آدرس زیر مربوط به یک وب سایت مفید برای دانلود کلیه مقالات آی اس آی هست که
مقاله مورد نیاز شما رو (حتی مقالاتی که دانشگاه به آنها دسترسی ندارد)
برایتان به صورت رایگان ارسال می کند. برای بقیه دوستان نیز فوروارد کنید.
https://sites.google.com/site/
منبع : www.tebyan.net
? ISI - موسسه اطلاعات علمي؟
مؤسسهٔ اطلاعات علمی یا ISI در سال ۱۹۶۹ توسط یوجین گارفیلد تأسیس شد. این مؤسسه توسط مؤسسهٔ علمی تامسون در سال ۱۹۹۲ خریداری و بهعنوان Thomson ISI شناخته شد و اکنون نیز با نام Thomson Scientific شناخته شده است. این مؤسسه بخشی از شرکت Thomson Reuters است. مؤسسهٔ ISI خدمات مربوط به پایگاههای دادهٔ فهرست کتابها و مقالات را ارائه میدهد. بهطور اختصاصی این خدمات نمایهسازی نقلقولها و تحلیل آنها است که توسط خود گارفیلد پایهگذاری شده است. این خدمات شامل نگهداری دادههای نقلقولهای مقالات هزاران نشریهٔ دانشگاهی است. این خدمات از طریق سرویس پایگاه دادهٔ ISI"s Web of Knowledge در دسترس است. این پایگاه داده به پژوهشگر این امکان را میدهد که بداند کدام مقاله بیشتر مورد نقلقول قرار گرفته و چه مقالاتی از این مقاله مطلبی را نقلقول کردهاند.
مقاله ISI چگونه ارزیابی می شود؟
گزارش میزان ارجاع به مجله های (JCR (Journal citiation Report هر سال توسط انستیتو اطلاعات علمی ISI ( Institute for scientific Information) واقع در شهر فیلادلفیای آمریکا منتشر می گردد.
این گزارش حاوی اطلاعات ارزشمندی پیرامون مجله ها و رتبه بندی آنها می باشد.
فاکتور تأثیر (Impact Faktor)، برای نخستین بار در سال 1995 و توسط بنیانگذار ISI گارفیلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملی جهت گزینش بهترین مجله ها به کار رفت. حقیقت این است که این فاکتور ابزار کاملی برای اندازه گیری کیفیت مقاله ها نمی باشد، بلکه چون روش بهتری وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به دیگر معیارها برای ارزیابی علمی از مزایایی برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار می گیرد.
JCR بیش از 7500 مجله معتبر را در حدود 200 حوزه موضوعی از سال 1997 به بعد در بر می گیرد و با استفاده از آن می توان مجله ها را در حوزه های تخصصی، طبقه بندی و شاخص های رتبه بندی آنها را بررسی کرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمی آن در بر گیرنده بیش از 5900 ژورنال علمی و نسخه علوم اجتماعی مشتمل بر 1700 ژورنال است. JCR از طریق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراک قابل بررسی است.
ضریب تاثیر (IF) چیست؟
فاکتور تاثیر به صورت میانگین، تعداد ارجاعات به یک مورد قابل استناد (نظیر مقاله پژوهشی، مقاله مروری، نامه، یاد داشت، چکیده و..) در یک مجله علمی در طول زمانی معین تعریف شده است. فاکتور تأثیر، تعداد ارجاعات به مقاله های منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در دو سال مذکور است.
در مواردی فاکتور تأثیر مجله بطور میانگین (که معدل فاکتور تأثیر طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI می باشد)، نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
این شاخص مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله ها از نظر ISI است. این عامل همه ساله توسط ISI بر مبنای ارجاعات به هر یک از مجله های علمی آن محاسبه می شود و نتیجه در گزارش JCR منتشر می شود.
این ضریب نه برای مقاله یا نویسنده بلکه برای مجله محاسبه می شود. محاسبه بر مبنای یک دوره سه ساله صورت می گیرد.
چگونه یک مقاله ISI ارزیابی می شود؟
برای اینکه بتوانید یک مقاله بنویسید، لازم است در این زمینه اطلاعاتی داشته باشید. اگر این مقاله را برای مؤسسه اطلاعات علمی ISI می نویسید، احتمالاً برایتان مهم است که بدانید این مقاله ها چگونه ارزیابی می شود.
امروزه ارزیابی مقاله های علمی یکی از دغدغه های جوامع علمی می باشد. مؤسسه اطلاعات علمیISI برای ارزیابی تحت پوشش فهرست نویسی خود، سه شاخص در نظر گرفته است:
1- فاکتور تأثیر گذار (IF): این شاخص مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله ها از نظر ISI است.
2- شاخص فوری(Immediately): تعداد ارجاعات به مقاله های منتشر شده مجله در سال مورد ارزیابی تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در همان سال مجله مذکور است. این شاخص در حقیقت شیب رشد منحنی ارجاعات را بیان می کند.
3- شاخص نیمه عمر استناد(Cited Half-Life):نیمه عمر ارجاعات یا نیمه عمر استناد، تعداد سال هایی است که از سال ارزیابی باید به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد کل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزیابی باشیم.
به عبارت دیگر، این شاخص مدت زمانی که نیمی از کل استنادات به آن مجله صورت پذیرفته باشد را نشان می دهد و در حقیقت سرعت کاهش میزان ارجاعات به مجله را بیان می کند.
بدیهی است که وقتی مقاله های یک مجله ارزش خود را برای ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحی باشند و خیلی زود بی ارزش شوند)، تنها به مقاله های جدید مجله ارجاع داده می شود.
این موضوع باعث می شود که نیمه عمر ارجاعات به مجله کاهش یابد. بنابراین هر چه نیمه عمر ارجاعات به مجله بیشتر باشد، نشان می دهد که ارزش مقاله های مجله در طول زمان بیشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار می گیرند.
در مجموع هرچه نیمه عمرارجاعات به یک مجله بیشتر باشد، ارزش مجله بالاتر می رود.
در پایان هر سال، مجله های تحت پوشش فهرست نویسی ISI که در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزیابی می شوند.
معیارهای ارزیابی و سنجش همان شاخص های ارزیابی ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) می باشند. نتایج این ارزیابی نیز درگزارش های ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام می شود.
در بین فاکتورهای بالا، فاکتور تأثیر، کاربردی ترین شاخص می باشد و امروزه به طور گسترده ای در درجه بندی و ارزیابی مجله های مورد استفاده قرار می گیرد. این فاکتور در حقیقت توانایی مجله و هیأت تحریریه آن را در جذب بهترین مقاله ها نشان می دهد.
بانک اطلاعات ISI، مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجله های علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد.
پر واضح است که منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن کل مجله های علمی منتشر شده در جهان نمی باشد. چرا که از طرفی مقرون به صرفه نیست و از طرف دیگر تمام مجله های نشر یافته در جهان از استانداردهای ISI پیروی نکرده اند و از غنای علمی لازم برخوردار نیستند. ارزیابی مجله های علمی ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت می گیرد.
ارزیابی کنندگان ISI در حدود 2000 عنوان جدید را سالانه مورد ارزیابی قرار داده و تنها 10 تا 12 درصد از مجله های علمی ارزیابی شده، انتخاب می شوند. هر مجله علمی قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI یکسری مراحل ارزیابی را پشت سر می گذارند.
از جمله عوامل مورد ارزیابی و رعایت استانداردهای بانک اطلاعاتیISI، کمیته علمی منتخب مجله، تنوع بین المللی مقاله های چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جایگاه نشر آن می باشد.
لازم به ذکر است که هیچ یک از این عوامل به تنهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار نمی گیرد، بلکه با بررسی مجموع عوامل، یک امتیاز کلی داده خواهد شد.
از جمله مواردی که در ارزیابی مجله مورد توجه قرار دارد این است که عنوان مقاله ها، چکیده و کلمات کلیدی باید به زبان انگلیسی باشد همچنین توصیه می شود که منابع نیز به زبان انگلیسی نوشته شوند.
اگر چه اطلاعات علمی مهم به تمامی زبانها به چاپ می رسد، اما موارد ذکر شده باید به زبان انگلیسی باشد تا تحت داوری و ارزیابی ISI قرار گیرد زیرا ارزیابی کنندگان مجله های علمی در ISI نمی توانند عناوین ومنابع بکار رفته در مقاله ها را به زبان انگلیسی ترجمه کنند.
داوری علمی و تخصصی مقاله های چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشنای علمی از جمله عمده ترین موارد مورد توجه ارزیابی کنندگان می باشد که گویای اعتبار و غنای علمی مجله است.
سه پایگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترین پایگاه های علم سنجی هستند که توسط مؤسسه اطلاعات علمی ISI تهیه و روز آمد سازی می شوند.
پایگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبنای دوره های زمانی 10 ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص های تعیین شده تولید علم از جمله رتبه علمی کشورها بر اساس تعداد تولیدات علمی، تعدا کل استنادها و نسبت استناد به تولیدات علمی می پردازد.
در پایگاه Web of Science(WOS) امکان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره های زمانی مختلف بر اساس شاخص های گوناگون علم سنجی وجود دارد.
پایگاه (JCR (Journal citation Reprts به ارائه گزارش استنادی نشریه ها می پردازد.
از طرفی تعداد نشریه هایی که هر کدام از این پایگاه ها نمایه می کنند نیز با دیگری متفاوت است.
بهترین معیارهای ISIبرای نمایه کردن مجله ها چیست؟
در سایتISI چهار مورد به عنوان ملاک های اصلی نمایه شدن مجله آمده است که عبارتند از:
1- زمان بندی نشر، تعریف شده باشد یعنی معلوم باشد که فصلنامه است، ماهنامه است یا... و در موعد معین هم آماده شود.
2- فرآیند داوری برای مجله تعریف شده باشد.
3- قواعد نشر بین المللی را رعایت کند. برای مثال، عنوان مجله گویای محتوای آن باشد.
4- مقاله به هر زبانی که باشد مهم نیست ولی چند مورد در آن باید به زبان انگلیسی باشد که عبارتند از: اسامی نویسندگان، عنوان، چکیده و کلمات کلیدی و حتی الامکان منابع و مآخذ هم انگلیسی باشد.
موارد فرعی هم وجود دارد که شامل این موارد است:
1- مجله باید حوزه بین المللی داشته باشد و به یک حوزه جغرافیایی خاص تعلق نداشته باشد.
2- در حوزه آن مجله، ترجیحاً مجله مشابه نباشد یا اگر هست آن مجله معیار برتری نسبت به آنها داشته باشد.
3- افراد به وجود آورنده آن حتی الامکان افراد شناخته شده ای باشند.
4- افراد به وجود آورنده، توزیع جغرافیایی مناسبی داشته باشند مثلاً همه ایرانی نباشند.
البته موارد فرعی، نمره اضافه دارد و در قبولی یا رد مجله از طرفISI نقش بازی نمی کند.
منابع:
-پایگاه اطلاعات علمی SID
-سخنرانی دکتر عباس چاکلی، مدیر سابق گروه علم سنجی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
-Jouma citiation Reprts
به نقل از: نشریه دانشگاه علم و صنعت ایران/شماره65
منبع: نشریه اطلاعات علمی شماره357
در مجلات علمي، چكيده مقاله هم معني خلاصه است. اما در لغت نامه اين دو معنا تعريفيمتفاوت دارند. بعضا در متون علمي هر دو به يك معني بكار مي روند. بطوريكه بعضي مجلات از يك لغت براي هر دو مفهوم استفاده مينمايند، البته اين روش فراگير نيست و بسياري مجلات بين چكيده و خلاصه مقاله تمايز قائل هستند. (معمولا چكيده مقاله اي كه قبل از ارسال اصل مقاله براي يك مجله ارسال ميگردد، چكيده مقاله پيشين ناميده ميشود كه با چكيدهاي كه در پايان مجلات آورده ميشود چكيده پسين تفاوت اساسي دارد).
چكيده مقاله قسمتي است كه خواننده بعد از جذب شدن توسط عنوان مقاله به آن نگاه كرده و آنرا ميخواند، چكيده علاوه بر كوتاه بودن بايد بطور معني داري خلاصه شده و حاوي مطالب اصلي و مهمترين يافته هاي مسلم مقاله باشد.
بايد به مجلهاي كه مي خواهيد براي آن مقاله بفرستيد نگاه كرده و طول متوسط چكيده ها رااز آن استخراجنمائيد، علاوه براين بايد به قسمت "توضيحاتي براي نويسندگان" رجوع كرده و اگر قوانين و ضوابط خاصي براي نوشتن چكيده در آن ذكر شده آنرا رعايت نمائيد. مثلا معمولاً گفته مي شود كه چكيده بايد بين صد تا صد و پنجاه كلمه باشد.
چكيده بايد حاوي بخشهاي زير باشد:
چكيده مقاله بايد حاوي مطالب و حقايق يافت شده در كار تحقيقي، و مهمترين نتايج و ميزان اهميت كار انجام شده بوده ومعني هر يك از يافته ها را بيان نمايد. نبايد در چكيده مطالبي رابيان نمود كه در مقاله نيامده است بلكه بايديافته هاي مرتبط بامقاله را در برداشته و دقيق باشد . نبايد در قسمت چكيده از عباراتي مثل "اهميت يافته ها در اين مقاله بحث شده است..." استفاده نمود زيرا اينعبارت و نظاير آن هيچگونه اطلاعاتي را به خوانندگان نمي دهند و غير مفيد هستند و فقط محدوديت استفاده از كلمات را براي شما بيشتر مي كنند.(سقف150كلمه)- . بجاي اينها بايد يافته ها راذكر نموده و بيان كنيد كه چرا اين يافته ها مهم هستند.
چهار جزء اصلي هر چكيده عبارتند از:
1- يافته هايتان ، يا چيزي كه قصد يافتن آنرا داشتهايد. اين موضوع ممكن است قبلا در قسمت عنوانمقاله ذكر شده باشد.
2- اگر روشهاي بكار برده شده در كار تحقيقي جالب هستند توضيحي راجع به آنها ذكر كنيد در غير اينصورت لزومي به اينكار نيست.
3- نتايج اصلي كار را همراه با تعابيراصلي آنها بصورت شفاف وواضح ذكركنيد.هرگزنبا يد از توصيفات مبهم استفاده نمائيد. تعبير و تفسير از نتايج را براساس اهميت ، كاربرد و استنباط از آنها ذكر نمائيد.
4- حجم يك چكيده نبايد بيش از 150كلمه باشد.
هر يك از موارد فوق را حداكثر در چند جمله ذكر نموده و از كلمات اختصاري كه در متن استفاده نمودهايدو يا خود آنها را مخفف كرده و به اختصار آورده ايد، در قسمت چكيده استفاده ننمائيد. در چكيده از اشكال و جداول استفاده ننموده و بهآنها آدرس هم ندهيد. از عبارات ساده و مسلم همراه با مقادير و اعداد استفاده كنيد. مثلا بنويسيد:"هشتادوشش درصد ( 86%) بيماران بعد از درمان سلامت خود را به دست آوردند"
در چكيده جملات را طوري ننويسيد كه نياز باشد به منبعي آدرس بدهيد ولي اگر لازم شد كه درچكيده به منبعي آدرس دهيد بايد تمام مشخصات منبع يعني: زمان چاپ ، نام نويسندگان، نام مجله و غيره راذكر كنيد .
از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد.
اين گزارش حاوي اطلاعات ارزشمندي پيرامون مجله ها و رتبه بندي آنها مي باشد. فاكتور تأثير (Impact Faktor)، براي نخستين بار در سال 1995 و توسط بنيانگذار ISI گارفيلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملي جهت گزينش بهترين مجله ها به كار رفت. حقيقت اين است كه اين فاكتور ابزار كاملي براي اندازه گيري كيفيت مقاله ها نمي باشد، بلكه چون روش بهتري وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به ديگر معيارها براي ارزيابي علمي از مزايايي برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار مي گيرد. JCR بيش از 7500 مجله معتبر را در حدود 200 حوزه موضوعي از سال 1997 به بعد در بر مي گيرد و با استفاده از آن مي توان مجله ها را در حوزه هاي تخصصي، طبقه بندي و شاخص هاي رتبه بندي آنها را بررسي كرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمي آن در بر گيرنده بيش از 5900 ژورنال علمي و نسخه علوم اجتماعي مشتمل بر 1700 ژورنال است. JCR از طريق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراك قابل بررسي است.
فاكتور تاثير به صورت ميانگين، تعداد ارجاعات به يك مورد قابل استناد (نظير مقاله پژوهشي، مقاله مروري، نامه، ياد داشت، چكيده و..) در يك مجله علمي در طول زماني معين تعريف شده است. فاكتور تأثير، تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در دو سال مذكور است. در مواردي فاكتور تأثير مجله بطور ميانگين (كه معدل فاكتور تأثير طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI مي باشد)، نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است. اين عامل همه ساله توسط ISI بر مبناي ارجاعات به هر يك از مجله هاي علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارش JCR منتشر مي شود. اين ضريب نه براي مقاله يا نويسنده بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه بر مبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد.
براي اينكه بتوانيد يك مقاله بنويسيد، لازم است در اين زمينه اطلاعاتي داشته باشيد. اگر اين مقاله را براي مؤسسه اطلاعات علمي ISI مي نويسيد، احتمالاً برايتان مهم است كه بدانيد اين مقاله ها چگونه ارزيابي مي شود. امروزه ارزيابي مقاله هاي علمي يكي از دغدغه هاي جوامع علمي مي باشد. مؤسسه اطلاعات علميISI براي ارزيابي تحت پوشش فهرست نويسي خود، سه شاخص در نظر گرفته است: 1- فاكتور تأثير گذار (IF): اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است.
2- شاخص فوري(Immediately): تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتشر شده مجله در سال مورد ارزيابي تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در همان سال مجله مذكور است. اين شاخص در حقيقت شيب رشد منحني ارجاعات را بيان مي كند. 3- شاخص نيمه عمر استناد(Cited Half-Life):نيمه عمر ارجاعات يا نيمه عمر استناد، تعداد سال هايي است كه از سال ارزيابي بايد به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد كل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزيابي باشيم.
به عبارت ديگر، اين شاخص مدت زماني كه نيمي از كل استنادات به آن مجله صورت پذيرفته باشد را نشان مي دهد و در حقيقت سرعت كاهش ميزان ارجاعات به مجله را بيان مي كند. بديهي است كه وقتي مقاله هاي يك مجله ارزش خود را براي ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحي باشند و خيلي زود بي ارزش شوند)، تنها به مقاله هاي جديد مجله ارجاع داده مي شود. اين موضوع باعث مي شود كه نيمه عمر ارجاعات به مجله كاهش يابد. بنابراين هر چه نيمه عمر ارجاعات به مجله بيشتر باشد، نشان مي دهد كه ارزش مقاله هاي مجله در طول زمان بيشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار مي گيرند.
در مجموع هرچه نيمه عمرارجاعات به يك مجله بيشتر باشد، ارزش مجله بالاتر مي رود. در پايان هر سال، مجله هاي تحت پوشش فهرست نويسي ISI كه در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزيابي مي شوند. معيارهاي ارزيابي و سنجش همان شاخص هاي ارزيابي ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) مي باشند. نتايج اين ارزيابي نيز درگزارش هاي ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام مي شود. در بين فاكتورهاي بالا، فاكتور تأثير، كاربردي ترين شاخص مي باشد و امروزه به طور گسترده اي در درجه بندي و ارزيابي مجله هاي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين فاكتور در حقيقت توانايي مجله و هيأت تحريريه آن را در جذب بهترين مقاله ها نشان مي دهد.
بانك اطلاعات ISI، مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجله هاي علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. پر واضح است كه منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن كل مجله هاي علمي منتشر شده در جهان نمي باشد. چرا كه از طرفي مقرون به صرفه نيست و از طرف ديگر تمام مجله هاي نشر يافته در جهان از استانداردهاي ISI پيروي نكرده اند و از غناي علمي لازم برخوردار نيستند. ارزيابي مجله هاي علمي ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت مي گيرد.
ارزيابي كنندگان ISI در حدود 2000 عنوان جديد را سالانه مورد ارزيابي قرار داده و تنها 10 تا 12 درصد از مجله هاي علمي ارزيابي شده، انتخاب مي شوند. هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI يكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارند.
از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد، بلكه با بررسي مجموع عوامل، يك امتياز كلي داده خواهد شد.
از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقاله ها، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد، اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجله هاي علمي در ISI نمي توانند عناوين ومنابع بكار رفته در مقاله ها را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقاله هاي چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است. سه پايگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترين پايگاه هاي علم سنجي هستند كه توسط مؤسسه اطلاعات علمي ISI تهيه و روز آمد سازي مي شوند.
پايگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبناي دوره هاي زماني 10 ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص هاي تعيين شده توليد علم از جمله رتبه علمي كشورها بر اساس تعداد توليدات علمي، تعدا كل استنادها و نسبت استناد به توليدات علمي مي پردازد. در پايگاه Web of Science(WOS) امكان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره هاي زماني مختلف بر اساس شاخص هاي گوناگون علم سنجي وجود دارد.
پايگاه (JCR (Journal citation Reports به ارائه گزارش استنادي نشريه ها مي پردازد. از طرفي تعداد نشريه هايي كه هر كدام از اين پايگاه ها نمايه مي كنند نيز با ديگري متفاوت است.
در سايتISI چهار مورد به عنوان ملاك هاي اصلي نمايه شدن مجله آمده است كه عبارتند از:
1- زمان بندي نشر، تعريف شده باشد يعني معلوم باشد كه فصلنامه است، ماهنامه است يا... و در موعد معين هم آماده شود.
2- فرآيند داوري براي مجله تعريف شده باشد.
3- قواعد نشر بين المللي را رعايت كند. براي مثال، عنوان مجله گوياي محتواي آن باشد.
4- مقاله به هر زباني كه باشد مهم نيست ولي چند مورد در آن بايد به زبان انگليسي باشد كه عبارتند از: اسامي نويسندگان، عنوان، چكيده و كلمات كليدي و حتي الامكان منابع و مآخذ هم انگليسي باشد.
موارد فرعي هم وجود دارد كه شامل اين موارد است:
1- مجله بايد حوزه بين المللي داشته باشد و به يك حوزه جغرافيايي خاص تعلق نداشته باشد.
2- در حوزه آن مجله، ترجيحاً مجله مشابه نباشد يا اگر هست آن مجله معيار برتري نسبت به آنها داشته باشد.
3- افراد به وجود آورنده آن حتي الامكان افراد شناخته شده اي باشند.
4- افراد به وجود آورنده، توزيع جغرافيايي مناسبي داشته باشند مثلاً همه ايراني نباشند.
البته موارد فرعي، نمره اضافه دارد و در قبولي يا رد مجله از طرفISI نقش بازي نمي كند.
بانك اطلاعات ISI مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجلات علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. شمار مجلات ISI ثابت نيست. يك مجله ممكن است در يك زمان٬ از مجلات ISI محسوب شود٬ اما به دليل كاهش بار علمي٬ بعداً از ليست مجلات ISI كنار گذاشته شود. در حال حاضر بيش از ۱۶۰۰۰ مجله٬ در ليست ISI قرار دارند. هر ساله ۲۰۰۰ مجله جديد مورد ارزيابي قرار مي گيرد و حدود ده درصد آنها به ليست ISI اضافه مي شوند.
هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISIيكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارد. ازجمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتي ISI ، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقالات چاپ شده در آن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشرآن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد بلكه با بررسي مجموع عوامل يك امتياز كلي داده خواهد شد. از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقالات، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجلات علمي در ISI نمي توانند عناوين و منابع بكاررفته در مقالات را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقالات چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است.
اگر منابع ذكر شده در مقاله٬ پژوهش نويسندگان خود مقاله باشد٬ اين كار از ارزش مقاله مي كاهد زيرا جنبه بين المللي بودن آن را ضعيف مي كند. درجه ارجاع به خود مجلات ISI معمولا كمتر از ۲۰٪ است.
اين عامل همه ساله توسط ISI برمبناي ارجاعات به هر يك از مجلات علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارشات ارجاع مجله يا Journal Citation Reports يا به اختصار JCR ٬ منتشر مي شود. اين ضريب٬ نه براي مقاله يا نويسنده٬ بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه برمبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد. فرضا اگر در سال ۸۴ جمعا ۴۰ ارجاع به يك مجله صورت گرفته باشد و در آن مجله در سال ۸۲ تعداد ۲۶ مقاله و در سال ۸۳ تعداد ۲۴ مقاله چاپ شده باشد٬ ضريب ارجاع آن مجله٬ از تقسيم ۴۰ بر ۵۰ به دست مي آيد كه ۸/۰ است. يعني به طور متوسط٬ هر مقاله آن نشريه ۸/۰ مرتبه مورد استناد مقالات ديگر قرار گرفته است.
بهترين راه٬ مراجعه به سايت هايي نظير تامسون است. زيرا همچنان كه گفته شد٬ هم تعداد مجلات زياد است و هم ISI محسوب شدن يك مجله ممكن است هميشگي نباشد.هر نشريه با هر امتياز علمي در كشور چاپ شود اگر ضريب تأثيرش صفر باشد، در اين پايگاه قرار نمي گيرد. متأسفانه، در حال حاضر تمامي نشريات ايراني داراي ضريب تأثير صفر بوده و جايي در اين پايگاه ندارند.
ISC يا همان پايگاه استنادي علوم جديد و تكنولوژي كه همانند ISI داراي مقالات دانشمندان است كه خوشبختانه در ايران نيز چنين پايگاهي تاسيس شده است وهم اكنون به فعاليت مي پردازد.
بر اساس قانون تجمع گارفيلد متون هسته براي تمامي رشته هاي علمي بيش از 1000 مجله نيست. همچنين مطالعه اي از سوي گارفيلد بر روي پايگاه اطلاعاتي اِس.سي.آي (Science Citation Index) نشان داده است كه 75% ارجاعات در كمتر از 1000 عنوان مجله شناسايي شدند.
حال اگر لازم نباشد كه يك نمايه استنادي چند رشته اي جامع بيشتر از چندهزار مجله را پوشش دهد، اين مجلات را چگونه بايد برگزيد؟
هر چند برخي شائبه تاثير پذيري اين امر از سياست و ... را مطرح مي كنند ولي نظر ISI Thomson چيز ديگري است. يعني هزينه- كارآيي. گارفيلد خود مي گويد: چون مساله پوشش، وجهي عملا اقتصادي دارد، معيار براي آنچه انتخاب مي شود، هزينه-كارايي است. هدف هزينه – كارآمدي يك نمايه به حداقل رسانيدن هزينه در ازاي شناسايي يك مدرك مفيد و به حداكثر رسانيدن احتمال دستيابي به يك مدرك مفيد منتشره است. يك نمايه هزينه- كارآمد بايد پوشش دهي خود را تا حد امكان محدود به آن مداركي نمايد كه ممكن است افراد مفيدشان بدانند. به زبان ساده ISI Thomson مجلاتي را نمايه مي كند كه احتمال استناد به آنها بيشتر باشد.ولي چه شاخصي مي تواند صلاحيت ورود ديگر مجلات به جمع مجلات منبع ISI Thomson را تاييد كند.
جواب بسيار ساده است: فراواني استناد به مجلات در منابعي كه پيشتر در اين نمايه وارد شده اند.اگر دانشگاهها مي خواهند مجلات خود را در نمايه هاي سه گانه ISI Thomson وارد كنند، علاوه بر رعايت ضوابط عمومي مانند وضعيت نشر، كيفيت مقالات، تركيب سردبيري و تحريريه و ... بايد در جستجوي راهكارهايي باشند كه به مجلات آنها از سوي مجلات منبع ISI Thomson، استناد شود. شايد يكي از راهها تشويق محققان دانشگاه در استناد به مدارك مجلات داخلي، در مقالات ارسالي به مجلات تحت پوشش نمايه هاي سه گانه ISI Thomson باشد.
رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي گفت: پيوستن ISC به ISI با هدف افزايش سهم توليدات علمي ايران در جهان در نشستي با حضور مسئولين ISI در كتابخانه منطقه اي بررسي شد. با توجه به اينكه تمامي خصيصه هاي ISI در ISC نيز وجود دارد، كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز كه متولي ايجاد ISC ( پايگاه استنادي علوم و تكنولوژي ) در كشور است، براي درج شدن مجلات بيشتري به زبان فارسي در ISI و ايجاد ارتباط بيشترISC با ISI تلاش مي كند.
با برقراري پيوند علمي ميان ISI و ISC شناسايي علم به زبان فارسي در سطح بين المللي بيشترمي شود و سهم ايران از توليدات علمي دنيا بيشتر خواهد شد . هم اكنون بيش از 6 هزار مقاله توسط مجلات معتبر در ISC توليد مي شود اما انعكاس اين توليدات علمي در سطح بين المللي كم است كه با درج تعدادي از مجلات در ISI بازتاب علمي ايران در جهان بيشتر مي شود.
وي با بيان اينكه هم اكنون 25 مجله ايراني توسط ISI شناسايي شده و نمايه مي شود، افزود: در حال حاضر تلاش مي شود اين تعداد به 500 مجله افزايش يابد . مسئول راه اندازي ISC در ايران با بيان اينكه ايران چهارمين كشور داراي مطالعات استنادي علوم بر پايه ISI است، گفت: كشورهاي ژاپن و چين نيز توانسته اند مجلات خود را به همين روش در ISI درج كنند.
گفتني است كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز چندي پيش مأمور راه اندازي پايگاه استنادي علوم ايران و جهان اسلام شد و اين مركز هم كانون در تلاش براي سنجش توليدات علمي در كشورهاي اسلامي، رتبه بندي نشريات كشورهاي اسلامي، توليد نمايه استنادي علوم كشورهاي اسلامي به منظور توسعه ISC در ميان تمامي كشورهاي اسلامي و پيوند دادن ISC به ISI است .
http://science.thomsonreuters.com/mjl/
قسمت اول
این اصول برای تمام علوم اعم از انسانی ، فنی مهندسی ، پزشکی ، هنر قابل استفاده است.
مقاله علمي معمولاً در نتيجه پژوهش منطقي، ژرف و متمركز نظري، عملي يا مختلط، به كوشش يك يا چند نفر در يك موضوع تازه و با رويكردي جديد با جهت دستيابي به نتايجي تازه، تهيه و منتشر ميگردد. (اعتماد و همكاران، 1381، ص2) چنين مقالهاي در واقع گزارشي است كه محقق از يافتههاي علمي و نتايج اقدامات پژوهشي خود براي استفاده ساير پژوهشگران، متخصصان و علاقهمندان به دست ميدهد.
تهيه گزارش از نتايج مطالعات و پژوهشهاي انجام شده، يكي از مهمترين مراحل پژوهشگري به شمار ميرود؛ زيرا اگر پژوهشگر نتواند دستاوردهاي علمي خود را در اختيار ساير محققان قرار دهد، پژوهش او هر اندازه هم كه مهم باشد، به پيشرفت علم كمكي نخواهد كرد؛ چون رشد و گسترش هر عملي از طريق ارائه و به هم پيوستن دانشِ فراهم آمده از سوي فردفرد انديشمندان آن علم تحقق مييابد.
همان طور كه پژوهشگر پيش از اقدام به پژوهش، نيازمند توجه و بررسي يافتههاي علمي پژوهشگران قبل از خود است تا بتواند يافتههاي علمي خود را گسترش بخشد، ديگران نيز بايد بتوانند به يافتههاي پژوهشي او دسترسي پيدا كنند و با استفاده از آنها فعاليتهاي علمي خود را سازمان داده، در ترميم و تكميل آن بكوشند.
از امتيازهاي مهم يك مقاله ميتوان به مختصر ومفيد بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره كرد؛ زيرا محقق ميتواند حاصل چندين ساله پژوهش خود در يك رساله، پاياننامه، پژوهش، يا حتي يك كتاب را به اختصار در يك مقاله علمي بيان كند تا پژوهشگران ديگر بتوانند با مطالعه آن مقاله از كليات آن آگاهي يابند و در صورت نياز بيشتر، به اصل آن تحقيقات مراجعه كنند.
بدين منظور، امروزه نشريات گوناگوني در زمينههاي مختلف علمي- پژوهشي نشر مييابد و مقالههاي به چاپ رسيده در آنها، اطلاعات فراواني را در اختيار دانش پژوهان قرار ميدهند. لازم است محققان با شيوه تدوين مقالات علمي آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شيوههاي صحيح، با سهولت، نتايج تحقيقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در اختيار علاقهمندان قرار دهند.
نوشتن مقاله مستلزم رعايت اصولي در ابعاد مختلف محتوايي، ساختاري و نگارشي است.
يكي از مهمترين ابعاد مقاله علمي، محتواي علمي و ارزشمنديِ كيفي آن است. مقاله بايد يافتههاي مهمي را در دانش بشر گزارش نمايد و داراي پيامي آشكار باشد؛ بنابراين پيش از تهيه مقاله، محقق بايد از خود بپرسد كه آيا مطالب او آنقدر مهم است كه انتشار آن قابل توجيه باشد. آيا ديگران از آن بهره خواهند برد؟ و آيا نتايج پژوهش او، كار آنها را تحت تأثير قرار خواهد داد؟ (هومن، 1378، ص 82). در اينجا به چندين اصل مهم از اصول و معيارهاي محتوايي پژوهش علمي اشاره ميگردد كه توجه به آنها قبل از تهيه مقاله به ارتقاي كيفيت آن كمك مينمايد.
نوشتن مقاله مستلزم داشتن طرحي مدوَّن است. در گزارش يك تحقيق نه تنها بايد ارزشهاي محتوايي را مراعات كرد، بلكه بايد از ساختار روشمندي نيز پيروي كرد. امروزه تحقيقات فراواني انجام ميشود، اما تنها بخش كوچكي از آنها در مقالات منتشر ميگردد. يكي از دلايل آن، عدم مهارت محقق در تهيه و تدوين ساختاري مقاله علمي است.
ساختار مقاله و تهيه گزارش از يك پژوهش علمي، با توجه به روش به كار گرفته شده در پژوهش، متفاوت است. دانشمندان در يك تقسيم بندي كلي، روشهاي استفاده شده در علوم را به دو دسته تقسيم ميكنند. روشهاي كمي كه در آنها از دادههاي كمّي در تحقيق استفاده ميشود (تحقيقات ميداني) و روشهاي كيفي كه در آنها از دادههاي كيفي (تحقيقات كتابخانهاي) استفاده ميشود.(سرمد و همكاران، 1379، ص 78).
مراحل گزارش يك پژوهش (مقاله) با توجه به روش اتخاذ شده در تحقيق، با تفاوت هايي بيان ميگردد.
به دليل يكسان بودن هر دو روش در مراحل مقدماتي، و براي پرهيز از تكرار در اينجا مراحل مقدماتي را به صورت مجزا ميآوريم.
عنوان، مفهوم اصلي مقاله را نشان ميدهد و بايد به طور خلاصه، مضمون اصلي پژوهش را نشان دهد.
عنوان مقاله بايد جذاب باشد، يعني به گونهاي انتخاب شود كه نظر خوانندگان را كه معمولاً ابتدا فهرست عناوين مندرج در يك مجله علمي را ميخوانند به خود جلب نمايد. همچنين عنوان بايد كوتاه و گويا و تنها بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد. تعداد كلمات در عنوان را حداكثر دوازده واژه بيان كردهاند. (سيف، 1375، ص 12).
بعد از عنوان پژوهش، نام مؤلف يا مؤلفان ذكر ميشود و در سطر زير آن، نام دانشگاه يا مؤسسه كه هر يك از مؤلفان در آن مشغول به كارند، ميآيد. اگر پژوهش به وسيله دو يا چند نفر انجام بگيرد و همه آنها به يك دانشگاه يا مؤسسه وابسته باشند، نام مؤسسه يكبار، آن هم به دنبال نام مؤلفان ذكر ميشود. اما اگر هر يك از مؤلفان به سازمان خاصي وابسته باشند، بايد بعد از نام هر يك از آنان، بلافاصله نام مؤسسهاي كه به آن وابستهاند، ذكر شود. ترتيب قرار گرفتن نام مؤلفان به دنبال يكديگر، معمولاً متناسب با ميزان مشاركت آنان در انجام پژوهش است؛ اما اگر ميزان مشاركت همه افراد در اجراي پژوهش يكسان باشد، اسامي آنان به ترتيب حروف الفبا در دنبال هم قرار ميگيرد. (هومن، 1378، ص 84).
چكيده، خلاصه جامعي از محتواي يك گزارش پژوهشي است كه همه مراحل و اجراي اصلي پژوهش را در خود دارد. هدفها، پرسشها، روشها، يافتهها و نتايج پژوهش، به اختصار، در چكيده آورده ميشود. در متنِ چكيده بايد از ذكر هرگونه توضيح اضافي خودداري شود. مطالب چكيده بايد فقط به صورت گزارش (بدون ارزشيابي و نقد) از زبان خود پژوهشگر (نه نقل قول) به صورت فعل ماضي تهيه شود.
چكيده در حقيقت بخشي كامل، جامع و مستقل از اصل گزارش در نظر گرفته ميشود و نبايد پيش از انجام گزارش، پژوهش تهيه شود. طول چكيده براي مقاله، بستگي به روشهاي خاص هر مجله دارد و معمولاً بين صد تا 150كلمه پيشنهاد شده است.
معمولاً در انتهاي چكيده، واژگان كليدي پژوهش را بيان ميكنند تا به خواننده كمك كنند، پس از خواندن چكيده و آشنايي اجمالي با روند تحقيق، بفهمد چه مفاهيم و موضوعاتي در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً با توجه به حجم و محتواي مقاله، پنج تا هفت واژه كليدي در هر مقاله بيان ميشود. (سرمد، 1379، ص 321).
روشها و اصول كلي ناظر بر گزارش فعاليت پژوهشي شاخههاي علوم، تقريبا به طور خاصي به كار ميروند كه همگي متكي بر «روش علمي»(9) است. انجمن روان شناسان (APA) به منظور تسهيل در امر انتقال روش نتايج پژوهش، الگوي استاندارد شدهاي را در اختيار مؤلفان قرار داده تا در موقع تهيه گزارش پژوهشي خود، آن اصول را به كار گيرند و تقريبا همه مجلههاي معتبر علوم انساني در تهيه و تنظيم نوشتههاي پژوهش خود از آنها پيروي ميكنند. (هومن،1378،ص 10) كه در زير به اختصار به مراحل آن اشاره ميگردد.
هر مقاله علمي با يك مقدمه شروع ميشود و آن، خلاصهاي از فصل اول و دوم پايان نامهها و رسالههاست كه به طور مختصر به بيان كليات تحقيق و بررسي مختصري از پيشينه آن ميپردازد؛ بنابراين در مقدمه مقاله مسئله تحقيق و ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنيادي و كاربردي به صورت مختصر بيان ميگردد و سپس به بررسي سوابق پژوهشي كه به طور مستقيم به موضوع تحقيق مرتبط است، پرداخته ميشود. مقدمه بايد يك منطق اساسي را در تحقيق بيان كند و به خواننده نشان دهد كه چرا اين تحقيق ادامه منطقي گزارشهاي پيشين است. در اين بخش پس از نتيجهگيري از پژوهشهاي بررسي شده، محقق بايد پرسشهاي پژوهش خود را به صورت استفهامي بيان كرده و به تعريف متغيرهاي تحقيق به صورت عملياتي بپردازد. (هومن، 1378، ص 87).
هدف اساسي از بيان روش آن است كه به گونهاي دقيق، چگونگي انجام پژوهش، گزارش گردد تا خواننده بتواند آن را تكرار نمايد و همچنين درباره اعتبار نتايج داوري كند؛ بنابراين مؤلف بايد همه مراحل اجرا، از جمله آزمودنيها، ابزارهاي پژوهش، طرح پژوهش، روش اجرا و روش تحليل دادهها را بيان كند.
در اين بخش، توصيف كلاميِ مختصر و مفيدي از آنچه به دست آمدهاست، ارائه ميشود. اين توصيف كلامي با اطلاعات آماري مورد استفاده، كامل ميشود و بهترين روش آن است كه دادهها از طريق شكل و نمودار يا جدول، نمايش داده شوند. ساختار بخش نتايج، معمولاً مبتني بر ترتيب منطقي پرسشها يا فرضيهها و نيز وابسته به تأييد شده بودن يا تأييد نشده بودن فرضيههاست. ترتيب بيان نتايج نيز يا برحسب ترتيب تنطيم سؤالها يا فرضيههاي آنهااست، (سيف، 1375، ص 30) يا برحسب اهميت آنها. روش متداولِ بيان نتايج، آن است كه ابتدا مهمترين و جالبترين يافتهها و سپس به ترتيب، يافتههاي كم اهميتتر ارائه ميشود. (هومن، 1378، ص 90).
اصول به كارگرفته شده در پژوهشهاي توصيفي باتوجه به روشهاي به كارگرفته شده، با اصول پژوهشهاي ميداني، مقداري متفاوت است. هر چند اين اصول ممكن است با توجه به موضوعهاي مختلف تحقيقي و رشتههاي مختلف، تغيير نمايد، ساختار كلياي كه تقريبا همه پژوهشهاي توصيفي بايد در قالب آن درآيند، به شرح زير است.
آنچه در مقدمه يك مقاله تحقيق كتابخانهاي قرارميگيرد - همانند تحقيفات ميداني - كلياتي است كه محقق بايد قبل از شروع بحث، آن را براي خواننده روشن نمايد؛ مانند تعريف و بيان مسئله تحقيق، تبيين ضرورت انجام آن و اهدافي كه اين تحقيق به دنبال دارد. همچنين محقق بايد خلاصهاي از سابقه بحث را - كه به طور مستقيم مرتبط با موضوع است - بيان كند و در نهايت توضيح دهد كه اين مقاله به دنبال كشف يا به دستآوردن چه مسئلهاي است؛ به عبارتي، مجهولات يا سؤالهاي مورد نظر چيست كه اين مقاله درصدد بيان آنهااست.
در اين بخش، مؤلف وارد اصل مسئله ميشود. در اينجا بايد با توجه به موضوعي كه مقاله در پي تحقيق آن است، عناوين فرعيتر از هم متمايز گردند. محقق در تبيين اين قسمت از بحث، بايد اصول مهم قواعد محتوايي مقاله را مورد توجه قراردهد و سعي كند آنها را مراعات نمايد؛ اصولي مانند: منطقي و مستدل بودن، منظم و منسجمبودن، تناسب بحث با عنوان اصلي، ارتباط منطقي بين عناوين فرعيتر در مسئله، خلاقيت و نوآوري در محتوا، اجتناب از كليگويي، مستندبودن بحث به نظريههاي علمي و ديني، جلوگيري از حاشيهروي افراطي كه به انحراف بحث از مسير اصلي ميانجامد و موجب خستگي خواننده ميشود و همچنين پرهيز از خلاصهگويي و موجزگويي تفريطي كه به ابهام در فهم ميانجامد، رعايت امانت حقوق مؤلفان، اجتناب از استناددادن به صورت افراطي، توجهداشتن به ابعاد مختلف مسئله و امثال اينها.
در اين قسمت محقق بايد به نتيجه معقول، منطقي و مستدل برسد. نداشتن تعصب و سوگيري غيرمنصفانه در نتيجهگيري، ارتباطدادن نتايج با مباحث مطرح شده در پيشينه، ارائه راهبردها و پيشنهادهايي براي تحقيقات آينده، مشخصكردن نقش نتايج در پيشبرد علوم بنيادي و كاربردي و امثال آن، از جمله مواردي است كه محقق بايد به آنهاتوجه داشته باشد.
اعتبار يك گزارش پژوهشي علاوه بر صحت و دقت دادهها و استدلال حاصل از آنها، به منابع و مراجعي است كه از اطلاعات آنها در پژوهش استفاده شده است. ارجاعات از موارد مهم ساختار يك مقاله علمي است، به وسيله آن، چگونگي استفاده از انديشههاي ديگران را به خواننده معرفي مينمايد. در اين قسمت به دو بحث مهم ارجاعات اشاره ميشود كه يكي شيوه ارجاع دادن در متن است و ديگري شيوه ذكر منابع در پايان مقاله.
نخستين چيزي كه درباره استناددادن در متن بايد مشخص بشود، اين است كه: چه چيزي بايد مستند گردد؟ مك برني(23) (1990) موارد استنادآوردن را به شرح زير بيان داشته است:
بنابراين اطلاعاتي كه براي خوانندگان، اطلاعات عمومي به حساب ميآيند، لازم نيست مستند شوند. نويسنده، تنها در صورتي ميتواند به آثار خود ارجاع، دهد كه اين ارجاع براي مطالعه بيشتر باشد و نقل از خود، معنا ندارد. همچنين در استنادكردن، حتيالامكان بايد به منبع مستقيم يا ترجمه آن استناد كرد. تنها زماني به منابع ديگران استناد ميشود كه محقق دسترسي مستقيم به اصل اثر را نداشته باشد كه در آن صورت بايد مشخص كرد كه آن مطلب از يك منبع دست دوم گرفته شده است. (سيف، 1375، ص 40).
هرگاه در متنِ مقاله مطلبي از يك كتاب يا مجله يا.. به صورت مستقيم يا غير مستقيم، نقل شود، بايد پس از بيان مطلب، آن را مستند ساخت. اين مستندسازي شيوههاي مختلفي دارد كه در اينجا به بخشهايي از آن اشاره ميشود.
در استناد، نام مؤلف و صاحب اثر، بدون القاب «آقا»، «خانم»، «استاد»، «دكتر»، «پروفسور»،آورده ميشود، مگر در جايي كه لقب جزو نام مشخص شده باشد(24)، مانند خواجه نصيرالدين طوسي. (دهنوي، 1377، ص 89).
يك اثر با يك مؤلف:
پس از آوردن متن، داخل پرانتز: نام مؤلف، تاريخ انتشار، شماره صفحه به ترتيب ميآيد و پس از آن، نقطه آورده ميشود؛ مانند: (منطقي، 1382، ص 27).
يك اثر با بيش از يك مؤلف:
اگر تأليف داراي دو يا سه مؤلف باشد، نام آنها به ترتيب ذكر شده در اثر، به همراه سال انتشار و شماره صفحه ميآيد؛ ولي در آثار با بيش از سه مؤلف، نام اولين مؤلف ذكر ميشود و به دنبال آن عبارتِ «و همكاران» و سپس سال انتشار و شماره صفحه ميآيد؛ مانند: (سرمد، بازرگان و حجازي، 1379، ص 50) يا (نوربخش و همكاران، 1346، ص 75).
آثار با نام سازمانها و نهادها:
در صورتي كه آثار به نام شركتها، انجمنها، مؤسسات، ادارات و مانند اينها انتشار يابند، در استنادكردن، به جاي نام مؤلف، نام سازمان ميآيد؛ مانند: (فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي، 1382، ص 34).
دو يا چند اثر يك مؤلف:
هرگاه به دو يا چند اثر مهم اشاره شود، همه آنها در داخل پرانتز، و به ترتيب تاريخ نشر پشت سرهم ميآيند؛ مانند: (والاس، 1980، ص 15؛ 1988، ص 27؛ 1990، ص 5). و اگر چند اثر يك مؤلف در يك سال منتشر شده باشد، آثار مختلف او با حروف الفبا از هم متمايز ميگردند؛ مانند: (احمدي، 1365الف، ص22؛ 1365ب، ص 16).
توضيحات اضافي، يا توضيح اصطلاحاتي را كه نويسنده براي حفظ انسجام متن نميتواند آن را در متن بياورد، ميتوان در زير صفحه با مشخصكردن شماره آنها بيان كرد. نكته قابل توجه اينكه، اين توضيحات بايد حتيالامكان خلاصه ذكر شوند و نبايد تكرار مطالب متن باشند.
در ترجمه متون توضيحاتي كه مؤلف در زيرنويس آورده، بايد عينا ترجمه شود و در صورتي كه مترجم براي بيان اصطلاح يا تبيين مطلبي توضيحي را ضروري ببيند، ميتواند آن را در پاورقي ذكركند و در جلوي آن لفظ «مترجم» را -براي متمايز ساختن آن از توضيحات
كلمههاي بيگانه در داخل متن حتما بايد به فارسي نوشته شود و صورت خارجي آنها در پاورقي ذكر گردد و اين، منحصر به اصطلاحات تخصصي يا اسامي اشخاص است. چنانچه در موارد خاصي لازم باشد كه صورت خارجي آنها در داخل متن بيايد، بايد آنها را مقابل صورت فارسي در داخل پرانتز نوشت. (غلامحسينزاده، 1372، ص 17).
نكته قابلتوجه در استناد دادن معادلها اين است كه اولاً در هر متن يا مقاله يا كتاب، فقط يك بار معادل انگليسي آنها آورده ميشود؛ ثانيا معادلهاي بكار گرفته شده بايد يكنواخت باشند. و در صورت آوردن معادلهاي ديگر، مثل فرانسه، آلماني، و... بايد، در متن توضيحي درباره آن داده شود. در نوشتن اسامي اشخاص، ابتدا نام بزرگ، سپس حرف اول نام كوچك او با حروف بزرگ نوشته ميشود مانند C،Jung .
محقق بايد در پايان مقاله فهرستي از منابع و مراجعي كه در متن به آنها استناد كرده است، به ترتيب حروف الفباي نام خانوادگي در منابع فارسي (عربي يا انگليسي در صورت استفاده) بياورد. مقصود از فهرست منابع، به دست دادنِ صورت دقيق و كامل همه مراجعي است كه در متن مقاله به آنها استناد شدهاست. هدف از ارائه اين فهرست، نشان دادن ميزان تلاش پژوهشگر در بررسي و استفاده از منابع گوناگون، احترام به حقوق ساير نويسندگان و مؤلفان و نيز راحتي دستيابي خواننده به منابع موردنظر است؛ علاوه براينكه تمامي مراجع و مآخذي كه در متن به آنها استناد شده، بايد در فهرست منابع آورده شود، پس در بخش منابع، فقط منابعي آورده ميشود كه در متن به آنها استناد شده است.
در ذكر هر منبع، حداقل پنج دسته اطلاعات، ضروري به نظر ميرسند كه در همه ارجاعات مشتركاند:
1. نام مؤلف يا مؤلفان؛ 2. تاريخ انتشار اثر؛ 3.عنوان اثر؛ 4. نام شهر(ايالت)؛ 5. نام ناشر.
جداسازی اين اطلاعات از هم با نقطه (.) و جداسازي اجزاي مختلف هر يك از آنها با ويرگول (،) صورت ميگيرد.
در ارجاعات انگليسي در صورتي كه چاپ جديد مجددا ويرايش شدهباشد، علامتِ ايدي (ed) با شماره ويرايش(25) آن، داخل پرانتز آورده ميشود، مانند:
.Wadsworth:CA،Belmont.An introduction to the history of psychology (2nded).(1993) .R .B،Hergenhahn
سرمد،زهره؛ بازرگان،عباس و حجازي، زهره(1379). روشهاي تحقيق در علوم رفتاري (چاپ سوم). تهران: نشر آگاه.
صدرالدين شيرازي، محمد(1375). شواهد الربوبيه، ترجمه جواد مصلح. چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش.
شفيعآبادي، عبداللّه (گردآورنده)، (1374). مجموعه مقالات اولين سمينار راهنمايي و مشاوره. تهران. انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
براي ارجاع به مقالههايي كه در مجلههاي علمي-تخصصي به چاپ ميرسند، ابتدا نام مؤلف يا مؤلفان، پس از آن، تاريخ انتشار اثر، بعد عنوان مقاله، و به دنبال آن، نام مجله و شماره آن ذكر ميشود، سپس شماره صفحات آن مقاله در آن مجله با حروف مخفف صص در فارسي و pp در انگليسي آورده ميشود.
در ارجاع رسالهها و پاياننامهها، پس از ذكر عنوان، بايد ذكرشود كه آن منبع پاياننامه كارشناسي ارشد يا رساله دكترا و به صورت چاپ نشده، است؛ سپس بايد نام دانشگاهي را كه مؤلف در آن فارغالتحصيل شدهاست، آورد:
ايزدپناه، عباس (1371). مباني معرفتي مشّاء و اهل عرفان، پاياننامه كارشناسي ارشد، چاپ نشده دانشگاه قم.
در معرفي مقالههايي كه در خبرنامهها و روزنامهها به چاپ ميرسد، يا استنادهايي كه از متن سخنراني اشخاص در يك روزنامه آورده ميشود، همانند ارجاع مقاله در مجله، تمام اطلاعات ضروري را آورده سپس سال انتشار، روز و ماه، نام روزنامه و شماره صفحه را ذكر ميكند. مانند:
محقق كجيدي، محمدكاظم (1375، 21مهر)، موانع ساختاري توسعه بخش كشاورزي، روزنامه كيهان، ص6.
در ارجاع دائرهالمعارفها نام سرپرست آورده شده و سپس بقيه اطلاعات ضروري، همانند كتاب به ترتيب ميآيد؛ مانند:
بجنوردي، سيدكاظم و همكاران (1377)، دائرهالمعارف بزرگ اسلامي (چاپ دوم)، تهران: مركز دائرهالمعارف بزرگ اسلامي.
ارائه گزارش از همايشها و سمينارها بايد به شكل زير بيان گردد: (سلطاني، 1363، ص19).
همايش بينالمللي نقش دين در بهداشت و روان (1380). چكيده مقالات اولين همايش بين المللي نقش دين در بهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشكي ايران.
امروزه نقل از منابع اينترنتي يكي از منابع ارجاع است كه در ذكر آن، اطلاعات ضروري به ترتيب زير بيان ميگردد (ترابيان، 1987، ترجمه قنبري، 1380).
بارلو، جان پي (1996). درخت يوشع ميلرزد، در مجله CORE (روي خط اينترنت)، ج8، ش 1، (1992)، نقل شده تاريخ 25 مارس 1996، قابل دسترسي در:
Corel.08.g2.:pub/Zines/CORE-Zine File:Ptp.etext.org Directory
آدرس وبلاگ نويسنده: isimag.blogfa.com
معمولا ارسال مقاله براي مجلات خارجي به سه نوع صورت مي پذيرد:
۱. ازطريق سيستم آنلاين؛
۲. از طريق ايميل به سردبير؛
۳. از طريق سايت مجله.
http://mc.manuscriptcentral.com/???
به جاي علامت سوال ها، نام اختصاري يا چند كاراكتر ديگر كه به مجله مربوط مي شود قرار مي دهند. به مثال هاي زير توجه كنيد:
Journal of Service Management:
http://mc.manuscriptcentral.com/josm

Public Management Review:
http://mc.manuscriptcentral.com/rpxm
موسسه الزيوير هم سيستم خاص خودش را دارد. به آدرس زير:
دوستان، لازم نيست كه اين آدرس ها را سرچ كنيد، هر مجله توي سايتش دقيقا نوشته كه چطوري مي توانيد برايش مقاله بفرستيد. در مورد الزيوير مثال زير را ببينيد:
Energy Policy

در هر دو سيستم، هم نام مجله مشخص شده و هم نام انتشاراتي كه قرار است مجله را چاپ كند. اين سيستم فقط رابط بين دفتر مجله و محقق است. وقتي كه مجله آماده چاپ شد آنرا به انتشاراتي تحويل مي دهند.
براي ارسال از طريق سيستم آنلاين، شما وقتي وارد سايت شديد، گزينه Submit a New Manuscript را انتخاب كنيد.

از اين پس، 6 گام (معمولا 6 گام است، ولي در مواردي ممكن است بيشتر باشد) را بايد طي كنيد. در ابتدا نوع مقاله را انتخاب می کنید:

در گام دوم، عنوان مقاله را وارد کنید:

در گام بعدي مولفين را به ترتيب اسامي وارد مي كنيد. در اين مرحله اگر شما Corresponding Author نباشيد، كل اطلاعات به حساب كاربري كسي را كه بعنوان مولف مسئول تعريف كرده ايد منتقل مي شود و شما ديگر نمي توانيد ادامه دهيد. وقتي كه اطلاعات ساير مولفين را وارد كرديد، سيستم بطور خود كار براي تمام مولفين حساب كاربري ايجاد مي كند و به آنها از طريق ايميلي كه وارد كرده ايد اطلاع مي دهد.

بعد چكيده را وارد مي كنيد. مجلاتي كه توسط امرالد چاپ مي شوند، از شما مي خواهد كه چكيده را بصورت ساختار يافته و جدا جدا وارد كنيد.

در گام بعدي چندين گزينه را بايد علامت بزنيد، مبني بر اينكه اين مقاله قبلا براي جاي ديگري ارسال نشده است و توضيحات اضافي كه مي خواهيد مطرح كنيد در قالب Cover Letter. در گام پنجم فايل ها را بايد Upload كنيد. شكل ها و نمودار ها بايد جدا باشند اما در متن بايد مشخص كرده باشيد مثال Insert Fig 1 here. در فايل اصلي كه قرار است داوري شود به هيچ عنوان از مولفين نبايد اطلاعاتي باشد يا در متن اشاراتي شده باشد كه مشخص شود مولفين چه كساني هستند (با عنوان Manuscript without Author Information). چون داوري بدون نام انجام مي شود. نام مولفين و ارتباط سازماني آنها (Affiliation) در فايل جداگانه اي بعنوان Title Page مي آيد. معمولا فايل اصلي بايد با حاشيه زياد (مثلا 3cm) و با فاصله خطوط زياد (Double Space) باشد. يك فايل هم تهيه كنيد كه تمام اطلاعات مولف، متن مقاله، شكل ها و نمودارها در آن باشد. نام اين فايل را Manuscript with Author Information بگذاريد و با عنوان Supplementary Information بارگذاري كنيد.

وقتي كه تمام فايل ها را بارگذاري كرديد، به گام آخر برويد که در آن گزینه زیر در منوی اصلی فعال می شود:
Submissions Waiting for Author’s Approval
و گزينه پيش روي شما است، يكي pdf و ديگري html كه اگر هر كدام را بزنيد، يك فايل پي دي اف يا اچ تي ام ال از تمام چيزهايي را كه بارگذاري كرده ايد به شما نشان مي دهد. وقتي كه pdf مقاله را تاييد كرديد، گزينه Submit فعال مي شود. تا اين مرحله هر كاري كا انجام داده ايد در تمام مراحل 6 گانه، فقط اطلاعات در سيستم ذخيره مي شوند و به دفتر مجله ارسال نمي شوند، يعني شما مي توانيد Logout كنيد و در زمان ديگري برگرديد و به كارتان ادامه دهيد. اين چيز خوبي است، يك مقاله درپيت از يك جايي پيدا كنيد و دقيقا توي فرمتي كه در Author’s Guideline گفته در بياوريد؛ يعني حاشيه اش را زياد كنيد، شكل ها و نمودار هايش را جا نماييد و نام مولفين را در فايل جداگانه اي بياوريد. بعد بصورت تمريني همه اينها را وارد كنيد، اما در مرحله ششم، گزينه Submit را كليك نكنيد. بعد به منوي اصلي بازگرديد (Author Dashboard) و كل مقاله را Delete كنيد.
برگرديم به ادامه Submission، خلاصه در گام ششم وقتي كه Submit را كليك كرديد مقاله به دفتر مجله ارسال مي شود و شما ديگر نمي توانيد تغيير ديگري در مقاله بدهيد. از اين به بعد، هر بار مي توانيد به سايت مراجعه كرده و وضعيت مقاله را ببينيد.

معمولا اين مراحل را طي مي كند:
1. Awaiting Editorial Office Check
2. With Editor
3. Under Review
4. Accept، Reject، Major Revision و Minor Revision.
ولي شما منتظر همون Reject باشيد. چون اين يك چيز عادي است در مقاله نوشتن و معمولا هم به دليل انتخاب مجله نامناسب اتفاق مي افته. اگه پذيرش هم گرفت، چه بهتر.
۲. روش دوم ارسال، ایمیل مستقیم به سردبیر است؛ یعنی بعضي از مجلات یک ايميل مشخص مي كنند كه بايد مقاله را ضميمه كرده و به آن ايميل بفرستيد. نامه اي محترمانه در متن ايميل بنويسيد بعد بفرستيد. دفتر مجله به شما پاسخ مي دهد كه در آن ايميل كد مقاله شما را نيز مي فرستد. بعد از حدود دو ماه دوباره ايميل بزيد و كد مقاله را هم حتما در ايميل قيد كنيد.
۳. روش سوم: در موارد نادري هم دفتر مجله يك قسمت در سايت قرار مي دهد كه رويش نوشته Browse و يك قسمت ديگر هم Submit. وقتيBrowse را كليك كنيد بعدش هم سابميت را بزنيد مقاله به دفتر نشريه ارسال مي شود، بدون اينكه اثري ار مقاله در سايت باشد يا چيزي به شما ايميل كنند.
برگرفته از سایت: www.irden.com
آشنایی با همایشهای حرفه ای
| کنگره Congress این لغت در انگلیسی دارای معانی مختلفی است که از جمله می توان به هیأت قانونگزاری امریکا و همچنین ارتباط زایای زن و مرد اشاره کرد. در تعریف آکادمیک، کنگره به گردهمایی های رسمی گفته می شود که افرادی متعلق به حرفه، فرهنگ، مذهب یا هرگروه خاص، برای بحث و تصمیم سازی گروهی پیرامون موضوعی ویژه وگاه انجام انتخابات جمع می شوند و دارای چند خصوصیت برجسته است: الف) تعداد شرکت کننده زیاد (صدها یا هزاران نفر)، ب) برنامه در فاصله زمانی خاص (اغلب یک، دو یا چند سالانه) تکرارشونده*، پ) مدت برنامه اغلب به مدت چند روز، ت) دارای نشست های کوچک تر در قالب کارگاه، پانل، کنفرانس وغیره است. کنگره معمولاً بزرگ تر و رسمی تر از ورک شاپ، کنفرانس و سمپوزیوم است. در کنگره ها جز اعضای گروه اصلی تشکیل دهنده، معمولاً سازمان هایی نیز به عنوان "حمایت کننده" Sponsor حضور دارند. *کنگره های بین المللی یا جهانی معمولاً با فواصل بیش از یک سال و کنگره های ملی با فواصل یک ساله برگزار می شوند. |
ورک شاپ Workshop کارگاه کارگاه یا ورک شاپ به جلساتی گفته می شود که در آن تبادل اندیشه، بحث آزاد و ارائه روش های عملی برای کاربرد یک مهارت، جریان دارد. در کارگاه معمولاً تعدادی محدود مشارکت داشته و درباره موضوعی خاص عمیقاً بحث می کنند تا با روند خلاقیت و تولید مثلاً یک خط مشی یا راه حل ویژه آشنا شوند. در این نوع گردهمآیی، گروهی خاص حضور داشته، کمترین سخنرانی از سوی مدیر برنامه ارائه می شود و درعوض، شرکت کنندگان، در موضوع مشارکت جدی دارند. کارگاه بیش از انتقال دانش، محل انتقال تجربیات و رشد مهارت هاست. |
کنفرانس Conference کنفرانس شامل انواع گردهمآیی ها در زمینه های مختلف است اما معمولاً به همایش هایی گفته می شود که با برنامه کار و دستورجلسه رسمی برای بحث، مذاکره، مشاوره، همفکری ویا تبادل نظر و مبادله اطلاعات؛ جهت یافتن راه حل، رفع مشکل خاص، گرفتن رهنمود یا تصمیم سازی تشکیل می شود. شرکت کنندگان از افرادی با علایق یا تحصیلات و یا آموزش های مشابه، به جلسه دعوت شده و در صدد یافتن پاسخ برای پرسشی خاص، در زمینه مسائل سازمان، انجمن یا هیأت و گروه خود هستند. کنفرانس دارای تعریف قطعی و محدودیت خاص نیست اما به طور معمول در مقایسه با کنگره، دارای ابعاد کوچک تر، زمان کوتاه تر و اهدافی محدودتر می باشد. معمولاً کنفرانس ها در یک "مرکز اجتماعات Convention Centre برگزار شده و می تواند شامل انواعی از روش های ارتباطی مثل "میزگرد"، "پانل"، "سخنرانی عمومی" و یا "بحث های پراکنده گروهی" در راستای یک موضوع واحد باشد. گاه شرکت کنندگان از راه دور، با استفاده از امکانات ارتباطی نوین با هم ارتباط برقرار می کنند که به آن "تله کنفرانس"، "ویدئوکنفرانس" یا "کنفرانس از راه دور" گفته می شود. همچنین «کنفرانس» به برنامه های آموزشی که برای گروه کوچکی از دانشجویان سطوح پیشرفته برگزار می شود نیز اطلاق می گردد. |
سمینار Seminar سمینار نوعی کنفرانس است که برای تبادل نظر گروهی کوچک تشکیل می شود؛ یک یا چند نفر از آنها سخنران و بقیه شنونده هستند. این نوع میتینگ می تواند شامل جلسات گروهی از دانشجویان سال بالا باشد که تحت هدایت یک استاد، در یک پژوهش یا مطالعه جدی حول موضوعی خاص شرکت می کنند و یا واحد درسی پیشرفته ای را می گذرانند. در این نوع گردهمایی، نتایج پیش بینی شده ای مورد انتظار است. در سمینار، بیش از تبادل نظرشرکت کننده ها، تجربه ی روش تدریس موردنظر است. این برنامه معمولاً به صورت خودمانی برگزار شده، روی بخش کوچکی از یک موضوع صحبت می شود و شنوندگان در هر بخش از آن می توانند سخن گوینده را قطع کرده و سؤال کنند. بهرحال انواع مختلف سمینار وجود دارد ولی اساساً نوعی بحث آزاد برای تقویت مهارت های اعضاست. این همایش معمولاً در محل سالن کنفرانس یا آمفی تئاتر برگزار می شود. |
سمپوزیوم Symposium هم اندیشی یک نوع کنفرانس که افرادی با تخصص بالا در یک زمینه ی خاص گرد هم آمده، درباره موضوعی کاملاً تخصصی بحث می کنند و در آن پیشنهادات و ایده های نو ارائه می شود. موضوع اختصاصی می تواند شامل تعیین یا تدوین برنامه ای خاص برای اجرا در آینده یا موافقت جمعی با آن باشد. هریک از شرکت کنندگان ضمن شنونده بودن، در مورد موضوع سخنرانی می کنند. سمپوزیوم مانند یک مجله تخصصی، دارای مطالبی با موضوع واحد است. در سمپوزیوم، افراد حرفه ای تلاش می کنند که با تبادل تجربه و بینش، با آخرین پیشرفت های حوزه خود در ارتباط باشند، لذا معمولاً روی یک جنبه از حرفه خود متمرکز می شوند. در یونان باستان به جشن جمعی افراد روشنفکر که با نوشیدنی و موسیقی و بحث های عقلانی توأم بوده سیمپوزیوم می گفته اند. این واژه به شکل سیمپوزیون نیز به کار رفته استsymposion. ممکن است یک اتاق کنفرانس برای سمپوزیوم کافی باشد. سمپوزیوم شبیه سمینار است با این تفاوت که اغلب شنوندگان سخنران هم هستند. همه سمینارها و سمپوزیوم ها کنفرانس هستند اما هر کنفرانسی سمینار یا سیمپوزیوم نیست. |
فروم Forum تالار گفتگو در شهر روم باستان، فروم شامل یک محوطه اجتماعات برای داد و ستد و همچنین دادگاه وجود داشته است. فروم به گردهمایی عموم برای گفتگو، مناظره و بحث آزاد پیرامون موضوعات مورد علاقه ی مردم و همچنین به محل های خاصی که برای این منظور ساخته می شود خطاب می گردد. امروزه به رسانه هایی چون روزنامه، رادیو، تلویزیون یا وب سایت که نظرات و بحث های مردم را پخش می کنند نیز فروم می گویند. در مواردی نیز که بحث آزاد بین چند کارشناس جریان داشته و معمولاً امکان حضور عموم و شنیدن نظرات باشد، فروم می گویند که یکی از انواع آن دادگاه است. در فروم، یک راه آموزش همگانی و رشد فرهنگ اجتماعی است. |
کنوانسیون Convention کنوانسیون، کانونشن یا همایش ملی یا بین المللی، بزرگ ترین نوع گردهمآیی است که شامل شکل های مختلف بحث و همچنین نمایشگاه می شود. این نوع همایش معمولاً به عنوان آغاز یک برنامه ی مهم تلقی می شود. مثلاً یک کانونشن ملی می تواند برای تصویب قانون اساسی برگزار شود. معمولاً کنوانسیون به همآیش های سیاسی اطلاق می شود مثل جلسات بزرگ احزاب سیاسی، اتحادیه های تجاری، انتخابات ریاست جمهوری و امثال آن. توافقات بین المللی نیز کنوانسیون نامیده می شود. |
جشنواره Festival جشنواره یا فستیوال به برنامه های شادمانی و سرور در مناسبت های مذهبی، فرهنگی و گاه برنامه های غیردینی گفته می شود. این نوع جشن اغلب با نمایشگاه و مسابقاتی همراه است و مناسبت آن تکرار می شود. |
دیسکاشن Discussion بحث یک مذاکره و بحث جدی گروهی را دیسکاشن گویند. درمواردی به سخنرانی رسمی نیز دیسکاشن اطلاق می شود. این نوع بحث معمولاً به صورت فعال و طولانی است و حول محور موضوعی خاص صورت می گیرد. هدف از دیسکاشن پیروزی یک طرف نیست بلکه پیشرفت در موضوع بحث و روشنگری مورد نظر است. |
جلسه عمومی Convocation جلساتی که برای مشاوره، کمیسیون و یا جشن، خصوصاً با مشارکت گروهی از اعضای یک دانشگاه یا انجمن تشکیل می شود. گاه این نوع جلسات برای اعطای مدرک برگزار می شود. |
هنوز عناوین بسیار دیگری وجود دارد که به دلیل عدم کاربرد عمومی، علاقمندان می توانند خود در مورد آنها تحقیق کنند.
ايميل نويسنده: h.mesam@gmail.com
نقل از:
كدام مقاله را دركدام جورنال منتشر كنيم؟ (ژورنال)
ويسنده: آقاي عبدالعظیم ملایی (وبلاگ آی اس آی ژورنال )
آدرس وبلاگ نويسنده: isimag.blogfa.com
استفاده از رفرنس نویسی در ورد 2007 ( word 2007)
دفعات اولی که مقالات زبان انگلیسی رو بررسی و مطالعه می کردم، با خودم می گفتم طرف چقدر حوصله داشته و اینقدر منابع رو دقیق و با جزئیات تمام وارد کرده است و حتی، نام تمام مجلات و کتابها را ایتالیک کرده است؛ فکر می کردم که این خود مولف است که این کار را انجام می دهد و خود مولف تمام مراجع را تک تک (هم داخل متن و هم در انتها) کنترل می کند. چون واقعاً اصلا اشتباهی وجود نداشت و همه مراجع دقبق هم در متن و هم در انتها، خیلی زیبا و در قالب مناسب ارایه شده اند.
وقتی با نرم افزار ورد 2007 آشنا شدم، متوجه شدم که غیر از خود ورد، نرم افزارهای تخصصی دیگری نیز برای مرجع نویسی وجود دارد که مهمترین آنها End Note و Reference Manager است که کار مرجع نویسی را خیلی راحت می کند، حتی به شما می گوید که کدام منبع را در داخل متن استفاده نکردید. خود نرم افزار هر جا را که لازم باشد، اول می آورد یا هر جا را که لازم باشد ایتالیک می کند. به این ترتیب به لیست رفرنس حرفه ای برای شما ایجاد می کند.
اطلاعات مربوط به این نرم افزارها را توی سایتشون می تونید پیدا کنید. نرم افزارهای فوق پولی هستند و به همین دلیل در دسترس همه نیستند. اما نرم افزار ورد 2007 در دسترس همه هست. به همین دلیل، در این پست، مرجع نویسی با این نرم افزار توضیح داده می شود.
چهارمین Tab در قسمت بالای ورد 2007 و از سمت چپ، References است. هرجا که خواستید از یک رفرنس استفاده کنید، آنجا کلیک کنید، آنگاه از توی این تب، قسمت Citation & Bibliography را انتخاب کنید.

روی قسمت Insert Citation کلیک کرده و بعد از آن، گزینه Add New Source را انتخاب کنید.

پنجره ای باز می شود که شما باید اطلاعات مربوطه را تکمیل کنید؛ این اطلاعات با توجه به اینکه منبع مجله، کتاب، سایت و یا کنفرانس است فرق می کند. اطلاعات را تکمیل کنید، آنگاه کلید Ok را انتخاب کنید. به این نمونه توجه کنید:

قسمت دیگر Style است؛ این قسمت شما مهمترین استانداردهای رفرنس نویسی را می توانید ببینید.APA یا همون انجمن روانشناسی آمریکا، Chicago، ISO، MLA و سایر انواع که فراخور نیاز، از هر کدام می توان استفاده کرد که ما در کارهای فارسی از شیکاگو و در مقالات انگلیسی از APA استفاده می کنیم. هر استایلی را که انتخاب کنید، فرمت اون استاندارد هم توی متن و هم در انتها خودبه خود تغییر می کند.

که بعنوان نمونه» مرجع نویسی در داخل متن به شکل زیر می آید:
(Richard Laux, Richard, & Karen, 2007)
که اگر شما روی آن کلیک کنید برجسته می شود؛ یک فلش در سمت چپ نشان داده می شود که اگر روی آن کلیک کنید، می توانید شماره صفحه را نیز وارد کنید. دقت کنید که همه این موارد در ورد 2007 است؛ اگر شما مقاله را در فایل ورد 2003 ذخیره کرده باشید (فرمت doc و نه فرمت docx)، این چیزهایی که گفتم اتفاق نمی افتد، یعنی شما با نرم افزار 2007 کار می کنید، اما فایل 2003 است، اینجا این کارها انجام نمی شود، فایل را از ابتدا 2007 ذخیره کنید. نشانه اینکه 2003 است یا 2007، این است که در قسمت عنوان در بالاترین قسمت صفحه، واژه Compatibility Mode می اید.
آنگاه بعد از اتمام مقاله، به روی قسمت Bibliography کلیک کنید و از انجا گزینه Insert Bibliography را انتخاب کنید.

تمام رفرنسهایی را که تا آلان وارد کرده اید را به شکلی زیبا به شما می دهد

در قسمت Manage Sources نیز می توانید ببینید که کدام رفرنسها تیک نخورده اند، یعنی توی متن استفاده نشده اند.

یکی از اساتید می گفت که من وقتی می خواستم یک مقاله را داوری کنم، تک تک مراجع را هم در متن و هم در انتها کنترل می کردم، تصور کنید که چه زمانی می برد این کنترل کردن؟ در صورتی که یک نرم افزار به راحتی این کار را انجام میدهد. در این قسمت، می توانید مراجه را اصلاح، کپی یا حذف کنید. نکته مهم دیگه اینکه این رفرنس هایی که وارد فایل ورد کرده اید، توی دیتابیس ورد در همان کامپیوتر باقی می ماند و شما اگر در آینده به آنها نیاز داشته باشید، می توانید آنها را کپی کنید.
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 26 آذر 1390 ، 09:56)
نام كتابى مشهور در جغرافيا به زبان عربى از آثار ربع 4 سده 4 ق/10 م، تأليف شمس الدين ابو عبد اللّه محمد بن احمد مقدسى.
مقدسى در يك جا به صراحت مىگويد كه در 375 ق 40 ساله و در مركز فارس بوده، و تأليف كتاب را به پايان برده است (ص 8-9؛نك: ميكل، 315) . وى همچنين گويد كه دو سال بعد آن را در مكه به يك عالم اندلسى عرضه كرده است (نك: ص 223، حاشيه) . اما با سورث بر پايه عبارتى از احسن التقاسيم چنين حدس مىزند كه اين اثر در پايان دوران سعد الدوله پسر سيف الدوله حمدانى (د 381 ق) تأليف شده است، زيرا در احسن التقاسيم (ص 375) از حكومت خاندان حمدانى بر شهر بدليس به صورت گذشته ياد مىشود (ايرانيكا) .
كتاب بر يك پيش گفتار و دو بخش تقسيم شده است. پيش گفتار كه بيش از يك هفتم كتاب را در بر دارد، شامل اين مطالب است: روش تدوين كتاب، پيشگامان جغرافيا، بيان اصطلاحات، تاريخ تأليف، چند تذكر، فهرست محتويات، درياها و ترسگاههايش، رودخانهها، شهرهاى همنام، لهجهها، شيوه بيان مؤلف، ويژگيهاى هر سرزمين، مذهبها و دسته بندى آنها، راهها، گنبد و بارگاههاى افسانهاى، جدولى براى كارگزاران، اقليمها و نماى كشور اسلام (ص 3-66) . در بخش نخست 6 اقليم عربى، و در بخش دوم 8 اقليم عجمى معرفى مىشود. در بخش اول نصف جهان اسلام آن روز كه در بيرون جزيرة العرب قرار داشت، عرب ناميده شده است و مردم 5 اقليم بين النهرين، اقور (احتمالا تصحيف شده اقور اثور، نك: ه. د، اثور) ، شام، مصر و مغرب (شمال افريقا كه به سبب هم نژاد بودن با تازيان توانسته بودند اين زبان را بياموزند) عرب شمرده شدهاند. در بخش دوم به معرفى 8 اقليم عجمى:خاوران، ديلم، رحاب (ارمنستان، اران و گرجستان) ، كوهستان (آذربايجان و كردستان) ، خوزستان، فارس، كرمان و سند پرداخته است. مؤلف در آغاز اين بخش، مردم آن را خوشبختتر، دانشمندتر و دين دارتر از ديگر مردمان دانسته است (نك: ص 257) . اين بخش كتاب با يك رساله كوتاه در جغرافيا تأليف گواذ (قباد) پادشاه ساسانى آغاز مىشود (همانجا) .
احسن التقاسيم همانند صورة الأرض ابن حوقل و المسالك و الممالك اصطخرى حاصل سالها سفر مؤلف به كشورهاى اسلامى آن روزگار است. در حقيقت مؤلف به بخش مركزى جهان اسلام قناعت نكرده و به فلسطين و خراسان نيز سفر كرده است. مؤلف فلسطين، شام، جزيرة العرب، عراق و ايران را درست مىشناسد و ليكن باختر جهان اسلام (مراكش و اسپانيا) را نديده است و در خاور نيز آگاهى درست او از حدود سند تجاوز نمىكند.
مقدسى در سرآغاز كتاب، صفحهاى مسجع و پر تصنع ساخته (نك: ص 1-2) و در آن از چگونگى سفرها و برخوردهاى خود با طبقات و قشرهاى گوناگون مردم براى به دست آوردن معلومات جغرافيايى سخن گفته است (ص 2) .
اين اثر تنها درباره جغرافياى كشورهاى اسلامى است و مؤلف در توجيه اين مطلب مىگويد: من بلاد كفر را معرفى نمىكنم، زيرا كه بدانها در نيامدهام (ص 9) ، و حتى درباره برخى از شهرها چون طرطوس مىگويد: چون اكنون به دست روم است، بدان نمىپردازم (ص 152) . او هدف از تأليف كتاب را نشان دادن سودمندى فراگير دانش جغرافيا دانسته، و سعى در ابطال برخورد صرف با اين علم همچون يك وسيله كار، راهنمايى براى راهداران يا وسيله وقت گذرانى و يا حتى خواندن داستانهاى شگفتانگيز براى داستان سرايان كرده است. مىتوان ادعا كرد كه تعريف جغرافيا در اين كتاب به تعريف امروزى آن نزديك شده، و شامل جغرافياى طبيعى، اقتصادى، اجتماعى، انسان شناسى و اعتقادات است.
موضوع بحث در كتاب، تحقيقاتى همه جانبه درباره بخشهاى اسلامى ربع مسكون، بيان حرفههاى اقتصادى-بازرگانى و مذهبى مردمانى است كه در آنجا به سر مىبردند. روش مؤلف عينى و بر اساس مشاهده و بررسى كتابهاى كتابخانههاى رى، رامهرمز، شيراز، بصره و جز آن است. مؤلف مشخصات بخشها را از نظر نفوس، زبان، اختلافات جسمى و اعتقادات مذهبى، اختلاف وسايل توليد، سكهها، خوراك، آبيارى، كالاى وارداتى و صادراتى، راههاى ترسناك، منزلگاهها، فاصله شهرها، همچنين زمين شناسى نواحى گوناگون، فقر و غناى سرزمينها و ديدنيها معين كرده است. مؤلف همچنين در بيان روش كار خود مىگويد: من درباره هر اقليم اصطلاحههاى مردم آنجا را به كار خواهم برد (ص 32) و در جايى ديگر تأكيد مىكند كه از آنچه مردم برآنند، پيروى كرده است (ص 114-115) . گويا از همين روست كه در اين كتاب سرزمين اثور (موصل باستانى) را به تلفظ محلى «اثور» با «فاى» 3 نقطه نوشته است، و پس از آن ناسخان آن را به صورت «قاف» به ما رساندهاند (نك: منزوى، 190) . از اصطلاحات رايج در اين اثر، كلمه «جند» است كه به معناى ديه وابسته به يك شهر به كار رفته و گويا اصطلاحى محلى بوده، و مانند «اجنادين» از ريشه سريانى گرفته شده باشد. همچنين مؤلف در هر كجا كه نام مناسبى نمىيافته، خود نامگذارى مىكرده است، چنانكه منطقه ارمنستان، اران، گرجستان، آذربايجان و بخشى از كردستان را «رحاب» مىنامد (ص 373) .
مؤلف در كتاب خود توجه ويژهاى به زبان مردم سرزمينهاى مورد نظر دارد، چنانكه آورده است: زبان مردم در اين 8 اقليم عجمى است، برخى از آنها درى و برخى ديگر پيچيده است، همگى آنها فارسى ناميده مىشوند و اختلاف آنها آشكار است و من نمونه سخن هر قوم را خواهم آورد (ص 259) و درباره مردم كرمان گويد: لهجه ايشان فهميدنى و نزديك به لهجه فارسى خراسان است (ص 471) . درباره آذربايجان گويد: 70 زبان در آنجاست (ص 375) ، و درباره ارمنستان و اران گويد: مردم به ارمنى و ارانى سخن مىگويند، فارسى ايشان فهميدنى و نزديك به لهجه فارسى خراسان است (ص 378) . مردم پيرامون بصره همگى عجم هستند (ص 413) ، زبان خوزستانيان رساترين زبان عجمان است و آن را با تازى مىآميزند (ص 418) ، در صحار (در جنوب عمان و خاور يمن) فارسيان در اكثريت هستند (ص 92) و در بازارها به فارسى سخن مىگويند. اكثريت مردم عدن و جده پارسى (ايرانى) هستند، اما زبان رايج عربى است (ص 96) . مؤلف همچنين از جشنهاى نوروزى مردم عدن و طبل زنى آنان سخن مىراند (ص 100) . همچنين در احسن التقاسيم از اماكن فرهنگى هر شهر نيز سخن به ميان مىآيد و كتابخانه عضد الدوله و فهرستهايش در فارس و كتابخانههاى رى، بصره و رامهرمز معرفى شده است (ص 413) . در حقيقت اين مطالب محقق را در بررسى چگونگى اضمحلال فرهنگى هر منطقه يارى مىرساند و از لا به لاى سطور آن مقاومت مردم در حفظ فرهنگ خود هويداست، چنانكه درباره قاضى بغداد-با توجه به اينكه قاضيان نسبت به ديگر مردم به حكام عرب نزديكترند-مىگويد: از اينكه به عربى نادرست سخن مىگفت، شرمسار شدم (ص 183) .
احسن التقاسيم به زبان عربى فصيح تأليف شده است، در عين حال مؤلف فارسى را نيز خوب فهميده و از جملههاى فارسى به درستى استفاده كرده است (نك: ص 432) . همچنين واژگان فارسى را در جملههاى عربى گنجانده است: «و لا ترى مثل آفروشتهم... و دوشابهم» (ص 370) .
خردگرايى در سراسر اين كتاب آشكار است، هر چند كه به حد بى طرفى نمىرسد. داستان ابن مره كه در اين كتاب آمده است، بويى از داستان برزويه طبيب در كليله و دمنه و ابن مقفع را دارد (براى تفصيل، نك: ص 365-366) . مؤلف همنشينى با فقيهان و صوفيان و حتى آموختن از داستان سرايان را وظيفه جست و جوگرايانه خود مىشمارد. از تعبد و تعصب و از دشنام و دروغ پردازى دورى مىجويد (ص 2-3) . همچنين تمايل او به ابو حنيفه، كراميان، شيعه و صوفيان نشان سعه صدر و جست و جوگرى او از حقايق فلسفى و مذهبى براى گزينش بهترهاست و همين امر او را به برداشتهاى عرفانى از اسلام كمك كرده است، چنانكه از كشاكش او در مسجد واسط آشكار مىشود كه وى از مبلغان و طرفداران راستين اسلام بوده است (ص 126) .
احسن التقاسيم آيينهاى است كه اوضاع جغرافياى طبيعى، سياسى، اقتصادى و اعتقادى در كشورهاى اسلامى را به خوبى مىنماياند. در اين كتاب اشارههايى درباره تاريخ خاندانهاى حكومتى آمده است: عباسيان (ص 131-132) ، بويهيان (ص 132-133) و سامانيان (ص 337) . مؤلف همچنين به بررسى تعصبات مذهبى و ميزان نفوذ مذاهب فقهى مىپردازد. براى نمونه درباره نفوذ شيعيان و ديگر مذاهب چنين مىگويد: شيعيان در عمان، و كراميان در بيت المقدس آزاد بودند، اما معتزليان در عمان در نهان مىزيستند (ص 179) و اين در اثر فشار قشريان سلفى بود، نه فشار اسماعيليان حاكم؛زيرا در جاى جاى مصر فاطمى، معتزليان و مذهبهاى ديگر و حتى حنبليان آوازهاى داشتند (نك: ص 202) .
مؤلف كه در ميان مرزهاى دو قدرت بغداد و قاهره در آمد و شد بوده، گرايش فرهنگى و خردگرايى ملتها را نيز در شمار خواص جغرافيايى منطقه ياد مىكند و آنها را با يكديگر مىسنجد، تا آنجا كه درباره مردم سوريه مىگويد: در خرد و دانش مانند ايرانيان نيستند، برخى مرتد شدهاند و برخى از ترس جزيه مسلمان ماندهاند (ص 152) . در اين كتاب حتى به عادات ناپسندى كه بر خلاف آيين اسلام در برخى سرزمينها مرسوم گشته، اشاره شده است، از جمله پرورش دادن سگ در مصر (ص 202) ، خوردن گوشت سگ و خريد و فروش آشكار آن (ص 40) و دو شوهر داشتن زن (ص 200) .
احسن التقاسيم نخستين بار توسط اشپرنگر كشف، و نسخه خطى آن به اروپا برده شد. وى اين كتاب را مهمترين كتاب جغرافيايى جهان معرفى مىكند، اما كرامرس با نظرى محتاطانهتر آن را اصيل ترين كتاب جغرافيا به زبان عربى شمرده است (نك: كراچكوفسكى، 1/208) . مورخان، كتاب احسن التقاسيم را در حلقههاى تكاملى جغرافياى اسلامى پس از اصطخرى و ابن حوقل، سومين حلقه از مكتب ابو زيد بلخى شمردهاند (نك: همو، 1/206-211) . نسخههاى اوليه احسن التقاسيم همانند كتابهاى اصطخرى و ابن حوقل نقشههايى در بر داشت و ميلر خاورشناس، آن نقشهها را در كتاب «نقشههاى عربى» در اشتوتگارت در سالهاى 1926-1931 م چاپ كرد.
به گفته كراچكوفسكى، مقدسى آنگاه كه احسن التقاسيم را نوشت، آن را در دو نسخه فراهم كرد. يكى از آنها همان است كه مقدسى در 375 ق تأليف آن را به پايان برده، و دومى نسخهاى است كه در 378 ق آن را كامل كرده و اين همان است كه ياقوت حموى از آن سود جسته است. مؤلف نسخه اولى را به سامانيان و دومى را به فاطميان پيش كش كرده است (1/209-210) .
تمامى آگاهى ناشران اين كتاب، بر اساس دو نسخه آن است كه در برلين و استانبول نگهدارى شده، و نسخههاى جديدتر، از روى آن نوشته شده است. به نظر مىرسد كه نسخه استانبول كهنتر از نسخه برلين است. نسخه برلين به مردى به نام ابو الحسن على بن حسن پيش كش شده است (مقدسى، 8) . در اين نسخه از سامانيان به نيكى بيشترى ياد شده است. اين پيش كش در نسخه استانبول ديده نمىشود. اين نسخه به خامه نسخ حسن بن احمد بن محمود بن كمال در رجب 658 ق در 232 برگ 15 سطرى است و فيلم آن در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران محفوظ است (مركزى، 1/285) . نام كتاب در اين نسخه المسافات و الولايات ياد شده كه عنوان عمومى كتب جغرافى در آن روزگار است. باسورث به نقل از مجير الدين عليمى (860-927 ق) در الانس الجليل بتاريخ القدس و الخليل مىگويد كه از كتاب مقدسى به صورت البديع فى تفصيل مملكة الاسلام ياد كرده است (نك: ايرانيكا) ، اما در نسخه ناقص چاپ اين اثر (عمان، 1973 م) مطلب مورد نظر يافت نشد. دخويه نخستين بار اين كتاب را در 1877 م با تعليقات و پيش گفتارى كوتاه در «مجموعه جغرافياى عربى» به چاپ رساند. وى مجددا احسن التقاسيم را پس از بازنگرى ماركوارت و مقابله با نسخه استانبول در 1906 م در ليدن منتشر ساخت. احسن التقاسيم همچنين اولين بار توسط دو تن به نامهاى رنكينگ و آزو به انگليسى ترجمه و در كلكته (1897-1901 م) به چاپ رسيد. همچنين بخشهايى از اين كتاب توسط كرمر (1877 م) ، نالينو (1895 م) و كراچكوفسكى (1937 م) ترجمه شده است (نك: كراچكوفسكى، 1/211-212.
كراچكوفسكى، ا. ى، تاريخ الادب الجغرافى العربى، ترجمه صلاح الدين عثمان هاشم، قاهره، 1963 م، مركزى، خطى، مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، به كوشش دخويه، ليدن، 1906 م؛منزوى، علينقى، تعليقات بر احسن التقاسيم، تهران، 1361 ش؛نيز:
معماری ایران یک دسته بندی است که ما انجام می دهیم معماری ایران در دوره های اسلامی بخشی از معماری اسلامی است
بنابراین اصول معماری اسلامی را دارد همچنین در معماری اسلامی و معماری دیگر تمدن ها معماری بومی وجود دارد. در کنار معماری بومی معماری رسمی هم هست که البته کاملا متفاوت نیست ولی چون حکومت ها بانیان آن ها بوده اند الزاما همه جا مانند معماری بومی نیست. به ویژه وقتی این تفاوت آشکار می شود که از پایتخت آن دوره دور می شوید. خود بسندگی به معنای استفاده از مصالح بومی در معماری بومی وجود دارد البته در اکثر موارد ولی موارد نقض در معماری ایران و جاهای دیگر دنیا وجود دارد مثلا د معماری سواحل خلیج فارس و دریای عمان ازدر چوبهای صندل استفاده شده است که از هند یا آفریقا به دست می آمده است. اصولی را که ایشان گفته اند در معماری بومی بسیاری از جاها می توان دید. در بسیاری از معماری های رسمی شما می بینید که معماری پایتخت در آنجا شکل گرفته که با معماری بومی متفاوت است. مثلا مسجد جامع بندر عباس که مسجد دوره صفویه است با شکل معماری مرکزی ایران داریم که با بقیه مساجدش فرق می کند. یا در سنندج معماری خانه های اشرافی دوره قاجار با معماری بومی آنجا تفاوت هایی دارد.اما این که گفته اید فرم یا شکل متفاوت است که جز اصول نیست اتفاقا دقیق در اینجا تفاوت وجود دارد البته نه فقط در شکل بلکه در فضا و نیز سازمان فضایی و نحوه کاربرد مصالح. به نظر من در هر جا عوامل تاثیر گذار متفاوت هستند و بیش از همه عوامل فرهنگی موثر بوده اند. که شرح آن طولانی خواهد بود.
Stave Church
کلیسای استاو در نروژ منبع:
http://minnemom.com/2010/03/04/scandinavian-heritage-park-minot-north-dakota/
کلیسای تمام چوبی استاو مربوط به قرون وسطی. توجه کنید به نحوه تمام شدن بنا و تیزه سطوح شیب دار و تشابه آن با دماغه کشتی های وایکینگها (ساکنان باستانی شمال اروپا مانند نروژ سوئد و دانمارک) و تخت های آنها و نیز جزییات کارهای چوبی در این آثار.
another Stave Church
تصویر زیر آثار وایکینگ ها در موزه کشتی وایکینگ است:
http://www.the-home-project.com/craftism/2009/10/the-viking-ship-museum/
پوستههای سبز
1-2-1 بام سبز
یک بام سبز، بامی است که مقدار یا تمامی آن با پوشش گیاهی و خاک، یا با محیط کشت روینده، پوشانده میشود. لفظ بام سبز همچنین میتواند برای بامهایی که مفاهیم "معماری سبز" را مد نظر قرار میدهند، نظیر پانلهای خورشیدی و یا صفحات فتوولتائیک، بکار رود.
بامهای سبز مدرن که از سیستم لایههای پیش ساخته تشکیل میشوند، پدیدهای نو میباشند. این نوع بامها در دهه 1960 در آلمان توسعه و به بسیاری از کشورهای اروپا گسترش یافتند. بر اساس برآوردهای موجود، امروزه حدود 10 درصد از کل بامهای آلمان، بام سبز میباشند.
اجزای
تشکیل دهنده بامهای سبز
بطور
کلی اجزا عمده تشکیل دهنده یک
بام
سبز را میتوان مطابق شکل زیر نشان داد:
شکل SEQ ___شکل \* ARABIC 1-4 اجزای تشکیل دهنده بام های سبز
مزایای بامهای سبز:
-تامین فضایی سازگار و
مطبوع برای کاربران ساختمان
به
دلیل قراردادن حیاط و پاسیو؛
- امکان
پرورش میوهجات، سبزیجات و گلها؛
- کاهش بار
گرمایش (با افزودن توده و لایه عایق حرارتی) و سرمایش بنا (از طریق سرمایش تبخیری) به ویژه اگر بصورت شیشهای بوده و به عنوان گلخانه و یا سیستم
گرمایش غیرفعال
خورشیدی
عمل نماید. بر اساس پژوهشی که در سال 2005 توسط Brad Bass از دانشگاه تورنتو
انجام یافت، نشان داده شد که بامهای سبز میتوانند اتلاف گرمایش و مصرف انرژی را
در زمستان به مقدار قابل توجهی کاهش دهند؛
- کاهش اثرات گرمایش و تغییرات آب و هوایی شهری؛
- افزایش محدوده
زندگی (بامهای سبز میتوانند به عنوان
فضای
تفریح، استراحت مورد استفاده قرار گیرند؛
- کاهش سیلاب؛
- تصفیه هوا و کاهش CO2 هوا؛
- كاهش و تعدیل شدت صداهایی كه تا db18 وارد
ساختمان میشود و از
آن
خارج میشود به میزان
db3 یا بیشتر؛
- افزایش زیستگاه
جانداران در مناطق
مسکونی؛
- بهبود مناظر اطراف
ساختمان با فراهم كردن یك فضای سبز زیبا؛
- بالا
بردن
طول عمر غشای بام (دو یا سه بار بیشتر) با محافظت از آن در برابر اشعات UV مضر و صدمات آب
و هوایی؛
- افزایش ارزش ملك.
معایب بامهای سبز:
- نیاز به تقویت سازه
بامهای موجود برای استقرار بام سبز و
وجود
این حقیقت که اغلب این بامها برای حضوحضور انسان طراحی نمیشوند.
-
در
برخی
موارد،
تطبیق طراحی این بامها با شرایط اقلیمی منطقه کاری دشوار است.
- بامهای سبز همچنین
نیازمند معیارهای سازهای قابل قبول میباشند. بسیاری از بامهای موجود، به دلیل
بار وزن ملزومات خاک و گیاهان برای دارا بودن بام سبز مناسب نیستند. (در این بین یک دال
بتنی در تبدیل به بام سبز بسیار کاراتر از دالهای چوبی یا فلزی است.)
2-2-1 باغهای عمودی و دیوارهای زیستمند
در مناطق سرد که وزش باد زیاد و شدید است ایجاد دیوارهها و نردههایی از گیاهان سبز، پرچینها و چپرها، دیوارههای شمشاد و ردیف درختان پر شاخ و برگ به عنوان یک لایه محافظ، مدتها کاری مرسوم بوده، استفاده از ساقهها، گسترش گیاهان بالا رونده و درختان میوه نیز یک ترفند باستانی است چرا که گرمای ذخیره شده در دیوار پشتی به رشد گیاهان کمک میکند ساختمانهایی که با گیاهان پوشانده شدهاند سمبل هماهنگی ساختمان با طبیعت و پیروی طراحی معماری از محیط طبیعی خود هستند نماهای پوشیده شده از گیاه که در اواخر قرن نوزهم توسط جنبش باغ شهر ایجاد شدند میتواند به عنوان نخستین عکس العملهای زیست محیطی در برابر صنعتی سازی محسوب شود آنچه که در مورد استفاده مدرن از دیوارهای پوشیده از گیاه جدید است مسأله بافت زمینه است.
دستهبندی نماهای سبز:
به طور کلی نماهای گیاهکاری شده یا باغهای عمودی به دو دسته تقسیم میشوند:
1- کاشت گیاه به صورت جداگانه منفرد که خود شامل دستههای زیر میشود:
1-1 گیاهان چسبنده و بالارونده که روی دیوار خزیده به هر طرف شاخه میدوانند و یا دور تا دور یک حجم میپیچند و تاب میخورند و تقریباً به هیچ سازه نگهدارنده نیاز ندارند.
1-2 گیاهان رخنه کنده که در جای جای دیوار نفوذ کرده یا به آن قلاب میشوند و برای نگهداری آنها از انواع سیم و لوله باریک خم پذیر، داربست و موارد مشابه استفاده میشود.
1-3 گیاهان روی بالکن که در این روش گل و گیاه به سادگی در داخل ظرفهایی کاشته شده، بر روی بالکن، تاقچه و مواردی از این قبیل نصب میشود.
2- پوشش کامل سطح با لایهای از گیاهان و بستر زیرینشان (جداره زیستمند[1]) که خود به دو دسته تقسیم میشود:
2-1 سیستم پیمانهای که شامل دو دسته سیستم آب کشتی با بستری از ورقههای متخلخل و نفوذپذیر و بستر خاکی عمودی به شکل ظرفهایی از خاک تثبیت شده میباشد.
2-2 سطحی باریک و سبک به صورت یک لایه روکش و تمام کننده بر روی نما که در آن یک بستر منسوج روی یک لایه نگهدارنده بدون خاک قرار میگیرد و گیاهان در آن کشت میشوند.
ساختار استاندارد یک باغ عمودی
به طور معمول ساختار یک باغ عمودی شامل موارد زیر است:
-دیوار خارجی با درزگیرهای ساختمانی ضد آب؛
-یک سازه نگهدارنده سیستم آبیاری و تغذیه گیاهان کاشته شده از جنس ضد زنگ (مثلاً فولاد ضد زنگ) که با ایجاد فاصله لازم تهویه را برقرار کند؛.
-یک صفحه پی وی سی منبسط شده ضد آب با ضخامت 10 میلیمتر به عنوان بستر؛
-دو لایه سه میلیمتری نمد با ترکیبی از رزینهای پلی آمید به ضخامت سه میلیمتر به عنوان بستر کار؛
-گیاهان انتخاب شده در بستههای نمدین؛
·
منبع : ابراهیمی، غزال. (1389) طراحی هتل بر مبنای معماری سبز در تهران، پایان نامه کارشناسی ناپیوسته، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، استاد راهنما: منوچهر فروتن
1-1-1 طراحی
یکی از عوامل موثر در طراحی، مکان یابی و نحوه استقرار ساختمان در پروژه میباشد. ساختمان باید در حدود 15 درجه به سوی شمال باشد و با فضای محیط سبز و توپوگرافی به احسن ترکیب گردد. طراحی پایدار میتواند مقیاس ساختمانها را محدود کند و ارزشهای هنری، فرهنگی و بومی و محلی را شناساند. ساختمانهای شرقی – غربی در مقایسه با ساختمانهای شمالی–جنوبی ممکن است 20 % بیشتر مصرف انرژی داشته باشند. بهترین جهتگیری و قرارگیری ساختمان در مقابل آفتاب در جهت شرقی–غربی است.
پیش بینی حفظ فضاهای اختصاصی و خلوت زندگی خصوصی نیز از مباحثی است که باید در تهیه نقشهها و مرحله اولیه طراحی مد نظر قرار گیرد. استفاده از کمترین سطح و زمینه برای ایجاد بیشترین فضای قابل سکونت، یکی از جنبههای کلیدی طراحی با دید حفاظت حرارتی است که در واقع تلاش برای احیای یک سنت دیرپای معماری است. یکی از نکات مهمی که در طراحی ساختمان که در مصرف انرژی ساختمان و بهینه سازی آن نقش مهم و موثری دارد نمای ساختمان است. رنگ و پنجرههای ساختمان یکی از عوامل مهم جذب انرژی خورشیدی و انتقال آن به ساختمان هستند. جهتگیری، رنگ، مصالح، فرم ساختمان، پنجرهها و موقعیت سایهبانهای خارجی و داخلی برای کسب حداکثر آسایش افراد ساکن در ساختمان مورد نظر میباشد. فرم بنا و محل قرارگیری بازشوها نیز، باید با توجه به باد طراحی شوند.
بطور کلی در طراحی معماری، طرح باید به گونهای شکل بگیرد که از تمامی شرایط مطلوب محیطی به نفع خود استفاده نماید (درعین حال که اثر شرایط نامطلوب را به حداقل میرساند)
2-1-1 ایجاد سایه
استفاده از توپوگرافی و پوشش گیاهی سادهترین شکل ایجاد سایه بصورت طبیعی میباشد. گیاهان به لحاظ تبخیر آب در ایجاد برودت در محیط تأثیر بسزایی دارند. یکی دیگر از خصوصیات درختان، هدایت و کاستن از شدت باد است. این امر در مناطقی که باد نامطلوب از یک سمت بخصوص جریان دارد، بسیار مؤثر است. در مناطق حاشیه کویری که باد از سمت کویر به طرف شهر یا روستا میوزد، معمولا در همان سمت درختکاری میکنند که علاوه بر جلوگیری از حرکات شن و ماسه به طرف نواحی مسکونی، جلوی باد کویری تا حدود زیادی گرفته میشود. امروزه یکی از بهترین روشها برای تثبیت شنهای روان کاشتن گیاهان کویری میباشد.
بطور کلی درختان را جهت استفاده در محیط مسکونی میتوان به دو دسته تقسیم نمود. درختان همیشه سبز و یا سوزنی برگ مانند کاج و سرو و درختان برگ ریزان یا برگ پهن، که برگ خود را در فصل پاییز از دست میدهند. از درختان سوزنی برگ جهت سد نمودن و یا هدایت بادهای زمستانی میتوان استفاده نمود زیرا این درختان در زمستان نیز کماکان حالت طبیعی خود در تابستان را دارند و در صورتیکه بطور فشرده و نزدیک به هم کاشته شوند، مانع بسیار خوبی در مقابل بادهای زمستانی هستند و توسط آنها، میتوان ساختمان و محیط اطراف آن را در مقابل این بادهای محافظت نمود. از طرفی دیگر با کاشتن درختان برگ ریزان در سمت جنوبی بنا، در عین استفاده از سایهبان در تابستان، میتوان از تابش گرم آفتاب در زمستان بهرهگیری کرد. بوتههای کوتاه نیز در هدایت باد موثر میباشد و سطح کوتاه گیاهی مانند چمن از انعکاس بیش از حد آفتاب به داخل بنا جلوگیری میکنند. درختان در کاهش گرد و غبار، انتقال صوت و تصفیه هوا موثر میباشند و میتوانند تأثیر مطلوبی در تعدیل نوسان حرارت و فراهم نمودن شرایط مناسب زیست در کل منطقه داشته باشد. پس میتوان نتیجه گرفت که با ایجاد سایه در مکانهای مطلوب میتوان تا حد بسیار زیادی از اتلاف انرژی جلوگیری نمود.
دیوارهای شرقی– غربی بهتر است زیر سایه درختان و یا ساختمانهای جانبی قرار گیرند.
3-1-1 تهویه طبیعی
تهویه یا تأمین هوای تازه در منزل جهت بهداشت، آسایش و نیز مبارزه با سنگین شدن هوا از طریق منع میکرو ارگانیسمها و سایر عوامل آلوده کننده داخلی و رطوبت، ضرورت دارد. تلاش جهت افزایش کارایی انرژی و به حداقل رسانیدن اتلاف حرارت باعث ایجاد ساختمانهایی با ایجاد مانع در برابر نفوذ هوا شده و این مساله میتواند به ایجاد آلودگیهای عمده ختم شود. جابهجایی هوا یکی از ضروریات ایجاد شرایط مساعد گرمایی، و تهویه طبیعی عامل بالقوه در آسایش است که میتواند توسط چارچوب ساختمان ایجاد شود. استراتژیهای تهویه، شامل تهویه یک طرفه، دو طرفه و تهویه ستونی است که همگی آنها به حرکت و جابهجایی هوا، در اثر تفاوت دما و فشار وابستهاند. انتخاب استراتژی، محدودیتهای عمدهای را بر عمق و ارتفاع طبقات ساختمان اعمال میکند. منافذ تهویه باید به دقت طراحی شده و در عین حال قابل کنترل باشند تا در طی فصل گرم، مزایای عایق بندی با هوای وارده از بین نرود. تهویه مناسب را با حذف نشست غیرقابل کنترل هوا، که غالباً بصورت نامحسوس و از طریق منافذ اطراف پنجرهها و دربها و اتصالات بین کفها و دیوارها اتفاق میافتد میتوان به بهترین وجهی تأمین کرد. یکی از مؤثرترین روشهای کاهش نشت هوا، ایجاد مانع در برابر هوا یا صدا و بخار است که نیاز به نصب دقیق و همچنین درزگیری کلیه منافذ دارد.
تهویه طبیعی ساختمان در بناهای سنتی ایران بسیار رواج داشته که بارزترین آنها بادگیر میباشد. عملکرد بادگیر به این صورت است که باد مطلوب را گرفته و آن را به داخل اتاقهای اصلی ساختمان هدایت میکند و باعث تهویه و خنکی آن میشود. بادگیرها به دو صورت باعث خنکی فضاهای داخل ساختمان میشوند:
از طریق همرفت یا جابه جایی هوا( Convection ) در اقلیمهای گرم و مرطوب
از طریق جابجایی هوا و هم از طریق تبخیر ( Evaporation ) در اقلیمهای گرم و خشک
همچنین استفاده از گلخانه در ساختمان فاکتوری جهت ایجاد تأمین بخشی از گرمایش در زمستان میباشد. همچنین هدایت بادهای غالب به سمت بالای ساختمان در مناطق گرمسیری میتواند عامل مهمی در کاهش دمای درون ساختمان و ایجاد محیطی مطبوعتر جهت زیست باشد. همچنین رعایت ارتفاعات مناسب اتاقها متناسب با اقلیم هر منطقه میتواند عامل بسیار مهمی در ایجاد دمای مطبوع باشد که خود باعث کاهش مصرف انرژی میشود.
4-1-1 تودههای حرارتی
استفاده از تودههای حرارتی در ساختمان میتواند بخشی از روند انفعالی باشد که طی آن نیاز به انرژی از طریق انتخاب و قرار دادن برخی مواد ساختمانی در ساختارها، بطور بالقوهای کاهش مییابد. ظرفیت حرارتی این مواد را میتوان برای کند کردن تبادل دما از طریق عوامل خارجی یا ذخیرۀ حرارت روزانه مورد استفاده قرار داد و این حرارت در هنگام شب که دمای بیرون پایینتر است در محیط پخش نمود. معمولا مواد مناسب برای این شرایط، مواد دارای تراکم بالا، نظیر سنگهای طبیعی، بتن، آجر یا حتی آب میباشند. ظرفیت ذخیره بالای آنها باعث افت دما میشود و به این دلیل ساختمانهای سنگین، که از مواد متراکم ساخته شدهاند، رفتاری متفاوت با ساختمانهای سبک داشته و ممکن است برای برخی شرایط اقلیمی مناسبتر باشند. برای مثال در مواردی که یک محدوده وسیع تغییرات دما در طی روز وجود دارد، یک ساختمان سنگین میتواند باعث کند شدن تغییرات هوای داخل شده و در نتیجه نوسانات دمای داخلی را کاهش دهد.
باید در زیر و حواشی کف از لایههای عایق استفاده کرد. دیوارهای داخلی اطراف فضای آفتابگیر تا زمانیکه در معرض آفتاب باشند میتوانند جهت ایجاد ثبات حرارتی و کاهش نوسانات دما بکار روند. همین اصل را میتوان با استفاده از تابش خورشیدی غیرمستقیم بکار گرفت. در این حالت، شیشهای خارجی به کاهش اتلاف حرارت از دیواری که بعنوان جمع کننده (کلکتور) خورشیدی عمل میکند. ساختاری که به دیوار (ترومب) معروف است، با منافذی که در سطوح بالا و پایین آن ایجاد شده به جریان هوای پشت اتاقها در بین دیوار گرم شده و شیشه و برگشت آن به اتاق کمک میکند. این کارایی سیستم را در مواردی که تشعشع خورشیدی منسجم وجود ندارد، افزایش میدهد. هوای اتاق در سطح پایین به داخل درز و سپس از طریق منفذی در قسمت شیشهای به بیرون راه مییابد و در عین حال هوا از سمت مقابل ساختمان که سردتر است، جذب ساختمان میگردد. میتوان از مواد عایق شفاف (TM) بجای شیشه استفاده کرد و این امر باعث کاهش بیشتر در اتلاف دما از سطح بیرونی دیوار میگردد. این نوع دیوار باید رو به جنوب باشد (بین 10 تا 20 درجه شرقی یا غربی) و در برابر تشعشع خورشیدی مستقیم قرار گیرد. این مساله برای شیبهای رو به جنوب و ارتفاعهای بالا نیز مناسب است و البته در هوای ابری یا روزهای کوتاه زمستانی زیاد خوب عمل نمیکند و در اقلیمهای شمالی باید دقت کرد که ساختمانهای مجاور باعث ایجاد مانع در برابر خورشید زمستانی نگردد. سایه سازی خارجی برای جلوگیری منطبق بر موقعیت جغرافیایی، دیوار ترومب برای اماکن مسکونی مناسب است زیرا جذب حرارتی داخل را میتوان تا بعدازظهر و شب که برای گرمایش داخلی مناسب است به تأخیر انداخت. گرمای حفظ شده حاصل از جذب نور خورشید توسط توده حرارتی در کف ساختمان (توده با تراکم بالا) با عایقبندی و ساخت معمولی برای اغلب اقلیمها بدون دخالت هیچگونه انرژی دیگری کفایت میکند.
5-1-1 قفل ورودی هوا
این امر بطور ساده در سیستمهای درهای دوتایی قابل بیان است که فقط یکی از آنها در آن واحد باز میباشد که بدین طریق افت حرارتی را کاهش میدهد. همچنین سعی برجلوگیری از نشت و تبادل حرارتی از طریق درز بین منافذ دریچهها، پنجرهها، دربها و اتصالات بین کفها و دیوارها میباشد که این امر با اجرای صحیح و اصولی و رعایت عایقکاری در نقاط حساس و بحرانی تحقق مییابد.
6-1-1 فضای خورشیدی
فضای خورشیدی نوعی سیستم گرمایشی خورشیدی ایستا است که از اتاق شیشهای (آتریوم، گلخانه، ...) واقع در ضلع جنوبی یک ساختمان تشکیل شده و از دیگر فضاها توسط یک دیوار مشترک جدا شده است.
نکاتی در مورد سیستم فضای خورشیدی:
- عملکرد یک فضای
خورشیدی،
بستگی به زاویۀ
جهتگیری
شیشههای اصلی
آن نسبت به جهت جنوب دارد.
- استفاده از جرم
حرارتی؛
- نقاط
مناسب قرار دادن جرم حرارتی:
- دیوار
ذخیره ساز حرارتیِ جداکننده
ساختمان؛
- در
دیوارهای انتهایی از شیشه استفاده
نشود؛ بهتر است دیوارهایی عایقبندی
شده باشند و چند تا بازشو برای تهویه در
تابستان ایجاد شود؛
- بام طوری طراحی شود که
جرم داخلی این فضا به هنگام تابستان سایه اندازی
شود و در عین حال امکان تابش را در زمستان فراهم کند؛
-
فضای خورشیدی باید به وسیله دیوار مشترک از فضای نشیمن جدا باشد.چون شیوۀ اصلی در
اتصال حرارتی فضای خورشیدی و ساختمان
مجاور
از طریق جابجای است ایجاد منافذ در دیوار مشترک الزامی میباشد.
- عملکرد با زیادشدن پهنای فضای خورشیدی افزایش مییابد.
7-1-1 بازیافت و استفاده از مصالح محلی و بومی
بسیاری از مصالح ساختمانی بازیافتی در دسترس میباشد. مصالح محلی از سنگ رودخانه تا چوب اغلب در دسترس میباشند. استفاده از مصالح غیر همگن در هزینههای پردازش، ذخیره و حمل و نقل صرفهجوئی میکند. این نکته را باید مد نظر قرار داشت که در اغلب موارد مصالح بومی و محلی با توجه به اینکه متناسب با اقلیم حاکم در منطقه شکل گرفتهاند و پاسخگوی نیازهای اقلیمی همان منطقه میباشند بنابراین بکارگیری آنها میتواند باعث صرفهجوئی در زمینه انرژی و هزینهها گردد (همانند بناهای بومی و سنتی قدیمی که متناسب با شرایط اقلیمی هر منطقه شکل گرفته است.).
منبع : ابراهیمی، غزال. (1389) طراحی هتل بر مبنای معماری سبز در تهران، پایان نامه کارشناسی ناپیوسته، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، استاد راهنما: منوچهر فروتن، صص 103-108
from:
معماری پایدار
درک این حقیقت که بقای پایدار انسان و محیط انسانی وابسته به حفظ تداوم تعادل جهان زیستی است و به تبع آن پذیرش نقش و مسئولیت اخلاقی «سرپرستی» انسان بر منابع بومشناختی، کنشی آگاهانه و هوشمند را در تنظیم رابطه محیط انسانی و محیط طبیعی میطلبد. رویکرد «معماری پایدار» در پاسخ به این آگاهی و ملاحظات رو به گسترش نسبت به پیآمدهای فعالیتهای انسانی بر محیط، به عنوان نگرش بازبینی شده به معماری مطرح شده است.
بنابراین، مفهوم معماری پایدار– چه به عنوان عمل خلق فضای انسانی و تنظیم رابطه انسان و محیط فیزیکی و چه به عنوان محصول این فرآیند همواره با محیط پایدار در آمیخته و در یک چارچوب کلی میتوان آن را به معنی «خلق محیط پایدار انسان ساخت» تعبیر نمود از این رو پیش از ارائه تعریف از معماری پایدار مفهوم «محیط پایدار» ارائه میگردد، سپس براساس تعریف محیط پایدار از میان تعاریف متعدد ارائه شده برای رویکرد «معماری پایدار» تعریف قابل استناد ارائه میشود.
1-2-1 توسعه پایدار
همچنان که در مبحث قبل گفته شد شرط اساسی در نیل به پایداری محیطی برقراری تعادل پویا میان نظامهای مختلف محیط است. این شرط از دیدگاه عملی دستیبای همزمان پایدار نظام بوم شناختی، نظام اجتماعی، فرهنگی و نظام اقتصادی را ایجاب میکند و از منظر اخلاقی به برقراری و تداوم رابطه همزیستی میان تمام عناصر و ارگان محیط (انسان و غیرانسان) تفسیر میشود.
براین اساس «محیط پایدار» را میتوان واجد خصوصیات زیر تعریف نمود:
- از منظر بوم شناختی
در محیط پایدار کارکرد سامانههای زیستی اصلی محیط و سلامت آنها تداوم و ارتقا مییابد. این کارکردهای اصلی برای فعالیتهای انسانی عبارتند از: تولید اکسیژن و جذب دی اکسید کربن، جذب پسماندها و آلودگیها، تنظیم شرایط محیطی (درجه طول و اندازه رطوبت و...) تولید منابع طبیعی تجدیدپذیر مواد غذایی و مواد خام اوّلیه محصولات فرآوردههای تولیدی، تأمین آسایش و سلامت روان شناختی و فیزیکی.
- از منظر اجتماعی - فرهنگی
در محیط پایدار، همزیستی متعادل میان جامعه انسانی و محیط زیست طبیعی در راستای بهرهمندی توأمان اجتماعی و اقتصادی برقرار گردیده است. از این رو در این محیط امکان بهرهمندی از شرایط ارضاء کننده در طول زمان (حال و آینده، در حیطه ظرفیت خورند محیط زیست و برای بیشترین طیف ممکن فراهم شده است در چنین محیطی به منظور نیل به پیشینه منفعت جمعی، فعالیتها و مسیرهای توسعهای دنبال میشود که در آنها از قابلیتهای بوم شناختی – فرهنگی مکان توسعه بهره گرفته شده است.
- از منظر اقتصادی
در محیط پایدار، فعالیتهای توسعهای اقتصادی به رشد عادلانه و متوازن جامعه انسانی و تضمین بهره مندی تک تک نفوس انسانی در حدود ظرفیتهای بوم شناختی محیط منجر میگردد. این به مفهوم وارد آمدن کمترین آسیب به منابع زیستی طبیعی و فرهنگی محیط و در نتیجه استفاده بهینه و پربازده از آنهاست. بنابراین، نظامها و فرآیندهای توسعهای در این محیط همچون یک سامانه طبیعی از خصوصیات انعطاف پذیری، تطابق و تغییرپذیری، قابلیت احیاء و استفاده مجدد (بازیافتپذیری) بهرهوری و تنوع (کثرتگرایی) برخوردارند.
میتوان نتیجه گرفت که:
- محیط کالبدی به عنوان محیط زیست هر روزه انسانی، تأثیر قابل توجهی بر برداشتها، باورها و الگوهای فعالیتهای انسانی دارد. بنابراین در راستای نیل به پایداری، از جایگاه و نقش قابل ملاحظهای برخوردار است. توجه به این نقش و تأثیر را میتوان در ادبیات متأخر «اخلاق زیست محیطی» دنبال نمود که در آن تنها بر محیط زیست طبیعی تأکید نمیشود بلکه بر لزوم تسری این نگرش اخلاقی و داخل نمودن محیط انسان ساخت در آن تأکید میگردد تا بدین وسیله ساخت و تدبیر سکونتگاههای انسانی بر مبنای شناخت صحیحتر و کاملتری از محیط صورت گیرد.) (King, 2001; Williamson & et al, 2002.
- نیل به پایداری محیط کالبدی انسانی ساخت – به عنوان بخشی از محیط زیست انسانی و در برگیرنده و سامان دهنده فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی – در گرو برقراری حالت تعادل پویا میان فضای کالبدی انسانی، محیط فراگیر و کاربران فضاست. پویایی این تعادل در نحوه پاسخگویی و کنشمندی محیط کالبدی به خواستها و نیازهای کاربران و نیز شرایط متغیر محیط فراگیر است.
واژه توسعه پایدار در یک کنفرانس بینالمللی با عنوان استراتژیهای زیست محیطی جهانی که در سال 1980 در ژنو برگزار شد مطرح گردید. مفهوم گسترده آن شامل «اداره و بهرهبرداری صحیح و کار از منابع پایه، منابع طبیعی، منابع مالی و نیروی انسانی برای نیل به الگوی مصرف مطلوب همراه با به کارگیری امکانات فنی و ساختار و تشکیلات مناسب برای رفع نیاز نسلهای امروز و آینده به طور مستمر و قابل رضایت است. و پایداری به مفهوم برآوردن نیازهای فعلی بدون از بین بردن قابلیتهای نسلهای آینده در تامین نیازهای خود است.
توسعه پایدار روندی است که بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگ و فنآوری به سوی عدالت اجتماعی باشد و در جهت آلودگی اکوسیستم و تخریب منابع طبیعی نباشد.(لمن و ککس 1991 Leman & Cox)
توسعه پایدار عبارت است از توسعهای که پاسخگوی نیازهای فعلی باشد، بدون آنکه توان نسلهای آینده در تامین نیازهای خود را تحت تاثیر قرار دهد. (کنفرانس توسعه و محیط زیست سازمان ملل-ریودوژانیرو1992)
براین اساس «معماری پایدار» به عنوان رویکرد ایجاد محیط پایدار بر «معماری حساس به محیط» مبتنی است. امروزه اصطلاح معماری پایدار برای طیف وسیع و متنوعی از رویکردهای حساس به محیط به کار گرفته میشود.
تعریف چارلزکیبرت (Kibert, 1994) از معماری پایدار که در نخستین «کنفرانس بین المللی ساخت و ساز پایدار» (1994) ارائه گردید: خلق محیط انسان ساخت و مدیریت متعهدانه آن بر مبنای اصول بوم سازگار غربی و بازدهی منابع این اصول عبارتند از: کمینه کردن مصرف منابع تجدیدپذیر، ارتقاء بهبود شرایط محیط طبیعی و کمینه آسیبهای بوم شناختی بر محیط.
هاگان در این تعریف محیط را با نگرشی جامع و فرانگو میبیند که نه تنها بعد بوم شناختی آن، که ماهیت فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی – سیاسی آن را نیز در بر میگیرد. مفهوم معماری پایدار، با همان معماری محیطی پایدار، تلویحاً برقراری تعادل و تعامل را میان سه حیطه اصلی اجتماعی – فرهنگی، اقتصادی – سیاسی و کالبدی محیط در بر میگیرد، (Hagan. 2001). چنین رویکردی به معماری و تفکر پایداری، تحت عنوان «رویکرد جامع معماری پایدار» معرفی شده و مورد تأکید اسناد و وفاق نامههای بین المللی از جمله دستور کار 21 در ساخت و ساز پایدار میباشد.
بنابراین اگرچه تمام انواع رویکردهای حساس به مسائل محیط که امروزه تحت عنوان معماری پایدار با اسامی دیگری نظیر «معماری سبز»، «معماری محیطی» و نظایر آن شناخته میشوند، تا حدودی، تبیین رابطه جدیدی میان فضای کالبدی و طبیعت به حساب میآیند، امّا تنها بخش کنشمند این طیف متنوع، ضامن ارتفاع پویایی و به تبع آن تداوم سودمند این رابطه است و میتواند به عنوان رویکرد معماری پایدار در عصر حاضر دنبال شود. (همان) میتوان نتیجه گرفت که تعریف هاگان از معماری پایدار، اگرچه در یک چارچوب اخلاقی کلی تبیین شده است، میتواند مبنای جهتگیریهای صحیح به سمت خلق محیط پایدار انسانی باشد. محصول چنین فرآیند معماری، فضایی است که از کارکردهای محیطی بهینه برخوردار است (Hagan,2001) و (Van Der Ryn & Calthorpe, 1986) یعنی:
- نسبت به ویژگیها و شرایط محیطی و مکانی پاسخگو و کنشمند است.
- در طول فرآیند حیات خود از نیروها و قابلیتهای بستر بوم شناختی در راستای ایجاد شرایط محیطی مطلوب استفاده بهینه میکند.
- از تعادل بوم شناختی برخوردار است، یعنی کمیته صدمات محیطی را در طول فرآیند حیات، بر محیط زیست خود وارد میکند.
- نسبت به تغییرات در شرایط و نیازهای پیش آمده، انطباق پذیر و در نتیجه تداوم پذیر است.
- به واسطه برخورداری از ویژگیهای مبتنی بر مکان، متمایز و قابل تفکیک است.
سوزان مکسمن رئیس انجمن معماران آمریکا، در کنفرانس بین المللی معماران در شیکاگو (1993) براین ادعا به صراحت تأکید کرده است معماری پایدار شیوه معماری کردن است، شیوه نگرش و نحوه عمل، بنابراین بهتر است که هیچ عنوان خاصی بدان اطلاق نشود و صرفاً به آن معماری گفته شود. (Maxman ,1993)
از این رو به منظور کسب شناخت کامل و صحیح از رویکرد معماری پایدار لازم است، مسیری که چنین رویکردی در معماری به تدریج پیموده است بررسی شود. این که «حساسیتهای محیطی» چگونه در عمل در معماری قرن بیستم تجربه شده و مسیر رشد را از جایگاه نظری و علمی در حوزه معماری طی کرده است و نمیتوان آن را دغدغهای محسوب نمود که در نیمه دوّم قرن بیستم برای نخستین بار شکل گرفته است.
معماری حساس به محیط نیز در نیمه دوّم قرن بیستم در حقیقت حرکتی بود در بازبینی رویکردهای معماری مدرن که بر منبای اصول ارزشی و دغدغههای جدید شکل گرفت و امروزه «معماری پایدار محیطی» به عنوان رویکرد جامع و فرا شمول آن مطرح میشود. از این رو در مبحث بعدی بررسی خاستگاههای معماری پایدار از معماری نیمه دوّم قرن بیستم صورت میگیرد و در کنار رویکردهای معماری، مجموعه عواملی که در مقیاسی فراتر از آن (به خصوص در حیطه اقتصاد، سیاست و فرهنگ) بر جهتگیریهای آن تأثیر گذاشتهاند مرور خواهد شد.
منبع : ابراهیمی، غزال. (1389) طراحی هتل بر مبنای معماری سبز در تهران، پایان نامه کارشناسی ناپیوسته، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، استاد راهنما: منوچهر فروتن، صص 2-7
1. جسم فراکتال از دور ونزدیک یکسان دیده می شود. به تعبییر دیگر خودمتشابه است.
وقتی که به یک جسم فراکتال نزدیک می شویم، می بینیم که تکه های کوچکی از آن که از دور همچون دانه ها بی شکلی به نظر می رسید، بصورت جسم مشخص در می آید که شکلش کم و بیش مثل همان شکلی است که از دور دیده می شود. در طبیعت نمونه های فراوانی از فراکتال ها دیده می شود. درختان ، ابرها، کوهها، رودها، لبه سواحل دریا، و گل کلم ها اجسام فراکتال هستند بخش کوچکی از یک درخت که شاخه آن باشد شباهت به کل درخت دارد. این مثال را می توان در مورد ابرها، گل کلم، صاعقه و سایر اجسام فراکتال عنوان نمود.
بسیاری از عناصر مصنوع دست بشر نیز بصورت فراکتال می باشند. تراشه های سلیکان، منحنی نوسانات بازار بورس، رشد و گسترش شهرها و بالاخره مثلث سرپینسکی را می توان در این مورد مثال زد.
در علم ریاضی فراکتال یک شکل مهندسی است که پیچیده است ودارای جزئیات مشابه در ساختار خود در هر مقیاسی است.
میزان بی نظمی در آن از دور و نزدیک به یک میزان است. مثلث سرپینسکی یک مثلث متساوی الاضلاع است که نقاط وسط سرضلع آن به یکدیگر متصل شده اند. اگر این عمل در داخل مثلث های متساوی الاضلاع جدید تا بی نهایت ادامه یابد، همواره مثلث هایی حاصل می شوند که مشابه مثلث اول هستند.
این بدین معناست که هندسه ی فراکتال بر خلاف هندسه ی اقلیدسی روش بهتری را برای توضیح و ایجاد پدیده هایی همانند طبیعت است .زبانی که این هندسه به وسیله ی آن بیان می شود الگوریتم نام دارد که با اشیا مرکب می توانند به فرمولها و قوانین ساده تری ترجمه و خلاصه شوند.
1. بهترین راه برای تعریف یک فرکتال توجه به صفتها و نشانه های آن است یک فرکتال ” نامنظم ” است . این بدان معنی است که در آن هیچ قسمتی صاف نیست . فرکتال ” خود مشابه ” است و این بدین معنی است که ” اجزا ” شبیه کل هستند .
فراکتال ها به وسیله ی ” تکرار ” توسعه می یابند که به این معنی است که تغییرشکل مکرراً ایجاد شده و وابسته به موقعیت شروع است . خصوصیت دیگر آن این است که فراکتال ” مرکب ” است . اما با این حال می توان آن را به وسیله ی الگوریتم های ساده نشان داد و همچنین بدون معنی نیز نیست که در پس عناصر نامرتب طبیعی یک رشته قوانین موجود است .
حالا به این تعریف دقت کنید: فراکتال تصویر هندسی چند جزیی است که میتوان آن را به تکه هایی تقسیم کرد که انگار هر تکه یک کپی از ” کل ” تصویر است
1. اگر بخواهیم از دید کلی به بحث فرکتال نگاه کنیم آن را می توان به 3 دسته تقسیم بندی کرد :
1- هندسه فرکتال : در این قسمت از دید ریاضی به فرکتال نگاه می شود که بیشتر مورد توجه ریاضی دان ها قرار گرفته اما پایه های قسمت های بعدی نیز می باشد ، و تا با عناصر اصلی فرکتال و چگونگی ایجاد این فرم آشنا نشویم نمی توان فرم های مختلف و حجم های مختلف را شناسایی کرد.
2- فرم فرکتال : قسمت دوم این مقاله است ، با توجه به اینکه ،محصول هندسه فرکتال فرمی است که دقیقاً آن مشخصه های هندسی مربوطه را دارد . در این بخش فرم هایی همچون فرم های درخت ، فرم های مندلبرت ، فرمهای موجود در طبیعت ، ایجاد فرم های رندوم (Random fractal) ، خود متشابهی (self similarity) ، فرکتال در نقاشی ( آثار نقاشانی چون جکسون پالاک ) و … مورد بررسی قرار خواهد گرفت .
3- حجم فرکتال (فرکتال در معماری): نتیجه فرم های مختلف می تواند به یک اثر معماری منتج شود لذا در این بخش حجم های فرکتالی و آثار معماری مطرح می شود .
اشکال فرکتالی چنان با زندگی روزمره ما گره خورده که بسیار جالب است. با کمی دقت به اطراف خود، می توان بسیاری از این اشکال را یافت. از گل فرش زیر پای شما و گل کلم درون مغازه های میوه فروشی گرفته تا شکل کوه ها، ابرها، دانه برف و باران، شکل ریشه، تنه و برگ درختان و بالاخره شکل سرخس ها، سیاهرگ و حتی می توان از این هم فراتر رفت : سطح کره ماه ، منظومه شمسی و ستارگان .
البته در بخش فرم های فرکتال این موضوع بیشتر مشهود است به طوری که بسیاری از فرمهای خلقت دارای ساختاری فرکتال هستند .
این روزها از فراکتالها به عنوان یکی از ابزارهای مهم در گرافیک رایانه ای نیز نام می برند، اما هنگام پیدایش این مفهوم جدید بیشترین نقش را در فشرده سازی فایلهای تصویری بازی می کنند.
1. اما در هندسه :
فرکتال از دید هندسی به شیئی گویند که دارای سه ویژگی زیر باشد:
1-اول اینکه دارای خاصیت خود متشابهی باشد یا به تعبیر دیگر self-similar باشد.
شیئی را دارای خاصیت خود متشابهی می گوییم: هر گاه قسمت هایی از آن با یک مقیاس معلوم ، یک نمونه از کل شیئی باشد.
ساده ترین مثال برای یک شیئ خود متشابه در طبیعت گل کلم است که هر قطعهی کوچک گل کلم متشابه قطعه بزرگی از آن است .
همین طور درخت کاج یک شیئ خود متشابه است ،چرا که هر یک از شاخه های آن خیلی شبیه یک درخت کاج است ولی در مقیاس بسیار کوچکتر .همچنین در مورد برگ سرخس نیز چنین خاصیتی وجود دارد.
رشته کوه ها ، پشته های ابر ، مسیر رودخانه ها و خطوط ساحلی نیز همگی مثالهایی از یک ساختمان خود متشابه هستند.
2-در مقیاس خرد بسیار پیچیده باشد.
3
-بعد آن یک عدد صحیح نباشد (مثلاً 1.5).
برای درک بهتر نسبت به مشخصات بالا در فرم هندسی ، بد نیست نمونه ای که شاید تا کنون با آن برخورد کرده باشید مطرح شود :
تصویر بالا ( یک کبوتر ) یک فرم هندسی است که دقیقاً با تعاریفی که در تعریف فرکتال بیان شد، منطبق است یعنی هم دارای خاصیت خود متشابهی و پیچیدگی در مقیاس خرد و نیز عدم داشتن بعد صحیح . تصویر بالا دارای بعدی بین عدد 2 و 3 است.
ویژگیهای فراکتال:
1) فوقالعاده و غیرمنتظره است.
2) تکامل همزمان دارد.
3) جایگزینی بهینه.
4) ضرورت به تنوع دارد.
5) دارای قوانین ساده میباشد.
6) در شکلگیری فرم از تکرار استفاده میشود.
7) دارای تنوع میباشد.
8) سیستمی تو در تو است.
سیستم فراکتال :
سیستم فراکتال. سیستمی پیچیده و غیر خطی با اثرات متقابل و دارای قابلیت تطابق با محیط است.
1.
2.
3. رابطه فراکتال و معماری
مطالعه هندسه باید به طراح کمک کند به درک بهتری از جریان جزئیات در پیرامون ما و جهان طبیعی دست یابد.
خصوصیت فراکتالی یک ترکیب معماری در تسلسل جالب جزئیات است. این تسلسل برای حفظ جذابیت معماری لازم است. هنگامی که شخص به یک ساختمان نزدیک و سپس به آن وارد می شود همیشه باید مقیاس کوچکتر دیگری همراه با جزئیات جذاب وجود داشته باشد تا معنای کلی ترکیب را بیان کند که این یک ایده فراکتال است.
انسانها در روزگار قدیم که در طبیعت می زیستند و مانند انسان دوره مدرن, با طبیعت بیگانه نبودند, معماریشان با نظم طبیعت بود. آنها به این دلیل که در طبیعت رشد میافتند, ضمیر ناخودآگاهشان نیز با نظم طبیعت- یعنی با نظم فراکتال- رشد میافت, در نتیجه مصنوعاتش نیز دارای نطم فراکتال می بود.
در مورد فراکتال و کاربرد آندر معماری و شهرسازی دو نظریه وجود دارد:
گروه اول به هندسه فراکتالی و فضای آشوب و در پی آن معماری پرش کیهانی به عنوان موضوعی ارگانیک و کاملا طبیعی نگاه میکنند. (هر آنچه نظم بشری بوده مثل تقارن به نوعی نظمی در بی نظمی است و این نظم بی نظمی است که واقعی است.)
اما گروه دوم هندسه را به عنوان ابزاری قویتر برای عتم معرفی میکنند و حرف آنان را میتوان در موضعی دانست که با مقدمهی دستهای اول سازگار است اما گروه اول به این موضوع بیشتر به عنوان امری ذاتی مینگرند.
با توجه به تعریف فراکتال نمونههای بسیاری در معماری
وجود دارد که با الهام گرفتن از فراکتالهای طبیعی و اشکال خود متشابه و استفاده از تناسبات و تکرار در مقیاس خرد و کلان شکل گرفتهاند.
به طور کلی معماری فراکتال را میتوان در دو بخش تقسیم کرد:
یکی معماری فراکتال کلاسیک که در آثار پیشینیان به صورت الهام گرفتن از طبیعت وجود دارد.
و دیگری معماری فراکتال مدرن است که نهایتا منجر به معماری پرش کیهانی میشود.
فراکتال در معماری معاصر
به دنبال بیگانگی انسان معاصر با طبیعت و دور شدن ساخته هایش از تشابه با ساختارهای طبیعت, معماران معاصر به دنبال نمود دادن ساختار فراکتال طبیعت در آثارشان هستند. هر چند که این هنوز آغاز راه است ولی ارتباطی جدیدی در زمینه طبیعت و معماری معاصر را نشان میدهد. ارتباطی که انسان مدرن آن را فراموش کرده بود.
سبک معماری: معماری پیدایش کیهانی
منبع الهام: علم و فلسفه جدید
لغات کلیدی:
- توجه به نشانههای کیهانی
- علم پیچیدگی
- خود سازماندهی
- مشابهت خودی
- پرش
- فراکتال
- آشفتگی
- منطق مخدوش
- عدم قطعیت
- گسترش غیر خطی
- اثر پروانه
ساختمان شاخص: موزه گوگنهایم در بیلبائو
ارسالی از آقای مهندس سمیعی
ارسالی مهندس سمیعی
1-گرانیت :
بیشتر گرانیت ها سخت و چگال هستند و به این ترتیب جزو مصالح بادوام ساختمانی قرار می گیرند . در برابر نفوذ آب و اثر ضربه مقاومند و محیط های صنعتی را به خوبی تحمل می نمایند . ظاهر گرانیت متأثر از کار انجام شده برروی سطح نهایی آن است که ممکن است چکشی ، کلنگی ، تیشه ای یا صیقلی باشد . بهترین نمای سنگ گرانیت حالت صیقلی آن است که زیبایی رنگ و انعکاس کریستال های آن را نمایش می دهد . سطح گرانیت بر اثر حرارت و تفاوت ضریب انبساط و انقباض بین اجزای کریستالی مختلف آن به صورت سوخته در می آید . استفاده تلفیقی از گرانیت صیقلی و سوخته در ساختمان به علت تضاد ، زیبایی جالبی پدید می آورد. در ایران معادن بسیاری وجود دارد که سنگ های گرانیت با رنگ های مختلف از آنها استخراج می شوند .سنگ گرانیت به علت هزینه سنگین استخراج ، برش و صیقل ، نسبتاًگران است به همین دلیل بیشتر در نمای ساختمان های مهم به کار برده می شود . از این سنگ برای کف سازی ، پیاده روسازی و راه سازی نیز استفاده می گردد.
2-ماسه سنگ ها :
ته نشست های ماسه ای را که به یکدیگر به کمک کربنات کلسیم ، سیلیس ، اکسید آهن و دولومیت به یکدیگر چسبیده اند ،به ترتیب ماسه سنگ آهکی ، سیلیسی ، اکسید آهن و دولومیتی می نامند . بر اساس طبیعت ماسه رسوبی اولیه ، ماسه سنگ ها ممکن است دارای بافت نرم یا خشن باشند . از نظر رنگ بر اساس ماده چسبنده طیفی از رنگ ، سفید ، نخودی و خاکستری تا قهوه ای و قرمز را در بر می گیرند . عموماً در برابر یخ بندان مقاومند. سطح نهایی آنها به صورت چکشی ، کلنگی و تیشه ای قابل مصرف است و برای نصب آنها از ابزار غیر آهنی استفاده می شود .
2-1-ماسه سنگ آهکی : این نوع ماسه سنگ ها در محیط های اسیدی مقاوم نیستند . این شرایط کربنات کلسیم موجود در آنها را تحلیل برده و سنگ متلاشی می شود . کلسیت خالص سفید است بنابراین ماسه سنگ آهکی نیز سفید است .
2-2-ماسه سنگ سیلیسی : ماسه سنگ ها اغلب از دانه های سیلیسی که به کمک نمک های سیلیسی به یکدیگر چسبیده اند تشکیل شده اند . بنابراین بسیار مقاومند و در محیط های اسیدی نیز پایدارند. این نوع ماسه سنگ ها بیشتر خاکستری رنگند .
2-3-ماسه سنگ اکسید آهن : این نوع ماسه سنگ که به کمک اکسیدهای آهن متراکم شده اند به رنگ های قهوه ای تا قرمز یافت می شوند و اغلب با دوامند .
2-4-ماسه سنگ دولومیتی : ماسه سنگ های دولومیتی که با کربنات منیزیم و کلسیم به هم چسبیده اند در محیط شهری چندان مقاوم نیستند . این نوع سنگ ها نخودی رنگ اند .
3-دیوریت:
از دیوریت برای سنگ نما،سنگ پله وکف ونیز در جاده سازی استفاده می کنند.رنگ این سنگ خاکستری،خاکستری تیره وگاه خاکستری مایل به سبز است.
4-گابرو:
از گابرو به علت استحکام ومقاومت آن در برابر هوازدگی برای سنگ نما،کف،پل وتونل استفاده می کنند.رنگ گابرو خاکستری مایل به سبز،سبزوگاهی سیاه رنگ است.
5-مرمر:
نوعی سنگ آهک دگرگون شده است که رنگ هایی بسیار متنوع دارد.مقاومت این سنگ در برابر هوازدگی،گازها وبارانهای اسیدی کم است .به همین جهت این سنگ را در نمای داخلی ساختمانها به کار میبرند.
6-کوارتزیت:
ماسه سنگی دگرگون شده است که سیمان سیلیسی دارد.مصارف آن در بخشهای خارج وداخل ساختمان،پل ها وتونل ها می باشد.
انواع بادگیرهای استان یزد ولافت ، سازه های بومی بوشهر و ... انواع ریز و درشت از ساختمانها را می توان نام برد که هماهنگ با اقلیم منطقه ساخته شده اند و در صرفه جویی در مصرف انرژی و مقابله با بلایای طبیعی از جمله زلزله ، سیل و ... که بحث داغ این روزهاست نقش به سزایی داشته اند .
در نشست فناوری معماری ، ساخت و اقلیم که در خانه هنرمندان برگزار شد ، مهندس سید علیرضا قهاری رئیس انجمن مفاخر معماری ایران در این زمینه گفت : متاسفانه در حال حاضر نسبت به مسکن بومی شناختی وجود ندارد . مثلا به همان سبک ساختمان هایی که پس از زلزله بم در حال ساخته شدن است ، در استان لرستان نیز به همان شیوه ساخته می شود . دکتر لوایی معمار و استاد دانشگاه که سال هاست در این زمینه فعالیت می کند نیز به سخنرانی پرداخت و گفت : ما باید معاری فرهنگی و اقلیمی خود را بشناسیم در گذشته دستاوردهای زیادی در خصوص معماری اقلیمی گرم و مرطوب در مقابل معماری اقلیمی گرم و خشک داشتیم که خانه پیرنیا در یزد یکی از آن نمونه هاست . وی در ادامه گفت ، موضوع جالب این است که کشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس از جمله امارات ، بادگیرهای لافت را که با بادگیرهای یزد متفاوت است ، در دوبی بازسازی کرده اند و به عنوان میراث فرهنگی خودشان ثبت کرده اند . محمد حسن محبی معمار با سابقه که مرمت گنبد سلطانیه را نیز بر عهده داشته است ، در این زمینه بیان کرد : مبحث معاری بومی و اقلیمی و ساخت معماری گذشته ، بحث اصلی معماری و شهرسازی ماست که به دلیل سوء مدیریت کشور ، فراموش شده است .
به اعتقاد وی معماری ارتباط بین انسان و طبیعت است . مهم ترین عاملی که معماری و شهرسازی را ایجاد می کند ، طبیعت و اقلیم است . وی با اشاره به انسانی و مردمی بودن معماری گذشته می گوید : معاری گذشته خواسته ها و ذوق انسان را همراه داشت . معماری گذشته انسان را در نظر داشت .
معماری امروز ما انسان را در نظر ندارد . وی با صراحت اذعان داشت در معماری امروز ، برای ماشین ها شهر می سازیم . در حالیکه انسانی که در یک اقلیم زندگی می کند . زبان ،گفتگو و شکل او با بقیه فرق می کند . معماری زاییده طبیعت است و نمی تواند سیستمی باشد . وی به بیان مثالی در این زمینه پرداخت و گفت : به عنوان مثال پل خواجو یک زندگی است . معمار آن می دانست که باید ارتباط بین انسان و طبیعت اطراف آنرا حفظ کند و انسان هر بار که به اصفهان می رود دلش می خواهد باز هم آن منظره را ببیند . وی در پایان گفت : باید آسیب شناسی اجتماعی کرد و دلیل دور شدن از معماری اقلیمی را پیدا کرد . معاری در دست کسانی است که سود جو و به فکر جیب خود هستند .
خانم مهندس کشاورزی یکی دیگر از مهندسان با سابقه در این نشست به تعریف اقلیم پرداخت و گفت : اقلیم قطعه ای از زمین است که از لحاظ جغرافیا و شرایط طبیعی وجه تمایز دارد این وجه تمایز وجوه خوب و بدی دارد که بعضی مواقع مزاحم طراحی است و باید بتوانیم بر کاستی ها غلبه کنیم .
وی ادامه داد اگر به اقلیم توجه کنیم بر خلاف رشته های دیگر مهندسی که نیاز به دانشمندی دارد ، در معماری بومی نیاز به خردمندی داریم . معماران قدیم ما خردمند بودند . چرا که کشف و شهود می کردند و از آن استفاده می نمودند . واقعیت این است که ما دانشجویان را خردمند بار نیاوردیم . در حقیقت در معماری ، ما راهمان را گم کرده ایم و خودمان را از دست داده ایم.
شهریار یقینی کارشناس ارشد معماری سخنران بعدی این نشست گفت : بعد از جنگ جهانی دوم شور و شوق استفاده از فناوری جدید در غرب در راستای غلبه بر بیعت و محیط زیست پیش رفت اما برخورد با بحرانهای محیط زیست و افزایش قیمت انرژی و سوخت مردم را متوجه صرفه جویی در مصرف انرژی و حفاظت از محیط زیست کرد .
وی با بیان اینکه نابودی طبیعت و محیط زیست با استفاده از تکنولوژی اتفاق افتاد افزود: با استفاده از همین تکنولوژی مردم دوباره برای اصلاح و حفاظت از محیط زیست عمل کردند . وی اضافه کرد بر این اساس تکنولوژی منجر به از بین رفتن محیط زیست نشد بلکه استفاده بد از این ابزار و تکنولوژی چالشهای ایجاد کرد . وی با بیان اینکه بخش زیادی از معماری گذشته بر اساس معماری اقلیم و بخشی با مصالح و امکانات بومی و محلی بوده است بیان داشت : از معماری اقلیمی می توان به نحوه چیدمان فضاها ، قوس سقف ها ، حیاط های مرکزی و فرم بادگیر اشاره کرد که اقلیم معماری آن زمان را پاسخگو بوده است .
به گفته این کارشناس ارشد معماری فرم های قدیمی بر اساس دانش و مصالح محلی زمان خود بوده و امروزه قابل استفاده نیست چرا که معماری گذشته در مقیاس کوچک خانه و بنا طراحی می شد که دیگر برای معماری با مقیاس بزرگ امروز پاسخگو نیست . وی با اشاره به این که آنچه امروز با فناوری نوین ساخته می شود ، گسیخته از فرهنگ معماری ماست اظهار داشت : شناخت روح فضاهای معماری گذشته می تواند هویت و فرهنگ معماری ما را به وجود آورد . یقینی اضافه کرد شور و شوق به سمت استفاده آزادانه از تکنولوژی در جامعه ما نیز کم نیست به طوری که معماران از دانش علمی همان اصول کلاسیک معماری سنتی مرتبط با اقلیم نیز غافلند . وی در پایان بیان داشت : فن آوری نوین به هویت بخشیدن معاری کمک نمی کند بلکه با توانایی ، تجربه و دانش معمار است که وی می تواند معماری با هویت ایرانی بسازد.
مهندس انوشه منصوری دبیر شورای فناوری نوین ساختمان در ادامه نشست گفت : همان طور ثبت جهانی موسیقی کلاسیک در یونسکو ثابت کرد که موسیقی ارزش و قدمت دیرینه ای در فرهنگ ما دارد معماری ما نیز باید چنین باشد .
وی اضافه کرد : در بررسی های انجام شده در طول این مدت مشخص شد زمانی که از خصوصیات معماری ایرانی صحبت می شود ناخودآگاه به سابقه معماری در بناهای ماندگار رجوع می کنیم . وی یادآور شد : این بازگشت به گذشته از روی دلتنگی و مرور خاطرات گذشته نیست بلکه شناخت و بررسی علمی نحوه توجه به اقلیم مردم در گذشته بدون بادگیر در اقلیم گرم زندگی می کردند . منصوری با بیان اینکه در گذشته معماری ایرانی ، تفکر انسان محوری ، احترام به محیط زیست و روان انسان ، آرامش و آسایش در زندگی انسان مطرح بوده است افزود : یک معمار فقط به طراحی ساختمان نمی پردازد بلکه باید تمام جوانب زندگی و روح و روان انسان را نیز در نظر بگیرد . به گفته این کارشناس ارشد معماری معماری گذشته ما همراه با تکنولوژی بسیار بالا در زمان خود با محوریت انسان بود که برای انسان ساخته می شود و شکل ساختمان ، معماری و منظر شهری هماهنگ و همراه با اقلیم آن منطقه بوده است . وی با اشاره به رویش یک نوع خاص از یک گیاه ، چهره ها ، آداب و رسوم ، فرهنگها و فیزیک بدن متفاوت در اقلیم های مختلف افزود : طبیعت با این شواهد به ما حکم می کند که باید فرم خانه ها نیز در اقلیم های مختلف متفاوت باشد . وی در پایان اظهار داشت : باید راهکاری برای هماهنگی بین فناوری ، ساخت و اقلیم ایجاد کرد که در عین دارا بودن الگوهای ساختمانی سبک و ایمن ، سازگار با محیط زیست ، سرعت ساخت ، کم هزینه بودن و ... ویژگی های معماری ایرانی و هماهنگ با اقلیم های مختلف نیز را دارا باشد
ارسالی از آقای مهندس سمیعی
دانشکده هنر ومعماری
فرم پیشنهاد پایان نامه
عنوان تحقیق به فارسی:
چگونگی فهم فضای معماری ایران از نگاره های ایرانی
(1000-617 ق/1591-1220م)
عنوان تحقیق به انگلیسی:Understanding Iranian Architectural space From Persian Paintings
(1220-1591 AD. /617-1000 H.)
نام دانشجو: منوچهر فروتن
تاریخ ارائه به دانشکده:
تاریخ تصویب دانشکده:
دکتری معماری
گروه های تخصصی دانشکدة هنر و معماری
بسم الله الرحمن الرحیم
چگونه می توان با استفاده از نگاره های ایرانی به درک بهتری از معماری ایرانی (همعصر نگاره ها) نائل شد ؟
«بررسی آثار گذشتگان به منزلة اثر هنری کاری است دشوار، چرا که تحليل صورت معماری در نهايت نمی تواند تا بدان حد پاسخگوی وسعت معانی و آن نوع درک از معماری باشد که در گذشته بوده است.» آيا می توانيم با اطمينان بگوييم که درک مردمان آن زمان از بناها و معماری آن زمان چگونه بوده است؛ و منظور از هنر معماری در نزد آنان چه بوده؟ «گفته اند کتاب يا نوشته ای دربارة نظرية معماری در جهان اسلام در دست نيست[1] که در آن آشکارا از وجوه کيفی معماری سخن گفته باشد.» [2]شايد نمونه هايی چون رساله های آلبرتی[3] دربارة معماری در ميان آثار اسلامی يافت نشود، بنابراين بايد در پی منابع ديگری برای فهميدن درک مردم آن زمان از معماری ايران باشيم. گلمبک و ویلبر در کتاب ارزشمند معماری تیموری در ایران و توران به این نکته این چنین اشاره می کنند:
جامعة عصر تیموری در بناهای با شکوه بسیاری که پیرامون آنها برپا می شد، چه می دیدند؟ دربارة این بناها چه می گفتند؟ و آنها را چگونه ارزیابی می کردند؟ متأسفانه هنرشناسان و منتقدان هنری (اگر در آن عصر می زیسته اند)، از خود نوشته ای باقی نگذاشته اند که افکار آنها را ضبط کرده باشد. تفسیرات جسته گریخته ای که توسط مورخان عصر تیموری به عمل آمده چیزی بجز عبارات متداول و معمول نیست، هر چند که این مطالب را بعداً مورد بحث قرار خواهیم داد. تا آنجا که می دانیم در هیچ یک از ادوار تمدن اسلامی پیش از قرن شانزدهم کسانی نظیر ویتروویوس[4] در مورد معماری کلاسیک یا پروکوپیوس[5] دربارة معماری بیزانس وجود نداشته اند. به همین دلیل هیچ نوع ارزیابی معماری اسلامی بر اساس منابع داخلی، نه برای دورة تیموری و نه برای هیچ دورة دیگر به عمل نیامده است.[6]
منابع و مأخذ مکتوبي که بايد برای کشف مبانی نظری معماری در ايران بجوئيم در زمينه های متفرق و بعيد از يکديگر به نگارش درآمده اند، اما با اين حال به يکی از وجوه معماری ارتباط دارند، براي نمونه از سفرنامة ناصر خسرو قبادياني در توصيف بناها و حتي مکانهاي شهري مي توان نام برد.[7] منابع ديگر که بسيار کمتر به آن پرداخته شده تصاويری است که دز آنها بناها و معماری آن زمان توسط گذشتگان به تصوير درآمده است؛ و لاجرم حامل نوع درک آنان از فضاهای معماری است. از اين ميان منابع تصويري کمتر مورد توجه بوده است. در مورد منابع تصويري يا بايد به نقشه ها و نمونک هاي گذشته و يا به تصاوير نقاشي شده از بناها در همان دورة تاريخي رجوع کرد. دربارة مورد اوّل بايد گفت که از نقشه هاي گذشته چيز زيادي باقي نمانده است.[8] ولي نقاشي هاي نسبتاً قابل توجهي از دوران اسلامي بخصوص عصر ايلخاني، تيموري و اوايل صفوي باقي مانده است که مي تواند مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار گيرد.
این تحقیق بر آن است تا با استفاده از نگاره های ایرانی (بین سالهای 1000-617ق/1591-1220م) که در آنها بناهای معماری ایرانی به تصویر کشیده شده است، ویژگی های فضای معماری ایران در این دوره را دریابد.
- اولین ریز موضوع: یافتن روشی است برای فهم نگارگري و معماری ایرانی (روش شناسی خاص موضوع).
- دومین ریز موضوع : شناختن عناصر و اجزا و عوامل شکل دهنده فضای معماری.
- سومین ریز موضوع: بررسی و تجزیه وتحلیل فضای معماری بازنمایی شده در نگارگري های منتخب.
- چهارمین ریز موضوع : بررسی وتجزیه و تحلیل فضاهای معماری در بناهای منتخب.
این تحقیق نگاره ها و بناهای معماری را مورد بررسی قرار می دهد که هم در محدودة فرهنگی ایران باشند و هم بین سالهای (بین سالهای 1000-617ق/1591-1220م) قرار دارند.
این محدودة فرهنگی - سیاسی که در قلمرو حکومتهای ایلخانی، تیموری، صفوی و ازبک های شیبانی می باشد؛ به نامهای مختلف ایران و توران، ایران و ترکستان و ایران وآسیای میانه آمده است که به لحاظ وابستگی ها و پیوستگی هایِ تاریخی و فرهنگی و در این دورة سیاسی محدودة جغرافیایی از شمال شرق به دو رود سیحون و جیحون (سیر دریا و آمودریا)، در آسیای میانه از شمال غرب به کوه های قفقاز و آناتولی ترکیه از جنوب غربی به رود سند از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس و از جنوب غربی به آن سوی رود فرات در میان دورودان منتهی می شود؛ البته باید در نظر داشت که مرزهای فرهنگی لزوماً محدود به مرزهای جغرافیایی خاص نخواهد بود ودر مواردی با توجه به مقاطع تاریخی خاص که فرهنگ و هنر مذکور به سرزمین های دیگری مانند هندوستان انتقال یافته و تناسب موضوع، به بررسی در آن خارج از این محدودة جغرافیایی نیز خواهیم پرداخت.
این دوره به لحاظ سیاسی مقارن است با حملة مغول و حکومت ایلخانیان تا تغییر پایتخت دولت صفوی از قزوین به اصفهان توسط شاه عباس که در بعضی تقسیم بندی های تاریخی با عنوان تاریخی سده های میانه آمده است.
به لحاظ مکاتب نگارگری شامل: مکاتب اول و دوم تبریز، شیراز، هرات، مکتب دوم بغداد و قزوین می باشد و در شیوه های معماری ایران شامل: شیوة آذری خواهد بود. دلایل انتخاب این محدودة تاریخی موارد زیر است:
- در نگارگری بیشترین تعداد نگاره ها متعلق به این دوره است.
- به گفتة بسیاری از صاحبنظران تاریخ هنر ایران استیلای مغول نقطة عطفی در تاریخ نقاشی این سرزمین بود و هنر نگارگری در سده های هشتم تا دهم مدارج کمال را پیمود.[9]
- شیوه های گوناگون و مکاتب مختلفی در این چهار قرن در نقاشی ایران پدید آمد.
- «دیگر نکتة با اهمیت اینکه نگاره های این دوره در نمودن ریزه کاریهای معماری و منظرة طبیعی در نهایت سنجیدگی است؛ و به علاوه فضاهای معماری در آنها بیش از هر دوره ای تصویر شده است.»[10]
- به لحاظ معماری یکی از دوره های درخشان معماری ایرانی است که در آن بهره گیری بیشتر از هندسه، گوناگونی طرح ها، ساخت بناهای عظیم، تکمیل شیوه های ساخت و استفاده از مصالح متنوع و تزئینات مفصل معمول بوده است.[11]
فرضیة تحقیق می کوشد تا نشان دهد، می توان با استفاده از تجزیه و تحلیل نگاره ها به عنوان یک متن به روش های شکلی، تاریخی، نشانه شناسی و پدیدار شناسی به بعضی ویژگی های فضای معماری ایران دست یافت و معنای شکلی و کارکردی، تاریخی و اجتماعی و هستی شناسانه این فضاها دست یافت و فهم بهتری از آنچه تاکنون از این معماری می دانیم داشته باشیم.
دو متغیر اصلی تحقیق عبارتند از: ویژگی های فضای معماری ایران و بازنمایی فضای معماری در نگاره های ایرانی. تحقیق به دنبال آن است که نشان دهد چگونه از طریق متغیر بازنمایی چگونه می توان متغیر ویژگی فضا را توصیف کرد؟
- اولین فرض: می توان با تفسیر و تحلیل نگاره ها به درک نگارگر به عنوان یک هنرمند (درک خاص) و هم به عنوان یکی از مخاطبان اثر معماری (درک عام) راه یافت. این درک در یک نظام اجتماعی و فرهنگی قرار دارد که انسان بصورت فردی و اجتماعی به دست می آورد و معمار، نگارگر، سفارش دهندگان و دیگر افراد اجتماع در این نظام قرار دارند.
- فرض دوم: برای شناخت فضای معماری می توان آن را به اجزاء و عناصری تقسیم کرد و روابط بین این اجزاء و کلیت آن به شناخت فضا می انجامد.
- فرض سوم: در بازنمایی فضاهای معماری ایران در نگارگری ها، بخشی از ویژگی های فضای معماری ایران بیان شده است که با توجه به فرض نخست می توان لااقل بخشی از آن را فهمید.
- فرض چهارم: ویژگی های فضای معماری ایران به دست آمده از فرض سوم در فضاهای معماری ایران صدق می کند یا قابل درک است.
- تحقیق با پذیرش این فرض بنیادی که فضای معماری ساخته شده اگر نه در تمامیت آن لااقل در بخش قابل توجهی متأثر از نوع درک از فضا است.
- این موضوع که نگاره های کشیده شده از بناهای معماری متأثر از درک نگارگر از فضای معماری می باشد به عنوان یک پیش فرض پذیرفته می شود.
- درک معمار و نگارگر همعصر و در یک حوزة فرهنگی دارای نقاط مشترکی است.
در این موضوع محققان کمي به اين مسأله توجه نشان داده اند آن هم بصورت موردي. اردلان در کتاب «حس وحدت»، در مبحث سطح به نحوة نمايش فضاهاي معماري در نگارگري اشاره مي کند و از نصر نقل قول مي کند[12] . ولي به بيان دقيق رابطة نگارگري و فضاي معماري نمي پردازد. هردگ نيز در کتاب «ساختار شکل در معماري ايران و ترکستان» به بيان ويژگي هاي ساختار شکل در يک نگارگري و مسجد شاه عباسي مي پردازد.[13] صارمي نيز در کتاب «ارزش هاي پايدار در معماري ايران» به چگونگي توصيف و ترسيم فضاهاي معماري در نگارگري ايراني اشاره مي کند و به ارائة نمونه ها و تجزيه و تحليل آنان مي پردازد[14]، اما در هيچ يک از این موارد بررسي دقيق و همه جانبه ای نسبت به اين مطلب انجام نگرفته است؛ و رابطة نگاره ها با فضاهاي معماري ايران بررسي نشده است. گلمبک و ویلبر به دو نگاره اشاره می کنند که هر دو منسوب به بهزاد اند. یکی از نگاره ها ساختن مسجد جامع تیمور را در سمرقند به تصویر کشیده است و دیگری ساختن کاخ خورنق. آنها با کمک گرفتن از این نگاره ها، کار ساختن؛ عملیات بنائی؛ ترکیب و سازماندهی گروه کارکنان فنون ساختمان و تزئین را تشریح کرده اند.[15] ویلبر همچنین به نسخ خطی مصورِ زمان ایلخانی، مخصوصاً نسخ تاریخی رشیدالدین اشاره می کند که در آن تصویری از ابنیه معماری مانند: ربع رشیدی مصور شده است.[16]
پژوهش های عمیق تری نیز در این مورد انجام شده است؛ ثابتی به موضوع «فضای اجرای موسیقی درمینیاتور ایرانی» پرداخته است که فقط فضاهای اجرای موسیقی را درنظر داشته است و نگاره های اندکی را مورد بررسی قرار داده است؛ اما به هر حال به بعضی از ویژگی های فضای معماری ایرانی نیز از این طریق دست یافته است. سلطان زاده در مقاله ای به بعضی از ویژگیهای معماری باغ می پردازد.[17] دی انجلیس نیز در کتاب خود از منظر نگارگري به موضوع پرداخته است و نگاهی توصیفی از مسأله می دهد.[18] حاصلی در پایان نامه خود به این موضوع پرداخته که به نسبت دیگر پژوهش ها به موضوع این تحقیق نزدیک تر است، اما او نیز از دید نقاشی و فقط در مکتب هرات به مسأله پرداخته است. او همچنین به رابطة فضاهای معماری تصویر شده و نقوش انسانی در این مکتب اشاره کرده است. بنابراین در پی «روشنگری سنتها و ویژگی های این آثار [ نگارگری]» بوده است از این رو نتایج حاصل از این پژوهش کمک مؤثری در درک زبان این نگاره ها دارد.[19] نگارنده نیز در مقاله ای با عنوان «درک نگارگران ایرانی از ساختار فضای معماری ایران» به بررسی اجمالی ساختارهای شکلی در فضا های معماری مصور شده در نگارگري ها و فضاهای معماری ایرانی از دوره ایلخانی تا اوایل صفوی پرداخته است و به بعضی از ویژگیهای شکلی فضای معماری دست یافته است.[20] بيکن در کتاب «طراحي شهرها: تحول شکل شهر از آتن باستان تا برزيلياي مدرن» با استفاده از تجزيه و تحليل و مقايسة بازنمايي هايي که بصورت نقاشي از بناها و شهرها در هر دوره انجام شده است، به شيوة درک از شهر و فضاي شهري پرداخته است؛ که روش او قابل ملاحظه است.[21]
تحقیق در پی دستیابی به درک بهتری از فضای معماری ایران در دورة مذکور با استفاده از نگارگري های آن دوره می باشد.
با توجه به از بین رفتن بسیاری از فضاهای معماری مانند: فضاهای سکونتی یا باغ ها و لزوم بازشناسی آنها و کمبود منابع و اسناد تاریخی مصور دیگر مانند: نقشه و نمونک، لزوم توجه به نگاره ها به عنوان اسناد تاريخي برای شناخت خصوصیات معماری و دیگر خصوصیات فرهنگی و نحوة استفاده از این اسناد مهم می باشد.
چگونگی ارتباط بین نگاره و معماری ایرانی در حوزة هنرهای بصری مورد دقت قرار می گیرد و این امر به یافتن بعضی از اصول مشترک حاکم بر این هنرها در دوره و فرهنگ مذکور کمک خواهد کرد.
بهره وران این پژوهش عبارتند از: مؤسسات آموزشی عالی معماری و شهرسازی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران، فرهنگستان هنر، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
نوع آوری طرح را در سه جنبه می توان خلاصه کرد:
با توجه به سوابق تحقیقی مذکور، تحقیق جامعی در این زمینه وجود ندارد و موضوع اساساً نو می باشد.
روش پژوهش در این تحقیق به لحاظ هدف بنیادی و نظری است و به لحاظ ماهیت روش کیفی و استدلالی و تفسیری است.
گستردگی تحقیق هم در جنبه های مختلف فضای معماری و بررسی عوامل و عناصر بیشتر، گسترة زمانی و مکانی نگارگري و معماری ایران امری جدید می باشد.
تسلط نسبی عملی پژوهشگر در هر دو زمینه معماری و نگارگری به درک عمیقتری از موضوع کمک خواهد کرد.
پس از دقیق کردن موضوع تحقیق با توجه به ریز موضوعات و پیش فرض ها به جمع آوری سه گونه از داده ها می پردازیم که در سه حوزة مختلف می باشند:
بررسی متون روش شناسی هنر های بصری مربوط به اولین ریز موضوع است که به این طریق روش دقیقی برای تحلیل داده های بعدی را به ما خواهد داد. اگرچه روشهای تحلیل بصری با روشهای مختلف انجام شده است؛ و روش شناسی مورد نظر پژوهش مشخص می باشد، اما برای یافتن یک روش عملی مؤثر که روایی و پایایی لازم برای سنجش داده های نگارگری و معماری را داشته باشد نیاز به بررسی است.
در این تحقیق از نگاره های که متعلق به فرهنگ ایرانی باشند، نگاره هایی که بنای معماری در آن ها به تصویر کشیده شده است انتخاب می شوند و موضوع آنها و تاریخ، سبک یا مکتب و تصویرگر آن ها نیز حتی الامکان مشخص می شود.
برای هر نگاره شناسنامه ای تهیه خواهد شد. برای بررسی نگاره ها، پس از انتخاب یک سری آنها بر طبق آن چه که ذکر شد، عواملی که مربوط به فضاسازی در نظر گرفته شده اند شناسایی می شوند. این عوامل ابتدا در هر نگاره وصف شده، سپس با روشی های شکلی آن چه که در آن ها مشاهده شده است، ذکر خواهد شد. براساس ویژگیهای به دست آمده از نگاره ها به این طریق در دسته بندیهای مختلفی قرار می گیرند.
تحلیل داده ها: تحلیل هر دسته از داده ها بر اساس استخوان بندی طرح و ارائة فرضیه و سنجش فرضیه بر اساس چهارمین ریز موضوع تحقیق.
نتیجه گیری: تدوین، جمع بندی و نتیجه گیری از سنجش فرضیه و ارائة نظریة نهایی است. و در پایان پژوهش روشی را برای خواندن معنای فضای معماری ایران با استفاده از نگاره ها ارایه خواهد داد.
برای ارجاع نویسی درون متنی در woord 2007 به ترتیب زیر عمل کنید:
بسمه تعالی

مراحل پژوهش:
الف) بیان مسأله پژوهش
مسأله چیست ؟ / چرا دنبال این سئوالیم ؟ / چه دغدغه ای وجود دارد ؟
مسأله تحقیق Problem research: مسأله از مشاهدات خود است / از ادبیات موضوع است.
تحقیق با سئوال شروع می شود .
مسأله تحقیق 5 عنصر دارد:
۱- موضوع تحقیق Topic research: حیطة کار / موضوع کلی
حوزه ای مشخص back ground theory
مطلبی خاص در حوزه ای مشخص Local theory
۲ - دل مشغولی Issue: دغدغه / مشکل / آنچه باید مورد توجه باشد.
اهمیت مشکل تحقیق :
- براساس یافته های محقق های دیگر
- تجربیات شخصی و کاری
- سئوالات questions research
۳- هدف purpose research
۴- شواهد Evidence to Issue
آیا کسی دیگر غیر از ما این مسأله را طرح کرده است ؟ / مستندسازی (مصاحبه / نشانه ها / تجلیات / گذر زمان / ... ) / مسأله را از کجا اورده ایم ؟
شواهد علمی
توجه شود که کارهای قبلی انجام شده در چه زمینه ای مشترک است ؟
به چه زمینه ای نپرداخته ؟
تحقیق ما چگونه است ؟
۵- اختلاف در شواهد Deficiencies in evidence
· خلل و کاستی های پرداخته نشده
· چه چیز را بیشتر بدانیم
- اهمیت و ضرورت پژوهش:
توجه خواننده را به موضوع جلب کند .
خلأیی در ادبیات موجود را پر می کند
آیا دانش در این زمینه تقویت می شود یا کاربرد دارد ؟
آیا تکرار قبلی است با روش یا مکان یا متغیر متفاوت ؟
تحقیقات گستردة قبلی را مبسوط (پهنه گرا) یا عمیق (عمق گرا) می کند ؟
ویژگی پرسش پژوهش :
مشخص کند در چه حوزه ای صحبت می کنیم
کلید واژه های علمی آن حوزه را داشته باشد
تک تک واژه ها مفهوم داشته باشند
جمله بندی و ترکیب کلمات فکر شده باشد
خیلی گسترده نباشد
در جواب سئوال به نوعی جواب تحقیق و روش آن معلوم باشد
مبهم نباشد
جوابش بله یا خیر نباشد
ب) امکان سنجی: توانمندی در دانش / پول / زمان برای انجام پژوهش.
***
ج) روش پژوهش
- چگونه باید این کار انجام شود ؟
روش تحقیق کیفی (استنباط ها / مشاهدات) understanding
روش تحقیق کمّی (پیش بینی) Control
آیا روش های کیفی و کمی یک درجه دارند یا یکی اهمیت بیشتری دارد ؟
- روش های کیفی
توجه به نظریات دیده نشده / نگرش پساساختارگرا
دیدگاه و نظر اهمیت دارد نه متغیرها
یک فرآیند را در طول زمان مورد بررسی قرار می دهد
تئوری از درون نظریات بیرون می آید (استدلالی)
چگونگی / چرا / به چه نحو ؟
- روش های کمّی
تحت نظریه
توسعة نظریه به دامنة گسترده تر
تأثیر متغیرها
چه میزان / چه اندازه / چه رابطه ای ؟
***
قاب روایی موضوع :
جذب و توجه در پیشنهاد طرح
چه کسی چه چیزی را به چه کسی می گوید.
***
ترتیب نوشتن پژوهش :
چکیده
انواع چکیده مقالات :
1- با نتیجه گیری : مثل پایان نامه
2- بدون نتیجه گیری : موضوع را مشخص می کند .
- کلیات (مقدمه)
همان طرح پیشنهادی بدون پیشینه پژوهش، تعریف اصطلاحات
- پیشینة پژوهش (مرور متون / سوابق تحقیق / ادبیات موضوع / مرور بر ادبیات موضوع)
نقد / نقض / معایب / چه کسانی کار کرده اند ؟
اهمیت اساسی آن
جای ما در این سیستم
کمبودهای مطالب گفته شده قبل از ما
روش های تحقیق این مطلب قبل از ما
ضرورت پیشینة تحقیق :
- نشان دادن نو بودن کار
- آشنایی محقق با روش های تحقیق در مواجهه با سئوال
- استفاده از سئوالات تحقیق ها
- استفاده از چارچوبهای نظری تحقیق ها
- اشراف بر موضوع
- همگرایی و واگرایی ها
- من به چه می خواهم اشاره کنم ؟
- چارچوب نظری
مفاهیم پابه و روابط بین آن که بر اساس آن کار جمع آوری داده ها انجام می شود
- جمع آوری داده ها
- تجزیه و تحلیل و تفسیر
- نتیجه گیری
منابع و مآخذ و ارجاعات
***
در کل فرآیند تحقیق و نوشتارهای علمی ساختار نوشته باید منطقی باشد
سایت های روش تحقیق و نرم افزارهای پژوهش کیفی:
http://www.qsrinternational.com
فرم : شکل ، حجم ، صورت ، سیما ، نگاره ، پیکره، تندیس، ریخت، شمایل.
فرم در معنای اولیه اش غیر مادی بوده است.
افلاطون→ ایده→(Idous)→form
افلاطون معتقد بود که همه مسائل یک صورت های نوعی دارند که در جهان ماوراء طبیعی وجود دارندو روح انسان قبل از آنکه به دنیا بیاید آن ها را دیده و آن ها را به یاد می آورد که به آن ها مثل می گویند و حقیقت همان رسیدن به این مثل ها است ← ایده آلیسم
ایده و مثل : یک موجودیتی در جهان دیگر دارند .
ارسطو ← فرم ← بامفهوم چهار چوب فکری و منطقی مرتبط می شود .
دانشمندان اسلامی که فلسفه یونانی را ارائه دادند واژه صورت را جایگزین کردند جمع آن ← صور
به صور مثالی اعتقاد داشتند ولی نه اینکه همه مفاهیم صور مثالی دارند یا اینکه ما صور مثالی همه مفاهیم را درک کنیم .
ملاصدرا ←انسان سه وجه دارد :
1- جسم ←هم صورت دارد صورت هر چیزی را معین و محدود می کند و دارای تعین است .
← هم ماده
2- جسم لطیف ← فقط صورت دارد ←واسطه ی روح و جسم است .
3- روح و روان
در دورانی که مادی گرایی مطرح می شود فرم معنای خود را از دست می دهد و مفاهیم مادی آن یعنی همان ، شکل باقی
می ماند . شکل معادل فرم در این مقطع است و فرم وابسته به شی ء می شود .
کالبد (فرم):
1-مادی و معنوی
2- عینی و ذهنی : فرم های ذهنی همان فرم های هستند که ما ادراک وتصور می کنیم ← تصور ، تصویر image
فرم صرفا بصری نیست حتی می تواند شنیداری هم باشد چنانچه می توان در موسیقی از فرم صحبت کرد .
فرم خصلت و کیفیتی از شی است مثل رنگ و توده
و فرم یک مفهوم است .
ادراک ←perception
درک فرایندی است که بعد از احساس صمرت می گیرد و مرحله اولیه شناخت است .
مراحل شناخت :
1-حس 2- ادراک 3- فهم
فهم : ← understanding ←ایجاد کردن چهار چوب های در ذهن در مورد یک شی و مقایسه کردن آن با دیگر اشیا و
پیدا کردن ارتباط آن ها با یک دیگر .
ارتباط فرم بامفاهیم بنیادین دیگر در معماری
هیچ فضای بدون فرم را نمی توان در نظر گرفت چون فضا دارای تعین و مرزاست و دارای اول و آخر است و محدود است .
ادموند بیکن در کتاب خود رابطه ی فضا و فرم را اینگونه تعریف می کند که: فضا را در مقابل توده قرار میدهد و می گوید هر جا توده ی معماری وجود ندارد فضا ست و مرز بین توده و فضا فرم است.
بیشتر در هنرهای تجسمی مدرن است که فرم مفهوم معنوی خود را از دست داده و فقط شکل مادی ، شکل ، فرم ، ظهور می یابد .
مدرنیسم های فرمالیسم ( تندیس گرایان ) از زیبا شناسی فرمی هم ثاثیر گرفته اند چون شی ماهیتا زیباست .
زیبایی شناسی فرمی : زیبایی فرم در خود فرم نهفته است و به چیز دیگری وابسته نیست .
فضا:همه معماری(محور اصلی معماری فضا است)
تعریف انتزاعی∕ واقعی
تعریف مجازی ∕ حقیقی ← ذهنی ∕ عینی
_برخی گفته اند فضا موجودی مستقل است و بر مکان اولویت دارد.(تفکرات افلاطون و نیوتن)
-لایب نیتز گفته چیزی به عنوان فضا وجود ندارد.
-فضا رابطه است ∕ یا پیوسته ∕ یا مطلق
-رویکردی انتزاعی که از حرکت نشات میگیرد.
- بیکن می گوید: در فضای شهری نظام حرکتی – نظام فعالیت ها و کیفیت های فضایی مهم هستند.
- روان شناسی گشتالت ← چگونه عناصر بصری را در ذهن سازماندهی کنیم.
نظریه دیگر← شکلی ← مبنای آن ریاضی و هندسه است.(نظریه آلدورسی – نظریه ویتروویوس)
-در نظریه کلاسیک ← انسان موجودی عقلانی است و همه چیز را برای اینکه بفهمد انتزاع میکند و بر مبنای اصول و پایه است.
- در نظریه روانشناسی انسان موجودی روان شناختی است و دارای عاطفه می باشد. بسته به اینکه انسان چگونه ادراک میکند برداشت ها از او متفاوت است.
نظریه گیبسون← وقتی حرکت می کنیم فضاها را درک میکنیم.
-فضا در عربی یعنی جای فراخ (ویژگی مکان)
-پس در درجه اول فضا یک کیفیت مکانی است.
-قبل از قرن 17 و 18 در نقاشی بهزاد نوشته: فضای خانه هایش گنج آمال که منظور از فضای خانه هایش کیفیت فضایی خانه ها می باشد.
Rum یعنی بخشی از فضا (آلمانی)
Room (انگلیسی)
-فضا ←جنبه کیفی
Space ← فاصله بین دو چیز
← پس سیستم کالبدی و فیزیکی است.
فضای زمانی ← Space
نتیجه
فضای معماری مشخصه های بصری خاص خود را دارد. (نگرش شکلی)
فضای معماری با مخاطب آن تعریف میشود. (روان شناختی)
فضای معماری حس های گوناگون را در زمان های مختلف به مخاطب انتقال میدهد. (روان شناختی)
فضای معماری به دو فضای درونی و بیرونی قابل تقسیم است. (فضا با مفهوم مرز و فاصله در ارتباط است.)
در نگرش فضا گرا ← فضا به معنای کل معماری.
نگرش فرهنگی اجتماعی ← فضا به جهت تعاملات اجتماعی مورد نظر است و ارتباطات را بررسی میکند.
(فضا رابطه تعاملات انسان و اشیا است.)
مردم با مردم (فضای سیاسی)
رابطه نگرش فرهنگی مردم با اشیا
اشیا با اشیا
نگرش سنتی← فضا کیفیت است.
-جایی که شکل پذیرفته نشده است . جایی که فضا از حالت همگنی خارج میشود جایی مقدس است.
-فضا تحت تاثیر عوامل ماوراطبیعه و تحت تاثیر انسان با ماورا طبیعه است.
نگرش زوی ← فضا در زمان مدرنیستها مطرح شد.
به خاطر پویایی و حرکت و رابطه ای بودن فضا در مقابل مکانی قرار گرفت که ایستا به نظر میرسید.
زوی ← جایی فضای معماری است که بتوان در آن حرکت فیزیکی کرد.(با روان شناسی نزدیک است.)
-جایی که تصور حرکت را بتوان داشت نیز فضا محسوب میشود.
زوی← انعطاف و آزادی در ایجاد دیوارهای داخلی
-فضای پویا هر جایی میتواند اتفاق بیفتد.
گیدئن ← بحث زوی را اصلاح میکند.(شبیه به بیکن)
- حرکت تنها فیزیکی نیست بصری نیز باشد قابل قبول است.
سیالیت فضا −─معماری مسیرها
سیالیت فضا ← حرکت فیزیکی نیست بصری است.
شولتز ← انسانی که در فضا قرار می گیرد به تصور تغییر در فضا خود را ثابت میکند.
پس فضا به جای اینکه رابطه روان شناختی داشته باشد رابطه هستی شناختی دارد.
نور برگ شولتز ← ابتدا از منظر شروع می کند. بعد میگوید هر منطقه ای منظر خاص خود را دارد مثلا منظر جنگل سوئدی – منظر کویر ایرانی
سپس تجسم و هویت بخشی می کند.
شولتز دو مرحله را برای شکل گیری یک اثر معرفی میکند.
1-مرحله ادراک
2-مرحله ساخت
مرکزیت ← قلمرو معماری
مبانی:
ريشه هاي نگرش فرهنگي –اجتماعي به شكل امروز آن در معماري را بايد در علوم اجتماعی مانند جامعه شناسي و فرهنگ شناسي، جغرافیای انسانی و اقتصاد باید جست وجو نمود.
جامعه شناسي علمي کنونی, آن گونه كه جامعه شناسان معتقد اند جامعه شناسي مرهون فعاليتهاي چندين قرنه علماي اسلامي بوده و يكي از اين علماي بزرگ اين حوزه ((ابن خلدون ))دانشمند بزرگ اسلامي بوده و دانشمندان غربی چون دورکیم بوده است.
روش تحقيق
1. محققین فرهنگی - اجتماعی از روشهای موجود در علوم اجتماعی کمک می گیرند.
2. روش متداول در تحقیقات فرهنگی - اجتماعی مطالعه میدانی است.
ریشه های نگرش فرهنگی – اجتماعی به شکل امروز آن در معماری را باید در علوم جامعه شناسی و فرهنگ شناسی جستجو نمود .
تفاوت هاي و شباهت نگرش فرهنگي -اجتماعي و معنا گرا(سنت گرا)
شباهت: معنا گرايان و بیشتر نگرش های فرهنگی و اجتماعی هر دو به نقش مهم عوامل غیر مادی در معماری اعتقاد دارند.
تفاوت ها:
– در نگرش فرهنگی - اجتماعی همه مردم قابل مطالعه و کنکاش می باشند اما در نگرش معناگرا بیشتر به هنرهای دینی که پدیدآورندگان آنها دارای سنت خاص باشند توجه می شود.
- در نگرش فرهنگي- اجتماعي محقق به ثبت و تحليل رفتارها ، اداب و رسوم و تاثير آن بر ساخته هاي بشري مي پردازند واما در نگرش معناگرا این معانی صرفا ساخته بشری نیستند.
تعاریف
فرهنگ: بیش از 250 تعریف توسط فرهنگ شناسان و محققین رشته های وابسته از جمله مردم شناسی ارائه شده ، محققین معمار بیشتر از میان تعاریف متعدد فرهنگ بر موارد زیر تمرکز داشته اند :
آداب و رسوم، سنت ها، کردارهای اجتماعی، افکار، اعتقادات
برای مطالعه بیشتر به مطلب نظريههاي فرهنگی نوشته شده در پنجشنبه چهارم آذر همین وبلاگ مراجعه کنید
ظرف مكاني ،فرهنگ و روابط اجتماعي
اجزای اصلی یک جامعه را افراد آن تشکیل می دهند. هر رابطه اجتماعي نياز به يك ظرف مكاني دارد. ظرف مكاني در بر گيرنده بنا ،شهر،منطقه،بين منطقه اي و ملي مي باشد. هر كدام از اين ظرفهاي مكاني بنابر كاركرد مورد نظر در بر گيرنده فضاهاي گوناگون هستند.
محققین فرهنگ گرا معتقدندشکل ظرف مکانی ، ( خانه ، مسجد و ...) معلولی است از فرهنگ آن جامعه ، به رد نظریه های علل اقلیمی ، اقتصادی ، تکنولوژیک و ... می پردازند.
بنا محصولي است كه در رابطه با طبيعت ،اجتماع،ايدئولوژي، جهان بيني ، روش زندگي ، نياز هاي اجتماعي ورواني ، نيازهاي مادي ، نيازهاي فردي وگروهي منابع اقتصادي وفنون قابل دسنرس شكل مي گيرد .
حوزه های مشترک معماری و شهرسازی و علوم اجتماعی
این حوزه های مشترک عبارتند از: جامعه شناسی شهری، اقتصاد شهری، جغرافیای شهری و انسان شناسی شهری
انسان شناسی شهری
انسان شناسی شهری رویکردی جامع و کل گرا نسبت به شهر دارد. لااقل هفت محور اساسی قابل تمایز و مطالعه دارد.
شهر فضا:
فضا یکی از مفاهیمی است که بیشترین ابهام برای تبیین و مرزبندی آن وجود دارد. فضا را باید پیش از هر چیز به مثابه مکانی خالی و تهی در نظر گرفت. پدیده فضا را تنها می توان در حضور اشیا و پر بودن آن ولو به طور نسبی درک کرد. قرار گرفتن در یک فضای خالی ایجاد وحشت میکند. به قول کوین لینچ سر در گمی حاصل از نبود نشانه به سرعت به حالت اضطراب و ناامنی می انجامد.
جغرافیای رفتاری عملیاتی.کمی .عملی
جغرافیای انسانی رویکرد فلسفی.کیفی.تک هنجارمندانه
جغرافیای رفتار به شدت از پنداره های شهرگرایانه اندیشمند امریکایی,کوین لینچ در اثر مشهورش سیمای شهر که در سال 1960 انتشار یافته برد زیادی داشته,ملهم شده است. لوکور بوزیه توجه به تظاهرات فضایی در معماری را به محور اصلی تفکر خود بدل و معماری را" بازی هوشمند,به جا و پرشکوه حجم ها زیر نور" تعریف کرد.
دیدگاه انسان شناسی:
هر نوع سازمان یافتگی,نوعی نظم را در خود دارد. این نظم می تواند ریشه از باورهایی نمادین و اسطوره ای,دینی,سیاسی,اقتصادی,اجتماعی وغیره داشته باشد اما به هر سو,همواره وجود دارد و تقسیم فضا نمی تواند به صورتی خودبه خودی و بی نظم اتفاق افتاده باشد. پرسش اساسی در دیدگاه انسان شناسی نسبت به فضا درک سازوکارهایی است که در هرفضای مشخص به کار گرفته شده اند تا به گروهی از انسان ها امکان زیستن و تداوم این زیست را در آن محیط عرضه کنند.
تقسیم بندی فضاهای شهری از دیدگاه نگرشهای فرهنگی - اجتماعی:
فضاهای قدسی و نا قدسی: فضای شهری,به طور کلی نظم عمومی جهان انسانی را بازتولید می کند. بنابراین,تقسیم عمومی جهان به پدیده های قدسی و ناقدسی که "دورکیم" و "الیاده"آن را به خوبی تشریح کرده اند.
مکان و نا مکان: اگر مکان را فضایی هویت ساز, نسبی و تاریخی تعریف کنیم, در این حال فضایی که نتوان آن را نه به مثابه منشا هویت؛نه در نوعی نسبیت و نه رابطه ای تاریخی تعریف کرد,یک نافضا یا نا مکان خواهد بود.فرضیه ما آن است که فرامدرنیته, تولید کننده نامکان ها یعنی فضاهایی است که به خودی خود مکان های انسان شناختی نیستند.
فضاهای عمومی و خصوصی: جین جاکوبز,منتقد معماری امریکایی, پیاده روهای شهری,به گمان او کارکرد ایجاد جو اعتماد و نزدیکی بین افراد و صمیمیت یک محله را به وجود می آورند.
فضاهای کارکردی: فضاهای شهری را از لحاظ کارکردی می توان به چهار حوزه تقسیم کرد:
مرکز و پیرامون: هر شهر را می توان از لحاظ جغرافیایی به چندین بخش تقسیم کرد. "مرکز"و "پیرامون" در شهر ها عموما "حومه "نامیده می شوند. مرکز به بخشی از شهر اتلاق می شود که دارای بالاترین میزان تراکم در ارتباطات شهری باشد. پدیده "برون شهری شدن"از جمله پدیده های بسیار قابل توجه در مطالعات انسان شناسی شهری است.این پدیده دارای جنبه های سیاسی,اقتصادی وجامعه شناسی متفاوتی است. در واقع بالا رفتن تراکم اشباع فضاهای مرکزی شهر به دلیل افزایش حرکات حمل ونقلی دیر یا زود سبب آن می شود این مناطق دیگر قادر به پذیرش جمعیت های جدید و تضمین روابط کارکردی نباشند. در کشورهای توسعه یافته تلاش شده است که "برون شهری شدن"با دو فرایند"تمرکز زدایی"و"جابه جایی"تکمیل و تعدیل شود.
رابطه شهر و محیط زیست
رابطه شهر و محیط زیست رابطه ای گریز ناپذیر و بسیار پر اهمیت. رابطه میان فرهنگ و محیط زیست در چندین محور مطرح می شود:
محورهای تاکید بررابطه میان شهر و محیط زیست:
1.سیاستگذاری های شهری متفاوت
2.افزایش آهنگ رشد شهر ها
3.تراکم های جمعیت شهری
4.سبک خاص زندگی شهری
حضور نگرش فرهنگی- اجتماعی
1- خارج کردن معماری از ابعاد مادی
2- ابزاری جهت ایجاد مرزهای شدید فرهنگی- اجتماعی
نگرش فرهنگی سبب مرزبندی قومی، فرهنگی در نوشته های مردم عرب:
1- مشخص نمودن مرز اقوام عرب
2- عاریت گرفتن اسلام و ریختن آن در ظرف .....
3- عاریت از معماری سرزمین های دیگر به نام خود معرفی کردم
کوین لینچ
متاثر از جغرافیای رفتار و روان شناسی اجتماعی رفتاری که به شدت از پنداره های شهرگرایانه اندیشمند امریکایی,کوین لینچ در اثر مشهورش سیمای شهر که در سال 1960 انتشار یافته برد زیادی داشته,ملهم شده است. در این نگرش بیشتر رفتارهای افراد جامعه و رابطه آن با شهر و معماری مورد توجه قرار می گیرد. نمونه دیگر آن جان لنگ است که نظریاتش را در کتاب آفرینش نظریه های معماری بیان کرده است.
پاول اليور
ظرف مكاني خود را با نام ”معماري بومي ”،معماري مردمي ”معماري عاميانه“معرفي نموده اند. اين معماري در برابر معماري يادماني و يا معماري رسمي قرار داده شده است. توجه به معماري گذشته گان به عنوان ظرف مكاني وشاهد فرهنگي.
لفبور
گذشته آینده
حافظه تاریخی شکل گیری پتانسیل هادرفضا
رابطه فضایی-مکانی در دیدگاه لوفبور
"صحنه"به نظر او محدوده ای از فضا است که نظامی از فعالیت ها را درون خود جای می دهد به صورتی که رفتارها با محیط درون آن فضا روابطی قابل انتظار به وجود آورند.
راپوپورت,روابط را در سه گروه طبقه بندی می کند:
محیط های انسان ساخت بر اساس چهار عنصر اساسی شکل میگیرند:
چهار عنصر و رابطه آنها "چه کسی؟چه می کند؟در کجا؟چه زمانی؟در ارتباط با چه کسی؟و چرا؟" تبیین انسان شناختی از مفهوم فضا,اندیشه هانری لوفبور مکانی ویژه دارد.وی به ویژه در "تولید فضا"فضا را نه یک پدیده طبیعی یا استعلایی بلکه یک تمامیت تاریخی ویک تولید اجتماعی می داند.
راپاپورت نظریه پرداز فرهنگ گرا در برابر نگاه مادی به معماری ، کتاب « فرهنگ و شکل خانه » را ارائه داد .
راپاپورت برای بنیان نهادن بحث خود به توضیح عوامل تعیین کننده غیر مادی و عوامل درجه دو و یا متغییرها اشاره می کند :
راپاپورت نظریه فرهنگ به مثابه عامل تعیین کننده در شکل خانه را ارائه داده است.
فرضيه اصلي راپاپورت اين است كه شكل خانه نتيجه نيروهاي فيزيكي يا هر علت مجرد ديگر نيست . بلكه نتيجه گسترده عوامل اجتماعي فرهنگي است.
راپاپورت عامل فرهنگ را در چگونگی شکل گیری موثر می داند .
نقد راپاپورت به اقلیم گرایی: نظریه علیت اقلیم در فرم (شکل) معماری به اين موضوع مي پردازد كه مشغوليت اوليه انسان نخستين،ايجاد سر پناه به دليل اقليمي بوده و راپاپورت آن را جبر اقليم در تعين فرم (شكل )بنا و در اينجا خانه مي نامد.: وی به بيان می دارد چرا در دو شهر با اقلیمی متفاوت دو طرح مشابه وجود دارد ،در آمریکای جنوبی که خاستگاه خانه های حیاط دار نبوده چرا این خانه ها را می بینیم؟
نقد راپاپورت به نگرش شکلی: بر اساس تكامل گرايي داروينيسم به وجود آمده است، يك سير تاريخي جبري را براي شكل گيري سازه ها ي ساختماني بيان مي دارد. ديگر نظريه اي كه راپاپورت به رد آن مي پردازد عامل سايت يا مكان و تاثير آن در شكل گيري و تعيين كنندگي شكل بنا و خانه است.طی هزاران سال خصلت اصلی بناها را مصالحی مانند سنگ-آجر-خشت-خاک و چوب تعیین کرده اند بنابراین به تدریج که انسان بر فنون ساختمانی پیچیده تر مسلط می گردد شکل بناها جزئی از روند یک توسعه تدریجی هستند.
با بررسی شیوه های ساخت بومی و نمونه های متعدد آن می توان نشان داد «آگاهی از تکنیک ها الزامآ بمعنی استفاده از آن فنون نمی باشد.» «در کشور هائیتی پانل های بافته شده ای را مشاهده می کنیم که برای دیوار مناسب هستند ولی برای صید ماهی استفاده می شوند.» «مصریان قدیم طاق را میشناتند ولی به ندرت از آن استفاده میکردند.» بر اساس این نظریه قرارگیری بنا در یک محیط خاص مانند دامنه کوه سازنده را بسوی ساخت یک شکل خاص از بنا هدایت میکند. به اعتقاد راپاپورت کاری که مکان ساخت یک بنا صورت میدهد آنست که کاربرد برخی فرم ها را ناممکن می گرداند.برای نمونه در جایی که آب نیست نمی توان خانه ی شناور ساخت. «در ژاپن سیستم جهت یابی و تنظیم جهت بنا که بنام «هوگاکو» نامیده میشود محل قرارگیری خانه ژاپنی را بدون توجه به نقش و تآثیر توپوگرافی تعیین میکند.»
دلایل دفاعی بیشتر در درک فشردگی و در هم رفتگی ساختار شهری مطرح گردیده است تا بمنظور توضیح شکل مسکونی :اما در این حالت نیز عامل دفاع توضیح کاملآ مناسبی ارائه نمی دهد. «خانه پیلوت دار در برابر هجوم انسانها –حشرات-حیوانات و مارها نقشی کاملآ دفاعی دارند اما در همان مناطق برخی خانه ها توانسته اند با روشی دیگر مسئله دفاع را حل کنند.
بطور کلی از انجا که اقوام با نظام اقتصادی مشابه میتوانند دارای نظام های ارزشی و جهان بینی های متفاوت باشند و از آنجا که خانه جلوه یا بیان فلسفه ی زندگی یا جهان بینی می باشد در نتیجه نظام اقتصادی اثر تعیین کننده ای بر شکل خانه نخواهد داشت.
فرضیه آموس راپاپورت: شکل خانه تنها نتیجه نیروهای فیزیکی یا هر عامل سببی واحد دیگری نبوده:بلکه شکل خانه حاصل مجموعه ای از عوامل اجتماعی- فرهنگی در وسیع ترین شکل آن میباشد.او نیروهای اجتماعی و فرهنگی را نیرو های اولیه یا اصلی و دیگر نیروها را نیروهای ثانویه یا تغییر دهنده می نامد. هنگامی که با کمترین محدودیت از نظر اقلیمی –اقتصادی و مصالح مواجه باشیم عامل فرهنگی اولین عامل تآثیر گذار در تعیین شکل خانه خواهد بود.بنابراین شکل خانه حاصل و برآیند انتخابی است از امکانات موجود.
عوامل مهم دیگر که از نظر راپاپورت بر شکل خانه تاثیر اصلی را دارند:
-نیازهای اولیه انسان ( خواب ، غذا و تشکیل خانواده )
۱- نیاز های اساسی برای دست یافتن به شکل خانه به مفهوم «سر پناه» یکسری نیاز های مادی مثل: نیاز به تنفس کردن-نشستن –خوردن –خوابیدن و ....اما این مضوع چیز زیادی به ما نمی آموزد.آنچه برای شکل ساخته شده اهمیت دارد نوع پاسخی است که از نقطه نظر فرهنگی به این نیازها میدهیم. بعنوان مثای مهم وجود یا عدم وجود درب یا پنجره نیست بلکه آنچه اهمیت دارد محل قرار گرفتن و جهت آنها می باشد.
۲-محرمیت مقام و موقعیت زن-برونگرایی یا درونگرایی-اسلام و مذهب «بعضی فرهنگ ها مانند فرهنگ شرپاها در نپال محرمیت را به دلیل مسائل جنسی عنصر اساسی تلقی نمی کنند»
۳-روابط اجتماعی: انسان حیوانی اجتماعی-ارتباط بادیگر انسانها، در ژاپن فضا به یک رشته مناطق که ابعاد آنها نسبت به یکدیگر کوچکتر میشوند تقسیم میگردد در کوچکترین این مناطق خانه ها قرار دارند. «چند همسری » هم بر شکل خانه تآثیر میگذارد.در قبایل «فولبه» در کامرون محل قرار گرفتن مرد در مرکز محوطه شاخص میگردد و همسران پیرامون خانه مستقر می گردند.
۴-جا و مقام زن شکل فعالیت زن-ازدواج «در میسن مهریه از اهمیت زیادی برخوردار است و باید شامل یک خانه باشد-در آفریقا مرد از خود خانه ای ندارد و به دیدار همسرانش در خانه های آنان میرود»این جدایی حرم مرد از زن است.
پابلو و هوگانز
نمونه هایی از ساختمان های مورد مطالعه در آمریکاست :
پابلوها :
بررسی رفتارهای اجتماعی و جنبه های فرهنگی ساکنین یک آلاچیق ترکمن :درون این آلاچیق به چهار بخش تقسیم شده است . هنگام زندگی روزمره فضای داخلی به دو بخش زن تقسیم می شود و مرد تقسیم میشود .هنگام حضور مهمان بخش انتهایی برای دو قسم از مهمانان است . یک سوی آن برای حضور افراد بسیار خاص و سوی دیگر برای مهمانان به طور عموم.
استدمن، بيل هيلير، جوليان هانسن (نظریه نحو فضا):
هدف پي بردن به روابط اجتماعي در فضا مانند ايجاد حريمهاودرجه خصوصي و عمومي بودن فضا مي باشد براي رسيدن به اين هدف از نمودارهاي توجيهي استفاده مي شود.
نمودار توجیهی ، ویژگی های ارتباطی داخل پلان را نشان می دهد و وسیله ای برای دستیابی به اهداف ابداع این روش است . ساختار این نمودار بسیار ساده است . اجزائ تشکیل دهنده آن دایره و خط است . دایره به چند شکل نشان داده می شود:
-دایره خالی و پر: نمودار تمامی فضا ها.
دایره همراه با ضربدر یا به اضافه : نمودار مبداء حرکت یا خارج .
روابط خانه و مجتمع های زیستی
راپاپورت: من از قضاوت در نحوه استفاده مجتمع های زیستی از نظر فرهنگ دفاع میکنم که به 2 طریق با یکدیگر در ارتباط اند:
1-شیوه استفاده در فرهنگ لاتین-مدیترانه ای در مقابله با فرهنگ انگلیسی-امریکایی
2-سنت بومی محلی در مقایسه با سنت "سبک بزرگ"
«شهر "لوس آنجلس" بعنوان نمونه افراطی نوع اول که تنها محدوده ی خصوصی یعنی خانه و حیاط خلوت مورد استفاده قرار میگیرند»
کارل کاپک: خانه در انگلستان شاعرانه است و کوچه عاری از شعر(کوچه بعنوان یک مجتمع زیستی)-کوجه خالیست-کوچه تنهاست...
خانه ها-مجتمع های زیستی- وسایت ها حاصل نظام فرهنگی و جهان بيني واحدي هستند.
به 2 طزيق مي توان تآثير سايت بر بنا را مورد توجه قرار داد: طريقه اول:عبارتست از بررسي طبيعت فيزيكي سايت با مو قعيت هر بنا.يعني شيب آن-جنس خاك-جنس و نوع زمين-مسير حركت آب- پوشش گياهي-اقليم-خرده اقليم-مسيل ها و....
در روش دوم روشي است كه ارزشهاي سمبليك-اعتقادي يا فرهنگي –تاريخي اجتماعي و اقتصادي سايت و نتايج حاصل از آن بر بنا را مورد بررسي قرار مي دهد.
در اصل محل قرارگيري و شكل يك بنا نشآت گرفته از عوامل اجتماعي مي باشند.عوامل اجتماعي كه عبارتند از :ساختار خانواده يا قبيله و نحوه تجمع و گرد همايي آنان-روابط آنها با حيوانات و روابط فضايي كه افراد با جمع يا حيوانات برقرار مي كنند.
تمام مثالها در مورد قبائل و اقوام و طوايف گوناگون در مناطق مختلف حكايت از آن دارد كه شيوه برخورد با طبيعت و سايت عامل مهمي در ايجادشكل و ساختار خانه و تغييراتي كه در اثر سايت در آن بوجود مي آيد مي باشد و به اين نتيجه ميرسيم كه روابط موجود ميان انسان و منظر اولين عاملي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.در اين راستا دسته بندي هاي متفاوتي از اين روش ها و رفتارها پيشنهاد شده است و به عقيده ي راپاپورت مفيد ترين آنها اينست كه رفتارها و انديشه هارا در رابطه و نسبت به«من-تو»و «من-آن» مورد بررسي قرار ميدهدكه از نظر تاريخي مي توانند به 3 شكل مطرح گردند :
دلایل پرداختن به نگرش اقلیمی :
1 . تاثیر و نفوذ نگرش اقلیمی در فرهنگ آموزش معماری ایران
2 . وجه کاربردی نگرش اقلیمی که در دنیا به پیشرفتهای بزرگی نائل آمد .
3 .کاربرد نگرش اقلیمی به عنوان ابزاری برای خواندن معماری گذشته و بومی ایران
رابطه اقلیم گرایی و علوم تجربی :
نگرش اقلیمی مانند هر نگرش دیگر معماری با کاربر خود از چگونه دیدن معماری می گوید .
بنا یک آسایشگاه اقلیمی است . و آنرا باید شرایط محیطیش سنجید .
یک اقلیم گرا باید از ابزار خاصی بهره بگیرد که این ابزار را علوم تجربی گوناگونی به او می دهد .
دانشمندان علوم تجربی پیرو روش بیکن از اواسط قرن 17 میلادی با : گرد آوری مواد و اطلاعات انجام آزمایش در سطحی وسیع بر گرفتن نتیجه از شواهد زیاد روشهای علمی خود را بنیان کردند .
سه جز ء اصلی نگرش اقلیمی :
انسان سر پناه محیط طبیعی
برای درک و فهم رابطه فیزیکی انسان و سر پناه و محیط اطرافش از علم زیست شناسی بهره گرفته می شود .
وظیفه علم زیست شناسی و بوم شناسی :
بررسی ساختار بدنی انسان
چگونگی تاثیر دماهای مختلف بر جسم انسان
چگونگی انتقال دماها به بیرون از جسم او
چگونگی جذب دما از خارج
شرایط مناسب دمایی برای او و مواردی مشابه دیگر
برای فهم اقلیم از علم اقلیم شناسی بهره گرفته می شود.
از اطلاعات بدست آمده می توان در جداول زیست – اقلیمی بهره گرفت و به اطلاعات مشخص تری درباره رابطه بنا و شرایط اقلیمی آن محل دست یافت و اطلاعات در نهایت به اجزای معماری تبدیل گردند در نتیجه علم ساختمان و بخصوص ساختمایه شناسی (مصالح شناسی ) و متخصصین علوم مهندسی (مهندسین مکانیک سیالات) در تبدیل اطلاعات بدست آمده از حوزه اقلیم شناسی و بوم شناسی را دارند.
چهار علم : بوم شناسی (بیولوژی)
اقلیم شناسی
فن آوری ساختمان (فن شناسی یا تکنولوژی ساختمان)
معماری
در مطالعات به هم پیوند می خورند .
عواملی که بر بیان معماری تاثیر می گذارند :
1-عوامل فرهنگی :
2-عوامل محیطی :زمین شناسی ، آب و هوا ، جغرافیا (عوامل فیزیوژیک)
انسان و نیازهایش از دید Olgyay
نیازهای حدود اقتصادی
نیازهای فیزیکی - مادی
نیازهای احساسی
نکته :
اوایل دهه 1960 میلادی ، کتاب طراحی اقلیمی الگی پاسخگویی به بحران اقتصادی حاصل از نفت و فراورده های آن
نکته :
دهه 50 خورشیدی :چاپ کتاب درباره اقلیم و معماری در ایران هدف : دست یافتن به منطق شکل و فضای معماری و بافتهای شهریذر اقلیم های مختلف در برابرمسائل آب و هوایی
نخستین فرد مولف کتاب در مورد اقلیم و معماری ایران :
مهندس محمود توسلی (کتاب معماری اقلیم و گرم و خشک در سال 1353)
مثال : درباره شهر یزد و راه حل های اقلیمی - معماری
مفاهیم اقلیم وآب وهوا
جغرافی دانان دوره اسلامی
نوشته های معاصر : اقلیم = آب و هوا
فرایند روش اقلیمی
گونه شناسی اقلیمی
کوپن
اقلیم گرایی ، فضا ، گونه و شکل
شکل یا فرم بنا در نگرش اقلیمی نیز مانند دو پدیده قبلی
برخی ملاحظات اقلیمی در رابطه با شکل
اقلیم گرایان مطلق بین، معماری را تا آسایشگاهی اقلیمی کوچک می کنند
اقلیم و معماری ایرانی
اقلیم گرایی در معرض نقد
نمونه های خانه های گیلان و تفاوت دو نوع از آنها
از شاخصه ها : شکیل و سکت
خانه های لاهیجان
خانه های غرب گیلان
نکته : کاربردی نشدن تجربیات نظری درایران
تجربه گرایی
انسان کانون مرکزی معماری
معماری سبز
معماری بیونیک
به معنای : زیستار شناختی یا بکار گیری اندام های ساختگی طبیعت...
به معنای : زیستار شناختی یا بکار گیری اندام های ساختگی طبیعت...با تلفیق دو واژه : بیو لوژی و تکنیک علم (بیونیک ) را به عنوان دانشی که مسائل فنی را از راههای زیستی حل می کند بنا نهاده اند روح بخشیدن به ساختمان یکی از تمایلات آن است که ساختمان بتواند زنده بودن خود را القا کند.
یکی از بهترین طرحهای شناخته شده از علم بیونیک اثر لئو ناردو داوینچی نقاش معروف است که ماشین پرنده را بر اساس ساختمان بدن یک خفاش طراحی کرد
بناها در معماری بیونیک یا معماری طبیعی یا با استفاده از مواد سبک و نا پایدار ساخته شده یا در دل یک حفره طبیعی که در زمین یا صخره شکل گرفته ← مثل غارها
معماری اکوتک
اصول فکری و طراحی این سبک را می توان در ده مورد زیر خلاصه کرد :
1- خوش بینی به علم و پیشرفت علمی و تکنیکی
2- نمایش تکنو لوژی و دستاورد عصر جدید
3- نمایش پروسه ساخت
4- شفاف نمودن ، لایه لایه کردن و نمایش حرکت در ساختمان
5- نمایش و ساختار اجزاء درون بنا در نمای ساختمان
6- استفاده از رنگهای روشن و ساده
7- سازه و ساختار بعنوان تزیینات
8- استفاده از اجزا ء کششی سبک
9- جدا کردن بخشهای سرویس دهنده از قسمت های سرویس شونده
10- طراحی بام ساختمان بعنوان نمای پنجم ساختمان
یکی از مهمترین موارد در ساختمان تک جدا کردن بخشهای سرویس دهنده از سرویس شونده است
معماران معروف این سبک :
نرمن فاستر ، مایکل هاپکینز ، نیکولس گیرمشاو و سانتیا گوکالا
در این سبک ، تکنو لوژی در مقابل طبیعت قرار ندارد ، بلکه در کنار و به موازات طبیعت برای بهره برداری هر چه بیشتر از
امکانات محیطی و تامین آسایش انسان جای دارد
معماری تک از پوست ساختمان بعنوان پوست دوم نام می برند
از چهره های شاخص سبک اکو-تک : نرمن فاستر یکی از نام آورترین معماران معاصر است
اکو تک ترکیب شده از دو کلمه : ( اکو لوژی + تکنولوژی )
معماری ارگانیک
آرمان های عملکرد گرایانه
قیاس معماری با مقوله های مختلف
فرانک لویدرایت : منظور من از معماری ارگانیک معماری از درون به بیرون در هماهنگی با شرایطی که ایجاد آن را میسر می دارد توسعه می یابد
فرانک لویدرایت : ایده تکامل تدریجی (تبعیت عملکرد از فرم)
بینش معماری ارگانیک ریشه در فلسفه رمانتیک
واکنش در مقابل خرد گرایی عقل مدرن
به موازات طبیعت باشد و پروسه حیات و رشد و توسعه را انتزاعی نشان دهد
رالف والدر امرسون : تشویق به الهام از طبیعت و یافتن رابطه بین فرم و عملکرد در طبیعت
پیدایش معماری ارگانیک در قرن 19(فرانک فرنس و لویی سالیوان)
اوج شکوفایی در نیمه اول قرن 20 در نوشتارها و طرح های رایت
تعریف معماری ارگانیک از دید رایت در نه عبارت :
1- طبیعت2- ارگانیک3- شکل تابع عملکرد 4- لطافت5- سنت
6- تزئینات 7- روح 8 – بعد سوم 9- فضا
ارتباط معماری با ارگانیسم های طبیعی :
1- رابطه ی ارگانیسم ها با محیط خود
2- وابستگی بین ارگانها با یکدیگر
3- رابطه ی بین فرم و عملکرد
4- اصل حیات
از معماران مطرح این سبک فی جونز در آمریکا در حال حاضر
از نظر رایت ارگانیک یعنی تلفیق شدن کل مجموعه و در مورد ساختمان ارگانیک معتقد بود : ساخته شده توسط افراد از درون زمین با تمهیداتی که خود در نظر می گیرند و با توجه به زمان مکان محیط و هدف
از نظر رایت ارگانیک به معنی معماری زنده
منابع:
غلامحسين معماريان –سیری در مبانی نظری_نشر سروش دانش-
فرزانه سفلايي -کنکاشي پيرامون مفاهيم وتجارب معماري پايدار-مجله
آبادي-شماره42
- بررسی اقليمی ابنيه سنتی ایران – دکتر وحيد قباديان
- سايت اينترنتی www.memaran.com
-سايت اينترنتی www.Archnoise.com
گرد آورندگان:
خدیجه علیپور ، بشری بدخشان
دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، گروه معماری، درس: مبانی نظری معماری
نظریه : ← معماری (چگونه تعریف می کنیم- توصیه طراحی)
← مبنای فلسفی و علومی
← مفاهیم پایه
نظریه: فرضیه ای که بشود آن را اثبات کرد- نظرها یا دیدگاهها که به روش خاص علمی و فلسفی موجه می شود، قابل قبول می شود.
جان لنگ در کتاب آفرینش نظریه های معماری(ترجمه دکترعینی فر) دو نوع ازنظریه ها را به صورت کلی جدا کرده « اثباتی – هنجاری»
دیدگاه: دردیدگاه نتایج نهائی کار را بیان می کنیم.
لوکوربوزیه می گوید خانه همچون ماشین است که نظریه مدرن می باشد، این جمله به عنوان یک دیدگاه بیان می شود.
هردیدگاهی یک نظریه نیست ولی هر نظریه یک دیدگاه است.
نظریه براساس روش علمی یا فلسفی -----> نتیجه : که قابل توجیه می باشد یعنی موجه است.
نظریه هایی که مبنایشان به هم نزدیک است نگرش یا رویکرد.
در یک پروژه ممکن است هم نظریه باشد هم دیدگاه – نظریه ها مبنای علوم انسانی فلسفه هستند – اثبات شده و موجه است
1. محیط ذهنی
2. محیط طبیعی
3. محیط انسانی یا اجتماعی
4. محیط مصنوعی (طبیعت دستکاری شده)
این 4 مورد درتعامل با هم هستند.
شناخت : ← آگاهی (روی عملکرد و رفتار تاثیرمی گذارد و یکی از این رفتارها منجربه
معماری می شود)
← معرفت شناسی (شناخت شناسی)
کالبد معماری درمحیط مصنوعی قرارمی گیرد – اول انسان را تعریف می کند بعد معماری را تعریف می کند – انسان شناسی و هستی شناسی
هر نظریه معماری دارای سه تا مبناست :
1. انسان شناسی
2. معرفت شناسی
3. زیبایی شناسی
سنتی- خردگرایی : یک وجه مشترک دارند که درآن انسان موجودی متشکل از کالبد یا روح است و اساساً معرفت که به حقیقت وصل است در جائی خارج از جهان کالبدی(ظاهر) است و در انسان محدود نمی شود.
خردگرایی (فلسفه غرب) : مهمترین شخص دکارت و قبل از آن ارسطو(کلاسیک)- فلسفه نوین (دکارت)- گوته (تجربه گرا، ایده آل گرا، ساختارگرا، آرمان گرا) فلسفه های مابعدالطبیعه
خردگرا : ازروی عقل تعریف می شود و دکارت می گوید آنکه مبنای معرفت است عقل انسان است و تنها موجودی که عقل دارد انسان است که موجودی دو وجهی است.
دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی همدان، درس مبانی نظری: مهدی جلالیان، میلاد ثمری،جلال عزیزی،
ندا جامه بزرگ،سارا میش مست هراتی، راهله ترابی
علاقمندان از سراسر جهان مي توانند به منابع الکترونيکي اين کتابخانه از طريق وب سايت آن دسترسي داشته باشند.
اين وب سايتدر اداره ي مركزي يونسكو در پاريس كار خود را آغاز کرد. در اين وب سايت كتاب هاي نادر، نقشه هاي تاريخي، نسخ خطي، فيلم و عكس از كتابخانه ها و آرشيوهاي سراسر جهان ارائه مي شود. مراجعه كنندگان به اين سايت قادر خواهند بود تا به تمام اين موارد به هفت زبان عربي، چيني، انگليسي، فرانسوي، پرتغالي، روسي و اسپانيائي دسترسي يابند.
32 موسسه از برزيل، بريتانيا، چين، مصر، فرانسه، ژاپن، روسيه، عربستان سعودي، و آمريكا براي اجراي اين پروژه به ياري سازمان يونسكو شتافتند.
اجراي اين پروژه نخستين بار در سال 2005 به وسيله ي بزرگ ترين كتابخانه ي جهان يعني كتابخانه ي کنگرس آمريكا به يونسكو پيشنهاد شد. كتابخانه ي الكترونيكي جهاني به آدرس
Or
در دسترس كاربران مي باشد.
شرکت گوگل و بنياد قطر هر کدام با سه ميليون دلار، بنياد کارنگي با دو مليون دلار، دانشگاه علم و تکنولوژي ملک عبدالله با يک ميليون دلار و شرکت مایکروسافت با يک ميليون دلار کمک، از جمله پشتيبانان مالي اين طرح هستند. کتابخانه ديجيتال جهان جلوههاي فرهنگي نقاط گوناگون جهان را به صورت چندزبانه و رايگان در اختيار کاربران قرار ميدهد .
هدف از راهاندازي اين کتابخانه در چهار محور خلاصه شده است :
- ارتقاي تفهيم و تفاهم ميان ملتها و فرهنگها
- افزايش ظرفيت و تنوع مضامين فرهنگي در اينترنت
- فراهم ساختن منابع براي آموزگاران، پژوهشگران و مخاطبان عام
- ظرفيتسازي براي مؤسسههاي مشارکتکننده براي کم کردن خلا ديجيتالي درون و ميان کشورها
برای نمونه چند لينك جالب از اين سايت:
فرهنگ پاسخ پویا ، آموخته و آمیخته با خلاقیت و پرورش یافته بر اثر تجربه اجتماعی است به چیستی ها ، چرایی ها و چگونگی های زندگی در تعامل با فرا طبیعت ، طبیعت ، خود و دیگران که با تاثیر بر بینشها ، گرایشها و منشها در ارتباطات ، مصنوعات و نهادهای اجتماعی تجلی می کند." دکتر حسام الدین آشنا
نظريههاي فرهنگ از گوناگوني زيادي برخوردارند و بهمين خاطر ارائه تقسيم بندي مفهومي و جامع از اين نظريات الزامي بنظر ميرسد. اين نظريات را از جنبههاي گوناگون تقسيم بندي نمودهاند. عدهاي براساس نقطه تمركز نظريات بر توليد فرهنگي (مانند نظريه انتقادي فرهنگ) يا مصرف كالاهاي فرهنگي (مانند مكتب انگليسي (بيرمنگام) فرهنگ) به تقسيم بندي آنها ميپردازند. الگوي توليد و مصرف در تقسيم بندي نظريات فرهنگي برگرفته شده از نظريات اقتصاد است. بر اين اساس در الگوي توليد، طي روند توليد تكنولوژيك فرهنگ، جوامع به سوي همساني و تكساحتي شدن ميل مينمايند كه در اين روند سوژهv فاقد اختيار است.
در الگوي مصرف، برخلاف طرفداران الگوي توليد، سوژه ـ بعنوان مصرف كننده كالاهاي فرهنگي ـ صاحب اختيار و انتخاب و صاحب ذهن است و منفعل نيست. او ميتواند در موردكالاي فرهنگي توليد شده، دست به تأويل و تفسير زده و نهايتاً با توجه به سلايق خود، كالاي فرهنگي مورد نظرش را انتخاب كند. در اين تقسيم بندي بجز نظرية ـ فرهنگ توده اي، نظريه انتقادي فرهنگي، نظريه ماركسيسم، اقتصادي سياسي فرهنگي كه نقطة تمركزشان بر توليد ـ فرهنگي باشد، ساير نظريات مطروحه در قسمت الگوي مصرف فرهنگ تقسيم بندي ميشوند.
عدهاي ديگر همين تقسيم بندي را براساس نوع برخورد سوژه با فرهنگ ارائه ميكنند. بدين نحو كه سوژه در برخورد با فرهنگ از چه آزادي عملي برخوردار است. و برهمين اساس معتقدند كه نظرياتي كه در چارچوب الگوي توليد فرهنگ قرار ميگيرند، سوژه را در انقياد فرهنگ قرار ميدهند. و نظرياتي كه در بخش الگوي مصرف فرهنگ قرار ميگيرند به مقاومتv سوژه معتقدند.
جمع بندی
با استفاده از نظرات «فوکو» و متفکر متاثر از او یعنی «آنگ» گفتمانهای خاصی پیامگیران را به وجود می آورند تا آنها را بشناسند و برآنها اعمال نفوذ کنند. البته این به معنای تمکین پیام گیران نیست بلکه شاید آنها در مقابل قدرت استدلال گفتمانها، مقاومت کنند. اما گفتمان ها می توانند دانش پیام گیران خود را به وجود آورند تا برحسب نیازهای سازمانی خود آنها را کنترل کنند. درواقع این نگرش بانگرش مارکسیسم راجع به رسانه ها به عنوان کانالهای هدایت ایدئولوژی حاکم متفاوت است. در این دیدگاه آنها بر اساس انگیزه ای کلی تر برای اعمال قدرت عمل می کنند. گرچه مفهوم قدرت هم در اینجا هم درنظریات «فوکو» مبهم و تجریدی باقی مانده است و این سوال را پیش می کشد که اگر موسسات تلویزیونی سعی دارند با انواع استدلالی معرفت پیامگیران را کنترل کنند چه دلیل خاصی برای این کار دارند؟
در برابر در نظریه پوپولیسم فرهنگ عامه را تنها می توان به عنوان ماهیتی که در بیان خواسته های مردم کم و بیش صادق است، تلقی کرد. همچنین این نگرش مفهوم حاکمیت مصرف کنندگان را در لیبرالیسم اقتصادی می پذیرد.
نکته تناقض دراینجا است که پوپولیسم ارایه دهنده یک تصویر کاملاً یکسان با نخبه سالاری ودراصل واکنشی اغراق آمیز به نظریه های نخبه سالاری است. در حالی که این نظریه ها اغلب پیامگیران را توده ساده لوح و بی اراده تلقی می کنند، پوپولیسم آنها را توده ای فعال و آگاه می پندارد. می توان محبوبیت فرهنگ عامه را یک معضل جامعه شاختی تلقی کرد که باعث جلوگیری از ظهور توصیفی درست از مصرف گرایی شده است. زیرا در حملاتی که به پوپولیسم شده آن را با مصرف گرایی برابر دانسته ا ند و بنابراین هر تلاشی در جهت درک نقش مصرف گرایی به مثال دیگری در پوپولیسم تبدیل و به این ترتیب نادیده گرفته می شود.همانطور که در جمله آخر کتاب آمده است: سلیقه عامه ممکن است نتواند گردش زمین به دورخورشید را تحت تاثیر قرار دهد، اما شکی نیست که این سلیقه محدودیت اشکال فرهنگی را تعیین می کند.
v سوژه يا subject در اينجا عبارتست از انساني كه مي تواند با استفاده از توان عقلاني و نيروهاي ذهني خويش جهان يا اُبژه subject را شناسايي، ادراك و متحول نمايد.
v مقاومت يا Resistance توانايي سوژه در برابر محصولات و صنعت فرهنگي مدرن است كه مي تواند در شرايط گوناگون از طريق انتخاب و تصميم گيري شخصي نسبت به اين محصولات واكنش نشان دهد.
صالحی امیری، سید رضا. (۱۳۸۸). مفاهیم و نظریه های فرهنگی. تهران: ققنوس.
اسمیت، فیلیپ (1383) درآمدی بر نظریه فرهنگی، ترجمه: حسن پویان، دفتر پژوهش های فرهنگی با همکاری مرکز بین المللی گفتگوی تمدنها
میلنر،آندرو و براونت، جف. (۱۳۸۷). درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر. ترجمه جمال محمدی، تهران: ققنوس.
جانسون، لزلی (1378) از ماتیو آرنولد تا ریموند ویلیامز: منتقدان فرهنگ، ترجمه: ضیاء موحد، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارتباطات.
بیلینگتون، روزاموند و همکاران (1380). فرهنگ و جامعه، ترجمه: فریبا عزبدفتری، تهران: نشر قطره.
Gudykanst, William B. (2005) Theorizing About Intercultural Communication, Sage Publication.
|
TITLE |
author |
|
|
Introduction: The Challenge of the Sociology of Culture to Sociology as a Discipline |
Diana Crane |
1. فرهنگ و جامعه |
|
Introduction Engaging Sociology and Cultural Studies: Disciplinarily and Social Change |
ELIZABETH LONG |
2. فرهنگ و جامعه |
|
Social movement networks Virtual and real |
Maria Diani |
3. فرهنگ و جامعه |
|
INTRODUCTION: CIVILIZATION, CULTURE AND THE HUMAN SELF-IMAGE |
John Rundell and Stephen Mennell |
4. فرهنگ و تمدن |
|
Subjects9 |
Johan Fornas |
5. فرهنگ و هویت |
|
WHAT IS VISUAL CULTURE? |
W J. T Mitchell |
6. فرهنگ و ارتباطات |
|
Music and Social Experience
|
TIA DENORA |
7. فرهنگ و ارتباطات |
|
Situating Television in Everyday Life: Reformulating a Cultural Studies Approach to the Study of Television Use |
RON LEMBO |
8. فرهنگ و ارتباطات |
|
Cultural dependency and the mass media |
J.O. BOYD-BARRETT |
9. فرهنگ و ارتباطات |
|
WHOSE CULTURE? WHOSE CITY? |
Sharon Zukin |
10. فرهنگ و ارتباطات |
|
Spaces and places: consumer culture and suburban life-style |
David Chaney |
11. فرهنگ و ارتباطات |
|
Consumer Culture |
DANIEL THOMAS COOK |
12. فرهنگ و اقتصاد |
|
CULTURAL PRODUCTION AND THEORIES OF REPRODUCTION |
Paul Willis |
13. فرهنگ و اقتصاد |
|
CULTURAL REPRODUCTION AND SOCIAL REPRODUCTION |
Pierre Bourdieu |
14. فرهنگ و اقتصاد |
|
Culture and power: the state of research |
Nestor Garcia Canclini |
15. فرهنگ و سیاست |
|
Religion as cultural system: Theoretical and empirical developments since Geertz |
Rhys h. Williams |
16. فرهنگ و دین |
|
تاريخ ايران از سلوكيان تا فروپاشي دولت ساسانيان پژوهش دانشگاه كمبريج ( جلد سوم ـ قسمت دوم ) | ||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||
|
كتاب حاضر به بررسي دولتها و نهادهاي ايراني در دوره هاي پيش از اسلام همت گمارده است . در اين كتاب از جامعه و قانون ايراني ( بويژه دوره ساساني ) ، نهادهاي سياسي ، اجتماعي و اداري ، تقسيمات جغرافيايي و اداري ، گاهشماري و جشنهاي ايراني سخن به ميان آمده است . سپس تاريخ و فرقه هاي ديني و تاريخ هنر پارتي ها ، ساساني ها و ... از جمله مطالبي هستند كه مي توان در اين كتاب جستجو كرد . همچنين مطالبي در رابطه با خط و زبان و ادبيات و كتابشناسي نيز مورد بررسي قرار گرفته است .
| ||||||||||||||||||||||||
|
|
|
سفرنامه عبارت است از گزارش يك يا چند سفر از برخي از دوره هاي تاريخي يك سرزمين، سفرنامه هاي بيشتري بر جاي مانده است. |
|
سفرنامه بى بى كوكب بختيار |
|
حاج بىبىكوكببختيار دختر نصيرخان سردار جنگ ايلخانى بختيارى و همسر فتحعلى خان سردار معظم در سال1271 ه .ش متولد شد و تحصيلات خود را به راه و رسم قديم زير نظر معلمهاى سرخانه كهغالباً از بين مدرسان زبده اصفهان برگزيده مىشدند با توجه و مراقبت خاص پدر انجام داد و بعدبا مطالعه مستمر آثار ادبى و متون تاريخى و دينى و مراوده با علما و اهل ادب تكميل نمود. |
|
سياحتنامه درويشي دروغين /آرمينوس وامبري |
|
آرمينيوس وامبري يکي از با پشتکارترين جهانگردان و کاشفان لهستاني بوده که در ۱۹ مارس ۱۸۳۲در يکي از دهکده هاي کرانه رود دانوب متولد شد و پس از ۸۲سال عمر در۱۵ سپتامبر ۱۹۱۳ در بوداپست بدرود حيات گفت. |
|
گفت وگو با هارون وَهومن مصحح کتاب«سفرنامه ناصرالدين شاه به مازندران» |
|
"سفرنامه لاريجان" |
|
سفرنامه عراق عجم - تاريخ و جغرافياي راه عراق عجم |
|
تاکنون چندين سفرنامه از ناصرالدين شاه چاپ شده که برخي مربوط به سفرهاي داخلي و برخي خارجي است. |
|
تاريخ و سفرنامه حمزه ميرزا |
|
«تاريخ و سفرنامه حمزه ميرزا» عنوان كتابي است كه وقايع و تاريخ جنگ مرو را روايت ميكند. اين كتاب به كوشش دكتر محسن رحمتي به رشته تحرير درآمده و به همت انتشارات تاريخ ايران در دسترس پژوهشگران و مورخان قرار گرفته است. |
|
دومين سفرنامه-مظفرالدين شاه قاجار-چاپ 1320 هجري قمري |
|
خاطرات دومين سفر مظفرالدين شاه به فرنگ که يک سال بعد از اين سفر و در سال 1320 در نسخي اندک منتشر شد، پس از 66 سال تجديد چاپ شد. |
|
کتاب مسافرت به ايران سفرنامه الکسيس سولتيکف |
|
نگاهي به سفرنامه سولتيكف از ايران؛پرتره هاي سياسي نقاش رمانتيك |
|
ميدان نقش جهان از ديد تاورنيه |
|
ژان باتيست تاورنيه ( Jean Buptist Tavernier ) فرانسوي، از يک خانواده ي هلندي که به علت فشارهاي تعصبات مذهبي مجبور به مهاجرت به فرانسه مي شوند در سال 1655 ميلادي متولد مي گردد. معيشت پدرش که از راه ترسيم نقشه هاي جغرافيا و طبعا با مسائل حدود شهرها، منابع رودها، و اسامي درياها، بندرها، و کشورها، و گوشه و کنار جهان همراه است تاثير شگرفي در پرورش روح جهانگردي تاورنيه ي جوان داشت. |
|
ايران در سفرنامه ها / مادام ديولافوا |
|
ايران در سفرنامه ها مجموعه تصاويري است که از کتاب اول ( شرح مسافرت مولف و همسرش از راه قفقاز به ايران و بازگشت به فرانسه از راه خليج فارس ) تحت عنوان ايران |
|
خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران |
|
سر ژان شاردن،جهانگرد و فيلسوف بزرگ فرانسوي در ۱۶ نوامبر سال ۱۶۴۳ در پاريس بدنيا آمد. ژان بعد از اينکه تحصيلات خود را به پايان رسانيد در سن ۲۲ سالگي تصميم گرفت که اولين سفر جهانگردي خود را از آسيا و هند شرقي آغاز نمايد که بيشترين تمايلش از اين سفر،عشق به ديدن ايران بود.شاردن دوبار به ايران سفر کرد که بار اول ۶ سال و در مرتبه ي دوم ۴ سال در ايران ماند و زبان فارسي را ياد گرفت. شاردن اولين جهانگرد اروپايي بود که توانست زبان فارسي را ياد بگيرد،بخواند و بنويسد و اولين کتابش را که مربوط به سفرهاي ايران بود در سال ۱۷۷۱ ميلادي در پاريس منتشر کند و در آن کتاب چگونگي مرگ شاه عباس دوم و بر تخت شاهي نشستن شاه صفي،پسر شاه عباس دوم را شرح دهد.شاردن بر خلاف اکثر جهانگردان اروپايي که به ايران آمدند وضعيت و شرايط زندگي مردمان آن دوره را بدون هيچ قصد و قرضي به رشته ي تحرير در آورد. |
|
مرگ در دوردست نويسنده آنه ماري شوارتسنباخ |
|
داستان زندگي و اقامت آنه ماري شوارتسنباخ نويسنده سوئيسي در ايران در دهه ۱۹۳۰ ميلادي |
|
سفرنامه حج ( 1310 ق ) حاجي سليم خان تکابي |
|
تصحيح: رسول جعفريان تاريخ چاپ: 1388 ناشر: مورخ |
|
سفرنامه رابي بنيامين تودولايي |
|
پديدآورنده: مهوش ناطق، ناصر پورپيرار (مترجم) ناشر: کارنگ - 1381 قيمت: 12500 ريال |
|
سفرنامه از خراسان تا بختياري / هنري رنه دالماني |
|
در سال 1333ش سفرنامه دالماني توسط صنعتي زاده كرماني از اروپا به ايران آورده شد و ابراهيم رمضاني مدير كتابفروشي ابن سينا آن را خريداري نمود و براي ترجمه در اختيار علي محمد فره وشي متخلص به مترجم همايون (1347- 1254ش) گذاشت. ايشان بعد از دو سال آن را به فارسي برگرداند كه در يك جلد توسط انتشارات گيلان در تهران به چاپ رسيد. ترجمه ديگري نيز از همين كتاب توسط غلامرضا سميعي (1372-1292ش) صورت گرفته است كه نشر طاوس آن را در دو جلد در سال 1378 ش در تهران منتشر كرده است. |
|
مسافر تهران / ويتاسكويل وست |
|
ويتا سكويل وست (1892ـ 1962) شاعر و نويسنده انگليسي تبار است. او همسرش هارولد نيكلسون کنسول انگليس در تهران بود و دوبار به ايران سفر كرد. نخستين بار در اوايل سال 1916 بود که گزارش اين سفر با عنوان "مسافر تهران" در سالهاي 1374 و 1375 به زبان فارسي چاپ و منتشر شد. وي براي دومين بار در نيمه دوم سلطنت رضاشاه به ايران آمد و طي آن به تدوين کتاب "دوازده روز: در کوهساران بختياري، جنوب غربي ايران" همت گمارد دونظراز ويتاسكويل وست درباره ايرانيان |
|
دوازده روز در كوهساران بختياري /ويكتوريا سكويل وست |
|
دوازده روز ترجمه سفرنامه ويكتوريا سكويل وست زن اشراف زاده انگليسي، شاعر و نويسنده به كوهساران بختياري است. |
|
كتاب «تصويرهاي ايراني» خاطرات گرترود بل از اوضاع فرهنگي – اجتماعي ايران |
|
كتاب «تصويرهاي ايراني» خاطرات سفر گرترود بل اولين افسر زن انگليسي و پژوهشگر تاريخ و باستان شناسي ، در قالب مجموعه اسناد مربوط به تاريخ ايران در اوايل قرن بيستم ميلادي، پس از ده ها سال دوباره در انگلستان تجديد چاپ شد. |
|
ملکه صحرا/ جنت والاچ /زندگي گرترود بل |
|
زندگي تعيين کننده گرترود بل, ملکه بدون تاج و تخت عراق |
|
دوازده روز در كوهساران بختياري /ويكتوريا سكويل وست |
|
دوازده روز ترجمه سفرنامه ويكتوريا سكويل وست زن اشراف زاده انگليسي، شاعر و نويسنده به كوهساران بختياري است. |
|
کتاب علف يا طبيعت بختياري |
|
طبيعت ، تاريخ ، فرهنگ و بختياري |
گوگل اسکالر یکی از ابزارهای پژوهشی گوگل جهت جستجوی مقالات تخصصی از بین صفحات مجموعه مجلات و پایگاه های علمی مختلف و البته با رعایت کلیه ملاحظات قانونی نشریات معتبر دنیاست. شما می توانید جهت نوشتن مقاله یا مطالعه مقالات دیگران از این منبع عظیم استفاده کنید.
۲ : Google Patents :
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که با مجموعه ای بی نظیر از اختراعات آشنا بشوید، اگر دوست دارید اختراعات بشری را تا امروز ببینید، گوگل پتنتز شما را با میلیون ها اختراع ثبت شده جهانی آشنا می کند. اگر تاکنون روی لینک کلیک نکرده اید ، پیشنهاد می کنم خودتان را از دیدن این همه تصویر و نمودار دیدنی محروم نکنید.
۳ : Google Books :
احتمالا با آن همه سروصدایی که سر قوانین کپی رایت گوگل بوک به وجود آمد ، قبلا با آن آشنا شدیده اید، هزاران نسخه کپی شده کتاب هایی که رویای خواندن خیلی از آن ها برای ما ایرانی ها فقط در گوگل بوک قابل تصور است.
ایجاد کتابخانه های شخصی و جستجو در بین موضوع بندی های فوق العاده گوگل، تنها امکانات ابتدایی ابزاری است که مطمئنا لذت داشتن یک کتابخانه آنلاین نامحدود را تحقق می بخشد.
۴ : Google News Archive Search :
تاریخ همیشه بهترین مفسر زمان است. با این ابزار گوگل در زمان سفر کنید و در آرشیو اخبار دنیا گشت و گذار کنید. گاهی گشت و گذار در اخبار 200 سال گذشته ما را با حقیقت خیلی از امور آشنا می کند.
۵ : U.S. Government Search :
این هم یکی دیگه از ابزارهای جستجوی خاص گوگل که البته بیشتر به درد ساکنان ایالات متحده می خورد و برای جستجو در اسناد و وب سایت ها دولتی به کار می رود.
۶ : Google Custom Search Engine :
جستجوی پیشرفته در موتور جستجوی گوگل شاید بتواند تمام نیازهای تحقیقی شما را برطرف کند، متاسفانه ایرانی ها کمتر با این ابزار آشنایی دارند، قابلیت اختصاصی کردن موتور جستجو گوگل از دیگر امکانات این ابزار است.
۷ : Web History :
از ابزارهای هوشمند گوگل برای شخصی سازی کردن جستجوهای شما ایجاد شده است. ایده کار خیلی ساده است. ردپای شما در نت نشانگر علاقه مندی های شماست و گوگل با استفاده از همین ردپا مسیر های احتمالی دلخواه شما را برای آینده حدس می زند.
۸ : Google Code Search :
جستجوگر اختصاصی و البته ممنوعه ! کدسورس های متنوع از سرتاسر وب. نمایشی دلپذیر از مجموعه هایی رویایی برای تمامی برنامه نویسان و توسعه دهندگان وب است. البته به درد پروژه های دانشجویی بچه های کامپیوتر نیز می خورد. البته اگر کپی پیست تنها نباشد!
۹ : Google Mobilizer :
یکی از راه هایی که به شما کمک می کند تا بتوانید در تمام مکان ها از وب و صفحات استفاده کنید، گوگل موبایلز است. اما آیا تابحال پیش آمده در هنگام استفاده از تلفن همراه با صفحات ناسازگار وب برخورد کنید. این امکان گوگل به شما کمک می کند تا هر صفحه ای از وب را بصورت ایده آل در گوشی های مختلف ببینید. حالا شما می توانید در هر زمان و مکانی به صفحاتی دل پذیر دسترسی داشته باشید.
۱۰ : Notebook :
من که همیشه از داشتن یک دفتر یادداشت همیشه همراه با امکانات عالی لذت برده ام . شما چطور ؟
۱۱ : SketchUp :
اگر شما از جمله دانشجویان رشته های مهندسی مانند معماری هستید که این مطلب را می خوانید می توانید از این به بعد طراحی و ساخت مدل های سه بعدی تان را هم در امپراطوری گوگل انجام دهید .
۱۲ : Alerts :
ممکن است حوزه پژوهشی کار شما مستلزم دریافت اطلاعات به روز در موضوع خاصی باشد، یک از سورپرایز دیگر گوگل، "گوگل آلرتز" است ! با استفاده از این ابزار چنانچه در موضوع مشخص شده اطلاعاتی منتشر شود شما اولین نفری خواهید بود که از آن مطلع می شوید. فکر کنید تمامی فیدهای دنیا را جمع کردند و شما براساس موضوع دلخواهتان اطلاعات بدست می آورید.
۱۳ : Google Desktop :
هر چیزی که نیاز دارید در جلوی چشمان شماست. دسترسی آسان به همه ابزارهای مورد استفاده در نزدیک ترین مکان ممکن یعنی دسکتاپ شما، مطمئنا بر سرعت انجام تحقیقاتتان کمک خواهد کرد.
۱۴ : Google Pack :
مجموعه ای از نرم افزارهای گوگل را می توانید در این بخش به صورت یک پکیج دانلود کنید.
۱۵ : iGoogle :
ابزاری جهت شخصی سازی سرویس های گوگل به شمار می رود، شما می توانید جمیل، گوگل باز و صفحه فیس بوکتان را در اینجا جمع کنید و چک کنید. علاقه مندی های محقق است.
۱۶ : Browser Sync :
آیا شما هم از جمله افرادی هستید که از مرورگر محبوب فایرفاکس استفاده می کنند ؟! از این افزونه مطمئنا لذت خواهید برد .
۱۷ : Base :
محتوای پژوهشی خود را در وب بارگذاری و آن را با جهانیان با اشتراک بگذارید . لذت به اشتراک گذاری همواره با یادگیری همراه است.
۱۸ : Web Accelerator :
امکانی ویژه از گوگل که با استفاده از آن می توانید سرعت دسترسی خود را به صفحات وب افزایش دهید .
۱۹ : Google Docs :
یک امکان عالی دیگر از گوگل برای ایجاد و مدیریت آنلاین مستندات شما، با قابلیت تنظیمات و شخصی سازی هر چه بیشتر و البته به اشتراک گذاری آن در بین گروه های کاربری گوگل داکز است.
۲۰ : Send to Phone :
یکی از برترین سرویس های ارسال پیامک از طریق وب به تلفن های همراه که البته فقط در ایالات متحده قابل استفاده است و به درد کاربران ایرانی نمی خورد.
۲۱ : GrandCentral :
برقراری ارتباطات با تمامی نقاط دنیا با ارزانترین روش ممکن یکی از موضوعاتی است که در پیشبرد پروژه های تحقیقاتی بسیار تاثیر گذار است .
استفاده از این سرویس اگرچه بهترین و در دسترس ترین سرویس موجود در وب نیست و در حال حاضر صرفا به کاربران ایالت متحده سرویس می دهد ، اما با توجه به امکانات عالی و البته پشتیبانی غول دنیای وب در پشت سرش رقیبی سرشناس برای فعالین این حوزه در آینده بشمار خواهد رفت.
۲۲ : Google Sites :
تا به حال به این فکر کرده اید که برای عرضه و اشتراک مطالب خود در قالب یک تیم پروژه با افرادی که دور از آن ها زندگی می کنید ، استفاده از یک سایت می تونه روش سودمند برای تعامل بین اعضای تیم باشه . اگر دوست دارید با کمترین سواد فنی یک محیط تعاملی جذاب داشته باشید ، می توانید سایت خود را در اینجا راه اندازی کنید.
۲۳ : GTalk :
این همان یاهومسنجر گوگل است، البته به اسم گوگل تالک. کیفیت صوت آن از یاهو مسینجر بهتر است و یک ابزار ابتدایی با کارکرد های فوق العاده برقراری یک ارتباط چند رسانه ای با هر نقطه از دنیا. بدون شک راه حلی ارزان و مطمئن برای تبادل اطلاعات علمی شما خواهد بود .
۲۴ : Pinyin IME :
محصول خاص برای افراد خاص . اگرچه این یکی از تاثیرگذارترین ابزار برقراری ارتباط در چین محسوب می شود و به نوعی یکی از پرکاربردترین محصولات گوگلی است اما در صورتی برای شما مفید واقع می شود که پروژه های تحقیقاتی شما به نوعی با بزرگترین صنعت رو به رشد دنیا در ارتباط باشد، بهترین راه حل برای برقراری ارتباط شما با دنیای زبان چینی و مترجمی که نیازهای زبانی شما را تا حدودی رفع می کند.
۲۵ : Babelplex :
اگرچه آخرین ابزار معرفی شده ما برای گوگل نیست ولی گوگل بخوبی از آن استفاده می کند . یک ابزار مترجم قوی برای واژگان تخصصی که بیش از ۲۹ زبان زنده دنیا را پشتیبانی می کند .
نهاد بازار چگونه شکل گرفته است؟
نهاد بازار بسیار قدیمی است و در اولین مجتمع های زیستی یعنی قبل از شهر ها وجود داشته و با تکامل شهر تکمیل شده است. بازار هم یک نهاد اجتماعی است و هم عنصر کالبدی شهر و تکامل نهاد اجتماعی و انتظام آن به تکامل آن کمک کرده است. از زمان مادها و سپس در زمان هخامنشی به دلیل وسعت شاهنشاهی توسعه راهها و امنیت و وضع قوانین تجارت توسعه پیدا کرد این توسعه در دوره اشکانی به دلیل اتحاد چین و تشکیل امپراتوری رم در غرب به اوج خود رسید (از شمال کره تا غرب اسپانیا در سه امپراتوری( و به این ترتیب جاده ابریشم ایجاد شد. در این دوره بازار در خارج از شارستان که مخصوص طبقه جنگجویان و روحانیون و دبیران بود قرار داشت. این وضع تا ورود اسلام ادامه داشت. در دوره اسلامی دور ربض (به خارج از شارستان ربض می گویند) دیوار کشیدن و به این ترتیب مردم عادی نیز جز شهروندان شدند و نظام طبقاتی از بین رفت به این ترتیب بازرگانان (یعنی اعضا نهاد بازار: بازار +گان) قدرت گرفتند. بخشهای بزرگی از جهان متمدن آن روز از هند و چین تا اندلس اسپانیا تحت لوای حکومت خلفای اموی و عباسی قرار گرفت و باعث توسعه تولید و تجارت شد.در این دوره در بسیاری از شهرهای جهان اسلام بازار های بزرگ ساخته شد که از دروازه شهر شروع و به ارگ یا دروازه دیگر ختم وی شد. این بازارها ابتدا به صورت دستفروشی ها در امتداد مسیرهای تجاری در نزدیکی دروازه های شهر شکل می گرفت با رونق بازار کم کم با مصالح با دوام تری مانند چوب و حصیر و خشت بازارهایی ایجاد وی شد و در مقاطعی حکمرانان و نهاد بازار به نوسازی این بازارها می پرداختند و بازارهای معمولا سر پوشیده همراه با کاروانسراها و مدارس و حمام ها شکل می گرفت. نهادهای مردمی و بازارگانان به نام بر اساس نظام وقف به ساخت موقوفاتی که شامل خدمات عمومی مانند حمام، مدرسه، مسجد کاروانسرا، دار الیتام و ... دیگر نهادهای خیریه پرداخته برای تامین نیازهای مالی این نهادها معمولا حجرههایی ساخته می شد.
بنابر گزارش های تاریخی مانند مقدسی، و دیگر جهانگردان مسلمان و خارجی مانند مارکوپولو و کلایویخو شهرهایی مانند شیراز، نیشابور، ری و تبریز دارای بازارهای بسیار بزرگی بوده اند. در این کتاب ها آمارهایی از تعداد کاروانسراها و دیگر فضاهای عمومی داده شده که همگی دلیل بر بزرگی این شهرها دارند.با وجود خرابی های فراوان در حملات مغول و تیمور توسعه بازارهای شهری به ویژه در شهرهای با تجارت بینالمللی مانند چهار شهر مذکور به جز دوره هایی ادامه داشته است. همزمان با توسعه کالبدی نهاد اجتماعی بازار نیز تکمیل شده و اصناف و نظام آن ها را ایجاد کرد که جز مهمترین نهاد های اجتماعی در کنار نهاد اشرافیت ایلی و نظامی قرار داشت و همواره در سرنوشت شهر ها فعال بوده است. اوج رونق و توسعه شهری را باید دوره های میانی صفویه دانست. اکثر بازارهای ایران در این دوره بازسازی و یا نوسازی شد.
برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به
فروتن, منوچهر. 1388. «تحلیلی از فضاهای شهری از تبریز ایلخانی تا اصفهان صفوی (بررسی زمینههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی)». هویت شهر. بهار و تابستان 1388, جلد شماره 4, ص. 106-95.
هیلنبراند, رابرت. 1377. معماری اسلامی: فرم، عملکرد و معنی. [مترجم] ایرج اعتصام. تهران : شرکت پردازش و برنامهریزی شهری, 1377.
ابن بطوطه. (1361). سفرنامه ابن بطوطه (رحله). چاپ سوم ترجمه: محمد علی موحد، تهران: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی.
باستانی پاریزی، محمد ابراهیم. (1362الف). سیاست و اقتصاد عصر صفوی. چاپ سوم، تهران: انتشارات صفی علیشاه.
پطروشفسکی، آ. ب. (1385). «اوضاع اجتماعی ـ اقتصادی ایران در دورة ایلخانان». در تاریخ ایران ( از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان). پژوهش دانشگاه کیمبریج، جلد پنجم، چاپ ششم، گردآورنده: ج.آ. بویل، ترجمة حسن انوشه، تهران: انتشارات امیرکبیر، صص 508-455.
حبیبی، سید محسن. (1374). «مکتب اصفهان، اعتلاء و ارتقاء مفهوم دولت»، در مجموعه مقالات اولین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور .
حبیبی، سید محسن. (1375). از شار تا شهر (تحلیلی تاریخی از مفهوم شهر و سیمای کالبدی آن، تفکر و تأثر). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
سیوری، ر. م. (1366). ایران عصر صفوی. ترجمة کامبیز عزیزی، چاپ دوم، تهران: انتشارات سحر.
فریر، رانلد. (1380). «تجارت در دورة صفویان». تاریخ ایران (دوره صفویه)، پژوهش دانشگاه کیمبریج، ترجمة یعقوب آژند، تهران: جامی، صص 219-274.
کلاویخو، روی گونسالس د. (1384). سفرنامه کلاویخو. ترجمة مسعود رجب نیا، چاپ پنجم (چاپ نخست 1377)، تهران: علمی و فرهنگی.
کونئو، پائولو. (1384). تاریخ شهرسازی جهان اسلام. ترجمة سعید تیز قلم زنوزی، تهران: وزارت مسکن و شهرسازی سازمان عمران و بهسازی شهری.
ویلبر، دونالد و گلمبک، لیزا. (1374). معماری تیموری در ایران و توران. ترجمة کرامت الله افسر و محمد یوسف کیانی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.

اورارتو (Urartu) نام تمدني است که در غرب آذربايجان امروز، شرق آناتولي، و شمال کردستان، حدود 1500 سال پيش از ميلاد، قدرت گرفت. از سده نهم تا ششم پيش از ميلاد، شمال باختري و بخشي از باختر ايران تحت حكومت اورارتوها بود. اين تمدن همزمان با آشوريها در شمال عراق وتمدن عيلام نو در غرب ايران بود. بيشتر اطلاعات از تمدن اورارتو، از نوشتههاي آشوري است. پادشاهان اورارتو با به دست آوردن قدرت در اين منطقه، تجارت قفقاز و حوزه اطراف درياي خزر را در دست گرفتند. پادشاهان اورارتو در زمان فترت آشور، با گسترش حوزه قدرت خود به شمال بين النهرين و شرق سوريه، عملاً نبض تجارت در منطقه آناتولي و بين النهرين را در دست گرفتند و قدرت گيري آنها تا حدي سبب کاهش قدرت امپراطوري مقتدر و جنگجوي هيتي در مرکز آناتولي شد. کلمه اورارتو، ريشه نام کوه آرارات است. سلطنت اورارتو بعد از سالها جنگ و رقابت با آشور، بعد از حمله کيمريها، در اثر حمله قوم ايراني سکاها در قرن هشتم قبل از ميلاد، از بين رفت و باقيمانده آن، به زير قدرت مادها در آمد (http://www.chn.ir/news/?Section=2&id=37655).
دانشمندان باور دارند که اورارتو گونهٔ اکدی نام آرارات در کتاب روزگار عتیق میباشد. کوههای آرارات نیز در قلمرو باستانی اورارتو است که نزدیک به ۱۲۰ کیلومتر دورتر از شمال پایتخت پیشین اورارتو قرار گرفتهاند. افزون بر این که آنها همان کوههای مشهور انجیل میباشند، نام آرارات نام یک پادشاهی در یرمیهاست که میننی و اشکناز به آن اشاره کردهاند.
دانشمندانی چون کارل فردریک لهمان-هاپوت باور داشت که مردم اورارتو خودشان را به دنباله روی از خدای خود خالدی، خالدینی مینامیدند. گاهی تمدن نایری را که تمدن مردم «وان» در عصر آهن هست، با آنها دارای پیوند و یکسان میپندارند. در سدهٔ ششم پیش از میلاد، پادشاهی اوراتویی با دودمان ارمنی اورونتید جایگزین شد. در سنگ نوشتهٔ سه زبانهٔ بیستون که ۵۲۱ سال پیش از میلاد به فرمان داریوش بزرگ پارسی کنده شدهاست، کشوری را که به زبان بابلی اورارتو نوشتهاند، در پارسی باستان آرمینیا و در ایلامی هارمی نویا خواندهاند. هرودوت تاریخدان یونانی آنان را آلارودیان نامیده و از آنان، جزء سپاهیان خشایارشا در لشکر کشی به یونان نام میبرد. شوبریا بخشی از اتحاد اورارتویی بود که پس از زمانی به بخشی گفته میشد که در منطقهای به نام آرمه یا اورمی قرار داشت که برخی از دانشمندان نامش را با نام آرمنیا در پیوند دانستهاند.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88
آنان قومي مبتكر، خلاق و آبادكننده بودند. اورارتوها در سرزميني كه در زمان قدرت آنها از ساحل باختري درياي خزر تا سوريه كنوني و درياي مديترانه گسترده بود، شهرها و كاخ ها، دژها و معابد متعدد ساختند، تاكستان ها و باغ هاي ميوه به وجود آوردند و براي تأمين آب مورد نياز آنها، نهرها و كانال هاي بسياري حفر كردند و در فلزكاري سرآمد اقوام آن ادوار بودند، مادها و پارسواش ها مدت دويست سال در جوار اورارتوها زيستند.
پروفسور كلايس، باستانشناس آلماني طي سالهاي ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۸ در استانهاي آذربايجان باختري و خاوري به بررسي و كاوش پرداخت و تعداد بسياري از آثار تمدن اورارتو را كشف كرد. تاكنون ۱۰۱ منطقه مسكوني متعلق به تمدن اورارتو در آذربايجان شناسايي شده است.
سلاطين اورارتو
امپراتوري اورارتو در زمان سلطنت «آرگيشتي» اول از ساحل باختري درياي خزر تا شمال سوريه گسترده بود. او كشور «ماننا» در ساحل درياچه اروميه، و پارسواش را متصرف شد.
ساردوري دوم پس از پدر به تخت سلطنت نشست، فرزند ساردوري، به نام روساي اول در ۷۲۰ پيش از ميلاد پادشاه اورارتو شد. او در شمال خاوري درياچه اروميه نزديك مرند، دژي مستحكم بنا كرد و در چند نقطه شهرهايي به نام روسا هينلي بنياد نهاد. آرگيشتي دوم، پس از مرگ پدر در سال ۷۱۲ پيش از ميلاد جانشين او شد. «آرگيشتي» از درگيري با دولت آشور، پرهيز كرد و در نقاط مختلف شهرهايي به نام آرگيشتي هينلي به وجود آورد. روساي دوم ۶۸۵ - ۶۴۵ پيش از ميلاد آخرين پادشاه دوران اقتدار اورارتو بود. او در ناحيه بسطام شهرستان ماكو شهري به نام «روسا هينلي» ساخته است. آخرين پادشاهان اورارتو، «ساردوري سوم» و «روساي سوم» بودند. در ۵۸۵ پيش از ميلاد سپاهيان ماد، توشبا، پايتخت اورارتو را تسخير و ويران كردند و سلسله اورارتو منقرض شد.
از اورارتوها تعدادي سنگ نوشته در نقاط مختلف آذربايجان كشف گرديده است. تا پيش از سلطنت «ايشبواي ني» (۸۲۴ - ۸۱۰ پيش از ميلاد) سنگ نوشته هاي اورارتوئي به خط و زبان آشوري بود. ولي هنگام سلطنت ايشبواي ني خط ميخي اورارتوئي ابداع شد و از آن پس از اين خط براي نوشتن سنگ نوشته ها استفاده كردند.
۱ - سنگ نوشته «كيلي شين» جنوب باختري اشنويه در جاده رواندوز از ايشبو اي ني.
۲ - سنگ نوشته «داش تپه» در ۱۹ كيلومتري باختر مياندوآب مربوط به عصر منوآ.
۳- سنگ نوشته «سقين دل» از ساردوري (۷۵۳ - ۷۳۵ پيش از ميلاد) در نزديك روستاي ورزخان از توابع شهرستان اهر.
۴ - سنگ نوشته رازليق - در ۱۲ كيلومتري شمال سراب از - آرگيشتي دوم (۷۱۳ - ۶۸۰ پيش از ميلاد)
۵ - سنگ نوشته نشتبان در دامنه كوه سبلان نزديك سراب از آرگيشتي دوم.
۶ - سنگ نوشته بسطام در بخش قره ضياءالدين از روساي دوم ۶۸۰ - ۶۴۶ پيش از ميلاد در بخشي از سنگ نوشته مزبور درباره ساختن شهر روسه يا روسا هينلي در بسطام چنين نوشته شده است:
«روسا پسر آرگيشتي اين معبد بلند را براي خالدي خداي برپا كرد، به نيروي خالدي، روسا پسر آرگيشتي سخن مي گويد. اين سرزمين خالي بود و چيزي در اينجا برپا نشده بود. همانطور كه خالدي به من فرمان داده است، من در اينجا بنا ساختم و اين شهر را روسا ناميدم...»
۷ - سنگ نوشته، قلاتگاه در ۱۲ كيلومتري اشنويه. اين سنگ نوشته در پايه ضلع جنوبي ديوار مخروبه استخر و آب انبار قلاتگاه قرار دارد.
گيرشمن در كتاب «هنر ايران» مي نويسد:
«چند جام و اشياء ديگر از جنس نقره و برنز و تعداد زيادي مجسمه كوچك گلي در املش گيلان به وسيله دهقانان كشف شده است. همراه اشياء مزبور دوچشم بند برنزي مربوط به دهنه و يراق اسب نيز پيدا شده كه روي اين چشم بندها كتيبه اي به خط ميخي وجود دارد كه يكي از آنها به نام شاه منوآ ۸۱۰ - ۷۸۶ پيش از ميلاد و ديگري به نام شاه آرگيشتي اول ۷۸۶ - ۷۶۰ پيش از ميلاد است.»
![]()
منبع:http://www.iqpedia.com/Urartu
زبان مردم اورارتو
اين زبان نه سامي است و نه هند اروپايي، بلكه زباني است نزديك به زبان اقوام ميتاني از خانواده زبان هاي قفقازي. تعدادي از اسامي شهرهاي اورارتو عبارت است از: سونيك، آفرنيك، گقاركونيك، آشدونيك و يزدنيك.
اسامي، آرارات، آيرارات، دوسبا، دارون، آرجيش و آخوريان ريشه اورارتوئي دارند.
دين مردم اورارتو
بر روي صخره وان سنگ نوشته اي از ايشبواي ني و فرزندش «منوآ» كشف گرديده است، كه اسامي خدايان اورارتو و نوع قرباني اي كه تقديم خدايان مي شد نوشته شده است. اورارتوها ۱۹ خدا داشتند كه بزرگترين خدايان، «خالدي» رب النوع آسمان، مهرباني، شجاعت و جنگ بود. معبد اصلي «خالدي» در موساسير در جنوب باختري درياچه اروميه قرار داشت. بر روي لوحه هاي برنزي درهاي قصر «سالمانا سار» پادشاه آشور تصوير معبد موساسير كه آشوريان آن را غارت مي كنند ديده مي شود. معبد بر روي سكويي ساخته شده و با سقفي شيرواني مانند با پيشاني مثلثي شكل كه در راس مثلث جسمي كوزه مانند قرار داشت. قسمت جلويي بام معبد بر روي شش ستون مدور استوار بود و بر روي آنها سپرهاي تزئيني نذري نصب شده بود. پادشاهان اورارتو چون در جنگي پيروز مي شدند به زيارت معبد خالدي مي رفتند و هدايايي تقديمش مي كردند و قرباني مي نمودند. همسر خالدي «باگبارتو» بود، «ته ايشبا» رب النوع آب، سيل و توفان بود. معبد اصلي «ته ايشبا» در شهر گومنو واقع شده بود كه تاكنون كشف نشده است. همسر او الهه «خوبا» بود. رب النوع آفتاب «شيويني» نام داشت و همسر او «توشيا» بود. معبد «توشيا» در شهر توشيا- پايتخت اورارتو- واقع شده بود.
رب النوع هاي مورد پرستش اورارتوها عبارت بودند از: رب النوع هاي خاك، دريا، آفتاب، كوهستان،صخره، راه، ماه و ستارگان. درخت مقدس نيز مورد پرستش آنان بود و در نقش هاي اورارتويي بسيار تكرار شده است.
منبع:http://loosavor.org/2006/10/erebuni_1.html
شاخصه های معماری اوراتوها
عکس های زیر از دژی در نزدیکی ایروان است
Erebuni Fortress, Yerevan, 782 BC. Photo by Vahan Bego, August 2006 :
منبع: http://loosavor.org/2006/10/erebuni_1.html
منبع: http://loosavor.org/2006/10/erebuni_1.html

دژ بسطام، دژ بسطام در جوار روستای بسطام واقع شدهاست و توسط روسای دوم (۶۴۵-۶۸۵ پیش از میلاد) ساخته شده و یکی از مهمترین شهرهای اورارتویی زمانی خود بودهاست. این قلعه با سلطه قوم ماد بر این منطقه بهصورت متروک ماندهاست و فقط در دوران قرون وسطی (همزمان با دوره مغول) توسط گروهی از مسیحیان مورد سکونت قرار گرفته که از آنها نقش صلیبهایی روی صخرهها باقی ماندهاست.
آثار دوره اورارتویی شامل: ساختمان شرقی، محله مسکونی، قلعه، آثار پشت دژ و کانال آبرسانی است. کاوشهای باستانی نشان میدهد که این قلعه طی ۵۰ سال و در سه مرحله ساخته شده و دارای معبد، بازار، و مقر حکومتی، برج، بارو، دروازه و راههای مخفی خروج مخصوص به خود بودهاست. قلعه دارای دیوارهای مستحکم سنگی است که روی صخرهای بلند، مشرف به شدت و درهای بزرگ قرار دارد. سه اشکوب (طبق) با کارکردهای مختلف است:
(http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DA%98_%D8%A8%D8%B3%D8%B7%D8%A7%D9%85)
همچنین نگاه کنید به:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88
http://www.answers.com/topic/urartu
http://www.aia.org/
http://www.archdaily.com/
http://www.robaid.com
http://www.archpaper.com/
http://news-e.hoosta.com/
http://deluxearch.com/
http://www.architecturelist.
http://www.greatfi.com/
http://iranarchitects.com/
http://www.architeria.com
http://www.mbledoz.com/
http://vi.sualize.us/
http://www.linearchitecture.
http://www.buildinggreen.com


برای دیدن تصاویر بیشتر مراجعه کنید به:
http://www.artic.edu/aic/collections/search/citi/artist_id%3A1123
بنابر آنچه از شواهد باستان شناسي و زبان شناسي به دست آمده است در آخرين سده هاي هزارة سوم پيش از ميلاد اقوامي موسوم به «هند و ايراني» با لقب باستاني «آريائي» که گروه معيني از اقوام کثيرالعده تر از هند و اروپايي بودند، با نظم عشايري در سرزمينهاي «اوراسي» زندگي مي کردند. اينان در بين درياچة بالخاش تا نواحي غربي رود ولگا در غرب پراکنده بودند. آريائيان مرکب از سه دستة مهم بودند:
1. آنها که بعداً رهسپار سرزميني موسوم به هند شدند و به «شاخة هندي» يا «سند گويان» معروف شدند.
2. گروهي که در آغاز رهسپار ائيريانم وئجه (ناحية خوارزم کنوني) و ماوراءالنهر و سپس نجد ايران شدند و ملقب به «شاخة ايراني» يا «هندگو» شدند.
3. گروه کثيري از اقوام چادر نشين که نام مشترکشان «سکا» بود و غير از زبان در بقية جوانب زندگي تفاوتهاي فراواني با دو شاخة ديگر داشتند.[1]
افزايش جمعيت و کنترل نسبي منابع و امکانات موجود و علل زيست محيطي ديگر، تکامل اقتصادي و اجتماعي، کثرت جنگ ها و رسيدن اطلاعات مکرر و غلوآميز در مورد سرزمينهاي جديد باعث شد تا در اواخر هزارة سوم پيش از ميلاد دو شاخة هندي و ايراني به جنوب مهاجرت کنند. انعکاس اين مهاجرت در داستان «ييمه» در سانسکريت و جم در فارسي که با لقب شيد همراه بود(جمشيد) منعکس است و شرح آن در اوستا نيز آمده است.
در دوره هاي بعد در نيمة اول هزارة دوم پيش از ميلاد شاخة ايراني آريايي ناحية محدود «ائيريانم وئجه» را رو به جنوب و شرق گسترش مي داد، در شرق تا حدود سيحون پيش مي رفت و با طوايف سکائي صحراگرد برخورد پيدا مي کرد و در جنوب با شاخة هندي آريايي که هنوز در دامنه هاي پامير و هندوکش مي زيست درگير بود. در پايان هزارة دوم پيش از ميلاد، قسمت اعظم شاخة هندي مهاجرت به شبه قاره را انجام داده بود و آسياي ميانه و افغانستان کنوني در زير سلطة شاخه هاي ايراني و سکائي (توراني) قرار گرفته بود.
شاخة ايراني در «کشورهاي آريايان»(در نواحي خوارزم کنوني)، حکومت واحد و فراگيري به وجود نياورد و هر طايفه در يک شهر- دژ به نام شوئيثرَ و نواحي کشاورزي و دامداري اطراف آن و تحت رياست يک کوي زندگي مي کرد (اين مجموعه موسوم به دخيو يا دنگهو بود و مجموعه آنها ائيريانام دخيونام). از اين دوران در افسانه ها به نام دوران کياني ( کوي+ان) ياد شده است. زرتشت در دورة يکي از اين کوي ها به نام کوي ويشتاسپه، ساکن باخذي (بلخ) ظهور کرد.[2]
پيش از ظهور زرتشت بعضي طوايف آريايي ايراني مقيم «کشورهاي آريايان» همچنان ديويسن باقي ماندند و برخي مزدايسن شدند. پس از ظهور زرتشت برخي از اين مزدايسنان، زرتشتي نيز گرديدند. مزدايسنان غير زرتشتي ميثره را حفظ کردند، اما ورونه و ايندرا و دوناستيه را رها ساختند. طوايف آريايي بعدها ملقب به ماد و پارس از اين مزديسنان اوليه بوده اند. اين مزديسنان به جاي آن ايزدان رها کرده، به ترتيب ايزدان زير را اختيار کردند: ارته، خشثره، ارميتي، هروتات و امرتات.[3]
ايزدان متعدد با دوران کوي هاي متعدد سازگاري داشت. زرتشت خواستار اتحاد قبايل شاخة ايراني در يک دين منسجم با شهرياري واحد و بهبود اوضاع اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بود، بنابراين با ظهور زرتشت و دين زرتشتي زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي براي انسجام هويت ايراني فراهم شد.
به هر حال آنچه ما در اين مطالب پي آن هستيم «هويت ايراني» است. نکتة مهم در دين زرتشتي که آثار آن در افکار افلاطون نيز مؤثر افتاد و سپس به عرفا و حکماي اسلامي نيز منتقل شد باور اين نکته است که «اهورامزدا پيش از خلقت جهان مادي يک جهان مينويي آفريده بوده از مجموع «فرورتي ها» که هر يک مُثُل (به قول افلاطون) آن پديده اي باشند که در خلقت مادي بعدي خلق خواهند شد.»[4]
تعر یف
« یک تغییر نسبتاً دائم در رفتار در نتیجه تجربه به دست آمده » یادگیری معمولاً به عنوانمی شود
. در مکتب فکری رف تارگرایی در روان شناسی، سه نظر یه ع مده در مورد یادگیری ارائهشده است
: شرطی سازی کلاسیک، شرطی سازی عامل و یادگیری مشاهده ای. ا ین مقاله بهدرک شما از یادگیری و آشنایی با سه نظریه فوق کمک م یکند
.مقدمه ●
یادگیریچیست؟▪یادگیریعبارتاستازیکتغییرنسبتاًدائمدررفتارکهدرنتیجهتجربهبهدستمیآید
.مک تب فکری رفتارگرایی که در خلال نیمه نخست قرن بیستم پدید آمد به تشریح فرایند
یادگیری پرداخته ا ست
. سه نوع م هم یادگیری که در روان شناسی رفتارگرا توصیف شده ا ندعبارتند از شرطی سازی کلاسیک، شرطی سازی عامل و یادگیری مشاهد های
.رفتارگرایی چیست؟ ▪
رفتارگرایی یک مکتب فکری در روان شناسی است که تنها به ارزیابی رفتارهای قابل مشاهده می پردازد
. این مک تب توسط جان واتسون بنیادکه در سال ١٩١٣ منتشر ساخت، روان شناسی را عل می تجربی و
« روان شناسی از دیدگاه رفتارگرایی » گذاشته شد . او در مقاله معروف خود به نامعینی معرفی می کند و می گویند فرایندهای ذهنی درونی را نباید مورد نظر قرار داد زیرا آ نها مستقیماً قابل مشاهده و ارزیابی نیستند
.شرطی سازی کلاسیک ▪
شرطی سازی کلاسیک یک فرایند یادگیری است که در آن، نوعی تداعی بین یک م حرک قبلاً بی اثر
(خنثی ) و محرک دیگری که به طورطبیعی موجب واکنش می شود برقرار می گردد
. به طور مثال، در آزمایش پاولوف، بوی غذا یک محرک طبیعی بود که با صدای ز نگ که ق بلاً م حرکبی اثری بود، همراه گشت
. پس از برقراری تداعی بین این دو، صدای زنگ نیز به تنهایی موجب واکنش م یگردید.شرطی سازی عامل ▪
شرطی سازی عامل یک فرایند یادگیری است که در آن احتمال بروز واکنش بر حسب تشویق یا تنبیه افزایش یا کاهش م ی یابد
. ایده ای کهدر پشت شرطی سازی عامل قرار دارد و ابتدا توسط ادوارد تورن دایک و سپس بی اف اسکینر مورد مطالعه قرار گرفته است این ا ست که پیامدهای
اعمال ما، رفتار ارادی ما را شکل م یدهد
.یادگیری مشاهده ای ▪
یادگیری مشاهده ای فرایندی است که در آن، یادگیری از طریق مشاهده و تقلید رف تار دیگران اتفاق می افتد
. همان گونه که در آزمایشآلبرت بندورا نشان داده شده است، مردم رفتار دیگران را بدون تقویت مستقیم تقلید می کنند
. چ هار عن صر م هم برای یادگیری « عروسک بوبو »مشاهده ای اثر بخش ضرورت دارند
: توجه، مهارت حرکتی، انگیزه و حافظه.افراد مهم
افراد زیر برخی از تأثیرگذاران عمده در مکتب فکری رفتارگرایی و نظریه یادگیری هستند
: ▪ادوارد تورن دایک
ایوان پاولوف
جان واتسون
بی اف اسکینر
آلبرت بندورا
منبع
.Psychology of Learning Study Guide", Kendra Van Wagner"
http://psychology.about.com
مرزهای بین خود و دیگران
ازدحام و تراکم جمعیت
تجسم محیط
استرس زاهای محیطی
ه تهران آشنائى نداشته باشد
. مسلماً هر فردى يک بار تهران را ديده باشد، به عمق فاج عه پى کيست که با هواى آلوده ا ين ا بر سياه به ه يچ
خواهد برد . آري، قشر عظيمى از هواى آلوده، آسمان تهران را فرا گرفته است . براى مشاهدوسيله اى غير از چشم طبيعى نياز نيست
. کافى است از بيرون شهر، از بالاى يکى از ساختمان هاى بلند يا از بالاى يکىاز کوه هاى اطراف، تهران را نظاره کنيد
. متوجه خواهيد شد که حتى برخى مجتمع هاى سکونى را تشخيص ن مى دهيد .سالى چند بار رسانه هاى ارتباط جمعى به سالمندان و کسانى که دشوارى هاى تنفسى دارند، هشدار مى ده ند که از
خانه بيرون نيابند و سالى يک بار هم
( ٢٩ دي ) از مردم مى خواهند که از اتومبي ل هاى شخصى ا ستفاده نکنند، با وسايلعمومي، با دوچرخه يا با پاى پياده به سر کار بروند
. گاهى صحبت از ج م ع آورى اتومب يل هائى م ى شود که فرسودهشده اند و سوخت ناقص دارند
. گاهى هم مى خواهند که وسايل دودزا را جمع آورى کنند.در حال حاضر همه به مترو اميد بست ه ايم که راه بيفتد، به حل مشکل ترافيک و نهايتاً به کاهش آلودگى هواى تهران
ه آن صحبت مى شود، ا ما کو گوش شنوا و کو راه حل
ه ما اين موضوع را مى دانيم و به طور دائم نيز دربار کمک کند . همواقعي
. هنوز کسى به درستى نمى داند که آثار اين آلودگى هوا تا کجا است و در بل ند مدت چه خوا هد شد . آلود گىهواى تهران، آلودگى آب هاى درياها، رودخانه ها، کنار جاده ها و
... مردم را به اين فکر انداخته است که بايد به دنبال چارهه جهان
باشند. نهضت حمايت از محيط زيست يا حفا ظت از محيط زيست مخ تص ايران نيست . در کشورهاى پيشرفته مهمتر از اين ها است
. مى توان گفت که موضوع هاى نگران کننده کم نيست: مسئلمُردن چند ميليون ماهى بر اثر آلودگى آب، از بين رفتن ميليو نها پرنده بر اثر نامساعد بودن محيط زيست و
... .مجلاتى که به موضوع هاى حفاظت از محيط زيست مى پردازند، با اين نوع مشغوليت هاى ذهنى بيشتر آشنائى دارند
.در حال حاضر، پي شبينى هوا با انبوهى از اطلاعات مربوط به محيط زيست همراه است
:سطح آلودگى هوا، عوامل اصلى آلودگي، شدت اشعه هاى زيان آور و
... از طرف ديگر، امروزه از آثار واقعى رفتار انسانه اوزون، و همچنين از اثر گلخانه اى صحبت مى شود، دو
ه زمين صحبت مى شود. امروزه از اثر نازک شدن لاي بر روى کرپديده اى که بر اثر آلودگى جوّ ب هوجود مى آيد
.اگر سرى به گلخانه بزنيد، متوجه خواهيد شد که هواى آن دم کرده و شرجى ا ست
. علت آن اين ا ست کهشيشه هاى سقف گلخانه اجازه نمى دهد هواى گرم از آن خارج شود، در نتيجه گرماى داخل آن ح فظ م ى شود
.اين پديده در هوا نيز اتفاق مى افتد که مانع از خروج گرما از جو مى شود
. در واقع، بخار آب و دى اکسيد کربن هواه سقف گلخانه عمل مى کنند و به همين خاطر اين پد يده را اثر گلخانه اى مى نامند
. تکنولوژى جديد، دى مثل شيشاکسيد کرن و بخار آب فراوانى توليد مى کند و از اين طريق ميزان آلودگى هوا را افزايش م ىدهد
.ه اين موضو ع هاى مختلف علاقمند است، روانشناسى محيط در ارت باط با روابط
ه هم روانشناسى احتماعى به مطالعموجود بين رفتار و محيط، موضوع هاى کاملاً متفاوتى مطرح مى کند
.ه روان شناختى محيط
: - ريشه روابط بين انسان و حريم فيزيکى او علاقمند شدند
. در در سال هاى ١٩۶٠ بود که روانشناسان اجتماعي، به مطالعه حفظ قلمرو استوار است
. به سال ١٩۶١ ، ک نُراد لورنز، کردارشناس آن زمان، اعتقاد بر اين بود که روابط حيوانات برپايمشهور، نشان داده بود که حفظ قلمرو، منبع اصلى درگيرى بين حيوانات است، خواه آن ها از يک گونه باشند خواه از
گونه هاى مختلف
.به دنبال تحقيقات لورنز، اين سؤال مطرح مى شود که آيا آنچه در بين حيوانات ديده مى شود، در مورد انسان نيز
مصداق دارد؟ به عبارت ديگر، آيا انسان ها نيز روابط خود ترا براساس محافظت از قلمرو خود پى ريزى مى کنند؟ آيا حضور
ديگران، خواه مطابق م يل ما باشد، همان ا ثر را دارد که ح ضور حيوانات دي گر بر يک حيوان مع ين دارد؟ بنابراين،
روانشناسى محيط علاقمند است آثار افزايش جمعيت در شهرهاى بزرگ بر رفتارهاى فردى و روابط متقابل اشخاص را
مطالعه کند
. همچنين روانشناسان اجتماعى دوست دارند آثار سر و صدا، حرارت و آلودگى هوا بر رفتار شهرنشينان راتبيين کنند
.ه برداشت مردم از
ه شيو ه محيط و آثار آن بر کيفيت زندگي، مطالع در سال هاى ١٩۶٧ ، به موازات مطالعه درباره شناختى مى شود که بعداً از آن صحبت
محيط نيز رونق مى گيرد. اين کار موجب پ يدايش مفهو مى به نام نقشه آثار سکونت در بُرج هاى بلند و مخصوصاً در آپارت ما ن هاى بدون ف ضاى باز بر رف تار نيز
خواهيم کرد. به علاوه، مطالعطرفدارانى پيدا مى کند
. در اين خصوص سؤالاتى مطرح م ىشود، از جمله:”
آيا دکوراسيون درون خانه را مى توان طورى ترتيب داد که مردم بيشتر خوشحال باشند؟“مى توان گفت که در سال هاى ١٩۶٠ و ١٩٧٠ ، اول ين کار روانشنا سى محيط اين بود که آ ثار مح يط فيزيکى و
ه اثر رفتارهاى فردى بر محيط نيز آغاز مى شود
. بسيار اجتماعى بر فرد را بفهمد . در سال هاى ١٩٨٠ و ١٩٩٠ ، مطالعجالب است که اثر گرماى شديد بر پرخاشگرى نيز مورد مطالعه قرار مى گيرد
. بنابراين، امکان دارد که فرد، علاوه بر اينکه قربانى برخى پديده ها مى شود، علت آن پديده ها نيز باشد
. اثر گلخا نه اي، که ب عداً مطرح خواهيم کرد، و برخىپديده هاى نگران کننده، روانشناسان اجتماعى را به چار ه انديشى وادار مى کنند
. آنها به دنبا ل راه هائى م ى گرد ند کهه اثر رفتارهاى خود بر کل محيط و اهميتى که تغيير رفتار در جهت مناسب دارد، آگاه مى شود
.نقل از : آفتاب
http://www.aftab.ir/entertainment/communications/phsycology/environment
امروز با پيچيدهتر شدن ساختار و عملكرد سازمانها، سازماندهي محيط كار و ايجاد محيطي آرام و بهرهور، طوري كه منجر به فعال شدن بيشتر نيروي انساني، شادابي آنها، حذف خطرات احتمالي، افزايش كيفيت در كار، كاهش افسردگيها، رشد خدمات مثبت و در نهايت دستيابي به بهرهوري مورد نظر شود، از دغدغه هاي مديران اجرايي و سرپرستان سازمانها است.
برخي از رشته هاي فرعي روانشناسي به شرح زير تعريف مي گردد
روانشناسي باليني: مطالعه رفتار هاي غيرعادي و نابهنجار به منظور تشخيص و درمان بيماري هاي رواني.
روانشناسي شناختي: مطالعه تفکر و توانائي هاي موجود زنده در زمينه پردازش خبر.
روانشناسي مصرف کننده (مشتري): مطالعه فرايند هاي انتخاب، خريد و استفاده از خدمات و محصولات و مطالعه رفتار خريدار.
روانشناسي فرهنگي: مطالعه شيوه هاي اثرگذاري فرهنگ، خرده فرهنگ و عضويت در گروه قومي، بر رفتار انسان.
روانشناسي مهندسي: مطالعه رابطه بين انسان و ماشين و اثرات متقابل آنها.
روانشناسي جنسيت: مطالعه تفاوت هاي موجود بين جنس مذکر و مؤنث، کسب هويت جنسي و نقش جنسيت در طول زندگي.
روانشناسي صنعتي- سازماني: مطالعه و بررسي علمي رفتار انسان ها در محيط کار و اثرات متقابل آنها.
روانشناسي کار: روانشناسان اروپايي به جاي روانشناسي صنعتي سازماني ترجيحاً روانشناسي کار را به کار مي برند.
روانشناسي مديريت: مطالعه و بررسي عوامل مؤثر بر رهبري و مديريت اثربخش و روابط بين مديران و کارکنان.
روانشناسي ورزش: مطالعه ابعاد رفتاري، عاطفي و شناختي موقعيت هاي ورزشي و استفاده از اصول روانشناسي به منظور بهينه سازي عملکرد و سلامت قهرمانان ورزشي و ورزشکاران.
روانشناسي بهره وري: مطالعه عوامل انساني مؤثر بر دستيابي به بهره وري بهينه شغلي و سازماني.
روانشناسي نظامي: کاربرد اصول روانشناسي در اوضاعو احوال محيط هاي ويژه ي نظامي.
روانشناسي کارکنان: مطالعه راهکار هاي مناسب انتخاب کارکنان، مديريت کارکنان در جهت همکاري با يکديگر و تشکيل گروه هاي منسجم اثربخش.
روانشناسي تبليغات: مطالعه فنون و اثربخشي تبليغات در رفتار مصرف کننده و عوامل برانگيزاننده خريداران به خريد کردن.
روانشناسي حرفه اي (شغلي): مطالعه استعداد افراد در پذيرش کار و مشاغل مختلف.
روانسنجي: مطالعه و بررسي چگونگي سنجش و اندازه گيري ويژگي هاي رواني.
پاره اي از رشته هاي فرعي ديگر عبارتند از:
روانشناسي حيواني، روانشناسي ژنتيکي، روانشناسي توده ها، روانشناسي آزمايشي، روانشناسي قوم شناسي، روانشناسي زنان، روانشناسي کودک، روانشناسي بلوغ، روانشناسي رشد، روانشناسي تربيتي (آموزشي و پرورشي)، روانشناسي زيستي، روانشناسي اجتماع نگر، روانشناسي احساس و ادراک، روانشناسي اجتماعي، روانشناسي سرمايه گذاري، روانشناسي هوافضا.
كاربردهای كنونی روانشناسی در محیط كار
امروزه در كاربرد روانشناسی كار به پدیدههایی نظیر «تفاوتهای فردی»، «ساختار سازمانی»، «پاداش و دستمزد» «ساختار گروهی در سازمان»، «نظام تشویق و تنبیه»، «طراحی وسایل و محیط كار»، «شرایط كار»، «انگیزش كاركنان» و نظایر آن توجه میشود و قابل پیشبینی است كه در آینده نیز توجه روانشناس كار یا روانشناسی صنعتی و سازمانی به جای «عوامل منفرد»، به «عمل متقابل رفتار آدمی» و عوامل دیگری نظیر سازمان، شرایط كار، بهرهوری، و… معطوف شود.
زمینههای کاری روانشناسی صنعتی سازمانی:
استخدام و گزينش كاركنان
ارزيابی عملكرد كاركنان
انگيزش، خشنودی شغلی و دلبستگی شغلی
توسعه و آموزش كاركنان
رهبری سازمانی
مکاتب فکری در روانشناسی صنعتی سازمانی
الگوی ديوان سالاری:
ماكس وبر كه بنيان گذار اين مكتب فكری در مديريت به حساب می آيد، آن را از ديدگاه ساختگرايی الهام گرفته است. عناصر اصلی اين الگو به شرح ذيل می باشد:
1ـ تقسيم كار: به نظر وبر، تقسيم كار موجب می شود كه اثربخشی و كارشناسی، به خاطر تكرار، گسترش يابد.
2ـ ساخت سلسله مراتبی: ساخت سلسله مراتبی، ساختهای ارتباطی، موقعيتها و قدرت را تعيين می كند.
3ـ ارتباط عمودی: در اين ارتباط، برای هماهنگی فعاليتهای كاری، لازم است كه اطلاعات، به صورت سلسله مراتبی، از بالا به پائين انتقال يابد.
4ـ هنجارهای كتبی: هنجارهای كتبی، بی اعتمادی ها و تفسيرهای مختلف را كاهش می دهد. طبق اين مفهوم، هر نوع تبادل اطلاعات الزاماً بايد به صورت نوشته به اطلاع كاركنان برسد.
5ـ رهبری رسمی: الگوی ديوان سالاری يا بروكراسی، هر چند كه رواج دارد، امروزه از اثربخشی بسيار كمی برخوردار است. دگرگونیهای سريع محيط، فشارهای فزايندهای كه بر فرد وارد می شود و نگرش او دربارۀ سازمان، اثربخشی اين ديدگاه را به طور قابل ملاحظهای كاهش می دهند.
تيلوريسم (تفكر علمی)
میتوان فلسفۀ مكتب تيلوريسم را در چند كلمۀ ساده خلاصه كرد: سازماندهی علمی كار.
به نظر تيلور، برای اعمال يك مديريت مؤثر، سه عنصر ضرورت دارد: برنامهريزی، استاندارد كردن، و انتخاب كاركنان. برای به كار بردن اين سه اصل در زمينۀ كار، لازم است از روشهای زير كمك گرفت:
1ـ تحليل فعاليتها: به نظر تيلور، برای انجام دادن يك كار در يك موقعيت معين، تنها يك روش خوب وجود دارد و هر فرد بايد در انجام دادن تعداد محدودی از فعاليتهای كاملاً معين و مشخص تخصص پيدا كند.
2ـ استفاده از روشهای علمی: برای اين كه بهترين شيوة انجام كار شناسايي شود. برای رسيدن به اين هدف، زمان و حركتها را اندازهگیری میکنند تا استانداردهای توليد تعيين شود. وقتی استانداردها تعيين شد، بايد راهبردی فراهم آيد تا سبقت گرفتن از استانداردها امكانپذير باشد.
3ـ تقويت مالی: به عقيدة تيلور، تنها انگيزۀ مردم برای كاركردن، درآمد مالی است. بنابراين، او توصيه میكند كه دستمزدها، متناسب با افزايش توليد، افزايش يابد.
بدين ترتيب، تقويت مالی بر پايۀ اصل كارمزد استوار است. بدين معنا كه هر كس متناسب با كاری كه انجام می دهد و بر اساس ميزان توليد، مزد دريافت میكند.
الگوی اداری
اين الگو، تقريباً در يك زمان، به وسيلۀ پژوهشگران آلمانی، انگليسی و مخصوصاً فايول فرانسوی به وجود آمده است. طبق اين الگو، پنج اصل بنيادی برای انجام كارِ مؤثر وجود دارد:
● برنامهريزی؛
●سازماندهی كار؛
● خط سلسله مراتبی؛
●هماهنگی؛
●گسترش كنترل.
الگوی روابط انسانی
پژوهشگران ابتدا اين فرضيه را عنوان كردهاند كه بين شرايط فيزيكی كار و بازده كار رابطه وجود دارد. نتايج بدست آمده نشان داده است كه انسانها، غير از نيازهای فيزيكی و مالی، نيازهای ديگری نيز دارند كه با كار كردن برطرف می كنند. اين مطالعه نشان داده است كه برای درك كردن رفتار كاری، بايد عوامل روانی و اجتماعی را در نظر گرفت.
الگوی معاصر روانشناسی صنعتی سازمانی
روانشناسي صنعتی سازمانی، به صورتی كه امروزه مطرح است، يك رشتۀ التقاطی است كه در آن بر تنوع شيوههای رفتار در كار، چه در مورد فرد و چه در گروه، تأكيد می شود. مفاهيم روانشناسی صنعتی سازمانی، بسياری از اصول اداری، مخصوصاً اصول مديريت منابع انسانی را در بر میگيرد.
پياده سازي سيستم روان شناسي صنعتي در محيط كار
مرحلة اول: آنالیز شغل
آناليز يا تجزيه و تحليل شغل به منظور شناسايي شرح شغل، دانش، مهارت، توانايي، ويژگي هاي رفتاري، شرايط شغلي، ارزشمندي و امكانات مورد نياز در شغل طراحي شده است. الگوي پيشنهادي استفاده از الگوي استاندار شغلي O-Net ميباشد.
در بخش آناليز شغل كسب اطلاعات زير مد نظر است :
- دانش مورد نياز در شغل
- ويژگي شناختي و شخصيتي
- سبك شغل
- مهارت مورد نياز
- علاقمندي شغلي
- توانايي شغلي مورد نياز
- محتواي شغل
- ارزشمندي هاي شغلي
مرحلة دوم: شناسایی محیط شغلی
مدل محيطي هالند :
مدل محيطي ما را ياري مي دهد كه خصوصيات افراد را با محيط شغلي سازش دهيم و يا در صورت نياز راههاي سازگاري را به افراد آموزش دهيم يا از طريق جانماي شغلي (مكان يابي شغلي) بهترين پست را به افراد پيشنهاد دهيم. شش طبقه اصلي ؛شناسائي شده است كه قابل تبديل به 720 مدل ميباشد. شش مدل اصلي به شرح زير است:
1- واقع گرا (ابزاری)
2- هنری
3- اجتماعی
4- مدیریتی
5- جستجوگرانه ( علمی)
6- قراردادی (اداری)
محيط واقع گرا:
افرادي كه در چنين محيطي مشغول به فعاليت مي شوند بايستي از نظر فعاليتها ؛ صلاحيتها و برداشتها و ارزشها داراي شرايط زير باشند:
1- اشخاصي كه به فعاليت در زمينه ساخت و مونتاژ ماشين و تجهيزات و استفاده از ابزار آلات ؛علاقمند ميباشند.
2- اشخاصي كه احساس توانايي در فعاليت هاي مكانيكي دارند.
3- اين افراد معمولا غير اجتماعي؛ رك؛ سرسخت؛ اهل عمل و غير شهودي ميباشند.
محيط هنري :
افرادي كه در چنين محيطي مشغول به فعاليت مي شوند از نظر فعاليتها؛ صلاحيتها و برداشتها و ارزشها داراي شرايط زير باشند:
1- داراي علاقمندي و صلاحيتهاي هنري باشند.
2- داراي توانايي در خلق اشكال باشند.
3- برای توانايي هاي هنري ارزش قائل هستند و آنها را تشويق ميكنند.
4- اين افراد توانايي فعالیت در امور قراردادي (اداري) ندارند و به جنبه هاي هيجاني و عاطفي حساسيت دارند.
5- اين افراد خود انگيخته؛ مبتكر و عاطفي هستند.
محيط اجتماعي :
افرادي كه در چنين محيطي مشغول به فعاليت مي شوند از نظر فعاليتها؛ صلاحيتها و برداشتها و ارزشها داراي شرايط زير باشند:
1- علاقمند به فعاليت اجتماعي؛ كمك كننده به ديگران و داراي روحيه همكاري باشند.
2- افرادي انعطاف پذير مي باشند و به ارزشهاي اجتماعي اهميت مي دهند .
3- افراد مسلط؛ صبور؛ مشوق و صميمي باشند.
محيط مدیریتی :
افرادي كه در چنين محيطي مشغول به فعاليت مي شوند از نظر فعاليتها؛ صلاحيتها و برداشتها و ارزشها داراي شرايط زير باشند:
1- توانايي مديريت و رهبري داشته باشند.
2- به پيشرفت و تواناييهاي مديريت اهميت مي دهند.
3- سخن گو؛ اهل معاشرت؛ تا حدي پرخاشگر؛ مطمئن بخود و مسوليت پذير باشند.
4- به نفوذ اجتماعي علاقمند هستند و این توانايي را دارند (اين ويژگي با تيپ شخصيتي اجتماعي همبستگي دارد).
5- علاقمند به دستور دادن هستند.
افرادي كه در چنين محيطي مشغول به فعاليت مي شوند از نظر فعاليتها؛ صلاحيتها و برداشتها و ارزشها داراي شرايط زير باشند:
1- توانايي مديريت و رهبري داشته باشند.
2- به پيشرفت و تواناييهاي مديريت اهميت مي دهند.
3- سخن گو؛ اهل معاشرت؛ تا حدي پرخاشگر؛ مطمئن بخود و مسوليت پذير باشند.
4- به نفوذ اجتماعي علاقمند هستند و این توانايي را دارند (اين ويژگي با تيپ شخصيتي اجتماعي همبستگي دارد).
5- علاقمند به دستور دادن هستند.
محيط جستجوگرانه :
افرادي كه در چنين محيطي مشغول به فعاليت مي شوند؛ مي بايستي از نظر فعاليتها؛ صلاحيتها ؛ برداشتها و ارزشها داراي شرايط زير باشند:
1- فرد علاقمند به فعاليتهاي تحقيقي و جستجوگرانه مي باشد.
2- به صلاحيت علمي و پيشرفتهاي علمي اهميت ميدهد.
3- داراي توانايي در شاخه هاي علمي و داراي تفكر انتزاعي بالا مي باشد.
4- علاقمند به حل كردن مشكلات از راه هاي منطقي و تحليلي میباشد.
5- اين افراد بايد تحليلگر؛ مستقل؛ منطقي؛ هوشيار؛ كنجكاو و منتقد باشند.
محيط قراردادي :
افرادي كه در چنين محيطي مشغول به فعاليت مي شوند از نظر فعاليتها؛ صلاحيتها و برداشتها و ارزشها داراي شرايط زير باشند:
1- توانايي و علاقمندي در امور ثبت و تنظيم داده ها و نوشته هاي اداري داشته باشند.
2- تابع مقرارت و قوانين و همرنگ شدن با سيستم (سازمان) باشند.
3- اين افراد معمولا بايد وظيفه شناس؛ پيگير؛ صرفه جو؛ فاقد تخيل (پرهيز از امور هنري)؛ مطيع؛ منظم و انعطا ف پذير باشند.
محیط فیزیکی و رضایت مندی شغلی
مطالعة چرالینک و کوئینگ (1989) نشان می دهد که محیط فیزیکی ممکن است دارای روابطی ظریف تر با رضایتمندی شغلی باشد . در این مطالعه کیفیت تَصَوری محیط کار بر قضاوتهای ناظران در مورد ویژگی افرادی که در محیط کار میکنند ، تأثیر گذاشت. .
به طور آشکار آزمودنیها صفات شخصیتی مطلوب تری را به کارگرانی نسبت دادند که در محیط کاری با کیفیت بالا کار میکردند . بنابراین روشن است که حقیقتاً کارکردن در محیط خوشایند و با کیفیت بالا حس خود ارزشمندی فرد را در برابر دیگران بالا می برد و به رضایتمندی شغلی بیشتری منجر میشود.
محیط فیزیکی و ارتباط در سازمان های کاری
آلن ، بکر و استیل (1987) سه نوع ارتباط چهره به چهره را مشخص نمودند که در سازمان های کاری دارای اهمیت بسیاری هستند :
1- نخست، ارتباط موزون یا بهره گیری از اطلاعات برای هماهنگ نمودن تلاشهای بخش مختلف یا گروه های کاری است . این نوع ارتباط معمولاً دارای ماهیتی برنامه ریزی شده و رسمی است و در یک محیط جمعی (مثل اتاق کنفرانس) رخ می دهد.
2- بعضی از ارتباط های محیط کاری آموزنده (اطلاع رسان) هستند . این ارتباط شامل استفاده از اطلاعات لازم برای پایدار ماندن در شغل خود است . این نوع ارتباط ممکن است برنامه ریزی شده و رسمی باشد ولی اغلب به شکلی غیر رسمی در خلال تعاملات در سالن ها یا ناهارخوری به وقوع می پیوندد .
3- سومین نوع ارتباط ، الهام بخش توصیف شده است که تفکر خلاق و تولید اندیشه های جدید را آسان می سازد . تعامل غیر رسمی و مکرر فرد با دنیای بیرون از گروه ارتباط الهام بخش را افزایش می دهد .
محرابیان (1976) مشکلات ویژة طراحان کارخانه ها را توصیف نمود . بیشتر از همه، مشاغل کارخانه ای تحریک کمی دارند ، تکراری ، و همیشه با نارضایتی همراه هستند . بنابراین وظیفة طراح آن است که محیط فیزیکی برانگیزاننده و خوشایندی را خلق نماید تا آنچه را که محیط فاقد آن است جبران کند . بایستی به طرح کافه تریا و سالن های استراحت توجه ویژه ای شود زیرا تعامل اجتماعی و تغییر فضا در خلال ساعات استراحت و ناهار رخ می دهد و این ساعات برای اکثر کارگران نقطه عطف به حساب میآیند . محرابیان هم چنین اشاره می کند که افزایش انعطاف پذیری ساعات چای یا قهوه خوری و ناهار ، تنوع وظایف کارگران و ایجاد گروههای کاری منجسم و خودمختار ممکن است عملکرد شغلی را در محیط های کسل کنندة کارخانه ای بهبود بخشد .
استفاده از موسیقی در محیط کار برای خلق یک محیط شادتر توصیه شده است و خیلی ها عقیده دارند که موسیقی باروری را افزایش می دهد . با این وجود پژوهش ها نشان میدهند که اگرچه کارکنان دوست دارند به هنگام کارکردن به موسیقی گوش دهند ولی در واقع موسیقی تأثیر کمی بر باروری دارد (فاکس ، 1983 ؛ ساندستروم ، 1986) .
فضای خصوصی در محیط های دفتری :
از میان چیزهایی که باعث احساس رضایت فرد از دفتر کارش می شود هیچکدام به اندازة داشتن فضای خصوصی (خلوت گزینی) مهم نیست. اگرچه به هنگام مشخص سازی رابطة بین میزان فضای خصوصی و رضایتمندی در دفتر کار باید پیچیدگی و ضروریات شغل را در نظر گرفت ( هج ، 1982) ولی مطالعات نشان میدهند که رضایتمندی از محیط دفتر کار با افزایش خلوت گزینی بالا میرود (ساندستروم ، 1976 ؛ وینمن ، 1982). در یک پژوهش، اساتید دانشگاه داشتن فضای خصوصی در دفاتر را از عوامل دیگری مثل فضا، دما، تهویه هوا، روشنایی و مبلمان مهم تر دانستند (فارنکوف و روث ، 1980). در مطالعة آزمایشگاهی اخیر بلاک و استاکس (1989) نیز اولویت های مشابه دربارة خلوت گزینی به دست آمد. در مطالعة آن ها 169 دانشجوی کارشناسی در یک دفتر خصوصی و در دفتری به همراه 4 نفر دیگر مشغول به کار شدند. در هر دو وضعیت تمام آزمودنی ها روی میزهای مشابه و فضای کاری کاملاً یکسان کار کردند. دانشجویان در دفتر خصوصی به طور معنی داری بهتر از دانشجویان در دفتر شراکتی عمل نمودند. این نتیجه وقتی چشمگیرتر بود که آزمودنی ها به جای تکلیف ساده روی تکلیف پیچیده کار می کردند.
همانطور که یوستا و گولان (1977) بیان می کنند، اغلب تفکیک میان جنبه های فضای خصوصی که میتوان از طریق طراحی فیزیکی به آن ها دست یافت، دشوار است. فضای خصوصی در دفاتر از طریق تعامل میان جنبه های فیزیکی، هنجارهای اجتماعی وخط مشی های رسمی دفتر به دست می آید. یوستا و گولان در مطالعات خود روی مدیران، ذی حسابان و برنامه ریزان چهار شرکت مختلف دریافتند که توانایی تنظیم تعامل به اندازة مصون بودن از سر و صدا مهم است.
طراحی فضای باز
در طراحی محیط کار، می توانیم از نوع خاصی از طراحی محل کار که اصطلاحاً به آن «فضای باز» گفته میشود، استفاده کنیم؛ در این نوع طراحیِ محیط کار، دیوارهای اتاقها برداشته شده و فضای کار وسعت پیدا میکند. واحدهای مختلف کار با توجه به ماهیت آن تقسیم بندی میشود و هر واحد کار نیز نزدیک واحد کار مرتبط دیگر، قرار میگیرد. هدف اصلی ابداع کنندگان این طرح آن بوده است که با حذف دیوارهای اتاق کار، کارکنان بتوانند با یکدیگر بهتر ارتباط برقرار سازند، کمک رسانی به آنان ساده تر انجام گیرد و سرپرست واحد نیز بهتر بتواند فعالیت های افراد تحت نظارت خود را جهت دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده سازمان، هماهنگ سازد.
در طراحی فضای باز، از سه روش می توانیم استفاده کنیم:
1- طراحی از نوع «ساده یا بی آلایش» که ضمناً به آن «طرح اتاق کارکنان» نیز گفته می شود. در این روش میزهای کار همه کارکنان در سالن بزرگی که کاملاً باز است و بین بخشهای مختلف آن نیز دیواری وجود ندارد، گذاشته میشود.
2- در طرح با «برنامه یک ریخت» میزهای کار افراد در فاصلههای یکسان از هم قرار میگیرند و این میزها به وسیلة اتاقکهای مستطیل شکل، از هم جدا میشود.
3- در طرح معروف به «جایگاه کار با شکل اختیاری» از طرح های مختلف به گونه ای استفاده میشود که نیازهای مختلف هر یک از کارکنان در محیط برآورده یا تامین شود.
در طراحی فضای باز، از سه روش می توانیم استفاده کنیم:
1- طراحی از نوع «ساده یا بی آلایش» که ضمناً به آن «طرح اتاق کارکنان» نیز گفته می شود. در این روش میزهای کار همه کارکنان در سالن بزرگی که کاملاً باز است و بین بخشهای مختلف آن نیز دیواری وجود ندارد، گذاشته میشود.
2- در طرح با «برنامه یک ریخت» میزهای کار افراد در فاصلههای یکسان از هم قرار میگیرند و این میزها به وسیلة اتاقکهای مستطیل شکل، از هم جدا میشود.
3- در طرح معروف به «جایگاه کار با شکل اختیاری» از طرح های مختلف به گونه ای استفاده میشود که نیازهای مختلف هر یک از کارکنان در محیط برآورده یا تامین شود.
روانشناسی محیطی به رفتارهای مرتبط با محیط فیزیکی میپردازد. محیط فیزیکی شامل اشیاء مادّی، گیاهان، حیوانات و انسانهاست. روانشناسی محیطی، تأکیدی بر فرایندهای تعاملی بین مردم که موضوع دیگر شاخههای روانشناسی است ندارد. این رشته در خلال دهه ۱۹۶۰ شکل گرفت و «روانشناسی محیطی و جمعیت» به عنوان یک بخش مستقل در انجمن روانشناسی آمریکا پذیرفته شده است.
در ده های 60 و 70 پژوهش هایی که به بررسی تاثیر متقابل محیط و انسان اختصاص داده می شدند به عنوان بررسی های تخصصی رشته های « روانشناسی محیط » ، روانشناسی اکولوژیک یا علوم اکورفتاری منتشر شدند .
گرامان ( 1976 ) روانشناسی محیط را مکمل روانشناسی عمومی فاقد محیط می داند . پس روانشناسی محیط نیز یکی از زیر مجموعه ها و رشته های تخصصی روانشناسی عمومی است.
محیطهای درمانی و انواع آن
درمانگاه
مرکز بهداشت
مکانهای آب درمانی
کلینیک
بیمارستان
عناصر تاثیر گذار بررفتار در محیطهای درمانی
(از نظر روانی)
• نور طبیعی، منظره و تهویه طبیعی
• نور مصنوعی
• صدای مطلوب و نا مطلوب
• رنگ وتاثیرات آن
• لوازم دكوراسيوني و كاربردي
• نقش فضای سبز در محیطهای درمانی
نور طبیعی، منظره و تهویه طبیعی
ابعاد پنجره ها:
ابعاد پنجره ها در اتاق های بستری متناسب با شرایط اقلیمی باشد. در اقلیم های گرم و مرطوب، گرم و خشک و سرد ابعاد پنجره کوچک انتخاب شود.
سطح پنجره از 20 % سطح دیواری که دارای پنجره است، بزرگتر تباشد.
در اقلیم معتدل و بارانی ابعاد پنجره ها می تواند بزرگتر انتخاب شود.(حدود 30 درصد سطح دیواری که دارای پنجره است).
مکان پنجره ها:
در اتاق های بستری چند تختخوابی که تختخواب های بیماران روبروی یکدیگر هستند محل پنجره در وسط اتاق، روبروی در ورودی اتاق باشد، تا هر دو دسته بیماران اتاق بتوانند براحتی منظره بیرون را تماشا کنند.
در اتاق های بستری یک یا دو و سه تختخوابی که تمام تخت های بستری در یک طرف قرار دارند مکان پنجره ها در پایین تخت های بیماران روبروی در ورودی اتاق قرار گیرد، از ایجاد پنجره پشت سر بیماران خوددای شود.
جلوگیری از تابش آفتاب:
امکانات بسیاری در طراحی پوسته خارجی بنا وجود دارد که بتوان از تابش مستقیم آفتاب به داخل اتاق های بستری جلوگیری کرد. جلوگیری از تابش آفتاب در داخل اتاق های بستری در اقلیم های گرم و مرطوب و گرم و خشک واجب است علاوه بر آسایش بیماران، در مصرف انرژی نیز صرفه جویی می شود.
نوع باز شوی پنجره ها:
برای استفاده از تهویه طبیعی ، پنجره ها به گونه ای طرلحی شود که بتواند به مقدار کمی باز شده و در همان موقعیت قفل شود مقدار باز کردن پنجره ها و قفل آن باید توسط پرستاران بخش انجام گیرد.
نور مصنوعیروشنایی در اتاق عمل بایستی قابل تنظیم باشد تا با توجه به موقعیت برش جراحی، نور را بازاویههای مختلف بتاباند. متداولترین سیستم روشنایی چراغهای جراحی سقفی متحرک هستند این سیستم متشکل از یک روشنایی اصلی است که دارای حرکت چرخشی و زاویههایی است و یک لامپ جنبی که بر روی یک بازوی ثانوی روشنایی اصلی از تعداد زیادی سوار است. لامپ کوچک ساخته شده است تا از ایجاد سایههای خیلی تاریک جلوگیری شود. امروزه اتاقهای عمل تخم مرغی شکل با روشنایی داخل سقفی نیز گاهی ساخته شوند مقررات روشنایی بیمازستانها شدت اسم روشنایی برای اتاقهای عمل را 1000(لوکس) و اتاق های جنبی عمل را 500 معرفی می کنند.
اثرات آلودگی نوری؛ آثار عمده آلودگی نوری به ۳ دسته مختلف تقسیم می شود که در زیر به طور مفصل به آنها پرداخته می شود.
اثر بر انسان
۱- سرطان؛ هورمونی به نام ملاتونین در انسان ترشح می شود که وظیفه کنترل رشد غدد سرطانی را بر عهده دارد. ملاتونین هورمونی است در بدن که در پاسخ به دوره های تاریکی و روشنایی روز و شب ساخته می شود. ترشح ملاتونین در ساعات اولیه صبح هنگامی که تاریکی هوا به بالاترین حد خود می رسد، بیشترین میزان را دارد، تقریباً ۱۰ برابر میزان آن در روز. اما با قرارگرفتن انسان در معرض نور مصنوعی ترشح آن متوقف می شود. حتماً دقت داشته باشید اتاق خواب تان هنگام خواب به طور کامل تاریک باشد و از روشن گذاشتن چراغ خواب و ورود نور خیابان از پنجره اتاق تان جلوگیری کنید. ملاتونین هورمون های دیگری را نیز در بدن تنظیم می کند. این هورمون ها آهنگ و الگوی ۲۴ ساعته عملکرد و پاسخ های بدن را تنظیم می کند. این ماده همچنین زمان و آزاد شدن هورمون های جنسی زنانه را تنظیم و کنترل می کند و روی دوره های قاعدگی بلوغ و یائسگی تاثیر می گذارد.
توجه داشته باشید که نور تک رنگ قرمز ۱۰۰ لوکس که برای یک اتاق نشیمن کمی منطقی است، ۴۰۳ ساعت طول می کشد تا باعث توقف ۵۰ درصد از ملاتونین شود. همچنین شمع ۶۶ دقیقه، لامپ نئون ۶۰ وات ۳۹ دقیقه، لامپ فلورسنت دولوکس ۵۸ وات ۱۵ دقیقه و نور سفید خالص LED ۱۳دقیقه.
2- بیماری های روانی؛ از آنجایی که ساعت درونی بدن که کنترل کننده سیستم های زیسـتی و ریتـم های رفتـاری مثل چرخه خواب و بیداری، حرارت بدن و… است با طلوع و غروب خورشید هماهنگ است، هر نوع نور مصنوعی که خللی در تاریکی حاصل از نبود خورشید یا ماه وارد کند باعث بروز افسردگی، استرس، کاهش تمرکز فکر، تضعیف دستگاه ایمنی بدن و کاهش آستانه تحمل در انسان می شود.
۳- خیرگی؛ هر گاه منبع نور قوی در راستای مستقیم چشم قرار گیرد، دید انسان را کم می کند (مخصوصاً در هنگام رانندگی) که اصطلاحاً به آن خیرگی یا چشم زدگی می گویند که بر اثر آن تمایز اشیا از زمینه دشوارتر می شود. افراد بر اثر خیرگی ناخودآگاه چشم شان را تنگ تر می کنند. این پدیده در انسان و در هنگام رانندگی به علت نورپردازی نامناسب بزرگراه ها از عوامل مهم وقوع تصادفات است. به طوری که به موجب آن به دلیل نور شدید زمینه، تشخیص عابر از زمینه بسیار سخت می شود. آویختن لامپ های پر وات گازی جلوی در میوه فروشی ها یا سوپرمارکت ها نیز مصداقی از خیرگی است. لطفا نظر بدهید...بسته به نوع کاری که می خواهیم انجام دهیم، نوع یا کیفیت نور نیز تفاوت می کند. حتماً به این مشکل برخورد کرده اید که رنگ پارچه یی در نور مصنوعی، به راحتی و دقیق قابل تشخیص نیست (مانند تفاوت پارچه سورمه یی و قهوه یی) که اصطلاحاً به آن تظاهر رنگ گویند. این پدیده به علت وجود لامپ نامناسب است که شما در زیر آن، رنگ را بررسی می کنید. هر چه طیف نور لامپ به نور خورشید نزدیک تر باشد، رنگ مناسبی را در محیط اطراف مان شاهد هستیم.
صدای مطلوب و نامطلوب درمحیط بستری بیماران
طراحی و تجهیز فضای بسته ای که بهترین شرایط ممکن را برای شنیدن صدای مطلوب و دور کردن صدای نامطلوب بدست آورد. در بخش های بستری جلوگیری از صدای نامطلوب اهمیت خاصی دارد. هر گونه صدای نامطلوب موجب آزار بیماران می شود و در روند بهبودی آنان می تواند تاثیر نامطلوب داشته باشد. در مقابل صدای مطلوب در بهبود بیماران تاثیر مطلوب دارد.
رابطه بین سروصدا و سرطان:
براساس تازه ترین مطالعات انجام شده توسط پژوهشگران فرانسوی ، بین سر و صدا و بیماری سرطان در انسان رابطه ای نزدیك وجود دارد.این مطالعات جدید و نتایج حاصل از آن در آخرین شماره مجله فرانسوی(پاری ماچ) درج شده است.در آنجا آمده است:سروصدای شدید و تكرار آن باعث تضعیف عمومی مصونیت بدن انسان و در نتیجه تضعیف مقاومت وی در مقابل بیماریهای خطرناك می شود. بر اساس این مطالعات ، سروصدای زیاد بر ساختار هورمونهای بدن انسان تأثیر منفی می گذارد و باعث اخلال در كار آنها و سپس سرطان هورمون می شود.
صدای نامطلوب
مواردی که درطراحی ساخت بیمارستان ها می تواند از ایجاد صدای نامطلوب دربخش های بستری داخلی / جراحی جلوگیری کند به شرح زیر است:
- محل استقرارساختمان بیمارستان.
- پوسته خارجی ساختمان بیمارستان.
- سیستم های سرمایش و گرمایش و تخلیه هوا در بخش های بستری.
- صدای ناشی از پخش موسیقی، رادیو و تلویزیون در اتاق های چند تختخوابی .
- صدای ناشی سیستم بهداشتی دربخش بستری.
- محل سرویس های بهداشتی دربخش بستری.
- فضایی که عملکرد داخل آن باعث تولید صدا می شود.
- انعکاس صدا و مصالح تازک کاری مناسب.
- مقررات سیستم مدیریت پرستاری در جلوگیری از صدای مزاحم در بخش.
رنگ سفید: رنگ سفید متظاهر کننده احساسات نبوغ و استعدادهای بالقوه فرد بوده و رنگی است که نبوغ و توانایی های فرد را تقویت نموده و برای تمامی بنیه رنگها مناسب تشخیص داده می شود
.
رنگ سیاه: بسیاری از افراد از رنگ سیاه به عنوان رنگ درمان کننده استفاده می کنند. این رنگ در زمانی که فرد دچار مشکلات روحی شده و بسیار آشفته حال است، می تواند حالت آرامش بخش و حفاظت کننده را ایفا کند.
رنگ قرمز یا سرخ: به طور خلاصه رنگ قرمز، باعث می شود که حرارت و دمای بدن انسان بیشتر شود و گردش خون و جریان آن را سریعتر می سازد و برای افرادی که دارای فشار خون پایینی هستند مفید می باشد.
رنگ نارنجی: اعضای مختلفی از بدن از جمله طحال، غده پانکراس، معده، روده ها و کلیه ها از این رنگ متاثر هستند. ناراحتی و افسردگی های شدید نیز می توانند به وسیله رنگ نارنجی درمان شوند. برای رفع ناراحتیهای گذرا در سیستم گوارشی نیز استفاده از رنگ نارنجی مفید می باشد.
رنگ زرد: سیستم عصبی، معده، روده ها، کلیه ها و تمامی جهاز هاضمه تحت تاثیر این رنگ قرار دارند. و اگر ناراحتی در آنها ایجاد شود به وسیله رنگ زرد می توان آن را درمان نمود. رنگ زرد و زرد طلایی هم واکنشهای فرد را در رابطه با زندگی و هم تصورات خوش بینانه در انسان را تقویت می بخشد.
رنگ سبز: مهمترین نقطه ای که از رنگ سبز متاثر می گردد، چاکرای قلب است. این حالت باعث می گردد که ناراحتی های قلبی، فشار خون زیاد و یا کم، سردردهای ناموزون و ناهماهنگ میگرن، بی حالی و سستی در بدن و هم چنین رنگ پریدگی از طریق رنگ سبز درمان می شود.
رنگ آبی: رنگ آبی باعث می شود که فشار خون بالا کاهش یابد و در رفع ناراحتی ها و بیماریهای گلو و حنجره نیز مفید واقع می شود. استفاده از رنگ آبی در درمان بیماریهای مربوط به آسم، آبله مرغان، زردی و یرقان رماتیسم و بیماریهای شایع کودکان بیسار مفید بوده و حتی مانع از بروز بیماری می شود از طرفی این رنگ منجر به افزایش قدرت پیش بینی می شود و حدس را در افراد افزایش می دهد و از این جهت رنگ آبی مناسب ترین رنگ برشمرده می شود.
رنگ لاجوردی: این رنگ در رفع بیماریهای روحی و فیزیکی بسیار مفید می باشد.نیروی خالی این رنگ به خوبی خون را تمیز کرده و شستشو می دهد. از این جهت بسیاری از توکسینها (سمومی که به وسیله میکروبها تولید می شوند) از طریق این رنگ از بدن و گردش خون خارج می شوند و این رنگ تعادل و توازن لازم را در میان دو نیم کره مغز ایجاد کرده و تاثیرات مثبتی می گذارد.
رنگ کبود: رنگ کبود بسی متفاوت تر از سایر رنگها، بخش اسکلت و استخوان بندی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد. از لحاظ دیگر باعث میشود که توکسینهای موجود در بدن از بین بروند و تاثیرات شگرفی در سیستم فیزیکی و روحی بدن دارد. این رنگ از طرفی حالت گندزدایی و یا آنتی سپتیک را دارد.
رنگ سرمه ای روشن: این رنگ که از دو رنگ آبی و سبز ایجاد می شود، بهترین انرژی را در رفع بحران ها و ناراحتی های روحی دارد. این رنگ روح نشاط و فعالیت را به انسان بخشیده و میکروبها را از بدن و حتی توکسینها را نیز دفع می نماید. این رنگ در حفظ سلامتی پوست بیمار مفید است و در رفع خستگی های جسمانی و ناراحتی های مربوط به گوش نیز بسیار مفید می باشد.
رنگ افلاطونی (کبود روشن): این رنگ دارای انرژی بسیار نیرومندی می باشد و استفاده زیاد و افراطی از آن باعث می گردد که فرد دچار ناراحتی های روحی و روانی شود این رنگ به واسطه داشتن تُن زیادی از رنگ و قرمز موجبات سر درد، ناراحتیهای میگرنی و واکنش های عصبی را فراهم می آورد. اما با تمام این خصوصیات در درمان بیماریهای سرطانی و کوچک کردن و مانع شدن از رشد تومورها، بسیار مفید واقع می گردد و از طرفی تب شدید را دفع می کند.
رنگ نقره ای: این رنگ در درمان بیماریهایی که ریشه متافیزیکی دارند، استفاده از انرژی رنگ نقره ای بسیار شایسته خواهد بود. از طرفی انرژی این رنگ قدرت نبوغ، خلاقیت و تفکر را در انسان افزایش می دهد.
رنگ قهوه ای: این رنگ فرد را از بسیاری از جهات و مخصوصا از حیث ذهنی و احساسی تحت تاثیر قرار می دهد. این رنگ بواسطه داشتن انرژی خاص خود باعث می شود که انسان تحت تاثیر آن قرار گرفته و فردی اجتماعی شود و بینش و رفتار فرد را در قبال جامعه متعادل می نماید.
لوازم دكوراسيوني و كاربردي:
در اتاق انتظار يك مطب و يا مركز درماني به طور قطع تعدادي صندلي و چند ميز براي همراهان و خود بيماران لازم است كه راحت تر بودن اين صندلي ها براي نشستن حتي طولاني مدت، به صبوري در انتظار كمك مي كند. بنابراين براي چنين محيط هايي صندلي ها و يا مبلمان هايي مناسب هستند كه ارتفاع سطح نشيمنگاه تا زمين زياد نباشد. هر چه اين ميزان در محدوده استاندارد خود كمتر باشد، فرد به هنگام نشستن احساس راحتي بيشتري مي كند.
▪نكته : به جاي پارچه براي روكش صندلي ها و يا مبلمان، چرم هاي مصنوع براي اين منظور انتخاب كنيد تا شست وشو و ضدعفوني آن امكان پذير بوده و آلودگيها به راحتي تميز شوندرنگ پوشش ها:هنگامي كه در مورد رنگ يك فضا بحث مي كنيم، تنها به رنگ سطوح ثابت آن مكان يعني ديوارها، درها و كف محدود نمي شود بلكه پالت رنگي يك محيط تمام رنگ هاي به كار رفته در لوازم و سطوح را در بر مي گيرد لذا براي انتخاب لوازم دكوراسيوني و كاربردي، علاوه بر موارد لازم جهت در نظر گرفتن نوع كاربرد آنها، به زيبايي ظاهري و رنگ شان نيز توجه كنيد زيرا همان طور كه ميدانيد رنگ تاثير مستقيمي بر روي روحيه افراد مي گذارد. بنابراين در چنين مكان هاي ياز رنگ هاي شاد، ملايم و آرام بخش استفاده كرده و از به كار بردن رنگ هاي افسرده كننده و حتي تند صرف نظر كنيد به عنوان مثال بهترين انتخاب براي پالت رنگي محيط هاي درماني رنگ هاي سبز، سبزآبي، آبي كم رنگ، آبي سبز، صورتي كمرنگ، گلبهي، كرم، ليمويي و يا تلفيقي از آنها با هم است ولي برعكس كاربرد رنگ هاي بنفش، خاكستري، قهوه اي،مشكي و مانند اينها هرگز توصيه نمي شود.
عناصر تزئيني:
با كاربردعناصر صرفا تزئيني و دكوراسيوني مانند تابلوها، گل و گياه طبيعي و يا حتي مصنوعي وشمعدان فضايي ايجاد شده و به همين طريق كمي از اضطراب و ناراحتي بيمار مي توان
كاسته و آرامشي هر چند موقتي را در او پديد آورد
لوازم سرگرم كننده: مراجعين يك مطب پزشك و يا يك مركز درماني مي بايست مدت زماني كه معمولا چندان هم
كوتاه نيست را براي مراجعه به انتظار سپري كنند. گذشت اين مدت زمان هنگامي قابل
تحمل تر مي شود كه افراد به كاري سرگرم باشند. به عنوان مثال تماشاي برنامه هاي
تلويزيوني كه بر روي ديوار نصب شده و يا در گوشه اي قرار گرفته يا گوش دادن به
موسيقي متن ملايم و آرامبخش و يا راديو و همچنين حل جدول و مطالعه مجله و ياروزنامه مي تواند از جمله اين سرگرمي ها باشد.
نقش فضای سبز در محیطهای درمانی
انسان و فضای سبز:
فضای سبز در محیط های درمانی از جمله اساسی ترین عوامل طراحی به شمار می رود و سلامت انسان با آن ارتباطی مستقیم دارد، لذا باید نیاز انسان به فضای سبز در محیط های درمانی به عنوان مهمترین عامل اکوسیستم، در نظر داشت.
چرا که نقش گیاهان به ویژه درختان، در پالایش و کاستن آلودگی های گوناگون هوا،صدا،نور و ... و زیبا سازی محیط زیست بسیار قابل توجه است .
علاوه بر آن درختان و درختچه ها با اشکال و رنگها و بافتهای گو ناگون خود تاثیر بر روح و روان انسانها گذاشته و فشارهای روحی و امراض جسمی و روحی بیماران را کاهش می دهد .
امروزه ثابت شده است كه بعضي درختان با ترشح ماده اي به نام فيتونسيد ايجاد يك حالت آرامش و خلسه در انسان مي كنند، بنابراين فضاي سبز در ايجاد تعادل عصبي انسان نقش عمده اي ايفا مي كند.
اثرات مطلوب فضای سبزدر محیط های درمانی
اثرات اکولوژیک:
۱) جذب پرتوها
۲) جذب گرد و غبار
۳) تولید اكسیژن
۴) تولید فیتونسید
۵) تعدیل آب و هوا
۶) موثر در كاهش آلودگی صدا
اثرات اجتماعی و روانی:
1) ایجاد آرامش و نشاط
۲) کم کردن استرس و اضطراب
۳) کاهش افسردگی
۴) بهبود بیماریهای روانی
عنوان تحقیق:
فضای سبز و تاثیر آن در بهبود کیفیت فضاهای درمانی
سوال اصلی: در فضاهای درمانی که بعضاً به خاطر کمبود زمین در مکان های پر سر و صدا ساخته می شود تاثیرات روانی فضای سبز در محیط چگونه است؟
فرضیه: تاثیر روانی فضای سبز در محیط های درمانی
فضای سبز تامین آسایش، آرامش، امنیت روحی و ایجاد انگیزه استفاده کنندگان را افزایش می دهد در محدوده فضای سبز، تراکم و عمق و ارتفاع گیاهان و درختان ، محیطی امن و آرامش بخش به وجود می آورد. زیباسازی و محوطه سازی فضای آموزشی می تواند کشمکش و جاذبه خاصی را در یک فضای سبز به وجود آورد. این موضوع تاثیثر فضای سبز را در تامین آسایش، آرامش، امنیت روحی، ایجاد انگیزه و الهامات فکری و هنری استفاده کنندگان چندین برابر افزایش می دهد.
فضای سبز و به ویژه رنگ سبز یا تغییرات فصلی آن دارای اثرات روانی بسیار موثری است.
و یکی از نظریاتی که در این فرضیه مد نظر قرار گرفت، نظریه اجرولریخ بود. که فضای سبز می تواند در بیماران آرامش و شادابی ایجاد کند.
عنوان تحقیق:
فضای سبز و تاثیر آن در بهبود کیفیت فضاهای درمانی
سوال اصلی: در فضاهای درمانی که بعضاً به خاطر کمبود زمین در مکان های پر سر و صدا ساخته می شود تاثیرات روانی فضای سبز در محیط چگونه است؟
فرضیه: تاثیر روانی فضای سبز در محیط های درمانی
فضای سبز تامین آسایش، آرامش، امنیت روحی و ایجاد انگیزه استفاده کنندگان را افزایش می دهد در محدوده فضای سبز، تراکم و عمق و ارتفاع گیاهان و درختان ، محیطی امن و آرامش بخش به وجود می آورد. زیباسازی و محوطه سازی فضای آموزشی می تواند کشمکش و جاذبه خاصی را در یک فضای سبز به وجود آورد. این موضوع تاثیثر فضای سبز را در تامین آسایش، آرامش، امنیت روحی، ایجاد انگیزه و الهامات فکری و هنری استفاده کنندگان چندین برابر افزایش می دهد.
فضای سبز و به ویژه رنگ سبز یا تغییرات فصلی آن دارای اثرات روانی بسیار موثری است.
و یکی از نظریاتی که در این فرضیه مد نظر قرار گرفت، نظریه اجرولریخ بود. که فضای سبز می تواند در بیماران آرامش و شادابی ایجاد کند.
ارتباط با طبیعت موجب کاهش فشار عصبی و بهبود سلامت روحی و جسمی بیماران و مربیان می شود. وجود مسیرهای مارپیچی در محیط و راه هایی که دارای نوعی ابهام باشند و حس کنجکاوی را در دانش آموزان بر می انگیزند، بسیار شادی بخش هستند، زیرا موجبات تحرک و حس آموختنی و یافتن بیشتر می شود.
نتیجه: فضای سبز هر منطقه ریه های تنفس آن مکان به شمار می روند. گیاهان بر چهار عنصر اصلی اقلیم که بر آسایش انسان نیز موثرند، کنترل دارند مهمترین اثرات فضای سبز در فضاهای آموزشی، از نظر تعدیل دما، افزایش رطوبت نسبی و تلطیف هوا است.
عنوان تحقیق:
نورپردازی و اثرات آن بر روحیه بیماران
سوال اصلی: نقش نور در فضاهای درمانی چگونه از نظر روانی تامین کننده نیازهای افراد است؟
فرضیه: اثرات نور پردازی بر رویحه بیماران
از نظر روانشناسی نورپردازی خوب نیازهای انسان را برآورده ، خاطر او را آسوده ساخته و احساس آسایش و امنیت ایجاد کرده و با پس زمینه فضا تناسب یافته و به بافت، رنگ و شکل (فرم) اثاثیه جلوه ای زیبا می دهد. برخلاف این حالت، نورپردازی ناصحیح می تواند محل را آکنده از جوی ناراحت کننده یا ساکنان آن محل را عصبی، نگران و مضطرب سازد، نور کم و حساب نشده باعث سردرد، خستگی چشم، اضطراب می شود.
مطالعات دانشمندان نشان می دهد که نرسیدن نور کافی می تواند در جذب کلسیم در بدن مداخله و به شکننده شدن استخوان ها کمک کند. تحقیقات نشان می دهد که 6 درصد از مردمی که در مناطق شمالی کره خاکی زندگی می کنند از نور خورشید به میزان کافی و طولانی مدت بهره مند نیستند
از ناراحتی های روحی شبیه به افسردگی رنج می برند. دانشمندان ثابت کرده اند تغییرات تابش نور که در نتیجه تغییرات فصلی به وجود می آیند نیز بر روحیه افراد تاثیر می گذارند، آن ها بر این عقیده اند که قرار گرفتن در معرض نور خورشید از تولد هورمون ملاتونین (Melatonin) در خون جلوگیری به عمل می آورد و به همین جهت است که افرادی به سندرم افسردگی فصلی یا همان Leffectire disorder seasonal مبتلا هستند.
نتیجه: نورپردازی صحیح و مناسب علاوه بر زیبایی ساختمان ها به خصوص ساختمان های درمانی و اداری اثرات مطلوبی بر روحیه افراد داشته و باعث می شود افراد با روحیه شاداب تر و بدون اضطراب فعالیت نمایند.
عنوان :
ارزیابی مقدماتی طراحی بیمارستان به جهت بهینه سازی از جنبه های زیست محیطی
سوال اصلی : با چه روشهایی می توان به بهینه سازی آسایش محیطی در ساختمان بیمارستان پرداخت؟
فرضیه : به جهت تجزیه و تحلیل مطالعات در رابطه با آسایش زیست محیطی چهار جنبه از آسایش در نظر گرفته شد : حرارتی ، صوتی ، نورپردازی و کاربردی
روش تحقیق : کاربردی
نتیجه : بهینه سازی این چند معیار می تواند به عنوان ابزار طراحی در روند طراحی به کار گرفته شود و از آنجا که بیشینه سازی از جنبه های مختلف به طور همزمان غیر ممکن می باشد اما می تواند به کشف راه حل منجر شود .
عنوان : سهم رنگ در wayfindingافراد در محیط های درمانی
سوال اصلی : چگونگی تأثیر استفاده از رنگ های متفاوت در هویت بخشی به فضا
فرضیه : اثر بخشی رنگ ها در یاد آوری فضا در چهار روند 1- آشنایی با سایت
2- با کمک دستگاه 3- توصیف شفاهی مسیر 4- به یاد آوردن محل صحیح قرارگیری رنگ ها
روش تحقیق : بنیادی
بررسي تأثير رنگ آميزي با رنگ نانو سيلور بر كاهش سطح آلودگي
قارچي در بيمارستان كامكار قم، سال 1386
محمد عزيزيفر٭ دكتر كاظم ندافي٭٭ دكتر حسين جباري٭٭٭ عليرضا اميدي اسكويي٭٭٭٭
٭ كارشناس ارشد گروه مهندسي بهداشت محيط، دانشگاه علوم پزشكي قم
٭٭ دانشيار گروه مهندسي بهداشت محيط، دانشگاه علوم پزشكي تهران
٭٭٭ استاديار بيماريهاي عفوني، مركز تحقيقات محيط زيست دانشگاه علوم پزشكي تهران
٭٭٭٭ مربي گروه مهندسي بهداشت محيط، دانشگاه علوم پزشكي قم
چكيده:
زمينه و هدف:
فضاهاي سربسته از جمله بيمارستان ها مي توانند آكنده از آلو دگيهاي قارچي باشند، اين آلودگي ها يك عامل بالقوه بيماري براي بيماران بستري در بخش ها است . رنگ هاي با پايه نانو سيلور يكي از فن آوري ها نويني است كه خاصيت ضد ميكروبي و ضد قارچي از خود نشان داده و در اين مطالعه اين اثربررسي شده است.
علل و روند ایجاد و توسعه روان شناسی محیطی
(مسکن)
یک خانه الزاما یک کاشانه نیست.
خانه (سکو نتگاه) یک ساختار فیزیکی است.
کاشانه مجموعه غنی از معانی فرهنگی ، جمعیتی و روانی در حال تکامل است که ما به
ساختار فیزیکی متصل می کنیم.این ماهیت حقیقی یک کاشانه است-آن یک مکان صلح است ، سر پناه نه فقط در برابر سختی ها ، بلکه در مقابل ترس ، شک و جدایی.اگر چنین نباشد یک کاشانه نیست.....بلکه فقط بخشی از جهان خارج است که شما بر بالایش سقف زده اید.
پناهگاه : (( ما را با خلوت خصوصی امنیت ایمنی و حفاظت در برابر سختی های زندگی بیرونی احاطه کرده است.))
نظم: ((موقعیت خود را در جهان پیدا می کنیم))
هویت
همبستگی
گرما
مناسب بودن فیزیکی
مسلماً سلیقه و خوشنودی ، بعضا بستگی به شخص ساکن دارد.
تاثیرات اجتماعی:
فضاهای خارجی(باغ و پاسیو و...) فضای سبز در مجاورت محله مهمترین عامل رضایت در بین همسایه بوده است
فضاهای داخلی(اندازه ، ترتیب اتاق ها ، رنگ و..) در کشور ژاپن به این نتیجه رسیدند که : رنگهایی که بیشتر اشباع بودند به عنوان رنگهای بهتر، زیباتر و راحتتر ارزشیابی شدند و میزان روشنایی بستگی به آن داشت که در اتاق چه مقدار فعالیت صورت می گیرد
سبک معماری(خانه دهقانی ، مستعمراتی و..) اغلب افراد خانه هایی را انتخاب می کنند که منعکس کننده گذشته فامیلی و فرهنگی آن ها باشد.
فرم ساختمان (تک واحدی ، آپارتمان و...) اکثرا تک واحدی رضایت بیشتر
تنش و آسایش در سکونتگاه
سازگار شدن با سکونتگاه جدید:برای افراد مسن و دانشجویان تطبیق همیشه امری ساده نیست.
تراکم زیاد:باعث تنش و بیماری روانی می شود.رشد ذهنی کودک کندتر می شود.اگر ساکنان از حمایت اجتماعی بر خوردار باشند بعضی ازآثار منفی کاهش می یابد.
جنایت و ترس:درساختمان کوتاه ترس بیشتری مشاهده گردید.
فرم خانه و ناکارایی انسان:بسیاری از تحقیقات نشان داده که زندگی در آپارتمان برای رشد کودکان و ترقی و کامیابی بزرگسالان مکان مناسبی نمی باشد.
جابجایی از سکونتگاه:جابجایی اجباری ویا اختیاری است.افراد فقیر ویا مسن که جابجایی آن هااغلب اجباری است غالبا بعد از نقل مکان دچار تنش می شوند.
طرح محیط سکونتگاه
کاشانه برای خانواده تک والد: مهد کودک نزدیک سایت ، آشپزخانه باز ، جدایی قسمت کودکان از قسمت والد ، نزدیکی به وسایل حمل و نقل عمومی ،فضای بازی در داخل و خارج خانه
از بلوک های ساختمانی تا کاشانه
در دوره مادها سیستم حکومتی شاهنشاهی بوده و شاهان شهرهای کوچک زیر دست پادشاه بودند.
سیستم حکومتی در این دوره شبیه فدرالی است ( حکومت کوچک ) که هر کدام از ایالات مستقل هستند .
اوراتوها در سنگ تراشی و نقش برجسته ها بيشتر از آشوريها و در فضاهای معماری بيشتر از هخامنشيان تاثير گرفته اند.
ـ اولين دولت متمرکز به ؟ مادها بودند شهرها بر اساس يک الگوی خاصی ساخته شده مثل هگمتانه.
ـ تپه نوشيجان در نزديکی ملاير تاثير از مرکز ايران ـ احتمالاً کاربرد عبادی داشته اند و نور آنها به صورت روزنه ای تامين می شده است.
ايران سيستم شان خورشيدی ولی بابلی ها قمری بودند.
- از دلایل موفقیت کوروش:
احترام به عقاید و سیستم های داخلی جاهایی که تصرف می کرد ، احترام می گذاشت و به خدایان مردم احترام می گذاشت . به این ترتیب وقتی به بابل می رسد آنجا را بدون جنگ و خونریزی فتح می کند .
از دیگر اقدامات کوروش
ایجاد سیستم نظامی منظم بود که بعد ها داریوش آن ارتش را تکمیل می کند .
نمونه های معماری به جا مانده ، ارتش منظم ثابت ( سربازان جاویدان ) در شوش و در تخت جمشید باقی ماند ( ردیف های منظم سربازان که پارسی یا مادی بودند )
این روند تا زمان دارویوش ادامه می یابد .
تامین امنیت راه ها برای دولت مهم بود . بزرگ بودن حکومت باعث رونق تجارت می شود .
مثلا ظروفی که درلیبی تولید شده در ایران یافت می شد ....
رشد بازرگانی ، رشد ، تولید ، امنیت ، استفاده از تجارب ملل مختلف ، رشد اقتصادی ، ثروت عمومی دولت هخامنشی را زیاد می کند .
از نظر مذهبی در این دوره چون دین های مختلفی وجود داشته نماد دینی کم رنگ شد زیرا ادیان به هم احترام می گذاشتند ولی بعدها این آزادی کم می شود.
- داریوش در مناطق متصرفه خود غیر بومی ها را جایگزین می کرد که این موضوع باعث نارضایتی عمومی می شد به دلیل از بین رفتن کوروش شورش هایی به وجود می آید .
داریوش شورش ها را سرکوب می کند ، این شورش ها باعث نارضایتی داخلی و عدم انسجام شد.
- از دیگر اقدامات داریوش این بود که وابستگی نیروهای داخلی را به سیستم عشایری کم می کند و نظام و ارتش منظم و ثابت ایجاد می کند
- به سیستم اداری و دیوانی نظم می بخشد و از سیسم با بلی ها در بین النهرین و کشورهای متصرف مثل مصر استفاده می کند مثل سیستم نامه رسانی ، حسابداری و... که هم نیازمند نظم بود .
- ارتباط سریع برای رساندن پیام ها علت ایجاد جاده شاهی شد .
بین راهها ایستگاه هایی را ایجاد کردند از لیبی تا بلخ و باکتریا ، تا روند سند تا رود سیحون و جیحون که در این صورت نیازمند به مسیرهایی بود که خود مبنای تشکیل کاروانسراها شد .
مقایسه تحت جمشید با بنای آکروپلیس یونان
شباهت : هردو برروی سکوقرار دارند . ازلحاظ مصالح سنگی اند . تکنیک های ساخت شبیه به هم دارند بنای آکروپلیس نظم دارد اما نظم کلی حاکم نیست . همچنین در بنا حضور بنا مهم تر است .
بنایی برون گراست در اکروپلیس بیشتر به نماها و فضاهای بیرونی توجه شده اما در تحت جمشید به داخل بنا بیشتر توجه شده است .
بجز آپادانا که برونگر است .
مقایسه حکومت روم با ایران در زمان هخامنشیان
سیستم حکومت رومی ها نظامی گری و ارتش آنها منظم بوده .
در تخت جمشید از زندگی نظامی - اشرافی است .
تلار صدستون مربوط به سربازان است . در آپادانا مردم با شاه دیدار می کردند.
آپادانا :
هم در شوش و هم در تخت جمشید وجود دارد . هر دو سنگی اند ولی در تخت جمشید سنگ بیشتری مورد استفاده قرار گرفت . ولی در شوش کمتر.
پاسارگاد گونه اولیه باغ منظم می باشد .
اما یونانی ها به صورت نامنظم باغ ایجاد می کردند.
در پاسارگاد آثار چوب های سنگی وجود دارد . باغ پاسارگاد گونه اولیه باغ های منظم می باشد ( چهار باغ) شاخصه آن محورهای اصلی باغ که 1 یا 2 جریان مسیر آب در آن وجود دارد . ورودی محورهای اصلی کوشک یا کاخ است که به هر 3 طرف یا 4 طرف باز است . پاسارگاد برون گراست.
تخت جمشید فقط از طریق کاخ آپادانا برونگراست .
در بین النهرین باغ ها به صورت طبقه ای بوده ( مطبق ) که بعدا در تخت جمشید از آن باغ ها استفاده می شد . در تخت جمشید بنا در دامنه کوه واقع شد ، زمین تحت سیستم آبیاری بوده در زیر تخت جمشید بنا در دامنه کوه واقع شد ، زمین تحت سیستم آبیاری بوده ، در زیر تخت جمشید یک شهر وجود داشت . در اطراف تخت جمشید باغ بوده و در درون آنها کاخ ایجاد شده است .
استفاده از سنگ های پاکتراش به تقلید از اورا رتورها و آرایشسه ستون ها به چشم می خورد . ترکیبی که هم سنگ و هم خشت داشته باشد تا قبل از بنای تخت جمشید وجود نداشت .
در درگاه های و ستون ها ( بخش های اصلی ) از سنگ استفاده می شده و در قسمت های جدا کننده از خشت استفاده می شد . دیوارها و جداره بین دیوارها فاصله است .
فاصله بین دیوارها ( دیواردوجداره )
1-به لحاظ استحکام بنا می باشد .
2- به لحاظ امنیت در مقابل حمله دشمن
3- نوعی عایق در برابر گرما.
در تخت جمشید کانسپت کلی معماری ، ایرانی است ولی در تزئینات از معماری های دیگر استفاده شده است . ستون ها به تقلید از یونانی ها و سردها به تقلید از مصریها . معماری آن متاثر از معماری آشور است . ولی چون مادها میراث دار آشوریان هستند نیز تاثیرگذار بودند .
در تخت جمشید نقش با عملکرد فضاها ارتباط دارد . فضای مرکزی قسمت های مختلف بنا را به هم متصل می کند .
مشخصات شیوه پارسی (( معماری ))
1- استفاده از سنگ بریده ، منظم و پاکتراش و گاها صیقلی و تهیه بهترین مصالح ازلحاظ مرغوبیت رنگ و دوام از هر جا که مسیر بوده است .
2- آماده کردن پی از سنگ ریزه
3- نهادن ستون ها در حداکثر فاصله ممکن و تا ارتفاع بسیار چشم گیر و آرایش سرستون ها با جزئیاتی که برای بردن بارسقف چوبی کاملا متناسب و منطقی باشد
4- پوشش با شاه تیر، تیرچه چوبی تخت بریده و درودگری شده .
5- آرایش دیوارهای اطراف پلکان های کوتاه با نقش های برجسته و کنگره های زیبا و متناسب
6- ساختن دیوارهای جدا کننده با خشت خام و آرایش داخلی و خارجی آن با رنگ کاشی لعابدار .
7- پرداختن فرش کف با بهترین مصالحی که در آن روزگار بوده است .
8- تعبیه سایبان و آفتابگیرمنطقی و ضروری برای ساختمان ها .
پس از فروپاشی هخامنشیان به وسیله اسکندر ایران بین سرداران یونانی و مقدونی تقسیم شد .
قسمتی از ایران در دوره هخامنشیان بوسیله سلوکیان اداره می شد . سلوکیان فرماندهان نظامی اسکندر بودند . اسکندر غیر یونانی بود ولی سران لشگر تاثیر فرهنگی و هنری خود را از یونانیان گرفتند. و تعدادی از یونانیان در ایران ساکن شدند. به لحاظ هنری خیلی از آثار بدست آمده و تاثیر هنر یونانی را برایران نشان می دهد .
تاقبل از سلوکیان نوع طراحی انتزاعی بوده ولی در دوره سلوکیان تاثیر هنر یونانی وجود دارد. ( تا اواخر دوره اشکانی حتی در ساسانی )
مجسمه های یونانی تقلید از طبیعت داشته ولی نقوش برجسته های تخت جمشید حالت انتزاعی داشت .
در هنر روم واقعیت گرایی دنیایی وجود دارد ولی هنر یونان ایدالیست است یعنی حالت نمادین و تجلی اش در جسم انسانی است .
تخت جمشيد بيشترين اثر خود را از آشور گرفته است.
اقوام ما قبل ورود آريايی 1- لولوبی
2- گوتی 1- دارای تمدن بودند
3- کاسپی 2- دارای تشخصی بودند (شکست دادن دولت آشور توسط کاسپی ها)
ريشه های معماری تخت جمشيد از کجا آمده است 1- معماری از ؟ 2- تمدن بين النهرين (ادامه در ايلام)
1- ايران فرهنگی کجاست؟
2- از شمال غربی به کجا می رسد؟ کوه های قفقاز و آناتولی
به لحاظ فرهنگی 1- قبل از ورود آريايی ها فرهنگ هايی وجود داشته دارای دو حوزه
شرق ايران ـ کرمان، جيرفت
مرکز ايران به صورت مستقل ـ لرستان
غرب ايران ـ بين النهرين
اورارتوها محدوده آن ها از درياچة وان تا شمال درياچه اروميه بوده است.
سردرهای 3 گانة که حجاری سنگی است هم در آثار اورارتو ها موجود است هم در مادها و هم هخامنشی ها وجود دارد.
شيوة سکو سازی از شاخصه های معماری اورارتویی است. (ساختن در ارتفاع)
اولين شهرها که با شاخصه های خاصی ساخته می شوند نشان می دهد که يک تفکر بوجود آمده که شهر را بر مبنای آن بسازد. تپه نوشيجان
نکته: شباهت و تفاوت معماری تخت جمشيد و معابر يونانی 1- هر دو سنگی
2- هر دو رو سنگ ساخته می شوند
3- ترئينات در سر ستون ها و غيره
4 - تناسبات متفاوت
5- کانيت اصلی متفاوت (در تخت جمشيد اهميت دارد)
6- در پاسارگارد يک ايوان و تالار ستون دار وجود دارد ولی در يونان ايوان وجود ندارد و بصورت رواق است.
7- نظم در اکروپويس يونان در جز است ولی در کل نيست ولی در تخت جمشيد هم در کل و هم در جز وجود دارد. و در چهار طرف کاخ 4 اتاق که شبيه کاخ نوشيجان است وجود دارد.