آوری ادبیات تحقیق، اگر محقّق به اطّلاعاتی جدیدی دست نیافت، باید این فرآیند متوقّف شود. نکته مهّم این است که محقّق در بیان چارچوب نظری یا ادبیات تحقیق قصد ندارد تحلیل کامل مفاهیم و مقابله و مقایسه آنها و نتیجه­گیری را انجام دهد. فقط به همه جوانب و اکناف موضوع یا مسئله تحقیق اشاره می­کند و بحث را منسجم مطرح می­کند. استفاده از چارچوب نظری به معنای شراکت در تجربیات و خردورزی جمع کثیری از محقّقین و صاحب­نظران در امر تحقیق است.

نقش­پذیری محقّق در تدوین چارچوب نظری

محقّق در تهیه ادبیات تحقیق یک فرد جستجوگر خلّاق و مکتشف است و با مطالعه هر منبع میزان ارتباط آن را با تحقیق خود تشخیص می­دهد. سپس به مانند یک فرد جوینده، حقایق یافته را ثبت و مرتب می­کند. به دیگر سخن، محقّق بعد از تعیین موضوع تحقیق و مطالعات اکتشافی، با نگاهی فراگیر به اطّلاعات جمع­آوری شده از منابع اسنادی و غیر اسنادی باید به مهارکردن ایده­های نظری مرتبط با پدیده مورد بررسی، بپردازد تا محورهای اصلی نظری تحقیق خود را مشخص کند و طرح نظری مناسبی را با مسئله تحقیق ارائه دهد. مهارت­های روش مطالعه، منبع­شناسی، اعتبارشناسی مأخذ، ابتکار و خلّاقیت و قدرت تجزیه و تحلیل ذهنی محقّق، مهارت­های تایپ و فیش­برداری، قالب­بندی متن تحقیق، مهارت بندچینی، مهارت­های نویسندگی و... از مواردی هستند که محقّق را در تهیه ادبیات تحقیق به طور اثربخش یاری می­دهند.

فواید چارچوب نظری

به نظر اندیشمندان روش تحقیق، چارچوب نظری وابسته به خود علم است. چارچوب نظری از مراحل تعیین­کننده روش تحقیق است که بر مبنای نظریات یا تئوری­های خاص موجود در هر رشته علم­ تنظیم می­شود. فایده چارچوب نظری، منحصر به سنجش یا طبقه­بندی نتایج نیست؛ بلکه از آن مهم­تر، مربوط به تبیین موضوع است. تدوین چارچوب نظری در شرایطی که محقّق قصد پاسخگویی به سوالات چرادار را دارد بسیار ضروری است. فواید کلّی یک چارچوب نظری مناسب به شرح زیر است:

1)  چارچوب نظری مناسب، اجازه فریب حُسن تصادفات پدیده را نمی­دهد.

2)  چارچوب نظری، ما را به سمت الگوی ادبیاتی مناسب هدایت می­کند.

3)  چارچوب نظری مناسب از طریق هدایت و مشاهدات تجربی می­تواند یک دسته از روابط بین پدیده­ها را کشف کند.

تعاریف مفهومی و مفهوم­سازی در چارچوب نظری تحقیق

  تعاریف مفهومی، مهم­ترین بخش چارچوب نظری است. مفاهیم، معناهایی هستند که مورد توافق قرار گرفته­اند و ما آنها را به اصطلاحات تبدیل می­کنیم تا از این طریق ارتباطات، سنجش و تحقیق را آسان سازیم. هر تحقیق مفاهیم خاصّ خود را فراهم می­سازد و در نهایت، زبانی خاصّ پدید می­آورد. فرایند مفهوم­سازی با ارائه تعاریف صورت می­پذیرد. به بیان دیگر، در هر تحقیق ارائه تعاریف برای مفاهیم تازه یا کلیدی کاری مهم و درخور توجه است. حاصل فرایند مفهوم­سازی، عبارت است از تعیین یک یا چند شاخص از آنچه در ذهن خود داریم؛ شاخصی که حضور داشتن یا حضور نداشتن مفهومی را که سرگرم مطالعه و تحقیق در مورد آن هستیم نشان می­دهد. محقّق برای تبیین و تشریح موضوع مورد مطالعه و تعیین متغیرهایی که مربوط به موضوع مورد تحقیق است، باید مفاهیم موجود در طرح تحقیق خود را یک به یک تعریف کند تا مفاهیم از یکدیگر باز شناخته شوند و پرسشگران و سایر کسانی که محقّق را در مطالعه یا ارزیابی تحقیق، یاری می‌دهند با آگاهی و تسلّط کامل به جزئیات موضوع به کار خود بپردازند.

ویژگی تعاریف مفهومی مناسب

در تعریف مفاهیم، اصطلاحات و واژه‌های به کار رفته در طرح نظری تحقیق، باید به طور مشخص و دقیق تعریف شوند. محقّق باید در تعاریف مفهومی به نکات زیر توجّه کند:

1) تعریف مفهومی‌ باید خصوصیات‌ و کیفیت­های‌ مربوط‌ به‌ خود را در بر گیرد و شامل‌ همه مواردی‌ که‌ آن‌ ویژگی­ها را دارند باشد و موارد غیر مرتبط‌ آن‌ را در بر نگیرد (شمولیت).

2) تعریف مفهومی باید به وسیله کلمات‌ دیگری‌ به‌ جز خود آن‌ مفهوم‌ تعریف‌ شود؛ مثلاً تعریف‌ «دیوان‌سالاری‌»، به‌ عنوان‌ سازمانی‌ که‌ کیفیت‌ دیوان‌سالارانه‌ دارد یا «قدرت‌»، کیفیّتی‌ است‌ که‌ مردم‌ قدرتمند دارند، ارتباط‌ را آسان‌ نمی‌کند و تعریف مناسبی نیست.

3) تعریف مفهومی مثبت‌ بر تعریف‌ منفی‌ رحجان‌ دارد. تعریف‌ «هوش‌» به‌ عنوان‌ صفتی‌ که‌ فاقد رنگ‌ و وزن‌ است‌، کمک‌ چندانی به خواننده‌ برای‌ درک‌ آن‌ نمی‌کند؛ زیرا بسیاری‌ از پدیده‌ها چنین‌ صفاتی‌ دارند. تعاریف‌ مثبت‌‌‌ باید با استفاده‌ از اصطلاحات‌ روشن‌ بیان‌ شود. اصطلاحی‌ همانند «محافظه‌کاری‌» معانی‌ گوناگونی‌ برای‌ افراد مختلف‌ دارد. این‌ اصطلاح‌ نباید برای‌ تعریف‌ استفاده‌ شود، مگر آن که‌ در مورد معنای‌ آن‌ توافق‌ وجود داشته‌ باشد.

 چه چیزی را تعریف مفهومی می­کنیم؟

 به طور کلی در تعاریف مفهومی محقّق میدانی ممکن است مفهوم یا سازه یا متغیر را تعریف کند:

الف)مفهوم: رویدادی قابل مشاهده و واژه­ای انتزاعی است که که برای معنا دادن یا توضیح دادن به تجربیات از آن استفاده می­کنیم. مثل «پیشرفت پژوهش میدانی طلاب» که از طریق مشاهده و بررسی تحقیقات پایانی آنها در سطوح مختلف و ارزیابی آنها میزان این پیشرفت اندازه­گیری می­شود.

ب)سازه: برخی از مفاهیم به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند و در سطح بالاتری از انتزاع قرار دارد و از نظریات مختلف مشتق می­شوند. مثل «دینداری نوجوانان»، دینداری از یک جهت مفهومی اعتقادی دارد و از یک جنبه به انجام فعالیت­های مذهبی منجر می­شود و از جنبه­ای دیگر به مهارت­های رفتاری، شناختی، عاطفی، اجتماعی، تقّیدی و...  مربوط می­شود.

ج)متغیر: یک ویژگی واحد مورد مشاهده است که از یک شرایط به شرایط دیگر یا از فردی به فرد دیگر یا از یک شئ به شئ دیگرتغییر می­کند. به هر صفتی که بتواند بیش از یک مقدار یا حالت داشته باشد یعنی قابل تغییر باشد متغیر گفته می­شود. متغیرها عواملی هستند که بر پدیده­ها و بر یکدیگر تاثیر می­گذارند و دارای انواعی هستند که ذکر آنها در این نوشتار نمی­گنجد.

استفاده از تئوری­ در چارچوب نظری

  تئوری (نظریه) در لغت به معنای «اندیشیدن و تحقیق» آمده که از «تئوریای »یونانی گرفته شده است. نظریه به عنوان یک مقوله با معنا، بخش ضروری کاربرد علمی است. هیچ تحقیقی در حوزه علم نمی­تواند بی نیاز از تئوری باشد. این الزام برای تحقیقات علمی با توجه به این  امر که منطق غالب در علم منطق قیاس است، از ویژگی­های واقعی علم است. بنابراین،‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تحقیقی که در آن، سهم تئوری لحاظ نگردد، به پیشرفت علم کمکی نمی­کند.

فوائد تئوری در چارچوب نظری

برخی از فواید به کارگیری تئوری در چارچوب نظری به شرح زیر است:

1)  نظریه می تواند افکار جدید را در روند حل مسائل نظری برانگیزد .

2)  نظریه ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد، به طوری که بتوان یک توصیفی جامع و طرح گونه از آنها عرضه کرد.

3)  تجزیه و تحلیل و نقد هر نظریه ممکن است به نظریات تازه ای منجر شود .

4)   نظریه ممکن است الهام بخش فرضیات علمی برای محقّق تازه­ای باشد.

تعامل تئوری، چارچوب نظری و مسئله تحقیق

محقّقان در تحقیقات خود، معمولاً به دنبال یافتن پاسخ به دو پرسش اساسی درباره جامعه مورد تحقیق هستند؛ اولاً در جامعه مورد تحقیق چه می­گذرد (تحقیق توصیفی) و دوماً چرا (تحقیق تبیینی). برای پاسخ به پرسش­های مربوط به چرایی امور باید از چارچوب نظری استفاده نمود؛ چرا که نظریه با تحقیق در تعامل با یکدیگر قرار دارند. در عمل، نظریه و تحقیق از طریق جانشینی متناوب و پایان ناپذیر قیاس، استقرا، قیاس و… با یکدیگر کنش متقابل دارند. در عمل، قیاس و استقرا مسیرهای نظریه­پردازی اجتماعی و علوم انسانی هستند.

یک چارچوب نظری خوب و دراری تئوری­های اثربخش خواننده را به سمت زمینه فکری سوق می­دهد تا در انتهای آن محقّق فرضیات تحقیق را مطرح کند و بتواند بر پایه مفاهیم و توجیهات ادبیاتی بیان شده، به اثبات قواعد منطقی و همبستگی بین پدیده­های مورد مطالعه در آن تحقیق بپردازد. بنابراین، صاحب­نظران هر رشته فقط می­توانند چارچوب ادبیاتی خوبی در زمینه تحقیقات رشته خودشان بنویسند. بسیاری از تحقیقات دارای چند مؤلّف، بیانگر تجمیع این تخصّص­ها برای ارائه یک پژوهش اثربخش و بی عیب است. بنابراین، چارچوب نظری که سرشار از تئوریهای لازم در مباحث خود باشد، دو کارکرد کلّی دارد:

1)      اجازه می­دهد پرسش آغازی را از نو فرمول­بندی یا به صورت دقیق­تر بیان کرد.

2)      به عنوان شالوده­ای برای فرضیه­هایی به کار می­رود که به اعتبار آنها محقّق پاسخ منسجمی به این پرسش آغازی خواهد داد.

   همگرایی تئوری­ها در چارچوب نظری

 در مواقعی که محقّق از نظریه­های متعدّدی برای تدوین چارچوب نظری استفاده می­کند باید وجوه تشابه و تمایز نظریه­های مختلف را مشخص نماید. او باید به این سوال پاسخ دهد که آیا نظریات مورد نظر وی مکمّل یکدیگرند یا رقیب هم هستند و پذیرش یکی مستلزم طرد دیگری است یا خیر. یک چارچوب نظری خوب به مدل تحلیلی مناسب می­انجامد. در واقع، واگرایی و همگرایی باید در تئوری­های مطرح شده در چارچوب نظری مشخص شوند.

استفاده از تبیین در چارچوب نظری تحقیق

تبیین در لغت به معنای اندیشیدن، آشکار ساختن، هویدا شدن معنا می­دهد. تبیین در واقع از مباحث نظری است که محقّق در هدایت جریان الگوی نظری در تحقیق از آن سود می­برد. محقّق باید به تبیین علل پدیده­ها و جستجوی روابط بین پدیده در تحقیق بپردازد؛ تبیین اصلی در واقع هدف نظریه و چارچوب نظری در تحقیق است. منظور از تبیین، توضیح در باره علت وقوع یک واقعه و استتناج آن طبق قواعد منطق قیاس از قوانین کلی­تر (یا برعکس) است. در تبیین ابتدا باید یک واقعه را که موجود است به عنوان معلول بپنداریم و در پی یافتن علت آن باشیم که این علت از قوانین کلی­تر استنتاج یافته است.

استفاده از تبیین قیاسی در چارچوب نظری

 در تبیین قیاسی باید به چارچوب نظری از جنبه قواعد منطقی توجه کرد که این قوانین از روابط علت و معلول پدیده نشأت می­گیرد و همچنین از روابط مفروض بین پدیده­­های مورد تحقیق شکل می­گیرد. در تبیین قیاسی با استناد به قوانین کلی و عام می­توان به تبیین علمی بین عناصر تأثیر گذار (مثلاً متغیر مستقل) و مؤثر (مثلاً متغیر وابسته) تحقیق، توجه کرد. در این رهیافت باید به قواعد منطقی و به هم پیوسته اشاره کرد که نوعی رابطه همبستگی پدیده­ها یا مفاهیم مورد بحث با یکدیگر را بیان می­کند.

استفاده از تبیین استقرائی در چارچوب نظری

این رهیافت (بر عکس تبیین قیاسی)، پدیده را از سمت الگوی خاص به عام بررسی می­کند. عناصر اصلی بررسی پدیده­های مورد تحقیق، اکتشاف و تبیین و مشاهده است. از طریق درک عمقی و همدلی ناب با پدیده مورد بررسی باید به شناخت آن پرداخت. در این بررسی از طریق دیدگاه روش­ها و ابزار کیفی باید پدیده را شناخت. در این رویکرد باید به دنبال عامل مشترکی باشیم که برای اثبات و درک و شناخت عمیق پدیده دارای نتایج مشابه هستند. در این شیوه با مجموعه­ای از مشاهدات که ارتباط با مفاهیم و نظریات موجود داشته، رو به رو هستیم که باید از آنها سود جست و به جرح و تعدیل نظرات موجود بپردازیم.

  با توجه به مطالب مطرح شده، چارچوب نظری در روش تحقیق با توجه به پرسش آغازین و منابع گردآوری شده و بر اساس یک مدل نظری به آشکارسازی مفاهیم و شاخص­سازی دقیق تحقیق می­پردازد. چارچوب نظری به کشف روابط علت و معلولی بین پدیده­های تحقیق از طریق قواعد منطقی و قوانین کلی برای اثبات نظریه مرتبط یافته با تحقیق می­پردازد. از سوی دیگر با توجه به اهمیت تبیین و تفسیر روابط علّی بین پدیده­ها یا مفاهیم تحقیق، چارچوب نظری مناسب در یک تحقیق جنبه تبیین علمی به خود می­گیرد. تبیین قیاسی با حرکت پدیده مورد تحقیق از عام به خاص در ارتباط با آزمون و هبستگی مفروضات پدیده­های تحقیق از قوانین کلی و منطقی پیروی می­کند. تبیین استقرائی با حرکت پدیده از خاص به عام و از طریق مشاهده عمیق و درک شناخت ناب پدیده و درون­نگری خاص نسبت پدیده به شناخت نظریه و اثبات و عدم تأئید نظریه می­پردازد.

در انتهای چارچوب ادبیاتی و مباحث نظری و تئوری­های مطرح شده یا تبیین شده، محقق باید با یک دقت نظر مناسب به یک جمع­بندی نهایی برسد. وی باید با در نظر گرفتن نگرش یا فرضیه خود، یک نتیجه کلی را از چارچوب نظری در انتهای مباحث نظری مطرح نماید تا راهنمایی برای سایر مراحل تحقیق باشد.

از: http://eslampoor91.persianblog.ir/page/29