نگارستان هفت گنبد

معماری و هنر

 منبع : ایرون آلتمن، محیط و رفتار اجتماعی ترجمه علی نمازیان، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی . 

 

 فرستنده: علیرضا کرمی، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد همدان

درس: روان‌شناسی محیط

Aark592@yahoo.com

 

- مقدمه :

 

رفتار اجتماعی انسان و نحوة استفاده افراد از محیط در روند تعامل اجتماعی به ویژه بر حسب مفاهیم کلیدی خلوت، فضای شخصی، قلمرو و ازدحام بررسی می شود.

       -  تعاریف :

«خلوت»: فرایند قراردادی مهمی است که فرد یا گروه بر اساس آن خود را کمابیش در ارتباط با دیگران قرار می‌دهد.

«فضای شخصی» و«قلمرو» ساز و کارهایی برای دستیابی به میزان دل‌خواهی از خلوت هستند و«ازدحام» وضعیتی اجتماعی است که در نتیجه عدم کارایی سازوکارهای خلوت پیش می‌آید و منجر به روابط اجتماعی نامطلوب در افراد می‌شود.

       - یکی از ایده‌های محوری پیوند دهنده چهار مفهوم کلیدی فوق الذکر «نظارت شخصی» یا «تنظیم مرز میان افراد» است

        - سازوکارهای رفتاری دست یافتن به درجات گوناگون «خلوت»:

       1- رفتار کلامی (محتوای سخن): لطفا مرا تنها بگذار. داخل شو  .  می خواهم تنها باشم.

       2- رفتار فرا کلامی (بلندی سخن): اخم. متمایل شدن به جهت مخالف.

       3- رفتار غیر کلامی: با انگشت زدن برروی میز برای تفهیم دیگران به سکوت.

       4- رفتارهای مرتبط با محیط (فاصله‌گیری شخصی افراد از دیگران):

الف پوشاک: افراد با لباس‌هایی که می‌پوشند نشان می‌دهند که چقدر ارتباط با آنها آسان یا مشکل است.

 ب- فضای شخصی (قلمرو و اشیای مورد علاقه).

       - چهار حالت مختلف خلوت (از نظر وستین.1970):

       1- تنهایی(دور از چشم دیگران و در نهایت خلوت)

       2- محرمیت(گروهی کوچک از بیگانگان جدا می‌شوند).

       3- گمنامی(فرد در مکان عمومی و در میان جمع است اما کسی او را نمی‌شناسد.

       4- خودداری یا تو داری (ایجاد مانعی روانی در برابر مزاحمت ناخواسته).

       - کارکردها یا عملکردهای حاصل از چهار حالت خلوت:

       1- استقلال فردی و هویت فرد.

       2- تخلیه عاطفی

       3- خود سنجی

       4- فراهم آوردن ارتباطهای محدود و مناسب.

        - فضای شخصی :دومین لایه محیط فیزیکی که یکی از سازوکارهای خلوت به شمار می‌رود.

        - تعریف فضای شخصی از نظر «گافمن1971»: فضا یا حبابی فرضی در پیرامون فرد که تعدی دیگران به آن باعث تنش و ناراحتی می‌شود و فرد احساس می‌کند به حریم شخصی او تجاوز شده.

         - چهار منطقه در امر نزدیکی افراد به یکدیگر«هال1966» :

         1- فاصله صمیمانه : تا فاصله حدود45سانتی.

         2- فاصله شخصی :45تا120سانتی

         3- فاصله اجتماعی : 120تا360سانتی.

         4- محدودة عمومی : فراتراز360سانتی.

         -مگ گینلی (1959) با نگاهی به تاریخ اشاره می کند که خلوت همواره از دارایی های ارزشمند انسان به شمار می‌رفته و در بسیاری از تمدن‌های باستان هم مثل دنیای امروز نشان تشخص و بزرگی بوده است.

         - سازوکارهای فرهنگی نظارت بر خلوت:

پژوهشگرانی مانند شوارتز (1968)، کیرا (1966)، آلتمن (1972) همگی به تقدس درهای بسته در فرهنگ غرب اشاره کرده‌اند و معتقدند که در بسته این پیام را القا می‌کند که «مزاحم نشوید» یا «پیش از ورود در بزنید». در فرهنگ ما مرزهای فیزیکی مانند حصار و نرده از سازوکارهای خلوت به شمار می‌روند.

          - اهداف تنظیم خلوت:

         1- نظارت بر مرز میان خود و دیگران.

         2- ارتباط با دیگران

         3- هویت فردی.

            -مجاورت مکانی: با الگوهای نشستن و زاویه روبرو شدن، موانع و استفاده از اثاثیه و....سر و کار دارد.

          - استاینزر (1950)در پژوهش خود تعامل درگروه‌هایی را بررسی کرد که به طور دایره‌ای می‌نشستند و دریافت ،افراد،کسانی را که روبرویشان نشسته بودند بیشتر مخاطب قرارمی‌دادند تا کسانی که کنارشان نشسته بودند.

          - سامر (1959): در پژوهشی تعامل بیماران و کارکنان یک بیمارستان روانی را در رستوران بیمارستان بررسی کرد.او مشاهده کرد افرادی که درگوشه‌های میز یا روبروی هم می‌نشینند بیشتر باهم ارتباط برقرار می‌کنند تا کسانی که پهلوی یکدیگر نشسته‌اند.

          - روسو (1967): طی تحقیقی با پرسش‌نامه به این نتیجه رسید که نشستن روی صندلی های مجاور یا گوشه به گوشه نشان دهندة دوستی و رابطه صمیمیت بیشتر است.

          -نتایج حاصل از پژوهش‌ها در زمینه فضای شخصی :

          1- روابط مخدوش روانی و عاطفی-اجتماعی افراد در فضای شخصی شان منعکس می شود.

          2-جنسیت اثر گذار است و دختران زودتر از پسران کنترل فضای شخصی خود را به دست می گیرند . 

          3- فضای شخصی مردان نسبت به زنان کمتر نفوذ‌پذیر است.

        4- اختلافات فرهنگی تاثیر مستقیم در فضای شخصی دارد.

        5- مرز پیرامون افراد در موقعیت های غیررسمی نفوذ پذیری بیشتری دارد.

        6- نزدیک شدن بیش از حد دیگران به ویژه بیگانگان به خود،تهدید تلقی می شود و گریز و نگرانی را در پی دارد.

        7- فضای شخصی بیش از حد بزرگ، مخصوصا وقتی که به رابطه با دیگران تمایل داریم نامطلوب است.

        8- مناطق بسیار نزدیک هم مانند فواصل بسیار دور مطلوب نیست.

          - رفتار مربوط به قلمرو :

فضای شخصی به خود فرد نزدیک است یعنی محدوده ی پیرامون بدن او را در بر می‌گیرد اما قلمرو محدوده‌ای وسیع‌تر را در بر می‌گیرد و مستلزم استفاده از مکان‌ها و اشیای موجود در محیط است.

«هیچ‌جا خانه خود آدم نمی‌شه»، «ورود افراد متفرقه ممنوع»، «چهار دیواری و اختیاری»، «زمین یا حیاط حصار کشی شده‌، پلاک یا تابلوی در، نگاه خیره و سر در مغازه‌های محله‌ای به غریبه‌ها» چند نمونه از اعتبار مفهوم قلمرو در زندگی افراد است.

           - تعاریف قلمرو :

           - استی (1965): رفتار قلمروی،بیانگر میل تملک و اشغال فضاست.

           - سامر (1966): قلمرو محدوده‌ای است که یک شخص یا خانواده یا دیگر گروه‌ها برآن نظارت دارند.

           - گفتمن (1963) : قلمرو،محوطه‌ای است که براساس کمیت و انحصار استفاده از آن تعریف می‌شود.( این‌جا مال من است. وارداین‌جا نشوید).

           -  انواع قلمرو : 

            1- قلمرو اولیه (شخصی) تحت مالکیت و استفاده انحصاری فرد یا گروهی خاص (خانه)

            2- قلمرو ثانویه: کمتر نقش انحصاری دارد. (قهوه خانه های محلی یا باشگاه‌ها).

            3- قلمرو عمومی: قلمرو موقتی است و هر کسی به آن دسترسی و حق استفاده از آن را دارد. (قلمرو آزاد-اختیاری یا موقت هم می نامند.)

           - انواع تجاوز به قلمرو :

           1-تخطی‌: ورود غیر مجاز

           2-تهاجم: گذشتن از مرزها و تصرف.

           3-آلودگی: کثیف و آلوده کردن یک محل، انداختن ته سیگار یا آب دهان و...

                  - سه کارکرد اصلی برای رفتار قلمرو(آردری1966) :

           1-از جنگ و ستیز جلوگیری نموده و به تداوم نظام‌های اجتماعی با ثبات کمک می‌کند.

           2-ایجاد امنیت.

           3-به وجود آمدن مفهوم هویت.

             - ازدحام :

ازدحام یا اضافه جمعیت هنگامی رخ می‌دهد که ساز و کارهای خلوت کارکرد موفقی نداشته باشند.

ازدحام الزاما ناخوشایند و نا مطلوب نیست. در واقع فرد گاه حضور دیگران را طلب می‌کند و به هیجان درمی آید. (استادیوم فوتبال).

           - وجه تمایز ازدحام و تراکم :

(استاکولز1972) : تراکم به معنای منحصرا فیزیکی به کار می‌رود و آن را«تعداد افراد در واحد فضا» می‌دانند ولی ازدحام را مفهومی روان‌شناختی توصیف می‌کند که هدف از آن تخفیف محدودیت‌هاست به طوریکه ناراحتی‌های ناشی از محدودیت فضا به حداقل برسد.

           - آثار ازدحام و تراکم :

           1-  پرخاشگری و گوشه‌گیری، کناره‌گیری از خانواده و پیوند نزدیک با هم سن و سالها.

           2- کاهش تماس اجتماعی.

           3- جنایت و بزهکاری.

 

  - آثار مفاهیم چهارگانه بر طراحی محیطی:

چند اثر کلی مفاهیم «خلوت ، قلمرو ، فضای شخصی و ازدحام» بر مقوله طراحی:

دراواخر1950و اوائل1960بسیاری از متخصصان علیه هنجارهای سنتی(تاکید بر زیبائی و فرم) شوریدند و نیازهای محیطی استفاده کننده از محیط را از همه چیز مهم‌تر دانستند. تاکید آنها بر«مردم» بود. (جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، سیاست و انسان‌شناسی).

گروه کوچکی از دانشمندان به رشته‌هایی روی آوردند که موضوع اصلی شان محیط بود مثل معماری، طراحی داخلی، برنامه‌ریزی شهری- و هدف آنها ایجاد رشته‌های بینا بینی بود که محیط و رفتار را نظامی یکپارچه و کل‌نگر در نظر بگیرد.

         دراواخر1960 واوائل1970برآورده نشده برخی از تعهدات و عدم پاسخ به پرسش‌هایی عینی درباره اندازه اتاق‌ها، نیازهای خاص گروه‌های قومی و اقتصادی، اجتماعی مختلف برای زندگی، شکل خاص طراحی خانه‌ها، گروه‌ها وشهر‌ها، مخالفت‌ها بروز یافت.

           - رویکرد معیار محور در برابر رویکردهای فرایند محور :

طراح حرفه ای رویکرد معیار محور دارد و به دنبال حل مسائل عینی و تولی فرآورده‌ای کاری است. در مقابل، کار پژوهشگران نظری در درجه اول مطرح کردن این پرسش است: عواملی که بر فلان رفتار تاثیر می‌گذارند چیست؟   

    - تحلیل در برابر ترکیب: 

طراحان حرفه‌ای غالبا کار خود را با عبارت «سر هم کردن همه چیز» توصیف می‌کنند. 

طراح حرفه‌ای باید علاوه بر حل مسائل مربوط به فناوری، طراحی، سازه، مواد و مصالح و... باید به مسائل اجتماعی، روانی، اقتصادی و سیاسی و... توجه داشته باشد. بنابراین کار آنها ترکیب حوزه‌های مختلف دانش برای خلق چیزی کارآمد است.

طراحان آقا بالا سر زیاد دارند. (زاسیل1974)

ولی رویکرد دانشمندان علوم رفتاری راهبرد تحلیلی است. تلاش برای تفکیک پدیده‌ها و کشف متغیرهای جمعی و فردی  که به پیامدهای رفتاری منجر می‌شود.

- الگوهای انسانی در حوزه رفتار و محیط:              

                 1-الگوی ماشین انگاری (دهه 1950-1960) شعار: ماشین را با انسان هماهنگ کنید به پژوهش‌های صنعتی، روان شناختی بازمی گردد. (طراحی ابزارهایی که با محدودیتها  و توانائیهای جسمی و حسی حرکتی انسان هماهنگی داشته باشد.

              2-الگوی ادراکی شناختی انگیزشی انسان: رایج‌ترین رویکرد امروز. (ادراکی یعنی افراد چگونه محرک‌های محیطی را درک می‌کنند و به آنها واکنش نشان می‌دهد.) این الگو انسان را موجودی می‌داند که دارای پردازش‌گری درونی است و بیشتر به فرایندهای روانی ذهنی می‌پردازد تا واکنش‌های رفتاری آشکار.

             3-الگوی رفتاری: از دهه 1920 به بعد بررسی رفتار آشکار انسان. در این رویکرد انسان موجودی رفتارگرا است و به جای احساسات و افکارش بر رفتار و کردارش تاکید می کند. بیشتر به وابستگی‌ها ، تشویق‌های محیطی به مثابه عوامل تعیین کننده رفتار تاکید می‌شود.

             4- الگوی بوم‌شناختی (یا الگوی نظام‌های اجتماعی امسام ) : ویژگی‌ها:

الف)محیط و رفتار درهم تنیده شده‌اند.

ب) محیط و افراد تاثیر دوجانبه دارند (برخلاف گذشته).

ج)کیفیت روابط انسان‌ها با محیط را پویا و درحال تغییر فرض می‌کند.

            -  چند رهنمون درباره طراحی محیطی :

              1- خلوت :

درگذشته خلوت متشکل از حذف وکناره‌گیری به شمار می‌رفت و طراحان این برداشت از خلوت را با طراحی قسمت‌هایی مجزا و مستقل درخانه‌ها و مکان‌های دیگر پیاده می کردند.

            اصل کلی این است که سعی کنیم محیط‌هایی تاثیر پذیر طراحی کنیم که انتقال در حالت تفکیکی به حالت باهم بودن را میسر سازد. یعنی به افراد محیط‌هایی ارائه کنیم که با تمایلات متغییر آنها به تماس داشتن یا نداشتن با دیگران سازگار باشد و به خلق محیط‌هایی بپردازد که نظارت بر تماس با دیگران را به درجات مختلف میسر سازد. چرا به جای تغییر مکان، از مکانی واحد برای اهداف گوناگون استفاده نکنیم و با توجه به نیازهای خود تغییر ندهیم؟

             2- فضای شخصی :

طراحان محیطی به طور شهودی به سازوکارهای فضای شخصی در شکل طراحی مبلمان و دکوراسیون دفتر کار و اتاق پذیرایی و غیره حساسیت نشان داده اند.برای مثال میز تحریر و صندلی‌های اتاق کار معمولا فاصله ای حدود 120سانتی بین افراد ایجاد می کند. (منطقه فاصله اجتماعی «هال1966»). چیدمان مبلمان برای ایجاد فضایی «خودمانی» یا «رسمی».

آیا محیط‌ها به این قصد طراحی می‌شوند که افراد مجبور باشند درآنجا در فضای شخصی خاصی گیر کنند؟ (مانند صندلی‌های ثابت در اماکن مختلف). آیا نمی‌توان صندلی‌ها را طوری طراحی کرد که استفاده کننده چند حالت را در اختیار داشته باشد؟

می‌توان «فضای شخصی» را طوری بر اصول طراحی اعمال کرد که بیانگر تعامل اجتماعی متغییر باشد.

            3-  قلمرو:

قلمرو‌ها باید طوری طراحی شوند که افراد بتوانند اولیه ، ثانویه یا عمومی بودن آنها را تشخیص دهند و استفاده کنندگان به میزان مناسب بر مکان نظارت داشته باشند.

قلمروهای اولیه مثل خانه‌ها معمولا این هدف را خوب تامین می‌کنند زیرا افراد به این قلمرو‌ها احترام می‌گذارند و به آسانی قابل تشخیص اند. اما قلمروهای ثانویه و عمومی گاه به دشواری قابل شناسایی‌اند. بنابراین طراحی محیط باید به ابداع راههایی بپردازد که این قلمرو‌ها را به وضوح تعریف کند و مدت زمان مالکیت آن را مشخص کند. در این صورت تضاد و تجاوز پیش نمی‌آید.

             پژوهش «نیومن1972» به کاستی‌های طراحی قلمروهای ثانویه و عمومی مثل ورودی ها، زمین‌های بازی  و راهروها در مجتمع‌های مسکونی شهرها اشاره دارد.

در طراحی باید شرایط افراد مختلف را در نظر گرفت و مطمئن شد که قلمرو آنها و نیازهای اجتماعی خاصشان را برآورده می‌سازد.

در طراحی هم باید کارکردهای «تکلیفی» را در نظر  گرفت و هم نظارت بر«تعامل اجتماعی» را، تا افراد مجبور نشوند با محیط کلنجار بروند. پیشنهاد می‌شود طراحان به شیوه‌های رفتاری استفاده کنندگان و همین طور حالات ادراکی شناختی انگیزشی آن توجه کنند.

شیوه‌های رفتاری فرد، گروه یا یک فرهنگ ممکن است به دلیل فشارها و قید و بندهای محیطی تغییر و تحول یابد و ما را بر سر دو راهی در طراحی قراردهد. بیرون آمدن از این دو راهی کاملا روشن نیست اما می‌توان در این راستا دو گام برداشت:

1- به حداکثر رساندن قابلیت‌های محیطی (انعطاف پذیری فضاها).

2- آموزش شیوه‌های استفاده از محیط به افراد.

مردم این رامی‌دانند که فقط ایجاد محیط های جدید کافی  نیست بلکه باید نحوة بهترین استفاده از آن را آموخت.

افراد همیشه به شیوه‌های پیش بینی شده از محیط استفاده نمی‌کنند. برای اینکه درآینده محیط‌های بهتری طراحی کنیم لازم است به شیوة استفاده افراد از محیط موجود دقت کنیم و قبل از طراحی مراحل زیر را مورد سنجش قراردهیم.

1-برنامه‌ریزی

 2- جمع‌آوری اطلاعات درباره نیازها، تمایلات، سبک نظارت استفاده کننده بر خلوت افراد. 

 3- ارزیابی درازمدت پس از طراحی جهت تصحیح کاستی ها.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط منوچهر فروتن  |