اندیشه اساطیری
انديشة اساطيري
در جوامع باستان، اسطوره بيانگر «حقيقت مطلق» است، زيرا تاريخ مقدسي را بازگو مي کند؛ يعني الهامي ورا انساني که در طلوع زماني بزرگ (Great Time)، در زمان مقدس سرآغاز (In Illo Tempore) روي داده است و به مثابه تنها منبع معتبر الهام واقعيت مي نگرد به همين سبب سرمشق و درنتيجه تکرار پذير مي شود، زيرا به مانند الگو عمل مي کند، و با همين استدلال به مثابه توجيهي براي تمامي کردارهاي انسان است. [الياده، م. 1375: 23و24].
انسانهاي باستان از گمشدنِ بهشت ابتدايي آگاه بودند. در زمان سرآغاز فاجعه هاي روي داده و«هبوط» انسان اتفاق مي افتد. ترديدي نيست که اسطورة بهشت در فرهنگ هاي مختلف متفاوت است امّا خصوصيات مشترک آنها، انسان فنا ناپذير و نزديک به پروردگار است. براي انسانهاي باستان کمال در سرآغاز وجود داشته است. اين اسطوره ها به رابطة بين زمين و آسمان و رابطة خويشيِ بي نهايت نزديک انسان با «آفرينش» سخن مي گويند.[رج، الياده، م. 1375: 57و58]
در نظر انسانِ جوامع باستاني، زمان يکپارچه نيست؛ در معرض گسستهاي دوره اي است که آنرا به سپنج دنيوي و سپنج مقدس تقسيم مي کند. زمان عبادي، زمان گذاري دنيوي نيست، بلکه در اصل زمان مقدس است که به شکل نامعيني برگشت پذير است و تا ابد خود را تکرار مي کند[رج، الياده، م. 31:1375-23]
سه مشخصة رفتار اسطوره اي- سرمشق، تکرار، گسستن از زمان نامقدس و يکپارچه شدن با زمان خاستگاهي، سرشتين است.[رج، الياده، م. 31:1375]
این وبلاگ جهت نوشتارهایی در مورد هنر ایران و جهان اسلا م به ویژه معماری و نگارگری و درس گفتارهای معماری در نظر گرفته شده است.